English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
glorified تجلیل یافته
Other Matches
celebrations تجلیل
magnifications تجلیل
magnification تجلیل
kudos تجلیل
glorification تجلیل
celebration تجلیل
homage تجلیل
homage تجلیل
exaltation تجلیل
aggrantizement تجلیل
celebrates تجلیل کردن
celebrate تجلیل کردن
glorifying تجلیل کردن
glorify تجلیل کردن
celebrating تجلیل کردن
exalts تجلیل کردن
ennoble تجلیل کردن
ennobles تجلیل کردن
ennobling تجلیل کردن
exalt تجلیل کردن
exalting تجلیل کردن
self exaltation تجلیل نفس
ennobled تجلیل کردن
glorifies تجلیل کردن
psycho analysis تجزیه و تجلیل روحی
glorifier تکریم و تجلیل کننده
self congratulatory وابسته به تجلیل نفس
self congratulation تعریف از خود تجلیل نفس
obsequy مجلس ترحیم یا تجلیل متوفی فرمانبرداری
structured programming برنامه نویسی ساختار یافته برنامه نویسی ساختاری برنامه نویسی ساخت یافته
findings یافته
finding یافته
allocated اختصاص یافته
porrect بسط یافته
endrgized انرژی یافته
deployed گسترش یافته
extended تمدید یافته
tuned وفق یافته
downfallen زوال یافته
due out خاتمه یافته
instinct with force نیرو یافته
full-fledged تکامل یافته
full fledged تکامل یافته
organized سازمان یافته
expanded بسط یافته
transferred انتقال یافته
instinct with life روح یافته
mature economy تکامل یافته
generalized تعمیم یافته
abroad گسترش یافته
past پایان یافته
linked پیوند یافته
awakened اگاهی یافته
nee تولد یافته
depauperate تقلیل یافته
waney کاهش یافته
wany کاهش یافته
appointed <adj.> <past-p.> گسترش یافته
transmissive انتقال یافته
nascent پیدایش یافته
deployed <adj.> <past-p.> گسترش یافته
applied <adj.> <past-p.> گسترش یافته
matched تطبیق یافته
inserted <adj.> <past-p.> گسترش یافته
installed <adj.> <past-p.> گسترش یافته
done وقوع یافته
structured ساخت یافته
mature economy اقتصاد رشد یافته
generalized coordinates مختصات تعمیم یافته
generalized routine روال تعمیم یافته
inning زمین باز یافته
formatted display نمایش شکل یافته
centralized design طراحی تمرکز یافته
extended precision دقت توسعه یافته
extended memory حافظه توسعه یافته
endarch از مرکزبخارج امتداد یافته
elaborated code رمز بسط یافته
development system سیستم توسعه یافته
developed contries ممالک توسعه یافته
generalized force نیروی تعمیم یافته
structured walkthroughs بررسیهای ساخت یافته
organized market بازار سازمان یافته
structured design طراحی ساختار یافته
structured english انگلیسی ساخت یافته
sort merge program پردازش تعمیم یافته
reduced mass جرم کاهش یافته
redivivus تولد تازه یافته
systematized delusions هذیانهای نظام یافته
twice born تولدتازه روحانی یافته
diminished [قوس تقلیل یافته]
linked subroutine زیربرنامه پیوند یافته
contd مخفف ادامه یافته
mature soil خاک تکامل یافته
reduced form فرم تقلیل یافته
reborn تولد تازه یافته
diminished : تقلیل یافته کاسته
bimanual بادودست انجام یافته
find چیز یافته مکشوف
organizing بازار سازمان یافته
organizes بازار سازمان یافته
organize بازار سازمان یافته
organising بازار سازمان یافته
allopatric بتنهایی وقوع یافته
organises بازار سازمان یافته
finds چیز یافته مکشوف
homager تجلیل کننده کرنش کننده
ramus قسمت بر امده واطاله یافته
structured programming برنامه نویسی ساخت یافته
regenerates زندگی تازه و روحانی یافته
generalized reinforcer تقویت کننده تعمیم یافته
generalized planning برنامه ریزی تعمیم یافته
generalized inhibitory potential پتانسیل بازداشتی تعمیم یافته
completing خاتمه یافته یا کامل شده
reborn تغییر حالت روحانی یافته
the developed world جهان توسعه یافته [پیشرفته]
human oriented language زبان ارایش یافته بشری
regenerating زندگی تازه و روحانی یافته
regenerated زندگی تازه و روحانی یافته
That is despised which is cheaply obtained. <proverb> ارزان یافته خوار است .
