Total search result: 202 (12 milliseconds) |
|
|
|
English |
Persian |
edge |
تخته مدار چاپ شده که چندین نقط ه تماس روی لبه اش دارد که باعث وارد شده آن در لبه اتصال میشود |
edges |
تخته مدار چاپ شده که چندین نقط ه تماس روی لبه اش دارد که باعث وارد شده آن در لبه اتصال میشود |
|
|
Other Matches |
|
de bounce |
جلوگیری از تماس با یک کلید که باعث چندین تماس میشود |
multi board computer |
کامپیوتری که چندین تخته مدار مجتمع دارد که به یک تخته اصلی وصل هستند |
pinning |
یکی از چندین قطعه سیم کوچک متصل به بسته مدار مجتماع که به IC امکان اتصال به تخته مدار میدهد |
pinned |
یکی از چندین قطعه سیم کوچک متصل به بسته مدار مجتماع که به IC امکان اتصال به تخته مدار میدهد |
pin |
یکی از چندین قطعه سیم کوچک متصل به بسته مدار مجتماع که به IC امکان اتصال به تخته مدار میدهد |
bounces |
جلوگیری از تماس با کلید که باعث چندین برخورد میشود |
bounce |
جلوگیری از تماس با کلید که باعث چندین برخورد میشود |
bounced |
جلوگیری از تماس با کلید که باعث چندین برخورد میشود |
multilayer |
تخته مدار چاپ شده که چندین لایه یا شیارهای هادی متصل دارد |
polarized |
ورودی ای که خصوصیتی دارد که باعث میشود فقط به یک طریق وارد سوکت شود |
pads |
ناحیهای از مس مسطح روی یک تخته مدار چاپی که محل اتصال سیمهای تشکیل دهنده مدار بوده و به وسیله ان انتقال میان سیمی از یک طرف تخته مدار چاپی به طرف دیگر صورت می گیرد پر کردن فیلدی از داده بافضای خالی دفترچه یادداشت |
pad |
ناحیهای از مس مسطح روی یک تخته مدار چاپی که محل اتصال سیمهای تشکیل دهنده مدار بوده و به وسیله ان انتقال میان سیمی از یک طرف تخته مدار چاپی به طرف دیگر صورت می گیرد پر کردن فیلدی از داده بافضای خالی دفترچه یادداشت |
campus environment |
محل بزرگی که چندین اتصال کاربر با چندین شبکه دارد مثل دانشگاه یا بیمارستان |
male connector |
ورودی با سوزنهای اتصال که وارد اتصال سادگی میشود تا اتصال الکتریکی برقرار میکند |
faxes |
کارت آداپتور که وارد یک حفره بزرگ میشود و باعث میشود کامپیوتر داده فکس را ارسال و دریافت کند |
faxing |
کارت آداپتور که وارد یک حفره بزرگ میشود و باعث میشود کامپیوتر داده فکس را ارسال و دریافت کند |
fax |
کارت آداپتور که وارد یک حفره بزرگ میشود و باعث میشود کامپیوتر داده فکس را ارسال و دریافت کند |
faxed |
کارت آداپتور که وارد یک حفره بزرگ میشود و باعث میشود کامپیوتر داده فکس را ارسال و دریافت کند |
expansion slots |
شکاف ها یا فضاهای خالی درون کامپیوتر اصلی برای اتصال تخته مدارهای کوچک به تخته مدار اصلی بکار می روند |
series |
4 تماس پی در پی با زمین که باعث گرفتن امتیاز 01 یاردپیشروی میشود |
hang up <idiom> |
جایی دردریافتی تلفن که باعث قطع تماس میشود |
jumpers |
اتصال موقت روی تخته مدار |
jumper |
اتصال موقت روی تخته مدار |
bare board |
تخته مدار بدون هیچ عنصری معمولاگ به تخته حافظه گفته میشود که هنوز هیچ قطعهای روی آن نصب نشده است |
self- |
قطعه RAM پوییا با مدار تو کار برای تولید سیگنالهای تنظیم کننده که باعث برگرداندن داده میشود وقتی که برق قط ع میشود با استفاده از باتری پشتیبان |
fully |
تخته مدار که همه قط عات را در یک محل دارد |
