English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 151 (7 milliseconds)
English Persian
switching device تجهیزات سوئیچینگ
Other Matches
telephone switching technique فن سوئیچینگ تلفن
faulty switching سوئیچینگ ناقص
switching theory تئوری سوئیچینگ
no load switching سوئیچینگ بی باری
private brench exchange switchboard مرکز سوئیچینگ فرعی
international switching center مرکز سوئیچینگ بین المللی
adopted types انواع تجهیزات مورد قبول انواع تجهیزات قبول شده
private automatic branch exchange یک سیستم تلفن سوئیچینگ خودکار خصوصی که در یک شرکت مخابرات تلفنی رافراهم می اورد و انتقال مکالمه ها را به درون شبکه تلفن عمومی یا خارج از ان کنترل میکند
foreign military sales فروش نظامی خارجی فروش مواد و تجهیزات فروش مواد و تجهیزات نظامی به خارجیان
equipments تجهیزات
rig تجهیزات
rigged تجهیزات
rigs تجهیزات
accouterments تجهیزات
materiel تجهیزات
instrumentation تجهیزات
parrot تجهیزات ای اف اف
acoutrement تجهیزات
parrots تجهیزات ای اف اف
device تجهیزات
devices تجهیزات
accouterment تجهیزات
parroting تجهیزات ای اف اف
fixture تجهیزات
equipment تجهیزات
transfer equipment تجهیزات
parroted تجهیزات ای اف اف
appliances تجهیزات
appliance تجهیزات
equipment logbook دفتر تجهیزات
garage equipment تجهیزات گاراژ
critical materials تجهیزات مهم
cryptoequipment تجهیزات رمز
outfit تجهیزات حفاری
war material تجهیزات جنگی
electric equipment تجهیزات الکتریکی
extra equipment تجهیزات اضافی
ventilating equipment تجهیزات تهویه
handling equipment تجهیزات بار
peripheral equipment تجهیزات جنبی
output equipment تجهیزات خروجی
radar equipment تجهیزات رادار
standby equipment تجهیزات جانشینی
technical equipment تجهیزات فنی
mechanical equipment تجهیزات مکانیکی
telephone equipment تجهیزات تلفن
machine equipment تجهیزات ماشین
individual aquipment تجهیزات انفرادی
turning attachment تجهیزات تراشکاری
illuminating device تجهیزات روشنایی
protective equipment تجهیزات حفافتی
capital equipments تجهیزات سرمایهای
outfits تجهیزات حفاری
plants تجهیزات کارگاه
accessory equipment تجهیزات یدکی
auxiliary equipment تجهیزات جانبی
auxiliary equipment تجهیزات کمکی
assembly fixture تجهیزات مونتاژ
ancillary equipment تجهیزات پیرامونی
ancillary equipment تجهیزات جانبی
ancillary equipment تجهیزات اضافی
mobilization تجهیزات قوا
plant تجهیزات کارگاه
paint spraying equipment تجهیزات رنگ پاشی
magazine feeding attachment تجهیزات تغذیه مخزن
original equipment manufacturer سازنده تجهیزات اصلی
die sinking attachment تجهیزات فرز حدیده
table of organization and equipment (toe جدول سازمان و تجهیزات
x ray equipment تجهیزات اشعه رونتگن
ingot conveying device تجهیزات انتقال شمش
induction melting equipment تجهیزات ذوب القائی
arsenal ساختمان تجهیزات نظامی
honing equipment تجهیزات سنگ زنی
panoply تجهیزات و ارایش کامل
producer durable equipment تجهیزات با دوام تولیدی
shuttles بردن افرادو تجهیزات
pattern milling attachment تجهیزات فرز مدل
peripheral equipment operator متصدی تجهیزات جانبی
oil reclamation equipment تجهیزات احیا روغن
shuttle بردن افرادو تجهیزات
nitriting equipment تجهیزات ازت دهی
plant records امار تجهیزات کارگاه
mobile lubricating equipment تجهیزات روغنکاری متحرک
precision measuring equipment تجهیزات سنجش دقیق
shuttled بردن افرادو تجهیزات
measuring device تجهیزات اندازه گیری
mold making equipment تجهیزات قالب سازی
grinding attachment تجهیزات سنگ سمباده
data terminal equipment تجهیزات ترمینال داده
emergency brake equipment تجهیزات ترمز اضطراری
data communications equipment تجهیزات ارتباطات داده ها
equipment logbook دفترچه خدمتی تجهیزات
basic end item تجهیزات ووسایل اولیه
core blowing equipment تجهیزات دمیدن هسته
defense articles اماد و تجهیزات دفاعی
accoutre با تجهیزات اماده نمودن
forming attachment تجهیزات تراش پروفیل
cam turning attachment تجهیزات تراش بادامک
