English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (25 milliseconds)
English Persian
ingross تحریر کردن جمع اوری نیروها
Other Matches
force tabs نمودار یا طرح گسترش یکانهایا نیروها طرح زمان بندی شده گسترش نیروها
write تحریر کردن
writes تحریر کردن
ejection خارج کردن وسیله یا نیروها بخارج پرتاب کردن یا کشیدن
redact اماده چاپ کردن تحریر کردن
committed وارد عمل کردن نیروها انجام دادن مرتکب شدن
commits وارد عمل کردن نیروها انجام دادن مرتکب شدن
committing وارد عمل کردن نیروها انجام دادن مرتکب شدن
commit وارد عمل کردن نیروها انجام دادن مرتکب شدن
proteranthy گل اوری قبل از برگ اوری
canvasses جمع اوری ارا کردن جستجوی سفارش و مشتری کردن
canvassed جمع اوری ارا کردن جستجوی سفارش و مشتری کردن
canvassing جمع اوری ارا کردن جستجوی سفارش و مشتری کردن
canvass جمع اوری ارا کردن جستجوی سفارش و مشتری کردن
innovate نو اوری کردن
innovated نو اوری کردن
innovates نو اوری کردن
innovating نو اوری کردن
collections جمع اوری کردن
cull جمع اوری کردن
rakes جمع اوری کردن
get in جمع اوری کردن
round on جمع اوری کردن
recover جمع اوری کردن
recovering جمع اوری کردن
recovers جمع اوری کردن
marshall جمع اوری کردن
massing جمع اوری کردن
to round up جمع اوری کردن
masses جمع اوری کردن
to put in mind یاد اوری کردن
mass جمع اوری کردن
culled جمع اوری کردن
culling جمع اوری کردن
culls جمع اوری کردن
collects جمع اوری کردن
compile جمع اوری کردن
compiled جمع اوری کردن
compiles جمع اوری کردن
compiling جمع اوری کردن
muster جمع اوری کردن
mustered جمع اوری کردن
mustering جمع اوری کردن
to get in جمع اوری کردن
collecting جمع اوری کردن
collection جمع اوری کردن
to beat up for جمع اوری کردن
musters جمع اوری کردن
marshalling جمع اوری کردن
raking جمع اوری کردن
collect جمع اوری کردن
rake جمع اوری کردن
rally دوباره جمع اوری کردن
vernalize میوه اوری را تسریع کردن
convocate احضارکردن جمع اوری کردن
rallies دوباره جمع اوری کردن
roll up جمع اوری کردن تاسیسات
raise money جمع اوری کردن پول
deposit collection جمع اوری کردن زباله ها
rallied دوباره جمع اوری کردن
scrounging علیق جمع اوری کردن
scrounge علیق جمع اوری کردن
scrounged علیق جمع اوری کردن
scrounges علیق جمع اوری کردن
to gather up جمع اوری کردن اماده کردن
muster احضار کردن جمع اوری کردن
mustering احضار کردن جمع اوری کردن
musters احضار کردن جمع اوری کردن
mustered احضار کردن جمع اوری کردن
levies مالیات بستن بر جمع اوری کردن
levied مالیات بستن بر جمع اوری کردن
reap جمع اوری کردن بدست اوردن
reintegrate دوباره جمع اوری ومتحد کردن
reaping جمع اوری کردن بدست اوردن
reaped جمع اوری کردن بدست اوردن
levy مالیات بستن بر جمع اوری کردن
reaps جمع اوری کردن بدست اوردن
stack جمع اوری و منظم کردن وسایل
levying مالیات بستن بر جمع اوری کردن
grabble پهن نشستن جمع اوری کردن
stacks جمع اوری و منظم کردن وسایل
ingross جمع اوری کردن نیروی خودی
stacked جمع اوری و منظم کردن وسایل
canvassed برای جمع اوری اراء فعالیت کردن
formulation تهیه جمع اوری فرمول بندی کردن
interviews مصاحبه کردن برای جمع اوری اطلاعات
interviewing مصاحبه کردن برای جمع اوری اطلاعات
interviewed مصاحبه کردن برای جمع اوری اطلاعات
interview مصاحبه کردن برای جمع اوری اطلاعات
canvassing برای جمع اوری اراء فعالیت کردن
canvasses برای جمع اوری اراء فعالیت کردن
to give پولی برای پیشکشی جمع اوری کردن
canvass برای جمع اوری اراء فعالیت کردن
tremulously با تحریر
whiting گچ تحریر
affranchisement تحریر
roulade تحریر
tremulant تحریر
funicular زنجیر نیروها
funiculars زنجیر نیروها
composition of forces ترکیب نیروها
funicular بس گوشه نیروها
attrition فرسایش نیروها
triangle of forces مثلث نیروها
distribution of forces تقسیم نیروها
distribution of forces واگذاری نیروها
triangle of forces سه گوشه نیروها
polygon of forces کثیرالاضلاع نیروها