clogged ink jet nozzles |
اشکالی که در یک چاپگر پرتاب مرکبی پیش می اید و مربوط به زمانی است که مرکب باهوا تماس پیدا کرده و خشک میشود که در اینصورت درداخل و اطراف دهانک جمع شده و باعث مسدود شدن سیستم میشود |
delta clock |
مین میکند و باعث میشود کامپیوتر یا مدار از نو آغاز به کارکنند |
dry contact |
اتصال الکتریکی غلط که باعث خطای تمام نشدنی میشود |
port |
سوکت و مدار واسط که goystick وارد آن میشود |
burn out |
گرمای زیادی یا استفاده نادرست که باعث میشود یک مدار الکترونیک یا وسیله متوقف شود |
microcomputer |
تخته مدار چاپی اصی سیستم که بیشتر قط عات و اتصالات برای تختههای جانبی و... را دارد |
female |
سوراخی که سوزنی وارد آن میشود تا اتصال برقرار شود |
flutter |
کم و زیاد شدن سرعت نوار به علت مشکلات مدار یا مکانیکی که باعث اختلال سیگنال میشود |
fluttered |
کم و زیاد شدن سرعت نوار به علت مشکلات مدار یا مکانیکی که باعث اختلال سیگنال میشود |
fluttering |
کم و زیاد شدن سرعت نوار به علت مشکلات مدار یا مکانیکی که باعث اختلال سیگنال میشود |
flutters |
کم و زیاد شدن سرعت نوار به علت مشکلات مدار یا مکانیکی که باعث اختلال سیگنال میشود |
plug |
اتصالی که وارد سوکت میشود تا اتصال الکتریکی برقرار کند |
plugs |
اتصالی که وارد سوکت میشود تا اتصال الکتریکی برقرار کند |
plugging |
اتصالی که وارد سوکت میشود تا اتصال الکتریکی برقرار کند |
boarded |
تخته مدار چاپ شده که به سیستم وصل میشود تا کارایی آن را افزایش دهد |
board |
تخته مدار چاپ شده که به سیستم وصل میشود تا کارایی آن را افزایش دهد |
plugs |
مدار الکترونیکی کوچک که به راحتی وارد سیستم میشود تا توانش را افزایش دهد |
plug |
مدار الکترونیکی کوچک که به راحتی وارد سیستم میشود تا توانش را افزایش دهد |
plugging |
مدار الکترونیکی کوچک که به راحتی وارد سیستم میشود تا توانش را افزایش دهد |
sockets |
سوراخی که سوزن یا ورودی وارد میشود تا اتصال الکتریکی برقرار کند |
socket |
[سوراخی که سوزن یا ورودی وارد میشود تا اتصال الکتریکی برقرار کند] |
cards |
مجموعهای از شیارهای فلزی در انتهای لبه و روی سطح کارت که باعث ورود آن دراتصال لبه و ایجاد تماس الکتریکی میشود. |
card |
مجموعهای از شیارهای فلزی در انتهای لبه و روی سطح کارت که باعث ورود آن دراتصال لبه و ایجاد تماس الکتریکی میشود. |
simm |
تخته مدار کوچک و فشرده با یک لبه اتصال در امتداد یک لبه که قط عات حافظه فرفیت را حمل میکند |
flattest |
بسته مدار مجتمع که لبههای آن افقی هستند و باعث میشود وسیله مستقیماگ در PBS نصب شود و نیازی به سوراخها نیست |
flat |
بسته مدار مجتمع که لبههای آن افقی هستند و باعث میشود وسیله مستقیماگ در PBS نصب شود و نیازی به سوراخها نیست |
in circuit emulator |
ای که وسیله یا مدار مجتمع را تقلید میکند و وارد یک سیستم جدید یا خطادار میشود برای بررسی صحت کار ان |
crossfiring |
اتصال کوتاه بین دو سیم درسیستم احتراق که باعث احتراق نابهنگام میشود |
polarized |
اتصال لبه که یک سوراخ یا کلید دارد که مانع از نصب آن به صورت برعکس میشود |
edge card |
یک تخته مدار که دارای قطعات باریک اتصال در طول یک لبه بوده و برای متصل شدن بارابط لبه طراحی شده است |
BNC connector |