unisys یک سازنده بزرگ تجهیزات کامپیوتری
assets ابزار تجهیزات مایملک و دارایی
stack ردیف کردن وسایل و تجهیزات
stacks ردیف کردن وسایل و تجهیزات
dead storage انبار وسایط نقلیه و تجهیزات
deadlined equipment لوازم و تجهیزات از کار افتاده
stacked ردیف کردن وسایل و تجهیزات
component end item قطعات و اقلام تجهیزات عمده
honeywell یک سازنده بزرگ تجهیزات کامپیوتری
back drilling attachment تجهیزات سوراخ کردن از پشت
well-appointed دارای تجهیزات یا اثاثیهی خوب
cam grinding attachment تجهیزات سنگ زنی قوسی
motorola سازنده تجهیزات الکترونیکی شامل ریزپردازنده ها
friendly interface ترکیب تجهیزات ترمینالی وبرنامههای کامپیوتری
control data corporation یک سازنده بزرگ تجهیزات کامپیوتری cyber
integrated revision بررسی نهایی جداول سازمان و تجهیزات
equipment تجهیزات جنگی وسایل الات و ابزار
cutter grinding attachment تجهیزات سنگ زنی قلم تراش
showdowns چیدن کلیه تجهیزات برای بازدید نمایشی
tweak تنظیم عالی ومیزان نمودن یک قطعه تجهیزات
equipment bay محفظه یا جعبهای که تجهیزات الکترونیکی در ان نصب میشود
aircraft role equipment تجهیزات لازم برای انجام ماموریت هواپیما
showdown چیدن کلیه تجهیزات برای بازدید نمایشی
tweaks تنظیم عالی ومیزان نمودن یک قطعه تجهیزات
tweaking تنظیم عالی ومیزان نمودن یک قطعه تجهیزات
tweaked تنظیم عالی ومیزان نمودن یک قطعه تجهیزات
trigraph حروف رمز سه گانه مربوط به کد فنی تجهیزات انفرادی
so علامتی برای معین کردن قابلیتهای فقط فرستادنی تجهیزات
footprint شکل و سطح لازم برای قطعهای از تجهیزات جای کامپیوتر
footprints شکل و سطح لازم برای قطعهای از تجهیزات جای کامپیوتر
downtime پریودی که تجهیزات موردنظردراثر نقص فنی از فعالیت بازمانده است
radio sheck یک سازنده و توزیع کننده تجهیزات الکترونیکی شامل سیستمهای ریزکامپیوتر
decus Society Users EqupmentComputer Digital انجمن استفاده کنندگان تجهیزات کامپیوتری
power house building ساختمانهائی که برای نصب ونگهداری تجهیزات نیروی برق بکار می روند
pcm تلفیق رمزضربان Compatible Plug شرکت تولید تجهیزات کامپیوتری anufacturerodulation
foreign excess تجهیزات نظامی که از مصرف داخلی اضافه تر بوده و به خارج ارسال یا فروخته می شوند
fallout خرابی مولفههای الکترونیکی که به هنگام کنترل کیفی یک قطعه جدید از تجهیزات به وقوع می پیوندد
bundle بستهای که حاوی کامپیوتر و نرم افزار و تجهیزات جانبی آن است که با قیمت مخصوص فروخته میشود
bundles بستهای که حاوی کامپیوتر و نرم افزار و تجهیزات جانبی آن است که با قیمت مخصوص فروخته میشود
bundling بستهای که حاوی کامپیوتر و نرم افزار و تجهیزات جانبی آن است که با قیمت مخصوص فروخته میشود
accumulated depreciation کل مقدار پولی که شرکت یا سازمان می تواند از ارزش ماشین یا تجهیزات به دلیل مستهلک شدن کسر کند
collimate تنظیم کردن هرنوع تجهیزات اپتیکی برای داشتن پرتو نوری موازی از یک منبع نقطهای نور یا برعکس
beach gear وسایل پیاده کردن بار وسایل تخلیه کشتی تجهیزات اسکله
claimant agency شعبه کارپردازی شعبه تعیین امادو تجهیزات عمومی ارتش
serviceability criteria وضعیت امادگی تجهیزات وضعیت قابلیت استفاده ازوسایل
two way telephone equipment تجهیزات مکالمه متقابل تاسیسات مکالمه تلفنی
electronic office محل تجهیزات الکترونیکی دفتر الکترونیکی
uptime پریود زمانی که در طول ان یک سیستم کامپیوتر فعال است یا صحیح عمل میکندیک دوره زمانی که تجهیزات بدون خرابی کار می کنند
oem Equipment Original شرکت یا سازمانی که کامپیوترها وتجهیزات دستگاه جانبی را به منظور استفاده از انها درمحصولات و تجهیزاتی که بعدا" به مشتریان فروخته خواهد شد خریداری می نمایدسازنده تجهیزات اصلی anufacturer
plug compatible manufacurer شرکت تولیدکننده تجهیزات کامپیوتری که بدون نیازمندی به رابطهای سخت افزاری یانرم افزاری اضافی میتواندبه سیستم کامپیوتری موجودوصل شود
service test ازمایش از وضعیت تجهیزات و وسایل پشتیبانی ازمایش امادگی رزمی وسایل
cryptoancillary equipment وسایل و تجهیزات رمز وسایل تامین ارسال رمز
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com