English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (33 milliseconds)
English Persian
spoliation تحریف یا اخفا یا معدوم کردن یا سوء استفاده کردن از سند
Other Matches
uncreate نابود کردن نیست شدن معدوم کردن از میان بردن
obliterated معدوم کردن
obliterating معدوم کردن
obliterates معدوم کردن
ruinate معدوم کردن
obliterate معدوم کردن
destroying خراب کردن معدوم کردن
destroys خراب کردن معدوم کردن
destroy خراب کردن معدوم کردن
garble تحریف تحریف کردن
exploiting از فرصت استفاده کردن استفاده از موفقیت کردن بهره کشی کردن اغتنام فرصت کردن
exploits از فرصت استفاده کردن استفاده از موفقیت کردن بهره کشی کردن اغتنام فرصت کردن
exploit از فرصت استفاده کردن استفاده از موفقیت کردن بهره کشی کردن اغتنام فرصت کردن
falsifying تحریف کردن
distort تحریف کردن
distorts تحریف کردن
falsify تحریف کردن
falsifies تحریف کردن
tamper with تحریف کردن
agonizes تحریف کردن
agonises تحریف کردن
mutilate تحریف کردن
anagrammatize تحریف کردن
mutilates تحریف کردن
agonising تحریف کردن
slant تحریف کردن
slanted تحریف کردن
mutilating تحریف کردن
slants تحریف کردن
agonize تحریف کردن
agonized تحریف کردن
falsified تحریف کردن
agonised تحریف کردن
skews تحریف کردن نامتوازن
garble تحریف یا ناقص کردن
skewing تحریف کردن نامتوازن
skew تحریف کردن نامتوازن
interpolating باعبارت تازه تحریف کردن
diddle تحریف کردن به وسیله داده
interpolated باعبارت تازه تحریف کردن
diddles تحریف کردن به وسیله داده
diddling تحریف کردن به وسیله داده
interpolate باعبارت تازه تحریف کردن
diddled تحریف کردن به وسیله داده
mutilating تحریف شدن معیوب کردن
mutilates تحریف شدن معیوب کردن
mutilate تحریف شدن معیوب کردن
interpolates باعبارت تازه تحریف کردن
jobs کار مزدی کردن یک جا خریدن و به خرده فروش فروختن استفاده نامشروع کردن از
junk پاک کردن یا حذف کردن از فایل ذخیره سازی که دیگر استفاده نمیشود
job کار مزدی کردن یک جا خریدن و به خرده فروش فروختن استفاده نامشروع کردن از
fanned 1-خنک کردن وسیله با استفاده از وزش هوا. 2-پراکنده کردن مجموعهای از وسایل و مضوعات
fans 1-خنک کردن وسیله با استفاده از وزش هوا. 2-پراکنده کردن مجموعهای از وسایل و مضوعات
fan 1-خنک کردن وسیله با استفاده از وزش هوا. 2-پراکنده کردن مجموعهای از وسایل و مضوعات
fanning 1-خنک کردن وسیله با استفاده از وزش هوا. 2-پراکنده کردن مجموعهای از وسایل و مضوعات
impose تحمیل کردن اعمال نفوذ یا سوء استفاده کردن
seize اشغال هدف از فرصت استفاده کردن دستگیر کردن
seized اشغال هدف از فرصت استفاده کردن دستگیر کردن
imposes تحمیل کردن اعمال نفوذ یا سوء استفاده کردن
seizes اشغال هدف از فرصت استفاده کردن دستگیر کردن
defect skipping روش مشخص کردن و برچسب گداری شیارهای حساس مغناطیسی در حال ساخت تا استفاده نشوند. اشاره به شیار بعدی مناسبی که قابل استفاده است
operates از حسابی استفاده کردن بهره برداری کردن
operated از حسابی استفاده کردن بهره برداری کردن
operate از حسابی استفاده کردن بهره برداری کردن
solenoid sweep پاک کردن مین با استفاده ازقدرت سیم پیچی مغناطیسی مین روبی با استفاده ازسلونوئید
ill treat سوء استفاده کردن ضایع کردن
indexing استفاده از کامپیوتر برای کامپایل کردن اندیس برای کتاب با انتخاب کردن کلمات و موضوعات مربوطه در متن
abuse سو استفاده کردن از ضایع کردن
use استفاده کردن استعمال کردن
abuses سو استفاده کردن از ضایع کردن
abused سو استفاده کردن از ضایع کردن
abusing سو استفاده کردن از ضایع کردن
uses استفاده کردن استعمال کردن
reed شانه [وسیله ای که جهت کوبیدن و محکم کردن نخ پود در چله استفاده می شود و بیشتر در دارهای مکانیکی مورد استفاده قرار می گیرد. اندازه اینگونه شانه به پهنای عرض بافت است.]
