Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (15 milliseconds)
English
Persian
mold making equipment
تجهیزات قالب سازی
Other Matches
modeller
قالب سازی
modelling
قالب سازی
ceroplastics
قالب سازی با موم
butter stamp
قالب کره سازی
die and mold making
حدیده و قالب سازی
abacuses
قالب موزائیک سازی
abacus
قالب موزائیک سازی
normal
قالب استاندارد برای فضای ذخیره سازی داده
tiff
قالب فایل استاندارد برای ذخیره سازی تصاویر گرافیکی
tiffs
قالب فایل استاندارد برای ذخیره سازی تصاویر گرافیکی
tag image file format
قالب فایل استاندارد برای ذخیره سازی تصاویر گرافیکی
list
فضای ذخیره سازی موقت در قالب LIFO برای لیست از موضوعات داده
fractal
قالب فایل برای ذخیره سازی تصاویر گرافیکی که فشرده شده اند
pcm
روش ذخیره سازی صدا در قالب دقیق و فشرده توسط کارتهای صوتی قوی
native
قالب فایل پیش فرض که توسط هر برنامه برای ذخیره سازی داده روی دیسک به کار می رود
pulsed
روش ذخیره سازی صوت در یک قالب دقیق وفشرده که توسط کارتهای صوتی high-end استفاده میشود
pulse
روش ذخیره سازی صوت در یک قالب دقیق وفشرده که توسط کارتهای صوتی high-end استفاده میشود
natives
قالب فایل پیش فرض که توسط هر برنامه برای ذخیره سازی داده روی دیسک به کار می رود
Yellow Book
مشخصات -CD ROM منتشر شده توسط Philips که حاوی قالب ذخیره سازی داده است و استاندارد ROM-CD XA را می پوشاند
basic type single tier formwork
قالب بندی نیمه لغزان با پایههای معادل ارتفاع قالب
imported
1-آوردن چیزی از خارج سیستم . 2-تبدیل فایل ذخیره شده در یک قالب به قالب پیش فرض که توسط برنامه استفاده میشود
import
1-آوردن چیزی از خارج سیستم . 2-تبدیل فایل ذخیره شده در یک قالب به قالب پیش فرض که توسط برنامه استفاده میشود
importing
1-آوردن چیزی از خارج سیستم . 2-تبدیل فایل ذخیره شده در یک قالب به قالب پیش فرض که توسط برنامه استفاده میشود
plasticize
قالب پذیر کردن از قالب در اوردن
adopted types
انواع تجهیزات مورد قبول انواع تجهیزات قبول شده
blow up
تغییر یک شکل از یک قالب تصویری کوچکتر به یک قالب تصویری بزرگتر
blow-ups
تغییر یک شکل از یک قالب تصویری کوچکتر به یک قالب تصویری بزرگتر
blow-up
تغییر یک شکل از یک قالب تصویری کوچکتر به یک قالب تصویری بزرگتر
rectification
یکسو سازی همسو سازی مستقیم سازی
foreign military sales
فروش نظامی خارجی فروش مواد و تجهیزات فروش مواد و تجهیزات نظامی به خارجیان
equipments
تجهیزات
equipment
تجهیزات
acoutrement
تجهیزات
appliance
تجهیزات
instrumentation
تجهیزات
fixture
تجهیزات
materiel
تجهیزات
appliances
تجهیزات
transfer equipment
تجهیزات
rig
تجهیزات
parroting
تجهیزات ای اف اف
parrots
تجهیزات ای اف اف
rigs
تجهیزات
parroted
تجهیزات ای اف اف
parrot
تجهیزات ای اف اف
devices
تجهیزات
rigged
تجهیزات
accouterments
تجهیزات
accouterment
تجهیزات
device
تجهیزات
calculating
دوباره سازی یا ایجاد داده جدید از طریق فشرده سازی وقایع عددی معین
pilot materials
وسایل و دست ابزارهای ماشین سازی یا مدل سازی
ancillary equipment
تجهیزات اضافی
outfit
تجهیزات حفاری
ancillary equipment
تجهیزات جانبی
ancillary equipment
تجهیزات پیرامونی
assembly fixture
تجهیزات مونتاژ
auxiliary equipment
تجهیزات کمکی
output equipment
تجهیزات خروجی
peripheral equipment
تجهیزات جنبی
protective equipment
تجهیزات حفافتی
radar equipment
تجهیزات رادار
outfits
تجهیزات حفاری
war material
تجهیزات جنگی
ventilating equipment
تجهیزات تهویه
turning attachment
تجهیزات تراشکاری
mobilization
تجهیزات قوا
telephone equipment
تجهیزات تلفن