salvaging اموال نجات یافته از خطر
less developed countries کشورهای کمتر توسعه یافته
ranker افسر ترفیع یافته افسرصفی
salvages اموال نجات یافته از خطر
salvaged اموال نجات یافته از خطر
salvage اموال نجات یافته از خطر
structures coding برنامه نویسی ساخت یافته
regenerate زندگی تازه و روحانی یافته
crumblings فاسد شده زوال یافته
content addressed نشامی یافته از روی محتوی
extended character set مجمگعه کاراکترهای توسعه یافته
complete خاتمه یافته یا کامل شده
completed خاتمه یافته یا کامل شده
fully formed character کاراکتر تمام شکل یافته
completes خاتمه یافته یا کامل شده
Distribution تابع تعمیم یافته [ریاضی]
extendeo core حافظه چنبرهای توسعه یافته
well ordered بنحو اکمل انجام یافته
generalized function تابع تعمیم یافته [ریاضی]
generations توسعه یافته که هنوز هم استفاده می شوند
structured flowchart نمودار گردش کار ساخت یافته
deployed مستقر گسترش یافته در روی زمین
new born زاییده شده تازه تولد یافته
generation توسعه یافته که هنوز هم استفاده می شوند
ox man کسیکه در دانشگاه OXFORDپرورش یافته است
developed market economy countries کشورهای توسعه یافته ازنظر اقتصادی
airborne بوسیله هوا نقل وانتقال یافته
blasetocyst جنین تکامل یافته حیوانات پستاندار
abended خاتمه یافته بطور غیر عادی
substantiative بادلیل اثبات شده تجسم یافته
after image یک کپی از داده که تغییر یافته است.
newton محدوده PDAتوسعه یافته توسط Apple
deformed reinforcing steel فولاد تقویت شده تغییر شکل یافته
ebcdic کدمبادله اطلاعات اعشاری با کددودوئی توسعه یافته
alma mater مدرسه یا دانشگاهی که شخص در آن پرورش یافته است
extends قوانین دستیابی برنامه به حافظه گسترش یافته در pc
extending قوانین دستیابی برنامه به حافظه گسترش یافته در pc
extend قوانین دستیابی برنامه به حافظه گسترش یافته در pc
NetView معماری مدیریت شبکه توسعه یافته توسط IBM
acoustic حافظه ترمیم یافته که از خط تاخیر صوتی استفاده میکند
basic plus نوعی زبان برنامه نویسی گسترش یافته BASIC
aeolian soil خاکی که از مواد متشکله باد تشکیل یافته است
coextensive باهم دریک زمان ویک مکان بسط یافته
gametophore سلول تغییر یافته و منشعب جنسی قابل لقاح
arrays ساختار مرتب که اعضایشان در یک جدول ساخت یافته اند.
array ساختار مرتب که اعضایشان در یک جدول ساخت یافته اند.
