English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (19 milliseconds)
English Persian
ingross تحریر کردن جمع اوری نیروها
Other Matches
force tabs نمودار یا طرح گسترش یکانهایا نیروها طرح زمان بندی شده گسترش نیروها
writes تحریر کردن
write تحریر کردن
ejection خارج کردن وسیله یا نیروها بخارج پرتاب کردن یا کشیدن
redact اماده چاپ کردن تحریر کردن
commits وارد عمل کردن نیروها انجام دادن مرتکب شدن
commit وارد عمل کردن نیروها انجام دادن مرتکب شدن
committing وارد عمل کردن نیروها انجام دادن مرتکب شدن
committed وارد عمل کردن نیروها انجام دادن مرتکب شدن
proteranthy گل اوری قبل از برگ اوری
canvassed جمع اوری ارا کردن جستجوی سفارش و مشتری کردن
canvasses جمع اوری ارا کردن جستجوی سفارش و مشتری کردن
canvassing جمع اوری ارا کردن جستجوی سفارش و مشتری کردن
canvass جمع اوری ارا کردن جستجوی سفارش و مشتری کردن
innovated نو اوری کردن
innovate نو اوری کردن
innovating نو اوری کردن
innovates نو اوری کردن
compile جمع اوری کردن
compiled جمع اوری کردن
raking جمع اوری کردن
recovers جمع اوری کردن
collects جمع اوری کردن
to put in mind یاد اوری کردن
get in جمع اوری کردن
compiling جمع اوری کردن
compiles جمع اوری کردن
collections جمع اوری کردن
cull جمع اوری کردن
collecting جمع اوری کردن
culled جمع اوری کردن
collection جمع اوری کردن
culling جمع اوری کردن
rake جمع اوری کردن
to round up جمع اوری کردن
marshall جمع اوری کردن
masses جمع اوری کردن
marshalling جمع اوری کردن
recovering جمع اوری کردن
massing جمع اوری کردن
culls جمع اوری کردن
mustered جمع اوری کردن
musters جمع اوری کردن
mustering جمع اوری کردن
mass جمع اوری کردن
collect جمع اوری کردن
to get in جمع اوری کردن
to beat up for جمع اوری کردن
rakes جمع اوری کردن
round on جمع اوری کردن
muster جمع اوری کردن
recover جمع اوری کردن
rallies دوباره جمع اوری کردن
deposit collection جمع اوری کردن زباله ها
scrounging علیق جمع اوری کردن
raise money جمع اوری کردن پول
rally دوباره جمع اوری کردن
convocate احضارکردن جمع اوری کردن
scrounges علیق جمع اوری کردن
vernalize میوه اوری را تسریع کردن
roll up جمع اوری کردن تاسیسات
rallied دوباره جمع اوری کردن
scrounge علیق جمع اوری کردن
scrounged علیق جمع اوری کردن
musters احضار کردن جمع اوری کردن
muster احضار کردن جمع اوری کردن
to gather up جمع اوری کردن اماده کردن
mustering احضار کردن جمع اوری کردن
mustered احضار کردن جمع اوری کردن
ingross جمع اوری کردن نیروی خودی
stacks جمع اوری و منظم کردن وسایل
stacked جمع اوری و منظم کردن وسایل
stack جمع اوری و منظم کردن وسایل
reaps جمع اوری کردن بدست اوردن
reaping جمع اوری کردن بدست اوردن
reap جمع اوری کردن بدست اوردن
levy مالیات بستن بر جمع اوری کردن
levies مالیات بستن بر جمع اوری کردن
grabble پهن نشستن جمع اوری کردن
levied مالیات بستن بر جمع اوری کردن
levying مالیات بستن بر جمع اوری کردن
reintegrate دوباره جمع اوری ومتحد کردن
reaped جمع اوری کردن بدست اوردن
canvass برای جمع اوری اراء فعالیت کردن
interviewing مصاحبه کردن برای جمع اوری اطلاعات
interviewed مصاحبه کردن برای جمع اوری اطلاعات
interview مصاحبه کردن برای جمع اوری اطلاعات
canvasses برای جمع اوری اراء فعالیت کردن
canvassed برای جمع اوری اراء فعالیت کردن
to give پولی برای پیشکشی جمع اوری کردن
formulation تهیه جمع اوری فرمول بندی کردن
interviews مصاحبه کردن برای جمع اوری اطلاعات
canvassing برای جمع اوری اراء فعالیت کردن
affranchisement تحریر
tremulant تحریر
tremulously با تحریر
whiting گچ تحریر
roulade تحریر
funicular زنجیر نیروها
polygon of forces کثیرالاضلاع نیروها
funicular بس گوشه نیروها
funiculars زنجیر نیروها
distribution of forces واگذاری نیروها
distribution of forces تقسیم نیروها
funiculars بس گوشه نیروها
polygon of forces بس گوشه نیروها
attrition فرسایش نیروها
dynamics مجموعه نیروها
triangle of forces مثلث نیروها
