English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (19 milliseconds)
English Persian
decking تخته هائیکه برای قالب بندی دالهای بتنی بکار میروند
Other Matches
differential spoilers اسپویلرهای روی بال که بعنوان سطوح کنترل اولیه وثانویه برای حرکت حول محور طولی بکار میروند
panel formwork تخته قالب بندی بتن
zone bits بیتهای مخصوصی که درکنار بیتهای عددی برای نمایش کاراکترهای الفبایی بکار میروند
expansion slots شکاف ها یا فضاهای خالی درون کامپیوتر اصلی برای اتصال تخته مدارهای کوچک به تخته مدار اصلی بکار می روند
flag stones تخته سنگهایی که برای سنگ فرش بکار میرود
roller bandage نوار دراز پیچیده که برای زخم بندی بکار میرود
basic type single tier formwork قالب بندی نیمه لغزان با پایههای معادل ارتفاع قالب
drivers یک سری دستورالعمل که کامپیوتر از انها پیروی میکند تا اطلاعات را برای انتقال به دستگاه جانبی خاص یابازیابی از ان دوباره قالب بندی کند
driver یک سری دستورالعمل که کامپیوتر از انها پیروی میکند تا اطلاعات را برای انتقال به دستگاه جانبی خاص یابازیابی از ان دوباره قالب بندی کند
style sheet الگویی که برای تولید خودکار نحوه یا نوع یک متن مثل روش کار , کتاب , برنامه ,... از پیش فرمت و قالب بندی شده باشد
differential laser gyro دو اشعه لیزر با پلاریزاسیون یکسان که برای یک ژایروبکار میروند
planking تخته پوشی تخته بندی
boarded تخته مدار چاپ شده اصلی یک سیستم حاوی بیشتر اجزا و اتصالات برای سایر تخته ها
board تخته مدار چاپ شده اصلی یک سیستم حاوی بیشتر اجزا و اتصالات برای سایر تخته ها
formatting قالب بندی
form work قالب بندی
formwork قالب بندی
initialization قالب بندی
shuttering تخته بندی
planking تخته بندی
scaffolds تخته بندی
wainscoting تخته بندی
scaffold تخته بندی
lathing تخته بندی
weather board تخته گذاری کردن تخته بندی کردن
formwork with vacuum chambers قالب بندی با خلاء
formats قالب بندی کردن
reformat قالب بندی مجدد
format قالب بندی کردن
face fromwork قالب بندی نهائی
face framework قالب بندی نما
formlining پوشش قالب بندی
format file فایل قالب بندی
form lining پوشش قالب بندی
face formwork قالب بندی نهایی
on screen formating قالب بندی مرئی
off screen formatting قالب بندی نامریی
face formwork قالب بندی نما
physical format قالب بندی فیزیکی
shell formwork قالب بندی غلافی
slip formwork قالب بندی لغزان
space framing قالب بندی فضائی
sliding form قالب بندی کشویی
sheathing تخته بندی قائم
timberwork الوارکاری تخته بندی
patchboard تخته سیم بندی
plugboard تخته سیم بندی
patchboard تخته سرهم بندی
embedded formating command فرمان قالب بندی مندرج
data formatting statements احکام قالب بندی داده ها
formwork at cirved section قالب بندی در سطوح منحنی
logical format قالب بندی یا فرمت منطقی
automatic forming machine دستگاه قالب بندی خودکار
formwork exposed قالب بندی سطوح مرئی
formwork unexposed قالب بندی سطوح نامرئی
frameworks استخوان بندی قالب چهار دیواری
basic type double tier formwork قالب بندی بالارونده با تختههای مشابه
framework استخوان بندی قالب چهار دیواری
high level format فرمت یا قالب بندی سطح بالا
plaster of Paris گچ ویژه شکسته بندی و قالب گیری
boarded هیئت بازرگانی تخته بندی کردن
board هیئت بازرگانی تخته بندی کردن
corrugated cardboard مقوای محکمی که در بسته بندی بکار می رود
scaffolds سکوب یا چهار چوب تخته بندی کردن
scaffold سکوب یا چهار چوب تخته بندی کردن
future promissory زمان اینده التزامی که برای اول شخص will و برای شخص دوم shall بکار می برند
packaging ماده محافظ اشیا که بسته بندی می شوند. مواد جذاب برای بسته بندی کالاها
guard rail نرده هائیکه در دوطرف پل جهت عابرین ساخته میشود
wall board تخته برای چوبکاری دیوار
pine design طرح درخت کاج [که بیشتر در طرح های بندی خشتی و درختی بکار می رود.]