gastraea رویان کیسهای شکل ابتدایی که از دوقشر سلول تشکیل یافته
remedial maintenance باقی مانده ترمیم خطا که در سیستم گسترش یافته است
standard bred اسب امریکایی پرورش یافته برای مسابقه سرعت واستقامت
LAN Manager سیستم عامل شبکه توسعه یافته توسط ماکروسافت برای PC
ethernet گونهای از اترنت توسعه یافته توسط DEC , Intel , xerox
amiga مجموعهای از کامپیوترهای شخصی که توسط کمودور توسعه یافته اند
gastrea رویان کیسهای شکل ابتدایی که از دو قشر سلول تشکیل یافته
elegant programming نوشتن برنامه ساخت یافته با استفاده از کمترین تعداد دستور است
rarefaction جریان مافوق صوت درمجرای همگرا که در ان فشارکاهش یافته و سرعت شدیداافزایش یابد
individualism اعتقاد به اینکه حقیقت ازجوهرهای منفردی تشکیل یافته است خصوصیات فردی
special degration نابودی ویژه که عبارتست ازوزن خاک فرسایش یافته سالیانه در واحد سطح
rill erosion این نوع فرسایش دراولین بسترفرسایش یافته بصورت جوی دیده میشود
enhance سیستم توسعه یافته توسط ماکروسافت برای بهبود کارایی پورت چاپگر موازی
enhances سیستم توسعه یافته توسط ماکروسافت برای بهبود کارایی پورت چاپگر موازی
enhanced سیستم توسعه یافته توسط ماکروسافت برای بهبود کارایی پورت چاپگر موازی
enhancing سیستم توسعه یافته توسط ماکروسافت برای بهبود کارایی پورت چاپگر موازی
extended code decimalinterchange coded binary کدمبادله اعشاری کد شده بصورت دودوئی توسعه یافته
ECP سیستم توسعه یافته توسط ماکروسافت برای پیشبرد کارایی پورت چاپگر موازی
JPEG++ حالت توسعه یافته gPEG که بخ بخشهای تصویر امکان فشرده شدن متفاوت می دهند
transfer ارسال داده بین دو وسیله جانبی یا برنامه که در لایههای مختلف سیستم ساخته یافته هستند.
transfers ارسال داده بین دو وسیله جانبی یا برنامه که در لایههای مختلف سیستم ساخته یافته هستند.
transferring ارسال داده بین دو وسیله جانبی یا برنامه که در لایههای مختلف سیستم ساخته یافته هستند.
ripple through effect نتایج یا تغییرات یا خطاهای صفحه گسترده که به عنوان نتیجه یک مقدار تغییر یافته در یک خانه فاهر میشود
independent computer manufacturers peripheralequipment سازمانی تشکیل یافته از شرکت هایی که درساخت یک یا چندین وسیله کامپیوتری تخصص دارند
interactive ابزار توسعه یافته نرم افزاری که به کاربر امکان میدهد برنامه را تحت کنترل اجرا کند
applesoft basic نوع توسعه یافته زبان برنامه نویسی BASIC که باریزکامپیوتر قابلیت پردازش اعداد اعشاری را هم دارد
orthoferrite یک ماده که به صورت طبیعی وجود دارد و از نواحی متناوب مارپیچ با پلاریته مغناطیسی متضاد تشکیل یافته است
NetShow سیستم توسعه یافته توسط ماکروسافت برای تامین صوت و تصویر روی اینترنت بدون وقفه یا اختلال در تصاویر
c زبان برنامه نویسی سطح بالا برای برنامه نویس ساخت یافته
AT Attachment خصوصیتی در ATA توسعه یافته توسط Quantum Lorp که حاوی واسط استاندارد سریع برای ارسال چندین مگابایت داده است
Advanced Technology Attachment خصوصیتی در ATA توسعه یافته توسط Quantum Lorp که حاوی واسط استاندارد سریع برای ارسال چندین مگابایت داده است
demodulator دستگاهی که سیگنالهای انتقال یافته در یک اتصال مخابراتی را دریافت کرده وانها را به پالسهای الکتریکی یا بیتها که قابل ورود به ماشین داده پردازباشند
Visual C محصول توسعه یافته ماکروسافت که امکان ایجاد برنامههای کاربردی ویندوز با رسم واسط های کاربر و اتصال کد زبان C را برقرار میکند
filed زمینه اصلی فرش [که عموما تا قسمت حاشیه ادامه یافته و در بعضی از فرش ها کل بافت را در بر می گیرد.]
fourth generation computers فناوری کامپیوتر با استفاده از مدارهای CSI که قبلا توسعه یافته اند و هنوز هم استفاده می شوند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com