triangle of forces سه گوشه نیروها
system of forces دستگاه نیروها
composition of forces ترکیب نیروها
resolution of forces تجزیه نیروها
all arms کلیه نیروها
desks میز تحریر
trill با تحریر خواندن
type writer ماشین تحریر
tremulous تحریر دار
trilled با تحریر خواندن
trills با تحریر خواندن
typewriter ماشین تحریر
typewriters ماشین تحریر
writing desks میز تحریر
desk میز تحریر
writing desk میز تحریر
secretaire میز تحریر
commitments به کاربردن نیروها اجرا
allotments واگذارسهمیه تخصیص نیروها
commitment به کاربردن نیروها اجرا
redistribution of force تقسیم مجدد نیروها
parallelogram of forces متوازی الاضلاع نیروها
main effort تلاش اصلی نیروها
allotment واگذارسهمیه تخصیص نیروها
committing بکار بردن نیروها
committed بکار بردن نیروها
commits بکار بردن نیروها
commit بکار بردن نیروها
redeployment دوباره مستقرکردن نیروها
entireforce تمام قوا یا نیروها
mobilization exercise تمرین بسیج نیروها
total mobilization بسیج کامل نیروها
statics دانش پایداری نیروها
main attack تلاش اصلی نیروها
teleprinter ماشین تحریر تلگرافی
ribbons نوار ماشین تحریر
teleprinters ماشین تحریر تلگرافی
ribbon نوار ماشین تحریر
electric typewriter ماشین تحریر برقی
stroke ضربه [ماشین تحریر]
typed با ماشین تحریر نوشتن
typed باسمه ماشین تحریر
type write با ماشین تحریر نوشتن
types باسمه ماشین تحریر
typewrite باماشین تحریر نوشتن
type با ماشین تحریر نوشتن
tremolo لرزش صدا تحریر
types با ماشین تحریر نوشتن
type باسمه ماشین تحریر
type bar میله ماشین تحریر
build up نیروی کمکی تقویت نیروها
build-ups نیروی کمکی تقویت نیروها
build-up نیروی کمکی تقویت نیروها
port of debarkation بندرپیاده شدن کالا یا نیروها
landing forces نیروها پیاده شونده به ساحل
tty ماشین تحریر راه دور
teletypewriter ماشین تحریر راه دور
console type writer ماشین تحریر میز فرمان
build-up بالا بردن توان رزمی نیروها
employment کاربرد نیروها یا جنگ افزارها استفاده از
mechanical powers نیروها یا عوامل مکانیکی ماشینهای ساده
build up بالا بردن توان رزمی نیروها
build-ups بالا بردن توان رزمی نیروها
quavers لرزش و تحریر صدا در اواز ارتعاش
teletypewriter دورنگاره ماشین تحریر راه دور
quavering لرزش و تحریر صدا در اواز ارتعاش
quavered لرزش و تحریر صدا در اواز ارتعاش
quaver لرزش و تحریر صدا در اواز ارتعاش
rolltop desk میز تحریر دارای رویه کشودار
tvt Writer Type Television ماشین تحریر تلویزیونی
Teletype ماشین تحریر راه دور تله تایپ
platen نگهدارنده کاغذ در چاپگر نورد ماشین تحریر
Teletypes ماشین تحریر راه دور تله تایپ
elite type یک اندازه تحریر که دوازده کاراکتر را در هر اینچ تحریرقرار میدهد
transfer berth دوبه یا سکوی نقل و انتقال نیروها به ساحل از ناوچههای اب خاکی
target array نمودار گرافیک نیروها و تاسیسات و وضعیت دشمن در منطقه هدف
pantheism فرضیهای که خدا را مرکب ازکلیه نیروها و پدیدههای طبیعی میداند
transfer area در عملیات اب خاکی منطقه نقل و انتقال نیروها ازناوچه ها به ساحل
courier نوشتاری تک فضایی که مشابه نوشتار ماشین تحریر شرکتها است
Teletypes ماشین تحریر خود کار گیرنده پیام ازمسافات دور
Teletype ماشین تحریر خود کار گیرنده پیام ازمسافات دور
couriers نوشتاری تک فضایی که مشابه نوشتار ماشین تحریر شرکتها است
stockpiling ذخیره کردن در انبار جمع اوری در انبار
stockpiled ذخیره کردن در انبار جمع اوری در انبار
stockpile ذخیره کردن در انبار جمع اوری در انبار
stockpiles ذخیره کردن در انبار جمع اوری در انبار
trapdoor فاصلهای عمدی در یک سیستم پردازش اطلاعات که به منظور جمع اوری تغییر یا خراب کردن اتی اطلاعات بوجود امده است
trapdoors فاصلهای عمدی در یک سیستم پردازش اطلاعات که به منظور جمع اوری تغییر یا خراب کردن اتی اطلاعات بوجود امده است
regroups جمع شدن جمع اوری کردن
regrouped جمع شدن جمع اوری کردن
regrouping جمع شدن جمع اوری کردن
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com