Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 206 (4 milliseconds)
English
Persian
systems analysis
تحلیل سیستم ها
Search result with all words
system analysis
تحلیل سیستم
system analyst
تحلیل گر سیستم
systems analyst
تحلیل گر سیستم
systems analysis
تحلیل سیستم
systems analyzer
تحلیل گر سیستم
Other Matches
crash conversion
تبدیل یک سیستم به سیستم دیگر به وسیله به پایان بردن عملیات سیستم قدیمی به هنگام اجرا شدن سیستم جدید
cost benefit analysis
تجزیه و تحلیل سود و زیان تحلیل هزینه و سود
market socialism
سوسیالیسم مبتنی بر بازار سیستم اقتصادی که در ان وسایل تولید در مالکیت عمومی بوده اما نیروهای بازار در این سیستم مکانیسم هماهنگ کننده را بوجود می اورند . سیستم اقتصادی یوگسلاوی مثال مشخصی ازاین نوع سیستم میباشد
runs
اجرای سیستم کامپیوتری قدیمی وجدید با هم برای بررسی سیستم جدید پیش از اینکه تنها سیستم مورد استفاده شود
run
اجرای سیستم کامپیوتری قدیمی وجدید با هم برای بررسی سیستم جدید پیش از اینکه تنها سیستم مورد استفاده شود
blessed folder
در یک سیستم Apple Maciontosh پرونده سیستم که حاوی فایل هایی است که به طور خودکار در هنگام روشن شدن سیستم بار شدند
sysgen
فرایند تغییر سیستم عامل عمومی دریافت شده ازفروشنده به سیستم مناسبی که نیازهای یکپارچه استفاده کننده را براورده می سازدتولید سیستم
peripheral
که به سیستم کامپیوتری اصلی متصل است . 2-هر وسیلهای که امکان ارتباط بین سیستم و خودش را فراهم کند ولی توسط سیستم اجرا نمیشود
integrated
نرم افزار مثل سیستم عامل و پردازشگر کلمه که در سیستم کامپیوتری ذخیره شده است و طبق نیازهای سیستم است
analysis staff
ستاد تجزیه و تحلیل کننده گروه تجزیه و تحلیل کننده
crater analysis
تجزیه و تحلیل قیف انفجار تجزیه و تحلیل قیف حاصله از انفجار گلوله ها
standby
سیستم ثانویی سیستم اصلی , که وقتی سیستم اصلی خراب شود استفادهمی شود
standbys
سیستم ثانویی سیستم اصلی , که وقتی سیستم اصلی خراب شود استفادهمی شود
policonic projection
سیستم تصویر چند مخروطی سیستم تهیه نقشه چندمخروطی
coupling
نوعی رابطه متقابل بین سیستم هایا خصوصیات یک سیستم
desk accessory
در یک سیستم Apple Macitosh امکان افزوده که سیستم را بهبود میبخشد
bifuel propulsion
سیستم خروج گاز با فشارحاصله از دو نوع سوخت سیستم جت دو سوختی
native
کامپایلری که کد تولید میکند که روی سیستم مشابه سیستم جاری اجرا میشود.
design phase
فرایند توسعه یک سیستم اطلاعاتی براساس نیازمندیهای سیستم از قبل تاسیس شده
chcp
در سیستم عاملهای OS \ MS DOS دستور سیستم که صفحه کد مورد استفاده را بیان میکند
download
فرایند انتقال اطلاعات از یک سیستم کامیپوتر مرکزی بزرگ به سیستم کامپیوترکوچک و دور
natives
کامپایلری که کد تولید میکند که روی سیستم مشابه سیستم جاری اجرا میشود.