متصل کننده فلزی استوانهای شکل با هسته مسی که در انتهای کابل Coaxial قرار دارد و برای اتصال کابل ها به هم اسفاده میشود و با فشار دادن و چرخاندن استوانه فلزی دور دو سوزن قفل کنند و و صل میشود |
interfaces |
1-تغییر وسیله با افزودن مدار یا اتصال به آن برای ساخت سیستم ارتباطی استاندارد. 2-اتصال دو یا چند وسیله ناسازگار با هم با مدار برای برقراری ارتباط |
interface |
1-تغییر وسیله با افزودن مدار یا اتصال به آن برای ساخت سیستم ارتباطی استاندارد. 2-اتصال دو یا چند وسیله ناسازگار با هم با مدار برای برقراری ارتباط |
communication |
پردازندهای که شامل چندین تابع handshaking وتشخیص خطا برای چندین اتصال بین وسایل است |
composite circuit |
مدار الکترونیکی که از چندین مدار و قطعه کوچکتر تشکیل شده است |
ring |
سیستم کامپیوتر راه دور که کاربر به تلفن آن یک بار تماس می گیرد و امکان شماره گیری , قط ع تماس ,انتظار و سپس بماس مجدد دارد. |
connector |
وسیله فیزیکی با چندین اتصال فلزی که به وسایل اجازه اتصال به سادگی می دهند |
Thanks for calling back. |
با تشکر برای تماس. [به کسی گفته میشود که فرد تلفن خود را جواب نداده و بعدا دوباره تماس می گیرد.] |
boarded |
تخته مدار چاپ شده اصلی یک سیستم حاوی بیشتر اجزا و اتصالات برای سایر تخته ها |
board |
تخته مدار چاپ شده اصلی یک سیستم حاوی بیشتر اجزا و اتصالات برای سایر تخته ها |
busses |
خط وط ارتباطی که از چندین سیم برای اتصال بخشهای سخت افزاری مختلف بهم استفاده میکند و داده توسط مدارهای مختلف در درون سیستم منتقل میشود |
bussing |
خط وط ارتباطی که از چندین سیم برای اتصال بخشهای سخت افزاری مختلف بهم استفاده میکند و داده توسط مدارهای مختلف در درون سیستم منتقل میشود |
bussed |
خط وط ارتباطی که از چندین سیم برای اتصال بخشهای سخت افزاری مختلف بهم استفاده میکند و داده توسط مدارهای مختلف در درون سیستم منتقل میشود |
bus |
خط وط ارتباطی که از چندین سیم برای اتصال بخشهای سخت افزاری مختلف بهم استفاده میکند و داده توسط مدارهای مختلف در درون سیستم منتقل میشود |
busing |
خط وط ارتباطی که از چندین سیم برای اتصال بخشهای سخت افزاری مختلف بهم استفاده میکند و داده توسط مدارهای مختلف در درون سیستم منتقل میشود |
buses |
خط وط ارتباطی که از چندین سیم برای اتصال بخشهای سخت افزاری مختلف بهم استفاده میکند و داده توسط مدارهای مختلف در درون سیستم منتقل میشود |
bused |
خط وط ارتباطی که از چندین سیم برای اتصال بخشهای سخت افزاری مختلف بهم استفاده میکند و داده توسط مدارهای مختلف در درون سیستم منتقل میشود |
card |
کارتی که فقط حاوی شیارهای هادی است بین اتصال کارت اصلی و کارت اضافی که باعث میشود کارت اضافه به آسانی کارکند و بررسی شود در خارج از محفظه آن |
cards |
کارتی که فقط حاوی شیارهای هادی است بین اتصال کارت اصلی و کارت اضافی که باعث میشود کارت اضافه به آسانی کارکند و بررسی شود در خارج از محفظه آن |
circuits |
وسیله نصب مسط ح که شیارهای هادی فلزی دارد که روی سطح آن چاپ شده اند و پس از نصب اجزای دیگر مدار کامل میشود |
circuit |
وسیله نصب مسط ح که شیارهای هادی فلزی دارد که روی سطح آن چاپ شده اند و پس از نصب اجزای دیگر مدار کامل میشود |
board |
تخته جانبی که به تخته اصلی سیتم وصل میشود |
boarded |
