Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English
Persian
multivariate analysis
تحلیل چند متغیری
Other Matches
cost benefit analysis
تجزیه و تحلیل سود و زیان تحلیل هزینه و سود
bivariate
دو متغیری
univariate
یک متغیری
multivariate
چند متغیری
multivariable
چند متغیری
multivariate statistics
امار چند متغیری
multiple correlation
همبستگی چند متغیری
multiple cut off
برش چند متغیری
normal bivariate distribution
توزیع دو متغیری نرمال
multiple determination coefficient
ضریب تعین چند متغیری
multiple discriminant function
تابع تشخیص چند متغیری
multivariable multimethod matrix
ماتریس چند متغیری- چندروشی
multiple differential prediction
پیش بینی افتراقی چند متغیری
empties
هر متغیری که حاوی هیچ حرفی نیست
multiple absolute prediction
پیش بینی چند متغیری مطلق
emptier
هر متغیری که حاوی هیچ حرفی نیست
emptied
هر متغیری که حاوی هیچ حرفی نیست
empty
هر متغیری که حاوی هیچ حرفی نیست
emptiest
هر متغیری که حاوی هیچ حرفی نیست
argument
متغیری که یک عملگر یا تابع روی آن اعمال میشود
type
متغیری که فقط حروف الفبا عددی را می پذیرد
typed
متغیری که فقط حروف الفبا عددی را می پذیرد
types
متغیری که فقط حروف الفبا عددی را می پذیرد
arguments
متغیری که یک عملگر یا تابع روی آن اعمال میشود
types
متغیری که هر نوع داده مثل عددی , متن و... را می پذیرد
type
متغیری که هر نوع داده مثل عددی , متن و... را می پذیرد
typed
متغیری که هر نوع داده مثل عددی , متن و... را می پذیرد
mvt
چند برنامه نویسی با تعداد متغیری ازکارهاNumber Wariable a ultiprogrammingwith
analysis staff
ستاد تجزیه و تحلیل کننده گروه تجزیه و تحلیل کننده
subroutine
زیر تابعی که از هیچ متغیری حدا از آدرس عملوندها استفاده نمیکند
static
زیر تابعی که از هیچ متغیری جدا از آدرس ها عمودند استفاده نمیکند
scalar
متغیری که حاوی مقدار ثابت ونه نوع داده مختلط میباشد.
countering
1-وسیلهای که می شمرد 2-ثبات یا متغیری که محتوای آن با اعمالی که رخ میدهد افزایش یاکاهش مییابد
countered
1-وسیلهای که می شمرد 2-ثبات یا متغیری که محتوای آن با اعمالی که رخ میدهد افزایش یاکاهش مییابد
supernovae
ستاره دارای نور متغیری که روشنی اش صد میلیون برابر خورشید است .ابرنواختران
supernova
ستاره دارای نور متغیری که روشنی اش صد میلیون برابر خورشید است .ابرنواختران
supernovas
ستاره دارای نور متغیری که روشنی اش صد میلیون برابر خورشید است .ابرنواختران
counter
1-وسیلهای که می شمرد 2-ثبات یا متغیری که محتوای آن با اعمالی که رخ میدهد افزایش یاکاهش مییابد
crater analysis
تجزیه و تحلیل قیف انفجار تجزیه و تحلیل قیف حاصله از انفجار گلوله ها
local
متغیری که توسط توابع خاصی در بخش خاصی از برنامه کامپیوتر قابل دستیابی است
locals
متغیری که توسط توابع خاصی در بخش خاصی از برنامه کامپیوتر قابل دستیابی است
dummy
متغیری که مط ابق با اصول زبان تنظیم میشود. ولی در زمان اجرای برنامه جایگزین میشود
dummies
متغیری که مط ابق با اصول زبان تنظیم میشود. ولی در زمان اجرای برنامه جایگزین میشود
corrosion
تحلیل
comsumption
تحلیل
marasmic
تحلیل رو
analyzer
تحلیل گر
absorbency
تحلیل
resolutions
تحلیل
erosion
تحلیل
analyst
تحلیل گر
analysts
تحلیل گر
resolution
تحلیل
analysis
تحلیل
factor analysis
تحلیل عاملی
motion analysis
تحلیل حرکات
economic analysis
تحلیل اقتصادی
dynamic analysis
تحلیل دینامیک
dynamic analysis
تحلیل پویا
direct analysis
تحلیل رهنمودی
daseinanalyse
تحلیل وجودی
fiddle away
تحلیل بردن
die down
تحلیل رفتن
depth analysis
تحلیل عمقی
existential analysis
تحلیل وجودی
mental analysis
تحلیل ذهنی
data analysis
تحلیل داده ها
incide
تحلیل بردنlooper
hypnoanalysis
تحلیل هیپنوتیسمی
handwriting analysis
تحلیل دستخط
group analysis
تحلیل گروه
graphic analysis
تحلیل نگارهای
ego analysis
تحلیل خود
emaciate
تحلیل رفتن
frequency analysis
تحلیل بسامدی
income analysis
تحلیل درامد
incorrodible
غیرقابل تحلیل
marginal analysis
تحلیل نهائی
