English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
self analysis تجزیه وتحلیل خویشتن
Other Matches
self analytical تجزه وتحلیل کننده خویشتن خود شناس
break down <idiom> تجزیه وتحلیل
lipolysis تجزیه وتحلیل چربی
analytics علم تجزیه وتحلیل
SAS سیستم تجزیه وتحلیل اماری
histoloysis تجزیه وتحلیل بافتهای بدن
chromatolysis تجزیه وتحلیل مواد رنگی سلول
system analysis روش تجزیه وتحلیل جریان کار
psychanalyze بوسیله تجزیه وتحلیل روانی معالجه کردن
effectiveness clock دایره کارامدی پدافند هوایی دایرهای که نتایج تجزیه وتحلیل میزان کفایت پدافندهوایی را نشان میدهد
biologism اشتغال بمطالعه حیات وتجزیه وتحلیل موجودات زنده
selfhood خویشتن
self خویشتن
self advancement جلوبری خویشتن
self acceptance خویشتن پذیری
restrained خویشتن دارانه
self justification توجیه خویشتن
self mutilation جرح خویشتن
self worship پرستش خویشتن
self perception ادراک خویشتن
self-denial انکار خویشتن
self recrimination ملامت خویشتن
self image خویشتن شناسی
self observation خویشتن نگری
self scrutiny درون خویشتن بینی
introspectionist خویشتن نگری است
self examination درون خویشتن بینی
defendance need نیاز خویشتن پایی
continence خویشتن داری پرهیزگاری
self appointed منصوب شده بوسیله خویشتن
self-appointed منصوب شده بوسیله خویشتن
self awareness اگاهی از خود خویشتن شناسی
there is nothing like leather هر که نقش خویشتن بیند دراب
self accusation عمل تهمت زدن به خویشتن
self administered اداره شونده بوسیله خویشتن
introverts شخصی که متوجه بباطن خود است خویشتن گرای
introvert شخصی که متوجه بباطن خود است خویشتن گرای
self insurance بیمه شدگی توسط خویشتن بیمه شدن پیش خود
analysis staff ستاد تجزیه و تحلیل کننده گروه تجزیه و تحلیل کننده
spectrophotometry اسپکتروفتومتر [در این روش با تجزیه رنگ ها و مقایسه آن نمونه های مرجع، نوع رنگینه بکار رفته مشخص می شود. این روش خصوصا در تجزیه رنگ های فرش های قدیمی و شناخت رنگینه های آن مورد استفاده قرار می گیرد.]
crater analysis تجزیه و تحلیل قیف انفجار تجزیه و تحلیل قیف حاصله از انفجار گلوله ها
dissection تجزیه
cracking تجزیه
analyzer تجزیه گر
break down تجزیه
break up تجزیه
dissociation تجزیه
sequestration تجزیه
dialysis تجزیه
decoupling تجزیه
disintegration تجزیه
anatomy تجزیه
anatomies تجزیه
separations تجزیه
parsing تجزیه
separation تجزیه
segregation تجزیه
severance تجزیه
decomposition تجزیه
separates تجزیه
break تجزیه
breaks تجزیه
analysis تجزیه
resolution تجزیه
resolutions تجزیه
catalysis تجزیه
decays تجزیه
separated تجزیه
separate تجزیه
dissolution تجزیه
shake down تجزیه
decaying تجزیه
decayed تجزیه
decay تجزیه
osmose نفوذ کردن در بوسیله تراوش تجزیه کردن بوسیله نفوذ تجزیه کردن
frequency analysis تجزیه هارمونی ها
frequency analysis تجزیه فرکانس
determine تجزیه کردن
fractionating column ستون تجزیه
elution analysis تجزیه شویشی
fibrinolysis تجزیه فیبرین
elemental analysis تجزیه عنصری
enquire into تجزیه کردن
check تجزیه کردن
gas analysis تجزیه گاز
evaluate تجزیه کردن
indiscerptibility تجزیه ناپذیری
image resolution تجزیه تصویر