تخته جانبی که به تخته اصلی سیتم وصل میشود |
daughter board |
تخته جانبی که به تخته اصلی سیستم وصل میشود |
universal |
آنچه از همه جا اعمال میشود یا در هر جایی استفاده میشود یا برای چندین کار استفاده میشود |
wake up |
کد وارد شدن در ترمینال راه دور برای بیان به کامپیوتر مرکزی که مقصد وارد شدن به آن محل را دارد |
workgroup |
خصوصیتی که به بستههای نرم افزاری استاندارد اضافه میشود که باعث کارایی بهتر آن در گروه کاربران شبکه میشود |
notice board |
1-تخته نصب شده در دیوار که نکات مهم روی آن قرار می گیرند. 2-نوعی تخته آگهی که پیام به کاربران نصب میشود |
contact |
محل اتصال تماس گرفتن |
contacting |
محل اتصال تماس گرفتن |
contacts |
محل اتصال تماس گرفتن |
contacted |
محل اتصال تماس گرفتن |
one hook |
مدار انفجاری که فقط به یک عامل انفجاری نیاز دارد مدار یک عامله |
contacting |
قطب اتصال تماس گرفتن کنتاکت |
contacts |
قطب اتصال تماس گرفتن کنتاکت |
contact |
قطب اتصال تماس گرفتن کنتاکت |
contacted |
قطب اتصال تماس گرفتن کنتاکت |
callers |
شخصی که تقاضای تماس دارد |
caller |
شخصی که تقاضای تماس دارد |
breadboard |
تخته مدار |
circuit board |
تخته مدار |
multipoint |
اتصال چندین باره به یک خط یا یک کامپیوتر |
holds |
زمان سپری شده توسط مدار ارتباطی حین تماس |
hold |
زمان سپری شده توسط مدار ارتباطی حین تماس |
printed circuit board |
تخته مدار چاپی |
footprint |
قسمتی از سطح لاستیک که بامسیر تماس دارد |
footprints |
قسمتی از سطح لاستیک که بامسیر تماس دارد |
cornet a pistons |
یکجورسازشیپوری که چندین دکمه دارد |
compound |
مدار یا تابع منط قی که از چندین ورودی که خروجی می سازد |
compounds |
مدار یا تابع منط قی که از چندین ورودی که خروجی می سازد |
compounded |
مدار یا تابع منط قی که از چندین ورودی که خروجی می سازد |
terminal board |
تخته اتصال سیم |
motherboard |
تخته مدار چاپی اصلی در سیستم |
commonest |
کانالی که به عنوان خط ارتباطی به چندین وسیله یا مدار به کار می رود |
common |
کانالی که به عنوان خط ارتباطی به چندین وسیله یا مدار به کار می رود |
commoners |
کانالی که به عنوان خط ارتباطی به چندین وسیله یا مدار به کار می رود |
combinational |
مدار الکترونیکی که از چندین عنصر متصل تشکیل شده است |
expansion interface |
تخته مدار که به یک فردامکان میدهد تا گردانندههای دیسک |
pcb |
Board Circuit Printed تخته مدار چاپی |
logic |
مدار الکترونیکی که از چندین دروازههای منط قی مثل EXOR,OR,AND تشکیل شده |
mode |
حالت کامپیوتر محاورهای که در آن متن جدید وارد شده جانشین متن قبلی میشود و طوری تنظیم میشود که فضا داشته باشد |
modes |
حالت کامپیوتر محاورهای که در آن متن جدید وارد شده جانشین متن قبلی میشود و طوری تنظیم میشود که فضا داشته باشد |
off screen image |
تصویری که در ابتدا در حافظه رسم میشود و پس به حافظه صفحه نمایش منتقل میشود تا باعث عمل نمایش سریع شود |
time |
روش ترکیب چندین سیگنال به یک سیگنال ترکیبی سریع , هر سیگنال ورودی الگوبرداری میشود و نتیجه ارسال میشود , گیرنده سیگنال را مجدداگ می سازد |
timed |
روش ترکیب چندین سیگنال به یک سیگنال ترکیبی سریع , هر سیگنال ورودی الگوبرداری میشود و نتیجه ارسال میشود , گیرنده سیگنال را مجدداگ می سازد |