technical equipment
تجهیزات فنی
switching device
تجهیزات سوئیچینگ
standby equipment
تجهیزات جانشینی
accessory equipment
تجهیزات یدکی
auxiliary equipment
تجهیزات جانبی
individual aquipment
تجهیزات انفرادی
extra equipment
تجهیزات اضافی
plants
تجهیزات کارگاه
cryptoequipment
تجهیزات رمز
machine equipment
تجهیزات ماشین
critical materials
تجهیزات مهم
capital equipments
تجهیزات سرمایهای
garage equipment
تجهیزات گاراژ
handling equipment
تجهیزات بار
illuminating device
تجهیزات روشنایی
equipment logbook
دفتر تجهیزات
mechanical equipment
تجهیزات مکانیکی
electric equipment
تجهیزات الکتریکی
plant
تجهیزات کارگاه
compression molding process
فرایند قالب گیری تراکمی طریقه قالب گیری تراکمی
equipment logbook
دفترچه خدمتی تجهیزات
core blowing equipment
تجهیزات دمیدن هسته
arsenal
ساختمان تجهیزات نظامی
table of organization and equipment (toe
جدول سازمان و تجهیزات
grinding attachment
تجهیزات سنگ سمباده
x ray equipment
تجهیزات اشعه رونتگن
defense articles
اماد و تجهیزات دفاعی
die sinking attachment
تجهیزات فرز حدیده
forming attachment
تجهیزات تراش پروفیل
panoply
تجهیزات و ارایش کامل
emergency brake equipment
تجهیزات ترمز اضطراری
data communications equipment
تجهیزات ارتباطات داده ها
data terminal equipment
تجهیزات ترمینال داده
induction melting equipment
تجهیزات ذوب القائی
measuring device
تجهیزات اندازه گیری
paint spraying equipment
تجهیزات رنگ پاشی
mobile lubricating equipment
تجهیزات روغنکاری متحرک
shuttles
بردن افرادو تجهیزات
oil reclamation equipment
تجهیزات احیا روغن
nitriting equipment
تجهیزات ازت دهی
basic end item
تجهیزات ووسایل اولیه
cam turning attachment
تجهیزات تراش بادامک
shuttled
بردن افرادو تجهیزات
pattern milling attachment
تجهیزات فرز مدل
shuttle
بردن افرادو تجهیزات
ingot conveying device
تجهیزات انتقال شمش
producer durable equipment
تجهیزات با دوام تولیدی
precision measuring equipment
تجهیزات سنجش دقیق
plant records
امار تجهیزات کارگاه
peripheral equipment operator
متصدی تجهیزات جانبی
original equipment manufacturer
سازنده تجهیزات اصلی
accoutre
با تجهیزات اماده نمودن
magazine feeding attachment
تجهیزات تغذیه مخزن
honing equipment
تجهیزات سنگ زنی
stack
ردیف کردن وسایل و تجهیزات
stacked
ردیف کردن وسایل و تجهیزات
stacks
ردیف کردن وسایل و تجهیزات
assets
ابزار تجهیزات مایملک و دارایی
well-appointed
دارای تجهیزات یا اثاثیهی خوب
deadlined equipment
لوازم و تجهیزات از کار افتاده
dead storage
انبار وسایط نقلیه و تجهیزات
back drilling attachment
تجهیزات سوراخ کردن از پشت
cam grinding attachment
تجهیزات سنگ زنی قوسی
component end item
قطعات و اقلام تجهیزات عمده
honeywell
یک سازنده بزرگ تجهیزات کامپیوتری
unisys
یک سازنده بزرگ تجهیزات کامپیوتری
jagger
الت کنگره سازی یادندانه سازی
ordnance plant
کارخانجات اسلحه سازی یامهمات سازی
cutter grinding attachment
تجهیزات سنگ زنی قلم تراش
equipment
تجهیزات جنگی وسایل الات و ابزار
control data corporation
یک سازنده بزرگ تجهیزات کامپیوتری cyber
friendly interface
ترکیب تجهیزات ترمینالی وبرنامههای کامپیوتری
integrated revision
بررسی نهایی جداول سازمان و تجهیزات
motorola
سازنده تجهیزات الکترونیکی شامل ریزپردازنده ها
tweaking
تنظیم عالی ومیزان نمودن یک قطعه تجهیزات
tweaked
تنظیم عالی ومیزان نمودن یک قطعه تجهیزات
aircraft role equipment
تجهیزات لازم برای انجام ماموریت هواپیما
tweaks