diabatic process
پوسهای در یک سیستم ترمودینامیک که در ان انتقال انرژی بین داخل و خارج سیستم صورت میگیرد
ES IS
سیستم نهایی به سیستم میانی استاندار پروتکل OIS برای اینکه به کامپیوترهای میزبان
demands
نرم افزار سیستم که صفحات را از سیستم حافظه مجازی بازیابی میکند در صورت نیاز
demanded
نرم افزار سیستم که صفحات را از سیستم حافظه مجازی بازیابی میکند در صورت نیاز
demand
نرم افزار سیستم که صفحات را از سیستم حافظه مجازی بازیابی میکند در صورت نیاز
tar
سیستم فشرده سازی فایل روی کامپیوتر که سیستم عامل Unix را اجرا میکند
three phase four wire system
سیستم سه فازه باسیم نقطه ستاره سیستم چهارسیمه
standbys
سیستم پشتیبان که در صورت خرابی سیستم فعال میشود
system diagnostics
امکانات عیب شناسی سیستم تشخیص خرابی سیستم
automatic levelling
سیستم متعادل کننده خودکارهواپیما سیستم ترازکننده خودکار
standby
سیستم پشتیبان که در صورت خرابی سیستم فعال میشود
building block principle
طراحی سیستم برای ساختن سیستم بزرگتر modularity
mttf
متوسط مدت زمانی که در ان سیستم یا مولفه سیستم بدون خطا کار کندFailure To Time ean
bridge
سخت افزار یا نرم افزاری که به اجزای یک سیستم قدیمی اجازه استفاده در سیستم جدید میدهد
bridges
سخت افزار یا نرم افزاری که به اجزای یک سیستم قدیمی اجازه استفاده در سیستم جدید میدهد
bridged
سخت افزار یا نرم افزاری که به اجزای یک سیستم قدیمی اجازه استفاده در سیستم جدید میدهد
off load
انتقال کارها از یک سیستم کامپیوتری به سیستم دیگری که براحتی بار میشود قراردادن داده ها در یکدستگاه جانبی
desktop
در یک سیستم Apple Macitoshفایل سیستم برای ذخیره سازی اطلاعات در باره فایلهای روی دیسک یا حجم
failure
بخشی از سیستم عامل که خودکار که موقعیت فعلی سیستم و دادههای مربوطه را حفظ میکند پس از تشخیص خطا
failures
بخشی از سیستم عامل که خودکار که موقعیت فعلی سیستم و دادههای مربوطه را حفظ میکند پس از تشخیص خطا
lambert projection
سیستم لامبر یا سیستم نقشه برداری مخروطی
warm boot
شروع مجدد سیستم که معمولاگ سیستم عامل را هرباره بارمیکند ولی دیگر سخت افزار را بررسی نمیکند
expansion card
کارتی که به منظور نصب تراشه یا مدار اضافی به یک سیستم افزوده میشود تا این که قابلیت سیستم توسعه یابد
link encryption
خودکار کردن سیستم رمز اتصال سیستم رمز به یک سیستم مخابراتی خودکار
slices
مدت زمانی که به کاربر یا برنامه یاکا در یک سیستم چندکاره اختصاص داده شود. مدت زمانی که به یک کار در سیستم اشتراک زمانی داده شود یا در سیستم چند برنامهای
slice
مدت زمانی که به کاربر یا برنامه یاکا در یک سیستم چندکاره اختصاص داده شود. مدت زمانی که به یک کار در سیستم اشتراک زمانی داده شود یا در سیستم چند برنامهای
open
1-سیستم غیراختصاصی که تحت کنترل شرکتی نیست . 2-سیستمی که به صورت ساخته شده که سیستم عاملهای مختلف می توانند با هم کار کنند
opens
1-سیستم غیراختصاصی که تحت کنترل شرکتی نیست . 2-سیستمی که به صورت ساخته شده که سیستم عاملهای مختلف می توانند با هم کار کنند
teleran system
نوعی سیستم ناوبری که بااستفاده از رادارهای زمینی و سیستم تلویزیونی هواپیماهای سرگردان دراطراف محوطه فرودگاه را به باند هدایت میکند
opened
1-سیستم غیراختصاصی که تحت کنترل شرکتی نیست . 2-سیستمی که به صورت ساخته شده که سیستم عاملهای مختلف می توانند با هم کار کنند
designation system
سیستم تعیین وسایل سیستم انتخاب
system flowchart
نمودار گردش سیستم روندنمای سیستم
masters
ترمینالی در شبکه که نسبت به سایرین تقدم دارد و توسط مدیر سیستم برای تنظیم سیستم یا انجام دستورات مقدم به کار می رود
mastered
ترمینالی در شبکه که نسبت به سایرین تقدم دارد و توسط مدیر سیستم برای تنظیم سیستم یا انجام دستورات مقدم به کار می رود
master
ترمینالی در شبکه که نسبت به سایرین تقدم دارد و توسط مدیر سیستم برای تنظیم سیستم یا انجام دستورات مقدم به کار می رود
comsumption
تحلیل
erosion
تحلیل
resolution
تحلیل
resolutions
تحلیل
analysis
تحلیل
analyzer
تحلیل گر
analyst
تحلیل گر
corrosion
تحلیل
analysts
تحلیل گر
marasmic
تحلیل رو
absorbency
تحلیل
compatibility