times |
روش ترکیب چندین سیگنال به یک سیگنال ترکیبی سریع , هر سیگنال ورودی الگوبرداری میشود و نتیجه ارسال میشود , گیرنده سیگنال را مجدداگ می سازد |
circuit |
مدار الکترونیکی که از چندین دروازه منط ق تشکیل شده است مثل :Exor , OR , And |
circuits |
مدار الکترونیکی که از چندین دروازه منط ق تشکیل شده است مثل :Exor , OR , And |
main circuit connection |
اتصال مدار اصلی |
two phase connection |
اتصال یا مدار دو فازه |
allergen |
مادهای که باعث حساسیت میشود |
microcomputer |
ریزکامپیوتری که قط عات آن روی یک تخته مدار چاپ شده هستند |
edge |
اتصال طولانی که حاوی اتصالات فلزی است و اجازه تماس الکتریکی به کارت لبه میدهد |
edges |
اتصال طولانی که حاوی اتصالات فلزی است و اجازه تماس الکتریکی به کارت لبه میدهد |
warehousing system |
روشی که به موجب ان کالاهای وارداتی بدون پرداخت حقوق و عوارض گمرکی به مملکت وارد و انبار میشود و این عوارض درموقع عرضه برای فروش اخذ میشود |
drawbar pull |
فشار وارد به بازوی اتصال یابازوی کشش |
business |
که باعث میشود یک تجارت کار باشد |
q fever |
تب کیو که باعث ذات الریه میشود |
businesses |
که باعث میشود یک تجارت کار باشد |
averaging |
میانگین ناشی از محاسبه چندین عامل که ارزشی بیشتر از سایرین دارد |
average |
میانگین ناشی از محاسبه چندین عامل که ارزشی بیشتر از سایرین دارد |
averages |
میانگین ناشی از محاسبه چندین عامل که ارزشی بیشتر از سایرین دارد |
averaged |
میانگین ناشی از محاسبه چندین عامل که ارزشی بیشتر از سایرین دارد |
populated board |
یک تخته مدار چاپی که حاوی تمام مولفه ها الکترونیکی خود میباشد |
expansion |
تخته مدار چاپ شده متصل به سیستم برای افزایش کارایی آن |
French doors |
دری که تخته میانیش شیشه مستطیلی دارد |
French door |
دری که تخته میانیش شیشه مستطیلی دارد |
googly |
توپ پیچدار که در تماس بازمین از توپدار دور میشود |
switches |
یچ برای اتصال خط وط منبع تغذیه به مدار |
switched |
یچ برای اتصال خط وط منبع تغذیه به مدار |
switch |
یچ برای اتصال خط وط منبع تغذیه به مدار |
shortest |
اتصال مدار اتصالی پیدا کردن |
shorter |
اتصال مدار اتصالی پیدا کردن |
short |
اتصال مدار اتصالی پیدا کردن |
connect |
اتصال دو نقط ه مدار یا شبکه ارتباطی |
connects |
اتصال دو نقط ه مدار یا شبکه ارتباطی |
zero insertion force socket |
[قطعه ای که ترمینال های اتصال متحرک دارد و امکان درج قطعه بدون اعمال نیرو دارد سپس اهرم کوچکی می چرخد تا با لبه های قطعه برخورد کند] |
multiple |
معماری کامپیوتر موازی که یک ALU و باس داده و چندین واحد کنترل دارد |
cards |
تخته مدار چاپ شده که به سیستم متصل است برای افزایش کارایی آن |
logic |
تخته مدار چاپ شده حاوی دروازههای منط قی دودویی و نه قط عات آنالوگ |
micro |
ریز کامپیوتری که قط عات آن روی یک تخته مدار چاپی مجزا قرار دارند |
card |
تخته مدار چاپ شده که به سیستم متصل است برای افزایش کارایی آن |
micros |
ریز کامپیوتری که قط عات آن روی یک تخته مدار چاپی مجزا قرار دارند |
bias |
وضع نامنظم گوی که باعث چرخیدن ان میشود |
biases |
وضع نامنظم گوی که باعث چرخیدن ان میشود |