تنظیم عالی ومیزان نمودن یک قطعه تجهیزات
equipment bay
محفظه یا جعبهای که تجهیزات الکترونیکی در ان نصب میشود
tweak
تنظیم عالی ومیزان نمودن یک قطعه تجهیزات
showdown
چیدن کلیه تجهیزات برای بازدید نمایشی
showdowns
چیدن کلیه تجهیزات برای بازدید نمایشی
trigraph
حروف رمز سه گانه مربوط به کد فنی تجهیزات انفرادی
pre-treatment
عملیات مقدماتی و آماده سازی
[مثل شستشوی پشم قبل از رنگرزی و یا آماده سازی دار جهت چله کشی]
one level address
سازماندهی فضای ذخیره سازی که هر نوع رسانه ذخیره سازی یکسان رفتار می شوند
imagery
مجسمه سازی شبیه سازی
frustration
خنثی سازی محروم سازی
subjugation
مقهور سازی مطیع سازی
formularization
کوتاه سازی ضابطه سازی
ouster
بی بهره سازی محروم سازی
frustrations
خنثی سازی محروم سازی
irritancy
پوچ سازی باطل سازی
so
علامتی برای معین کردن قابلیتهای فقط فرستادنی تجهیزات
footprints
شکل و سطح لازم برای قطعهای از تجهیزات جای کامپیوتر
downtime
پریودی که تجهیزات موردنظردراثر نقص فنی از فعالیت بازمانده است
radio sheck
یک سازنده و توزیع کننده تجهیزات الکترونیکی شامل سیستمهای ریزکامپیوتر
footprint
شکل و سطح لازم برای قطعهای از تجهیزات جای کامپیوتر
erasable
1-رسانه ذخیره سازی که قابل استفاده مجدد است . 2-ذخیره سازی موقت
power house building
ساختمانهائی که برای نصب ونگهداری تجهیزات نیروی برق بکار می روند
pcm
تلفیق رمزضربان Compatible Plug شرکت تولید تجهیزات کامپیوتری anufacturerodulation
decus
Society Users EqupmentComputer Digital انجمن استفاده کنندگان تجهیزات کامپیوتری
saves
ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
saved
ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
save
ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
foreign excess
تجهیزات نظامی که از مصرف داخلی اضافه تر بوده و به خارج ارسال یا فروخته می شوند
symmetrical compression
سیستم فشرده سازی که همان توان پردازش و زمان را برای فشرده سازی و از حالت فشرده در آوردن تصویر نیاز دارد
fallout
خرابی مولفههای الکترونیکی که به هنگام کنترل کیفی یک قطعه جدید از تجهیزات به وقوع می پیوندد
bundle
بستهای که حاوی کامپیوتر و نرم افزار و تجهیزات جانبی آن است که با قیمت مخصوص فروخته میشود
bundles
بستهای که حاوی کامپیوتر و نرم افزار و تجهیزات جانبی آن است که با قیمت مخصوص فروخته میشود
bundling
بستهای که حاوی کامپیوتر و نرم افزار و تجهیزات جانبی آن است که با قیمت مخصوص فروخته میشود
sorted
الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sorts
الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sort
الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
hit
داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hitting
داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hits
داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
accumulated depreciation
کل مقدار پولی که شرکت یا سازمان می تواند از ارزش ماشین یا تجهیزات به دلیل مستهلک شدن کسر کند
electronic
کامپیوتر دیجیتالی با قط عات الکترونیکی حالت ساده با CPU و حافظه اصلی و فضای ذخیره سازی و دستگاه ورودی / خروجی . که توسط قط عات الکترونیکی و مدارهای مجتمع پیاده سازی می شوند
collimate
تنظیم کردن هرنوع تجهیزات اپتیکی برای داشتن پرتو نوری موازی از یک منبع نقطهای نور یا برعکس
model
قالب
cluster bomb
قالب
carcases
قالب
modelled
قالب
carcass
قالب
modeled
قالب
swage
قالب
mandrel or dril
قالب
size
قالب
moulded
قالب
molded
قالب
die
قالب
matrix
قالب
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com