hydrolyze تجزیه شدن
hydrolysis تجزیه بوسیله اب
homolysis تجزیه شیمیایی
gravimetrical analysis تجزیه وزنی
bolt [examine] تجزیه کردن
gravimetric analysis تجزیه وزنی
gasometry تجزیه گازی
examine تجزیه کردن
resolvable تجزیه شدنی
disintegrable تجزیه پذیر
dispersion of light تجزیه نور
disembody تجزیه کردن
disassemble تجزیه کردن
dialyze تجزیه شدن
microconsumer تجزیه کننده
microcomoser تجزیه کننده
survey تجزیه کردن
scrutinize تجزیه کردن
explore تجزیه کردن
electron decay تجزیه الکترون
inspect تجزیه کردن
look into تجزیه کردن
electrolytic decomposition تجزیه الکترولیت
investigate تجزیه کردن
double decomposition تجزیه مضاعف
dissolvable تجزیه شدنی
dissoluble تجزیه پذیر
dissociative تجزیه کننده
decomposer تجزیه کننده
syllabicity تجزیه هجایی
prescind تجزیه کردن
physical analysis تجزیه فیزیکی
photodecomposition تجزیه نوری
parting of metals تجزیه فلزات
parser تجزیه کننده
volumetric analysis تجزیه حجمی
syllabi تجزیه هجائی
parse tree درخت تجزیه
proximate analysis تجزیه گروهی
ultimate analysis تجزیه نهایی
segregative تجزیه طلب
secessionism تجزیه طلبی
resolution of forces تجزیه نیروها
resoluble تجزیه شدنی
research and analysis تجزیه و تحلیل
thermal decomposition تجزیه گرمایی
quantitative analysis تجزیه کمی
qualitative analysis تجزیه چونی
qualitative analysis تجزیه کیفی
motion analysis تجزیه حرکت
market segmentation تجزیه بازار
job analysis تجزیه کار
ionization تجزیه اتمها
inverse segregation تجزیه وارونه
instrumental analysis تجزیه دستگاهی
inseparability تجزیه ناپذیری
infrangible تجزیه ناپذیر
analyse [British] تجزیه کردن
analyze [American] تجزیه کردن
assay تجزیه کردن
dissect [analyse] تجزیه کردن
irrefrangible غیرقابل تجزیه
spectrum analysis تجزیه طیف
stripping analysis تجزیه عریانساز
splitting a cause of action تجزیه دعوی
separatist تجزیه طلب
irresolvable تجزیه ناپذیر
separator دستگاه تجزیه
spectrum analysis تجزیه بیناب
study تجزیه کردن
dialyze تجزیه کردن
disintegrates تجزیه کردن
atomic تجزیه ناپذیر
secessionists تجزیه طلب
secessionist تجزیه طلب
decomposes تجزیه شدن
analysis تجزیه و تحلیل
decompose تجزیه کردن
decompose تجزیه شدن
analysis شی تجزیه شده
dismember تجزیه کردن
indissoluble تجزیه نا پذیر
isolation تجزیه جداسازی
acid decomposition تجزیه اسیدی
decomposes تجزیه کردن
decomposed تجزیه شده
electrolysis تجزیه الکتریکی
analytically از راه تجزیه
analytically بطور تجزیه
detachable قابل تجزیه
parsing تجزیه کردن
parses تجزیه کردن
parses تجزیه شدن
dismembered تجزیه کردن
disintegrating تجزیه کردن
disintegrating تجزیه شدن
disintegrates تجزیه شدن
disintegrate تجزیه کردن
disintegrate تجزیه شدن
liberating تجزیه کردن
liberates تجزیه کردن
dispersion تجزیه نور
dismembering تجزیه کردن
parting تقسیم تجزیه
parsed تجزیه شدن
partings تقسیم تجزیه
parsed تجزیه کردن
parse تجزیه شدن
parse تجزیه کردن
dismembers تجزیه کردن
liberate تجزیه کردن
capillarity analysis تجزیه مویینهای
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com