usage استعمال استفاده مورد استفاده بودن استعمال کردن
usages استعمال استفاده مورد استفاده بودن استعمال کردن
nil معدوم
extinct معدوم
inexistent معدوم
non-existent معدوم
non existent معدوم
employ استفاده کردن
put upon استفاده کردن از
to take a of استفاده کردن از
employed استفاده کردن
to a. one self of استفاده کردن از
employing استفاده کردن
to trade on سو استفاده کردن از
put-upon استفاده کردن از
employs استفاده کردن
to play upon سو استفاده کردن از
utilising استفاده کردن از
to make much of استفاده کردن از
utilised استفاده کردن از
to make use of استفاده کردن از
utilize استفاده کردن از
utilizing استفاده کردن از
utilizes استفاده کردن از
utilises استفاده کردن از
to profit by the accasion از موقع استفاده کردن
reuse دوباره استفاده کردن
trade on سوء استفاده کردن از
play on سوء استفاده کردن از
do up اماده استفاده کردن
take advantage سوء استفاده کردن از
make much of استفاده زیاد کردن از
to seize the opportunity ازموقع استفاده کردن
To take advantage of an opportunity. از فرصت استفاده کردن
to tread on somebody's foot <idiom> از کسی سو استفاده کردن
use up <idiom> استفاده کامل کردن
misusing سوء استفاده کردن از
uses مصرف استفاده کردن
exercise one's veto از حق وتو استفاده کردن
impose upon سوء استفاده کردن از
strains سوء استفاده کردن از
to work out منتهای استفاده را کردن از
misuses سوء استفاده کردن از
misused سوء استفاده کردن از
solarize استفاده کردن از نورافتاب
use مصرف استفاده کردن
with open arms <idiom> با گرمی استفاده کردن
strain سوء استفاده کردن از
misuse سوء استفاده کردن از
talk down to someone <idiom> از کلمات ساده استفاده کردن
to use these rules از این قاعده ها استفاده کردن
to play it با وسائل پست سو استفاده کردن از
to play با وسائل پست سو استفاده کردن
to lay hold on استفاده ازضعف کسی کردن
To pick other peoples brains. از افکار دیگران استفاده کردن
done with <idiom> تمام کردن استفاده از چیزی
frontolysis زدودن یا معدوم ساختن جبهه هوایی
prehominid پستانداران معدوم انسان نمای اولیه
prehominidae پستانداران معدوم انسان نمای اولیه
clearest مجاز کردن یک سخت افزاربرای استفاده
clears مجاز کردن یک سخت افزاربرای استفاده
clear مجاز کردن یک سخت افزاربرای استفاده
clearer مجاز کردن یک سخت افزاربرای استفاده
to play one's card well از فرصت خود استفاده کامل کردن
misfeasance سوء استفاده کردن ازاقتدار قانونی
lincense or cence مرخص کردن اجازه استفاده از چیزی
simple که استفاده و کار کردن با آن ساده است
simpler که استفاده و کار کردن با آن ساده است
simplest که استفاده و کار کردن با آن ساده است
to pull strings از رابطه ها برای پارتی بازی استفاده کردن
pirating از تالیف دیگری استفاده غیر قانونی کردن
eat one's cake and have it too <idiom> هم استفاده کردن وهم برای مبادا نگهداشتن
pirates از تالیف دیگری استفاده غیر قانونی کردن
redundancy در دفاع دعوی از مسائل خارجی استفاده کردن
exploitation بهره کشی کردن سوء استفاده استثمار
pirate از تالیف دیگری استفاده غیر قانونی کردن
redundancies در دفاع دعوی از مسائل خارجی استفاده کردن
trail یات استفاده از یک سیستم با یادداشت کردن تراکنشها
trailed یات استفاده از یک سیستم با یادداشت کردن تراکنشها
trailing یات استفاده از یک سیستم با یادداشت کردن تراکنشها
trails یات استفاده از یک سیستم با یادداشت کردن تراکنشها
pirated از تالیف دیگری استفاده غیر قانونی کردن
cable weft پود ضخیم [بعد از کامل شدن یک ردیف گره جهت محکم کردن آنها در اکثر فرش ها از یک پود نازک و سپس یک پود کلفت استفاده می شود در برخی مناطق نیز از دو پود نازک و یک پود کلفت بصورت یک در میان استفاده میکنند]
steal از فرصت استفاده کردن توپزن برای کسب امتیاز
utilising مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
utilizing مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
to make the most of به بهترین طرزی بکار بردن استفاده کامل کردن از
utilizes مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
utilises مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
throw one's weight around <idiom> ازنفوذ کسی برای رسیدن به چیزی استفاده کردن
steals از فرصت استفاده کردن توپزن برای کسب امتیاز
utilised مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
audits یات استفاده از سیستم با توجه کردن به تراکنشهای انجام شده .