lysis
تحلیل کافتن
logic analysis
تحلیل منطقی
lithotripsy
خردسازی یا تحلیل
lexical analysis
تحلیل لغوی
job analysis
تحلیل شغلی
item analysis
تحلیل پرسش
indifference analysis
تحلیل بی تفاوتی
fault analysis
تحلیل عیب
systems analysis
تحلیل سیستم ها
systems analysis
تحلیل سیستم
systems analyst
تحلیل گر سیستم
system analyst
تحلیل گر سیستم
system analysis
تحلیل سازگان
system analysis
تحلیل سیستم
syntactical analysis
تحلیل ترکیبی
systems analyzer
تحلیل گر سیستم
task analysis
تحلیل تکلیف
transactional analysis
تحلیل تبادلی
wearing
تحلیل برنده
vector analysis
تحلیل برداری
variance analysis
تحلیل واریانس
value analysis
تحلیل ارزش
two way analysis
تحلیل دو عاملی
trend analysis
تحلیل روند
syntactical analysis
تحلیل نحوی
strode analysis
تحلیل ضربهای
qualitative analysis
تحلیل کیفی
purchasing analyst
تحلیل گر خرید
prosternation
تحلیل نیرو
profile analysis
تحلیل نیمرخ
path analysis
تحلیل مسیر
operation analysis
تحلیل عملکرد
network analysis
تحلیل شبکه
narcoanalysis
تحلیل تخدیری
quantitative analysis
تحلیل کمی
quantitative analysis
تحلیل مقداری
probability analysis
تحلیل احتمالات
statistical analysis
تحلیل اماری
static analysis
تحلیل استاتیک
static analysis
تحلیل ایستا
stability analysis
تحلیل ثبات
sales analysis
تحلیل فروش
resolutive
تحلیل برنده
research and analysis
تجزیه و تحلیل
regression analysis
تحلیل برگشت
regression analysis
تحلیل رگرسیون
atrophying
تحلیل رفتن
dwindles
تحلیل رفتن
dwindled
تحلیل رفتن
dwindle
تحلیل رفتن
analysand
تحلیل شونده
analysis of covariance
تحلیل هم پراکنش
analysis of variance
تحلیل واریانس
analysis of variance
تحلیل پراکنش
eats
تحلیل رفتن
eat
تحلیل رفتن
assimilating
تحلیل رفتن
assimilates
تحلیل رفتن
assimilated
تحلیل رفتن
assimilate
تحلیل رفتن
analysis
تحلیل جداگری
analysis
تجزیه و تحلیل
atrophied
تحلیل رفتن
analitics
علم تحلیل
active analysis
تحلیل فعال
atrophy
تحلیل رفتن
atrophies
تحلیل رفتن
consumes
تحلیل رفتن
consumed
تحلیل رفتن
consume
تحلیل رفتن
undermines
تحلیل بردن
consumptive
تحلیل رفته
consumptives
تحلیل رفته
psychoanalysis
تحلیل روانی
solvency
تحلیل بردنی
undermined
تحلیل بردن
muscular dystrophy
تحلیل عضلانی
pulled
تحلیل رفته
undermine
تحلیل بردن
dwindling
تحلیل رفتن
activity analysis
تحلیل فعالیت
analysis
تحلیل کاوش
benefit cost analysis
تحلیل فایده
stubs
تحلیل بردن
content analysis
تحلیل محتوا
analyse
تحلیل کردن
corrodible
تحلیل رفتنی
criterion analysis
تحلیل ملاک
stubbed
تحلیل بردن
stub
تحلیل بردن
analysed
تحلیل کردن
analyzing
تحلیل کردن
analyzes
تحلیل کردن
analyzed
تحلیل کردن
analyses
تحلیل کردن
analysing
تحلیل کردن
stubbing
تحلیل بردن
consumptible
تحلیل رفتنی
exhausted
تحلیل رفته
case analysis
تحلیل مورد
blind analysis
تحلیل بی نام
erosion
تحلیل تدریجی
analyzer
تحلیل کننده
character analysis
تحلیل منش
cluster analysis
تحلیل خوشهای
char
نوع دادهای که دادهای راکه محتوی متغیری است که بیان کننده یک حرف به کد ASC II است نشان میدهد
chars
نوع دادهای که دادهای راکه محتوی متغیری است که بیان کننده یک حرف به کد ASC II است نشان میدهد
charring
نوع دادهای که دادهای راکه محتوی متغیری است که بیان کننده یک حرف به کد ASC II است نشان میدهد
regression analysis
تجزیه و تحلیل رگرسیون
atrophying
تحلیل رفتگی اتروفی
atrophied
تحلیل رفتگی اتروفی
atrophies
تحلیل رفتگی اتروفی
atrophy
تحلیل رفتگی اتروفی
programmer analyst
برنامه نویس / تحلیل گر
program analyzer
تحلیل کننده برنامه
wear off
تدریجا تحلیل رفتن
problem analysis
تجزیه و تحلیل مسئله
resoluble
تحلیل رفتنی حل شدنی
time series analysis
تحلیل سریهای زمانی
thermolytic
وابسته به تحلیل گرما
correlation analysis
تجزیه و تحلیل همبستگی
what if analysis
تحلیل شرط و جزا
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com