avalanches |
عملی که باعث انجام عملهای بعدی میشود |
avalanche |
عملی که باعث انجام عملهای بعدی میشود |
type ahead |
ویژگی ای که باعث از بین رفتن کلمه میشود |
sysop |
شخصی که سیستم تخته آگهی یا شبکه را نگه می دارد |
Cambridge ring |
استاندارد شبکه محلی برای وصل کردن چندین وسیله و کامپیوتر در یک اتصال حلقهای می سازد |
female |
استدلالی به همراه سوکتهایی که سوزنهای اتصال نری وارد آن می شوند |
unpopulated |
تخته مدار چاپ شده که درحال حاضر عنصری ندارد یا سوکت آن خالی است |
backspace |
کلیدی که باعث برگشت یک واحد به عقب یا چپ نشانه گر میشود |
template |
دستوری که باعث تنظیم توابع یا دستورات دیگر میشود |
fuse |
رسم جریان بالا که باعث آب شدن فیوز میشود |
fused |
رسم جریان بالا که باعث آب شدن فیوز میشود |
fatal error |
خطایی در برنامه یا وسیله که باعث آسیب سیستم میشود |
templates |
دستوری که باعث تنظیم توابع یا دستورات دیگر میشود |
clipboards |
تخته کوچکی که گیرهای برای نگاه داشتن کاغذ دارد |
clipboard |
تخته کوچکی که گیرهای برای نگاه داشتن کاغذ دارد |
tdm |
روش ترکیب چندین سیگنال به یک سیگنال ارسال سریع . هر سیگنال ورودی الگوبرداری میشود و نتیجه ارسال میشود. گیرنده سیگنال را مجدداگ می سازد |
exchanged stabilization fund |
مقصودتاسیسی است در ان پول خارجی و داخلی یک کاسه میشود و به این وسیله مظنه ارز خارجی ثابت نگهداشته میشود تا تنزل پول داخلی باعث رکود تجارت و عدم اعتماد نشود |
point |
نقط های در تخته مدار یا در نرم افزار که به مهندس امکان بررسی سیگنال یا داده را میدهد |
action |
که باعث میشود نشانه گر به میله عمل در بالای صفحه برود |
turpis causa |
عوض نامشروع و غیر قانونی که باعث فساد عقد میشود |
actions |
که باعث میشود نشانه گر به میله عمل در بالای صفحه برود |
rung |
[تکه ای افقی که باعث قویتر شدن ساختار سندلی میشود] |
CTR |
انتخاب این سه کلید با هم باعث شروع مجدد کامپیوتر میشود |
backspace |
کدی که باعث یک واحد برگشت نشانه گر در صفحه نمایش میشود |
leg before |
ضربه خوردن به پا پیش ازمیله که باعث سوختن توپزن میشود |
hits |
دوره کوتاه اختلال در خط ارتباطی که باعث خرابی داده میشود |
yips |
هیجان و نگرانی از فشارروحی مسابقه که باعث بازی غلط میشود |
hit |
دوره کوتاه اختلال در خط ارتباطی که باعث خرابی داده میشود |
over voltage protection |
وسیلهای که باعث میشود منبع تغذیه حد مط لوب را داشته باشد |
in off |
به کیسه انداختن گوی بیلیاردکه باعث کاستن امتیاز میشود |
hitting |
دوره کوتاه اختلال در خط ارتباطی که باعث خرابی داده میشود |
ctrl |
انتخاب این سه کلید با هم باعث شروع مجدد کامپیوتر میشود |
parallelled |
مدار و اتصال که امکان دریافت و ارسال داده موازی میدهد |
parallels |
مدار و اتصال که امکان دریافت و ارسال داده موازی میدهد |
parallelling |
مدار و اتصال که امکان دریافت و ارسال داده موازی میدهد |
paralleled |
مدار و اتصال که امکان دریافت و ارسال داده موازی میدهد |
paralleling |
مدار و اتصال که امکان دریافت و ارسال داده موازی میدهد |
parallel |
مدار و اتصال که امکان دریافت و ارسال داده موازی میدهد |
condition |
وضعیتی که پس از اعمال چندین خطا روی داده انجام میشود |