audited یات استفاده از سیستم با توجه کردن به تراکنشهای انجام شده .
roller دستگاهی که جهت متراکم کردن لایههای خاک از ان استفاده میشود
internal sort مرتب کردن برنامه فقط با استفاده از حافظه اصلی سیستم
usufruct از عین ونمائات مالی استفاده کردن حق عمری و رقبی داشتن
auditing یات استفاده از سیستم با توجه کردن به تراکنشهای انجام شده .
audit یات استفاده از سیستم با توجه کردن به تراکنشهای انجام شده .
rollers دستگاهی که جهت متراکم کردن لایههای خاک از ان استفاده میشود
predigest بزبان ساده وقابل فهم دراوردن برای استفاده اماده کردن
withholds محدود کردن استفاده از جنگ افزار اتمی محدودیت اجرای اتش
withheld محدود کردن استفاده از جنگ افزار اتمی محدودیت اجرای اتش
asynchronous ارتباطی که از hadshaking برای یکسان کردن ارسال داده استفاده می کنند
withholding محدود کردن استفاده از جنگ افزار اتمی محدودیت اجرای اتش
I am a great believer in using natural things for cleaning. من هوادار بزرگی در استفاده از چیزهای طبیعی برای تمیز کردن هستم.
withhold محدود کردن استفاده از جنگ افزار اتمی محدودیت اجرای اتش
nonerasable storage رسانه ذخیره سازی که قابل پاک کردن یا استفاده مجدد نیست
storage رسانه ذخیره سازی که قابل پاک کردن یا استفاده مجدد نیست
voicing وارد کردن اطلاعات به کامپیوتر با استفاده از سیستم مشخیص صدا و صدای کاربر
color code روشی برای مشخص کردن یک جسم یا خواص ان با استفاده از ترکیبات مختلف رنگها
voices وارد کردن اطلاعات به کامپیوتر با استفاده از سیستم مشخیص صدا و صدای کاربر
job استفاده از ترمینال کاربر محاورهای برای وارد کردن دستورات کنترل کار
ratioing کوچک و بزرگ کردن عکس به مقیاس معین برای استفاده در موزاییکهای عکسی
mulches که بعنوان پوشش اولیه درمهار کردن شنهای روان ازان استفاده میشود
jobs استفاده از ترمینال کاربر محاورهای برای وارد کردن دستورات کنترل کار
mulch که بعنوان پوشش اولیه درمهار کردن شنهای روان ازان استفاده میشود
voice وارد کردن اطلاعات به کامپیوتر با استفاده از سیستم مشخیص صدا و صدای کاربر
aperture mask استفاده در صفحه تصویر رنگی برای جدا کردن اشعههای قرمز و سبز و آبی
gert technique review &evaluation graphicalروشی برای فرموله کردن وارزیابی سیستمها با استفاده از یک مشی شبکهای
collective goods کالاهای قابل استفاده جمعی کالاهای عمومی که استفاده یک فرد ازانها موجب محرومیت دیگران از استفاده ان کالاها نمیشود
muffing مبدل حرارتی اگزوز که ازگرمای گازهای خروجی برای گرم کردن کابین هواپیما استفاده میکند
text پردازش کلمات یا استفاده از صفحه کلید کامپیوتر , ویدایش و خارج کردن متن به صورت حروف , برچسب ها و..
texts پردازش کلمات یا استفاده از صفحه کلید کامپیوتر , ویدایش و خارج کردن متن به صورت حروف , برچسب ها و..
muff مبدل حرارتی اگزوز که ازگرمای گازهای خروجی برای گرم کردن کابین هواپیما استفاده میکند
muffs مبدل حرارتی اگزوز که ازگرمای گازهای خروجی برای گرم کردن کابین هواپیما استفاده میکند
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com