پنجره یا بخشی در سیستم عامل که برنامه هایی را که برای سیستم عاملهای متفاورت ولی مربوط به هم نوشته شده اند را میتواند اجرا کند
fiddle away
تحلیل بردن
narcoanalysis
تحلیل تخدیری
dwindle
تحلیل رفتن
dwindled
تحلیل رفتن
eat
تحلیل رفتن
assimilating
تحلیل رفتن
assimilates
تحلیل رفتن
assimilated
تحلیل رفتن
eats
تحلیل رفتن
assimilate
تحلیل رفتن
incide
تحلیل بردنlooper
fault analysis
تحلیل عیب
path analysis
تحلیل مسیر
dwindles
تحلیل رفتن
dwindling
تحلیل رفتن
consumes
تحلیل رفتن
atrophied
تحلیل رفتن
atrophies
تحلیل رفتن
atrophy
تحلیل رفتن
atrophying
تحلیل رفتن
group analysis
تحلیل گروه
existential analysis
تحلیل وجودی
handwriting analysis
تحلیل دستخط
consumed
تحلیل رفتن
consume
تحلیل رفتن
undermine
تحلیل بردن
undermined
تحلیل بردن
undermines
تحلیل بردن
data analysis
تحلیل داده ها
frequency analysis
تحلیل بسامدی
daseinanalyse
تحلیل وجودی
operation analysis
تحلیل عملکرد
hypnoanalysis
تحلیل هیپنوتیسمی
criterion analysis
تحلیل ملاک
analysed
تحلیل کردن
resolutive
تحلیل برنده
sales analysis
تحلیل فروش
stability analysis
تحلیل ثبات
die down
تحلیل رفتن
economic analysis
تحلیل اقتصادی
analysis
تجزیه و تحلیل
static analysis
تحلیل ایستا
static analysis
تحلیل استاتیک
statistical analysis
تحلیل اماری
research and analysis
تجزیه و تحلیل
regression analysis
تحلیل برگشت
regression analysis
تحلیل رگرسیون
analyse
تحلیل کردن
analyses
تحلیل کردن
analysing
تحلیل کردن
analyzed
تحلیل کردن
analyzes
تحلیل کردن
analyzing
تحلیل کردن
emaciate
تحلیل رفتن
ego analysis
تحلیل خود
strode analysis
تحلیل ضربهای
dynamic analysis
تحلیل دینامیک
dynamic analysis
تحلیل پویا
profile analysis
تحلیل نیمرخ
probability analysis
تحلیل احتمالات
indifference analysis
تحلیل بی تفاوتی
item analysis
تحلیل پرسش
graphic analysis
تحلیل نگارهای
incorrodible
غیرقابل تحلیل
depth analysis
تحلیل عمقی
job analysis
تحلیل شغلی
income analysis
تحلیل درامد
prosternation
تحلیل نیرو
direct analysis
تحلیل رهنمودی
purchasing analyst
تحلیل گر خرید
network analysis
تحلیل شبکه
syntactical analysis
تحلیل نحوی
syntactical analysis
تحلیل ترکیبی
analysis
تحلیل کاوش
quantitative analysis
تحلیل مقداری
system analysis
تحلیل سازگان
quantitative analysis
تحلیل کمی
analysis
تحلیل جداگری
qualitative analysis
تحلیل کیفی
factor analysis
تحلیل عاملی
character analysis
تحلیل منش
motion analysis
تحلیل حرکات
analysand
تحلیل شونده
task analysis
تحلیل تکلیف
consumptives
تحلیل رفته
consumptible
تحلیل رفتنی
analitics
علم تحلیل
exhausted
تحلیل رفته
stubs
تحلیل بردن
benefit cost analysis
تحلیل فایده
stubbing
تحلیل بردن
variance analysis
تحلیل واریانس
analyzer
تحلیل کننده
lexical analysis
تحلیل لغوی
lithotripsy
خردسازی یا تحلیل
two way analysis
تحلیل دو عاملی
analysis of variance
تحلیل پراکنش
erosion
تحلیل تدریجی
trend analysis
تحلیل روند
muscular dystrophy
تحلیل عضلانی
analysis of variance
تحلیل واریانس
cluster analysis
تحلیل خوشهای
transactional analysis
تحلیل تبادلی
case analysis
تحلیل مورد
analysis of covariance
تحلیل هم پراکنش
value analysis
تحلیل ارزش
active analysis
تحلیل فعال
logic analysis
تحلیل منطقی
solvency
تحلیل بردنی
pulled
تحلیل رفته
wearing
تحلیل برنده
mental analysis
تحلیل ذهنی
blind analysis
تحلیل بی نام
stub
تحلیل بردن
consumptive
تحلیل رفته
lysis
تحلیل کافتن
corrodible
تحلیل رفتنی
marginal analysis
تحلیل نهائی
activity analysis
تحلیل فعالیت
psychoanalysis
تحلیل روانی
vector analysis
تحلیل برداری
stubbed
تحلیل بردن
content analysis
تحلیل محتوا
technical analysis
تجزیه و تحلیل تکنیکی
multi variate analysis
تحلیل چند متغیره
muscular dystrophy
تحلیل وفاسد عضلانی
wear off
تدریجا تحلیل رفتن
resoluble
تحلیل رفتنی حل شدنی
differential analyzer
تحلیل کننده تفاضلی
job analysis
تجزیه و تحلیل شغل
x ray analysis
تحلیل پرتو ایکس
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com