polygon of forces بس گوشه نیروها
dynamics مجموعه نیروها
all arms کلیه نیروها
funiculars بس گوشه نیروها
system of forces دستگاه نیروها
resolution of forces تجزیه نیروها
writing desks میز تحریر
tremulous تحریر دار
trilled با تحریر خواندن
writing desk میز تحریر
type writer ماشین تحریر
desk میز تحریر
desks میز تحریر
typewriter ماشین تحریر
typewriters ماشین تحریر
trills با تحریر خواندن
secretaire میز تحریر
trill با تحریر خواندن
committed بکار بردن نیروها
main effort تلاش اصلی نیروها
main attack تلاش اصلی نیروها
allotment واگذارسهمیه تخصیص نیروها
total mobilization بسیج کامل نیروها
commit بکار بردن نیروها
statics دانش پایداری نیروها
allotments واگذارسهمیه تخصیص نیروها
commitment به کاربردن نیروها اجرا
redistribution of force تقسیم مجدد نیروها
redeployment دوباره مستقرکردن نیروها
parallelogram of forces متوازی الاضلاع نیروها
committing بکار بردن نیروها
mobilization exercise تمرین بسیج نیروها
commits بکار بردن نیروها
entireforce تمام قوا یا نیروها
commitments به کاربردن نیروها اجرا
electric typewriter ماشین تحریر برقی
ribbon نوار ماشین تحریر
stroke ضربه [ماشین تحریر]
types باسمه ماشین تحریر
type باسمه ماشین تحریر
typed با ماشین تحریر نوشتن
ribbons نوار ماشین تحریر
tremolo لرزش صدا تحریر
teleprinters ماشین تحریر تلگرافی
typewrite باماشین تحریر نوشتن
teleprinter ماشین تحریر تلگرافی
types با ماشین تحریر نوشتن
typed باسمه ماشین تحریر
type bar میله ماشین تحریر
type با ماشین تحریر نوشتن
type write با ماشین تحریر نوشتن
landing forces نیروها پیاده شونده به ساحل
build-ups نیروی کمکی تقویت نیروها
build-up نیروی کمکی تقویت نیروها
build up نیروی کمکی تقویت نیروها
port of debarkation بندرپیاده شدن کالا یا نیروها
teletypewriter ماشین تحریر راه دور
tty ماشین تحریر راه دور
console type writer ماشین تحریر میز فرمان
build-up بالا بردن توان رزمی نیروها
build-ups بالا بردن توان رزمی نیروها
build up بالا بردن توان رزمی نیروها
employment کاربرد نیروها یا جنگ افزارها استفاده از
mechanical powers نیروها یا عوامل مکانیکی ماشینهای ساده
quavers لرزش و تحریر صدا در اواز ارتعاش
quavering لرزش و تحریر صدا در اواز ارتعاش
quaver لرزش و تحریر صدا در اواز ارتعاش
quavered لرزش و تحریر صدا در اواز ارتعاش
rolltop desk میز تحریر دارای رویه کشودار
teletypewriter دورنگاره ماشین تحریر راه دور
platen نگهدارنده کاغذ در چاپگر نورد ماشین تحریر
Teletype ماشین تحریر راه دور تله تایپ
Teletypes ماشین تحریر راه دور تله تایپ
tvt Writer Type Television ماشین تحریر تلویزیونی
elite type یک اندازه تحریر که دوازده کاراکتر را در هر اینچ تحریرقرار میدهد
pantheism فرضیهای که خدا را مرکب ازکلیه نیروها و پدیدههای طبیعی میداند
transfer area در عملیات اب خاکی منطقه نقل و انتقال نیروها ازناوچه ها به ساحل
transfer berth دوبه یا سکوی نقل و انتقال نیروها به ساحل از ناوچههای اب خاکی
target array نمودار گرافیک نیروها و تاسیسات و وضعیت دشمن در منطقه هدف
Teletypes ماشین تحریر خود کار گیرنده پیام ازمسافات دور
couriers نوشتاری تک فضایی که مشابه نوشتار ماشین تحریر شرکتها است
courier نوشتاری تک فضایی که مشابه نوشتار ماشین تحریر شرکتها است
Teletype ماشین تحریر خود کار گیرنده پیام ازمسافات دور
stockpile ذخیره کردن در انبار جمع اوری در انبار
stockpiles ذخیره کردن در انبار جمع اوری در انبار
stockpiling ذخیره کردن در انبار جمع اوری در انبار
stockpiled ذخیره کردن در انبار جمع اوری در انبار
trapdoors فاصلهای عمدی در یک سیستم پردازش اطلاعات که به منظور جمع اوری تغییر یا خراب کردن اتی اطلاعات بوجود امده است
trapdoor فاصلهای عمدی در یک سیستم پردازش اطلاعات که به منظور جمع اوری تغییر یا خراب کردن اتی اطلاعات بوجود امده است
regrouped جمع شدن جمع اوری کردن
regroups جمع شدن جمع اوری کردن
regrouping جمع شدن جمع اوری کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com