stepper چیزی که برای پله بکار می رود
putlog تیر وتخته روی تخته بندی ساختمان که معماران پا روی ان میگذارند کف چوب بست
putlock تیر وتخته روی تخته بندی ساختمان که معماران پا روی ان میگذارند کف چوب بست
draught board تخته شطرنجی برای بازی چکرز
polyonging بکار بردن چند نام برای یک چیز
fucus رنگی که برای زیبایی پوست بکار میرود
wisha برای بیان تعجب فراوان بکار میرود
pulsatilla شیره شقایق که برای دارو بکار می رود
it is of no use to us بکار ما یا بدرد ما نمیخورد سودی برای ما ندارد
bathometer دستگاهی که برای تعیین عمق اب بکار میرود
boring tubes لوله هایی که برای حفاری بکار میرود
applied برای هدف معین بکار رفته کاربسته
object computer OB بکار می رودکامپیوتری که برای اجرای یک برنامه ECT
software mointor برنامهای که برای اهداف سنجش بکار می رود
polyonymy بکار بردن چند نام برای یک چیز
white line خط سفیدی که برای تمایز وتشخیص بکار رود
blacktop موادی که برای اسفالت خیابان بکار میرود
kickboard تخته شنای 07 سانتیمتری برای کمک به نواموز
times 1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش
time 1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش
timed 1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش
normal قالب استاندارد برای فضای ذخیره سازی داده
part قالب زمان معروف برای ترتیب استاندارد MIDI
black designation علامت مخصوص برای ارتباط طبقه بندی شده حامل پیام طبقه بندی شده
muller سنگی که برای ساییدن دارو یا رنگ بکار میبرند
boast : خرده الماسی که برای شیشه بری بکار رود
boasts : خرده الماسی که برای شیشه بری بکار رود
listerine یکجور محلول که برای پلشت بری بکار میبرند
inoculum مادهای که برای مایه کوبی وتلقیح بکار میرود
boasted : خرده الماسی که برای شیشه بری بکار رود
excipient مادهای که برای جذب یاترقیق داروئی بکار برند
gasogene مادهای که برای ساختن اب گاز دار بکار میرود
aquaplane قطعهء چوبی که برای اسکی ابی بکار میرود
cullet خرده شیشهای که برای خمیرشیشه گری بکار می رود
balbriggan یکنوع پارچهء نخی که برای زیرپوش بکار میرود
hypodermic syringe کوچکی که برای تزریقات تحت جلدی بکار میرود
tailboard تخته عقب گاری وکامیون برای تخلیه بار
fulham طاس تخته نردی که برای تقلب ساخته شده
stringer قطعه چوب اضافی برای استحکام تخته موج
stringers قطعه چوب اضافی برای استحکام تخته موج
tiff قالب فایل استاندارد برای ذخیره سازی تصاویر گرافیکی
tiffs قالب فایل استاندارد برای ذخیره سازی تصاویر گرافیکی
Vxtreme قالب به کار رفته برای محل رشته ویدیویی در اینترنت
print chart فرمی که برای شرح قالب گزارش خروجی از یک چاپگربکار می رود
tag image file format قالب فایل استاندارد برای ذخیره سازی تصاویر گرافیکی
line ahead کشتی هایی که پشت سر هم میروند
nixie tube یک لامپ خلاء که برای نمایش اعداد ناخوانا بکار می رود
serinette ارغنوان کوچک دستی که برای سروداموزی به پرندگان بکار میرود
windlasses ماشین هایی که برای کشیدن یا بالا اوردن اب بکار میرود
court plume پرهای شتر مرغ که برای ارایش درموی سر بکار برند
windlass ماشین هایی که برای کشیدن یا بالا اوردن اب بکار میرود
check sum جمع ارقام یا بیت ها که برای اهداف ازمایشی بکار می رود
buff stick بدان پیچیده است و برای پرداخت کردن بکار میبرند
gibberish اصطلاحی که برای بیان لازم نبودن داده بکار می رود
wetting مایعی که برای تر ساختن یاخمیر کردن چیزی بکار رود
poetaster is pejorative word شاعرک واژه ایست که برای تحقیر شاعر بکار میرود
laniard طناب کوتاهی که برای نگاه داشتن چیزی بکار میرود
stop bath ابگونه اسیدی که برای تثبیت عکس وفیلم بکار میرود
bow compass نوعی پرگار که برای رسم دایرههای کوچک بکار میرود
wet blanket پتوی خیسی که برای خاموش کردن اتش بکار رود
wet blankets پتوی خیسی که برای خاموش کردن اتش بکار رود
clipboards تخته کوچکی که گیرهای برای نگاه داشتن کاغذ دارد
clipboard تخته کوچکی که گیرهای برای نگاه داشتن کاغذ دارد
laced valley [شیار ساخته شده از کاشی یا تخته سنگ برای عبور آب]
gun تخته بزرگ وسنگین موج سواری برای موجهای سنگین
guns تخته بزرگ وسنگین موج سواری برای موجهای سنگین
skim board تخته گرد یا مربع مستطیل برای موج سواری در اب کم عمق
hundreds and thousands یکجور شیرینی که مانند است به ساچمه و برای ارایش بکار میرود
gluteus یکی از سه عضله سرینی که برای حرکت دادن ران بکار میرود
slander درCL این کلمه تنها برای افترای شفاهی بکار می رود
slandered درCL این کلمه تنها برای افترای شفاهی بکار می رود
z 0 یک تراشه پردازنده 8 بیتی که به عنوان مبنایی برای ریزکامپیوترها بکار می رود
additions رکوردی که برای بهنگام سازی رکورد اصلی فایل بکار می رود
addition رکوردی که برای بهنگام سازی رکورد اصلی فایل بکار می رود
calliper نوعی پرگار که برای اندازه گیری ضخامت یا قطراجسام بکار میرود
caliper نوعی پرگار که برای اندازه گیری ضخامت یا قطراجسام بکار میرود
winching پیچ هرنوع ماشین یا دستگاهی که برای کشیدن بکار رود هندل
chucks جوجه مرغ تکان صدایی که برای راندن حیوان بکار میرود
chucked جوجه مرغ تکان صدایی که برای راندن حیوان بکار میرود
power house building ساختمانهائی که برای نصب ونگهداری تجهیزات نیروی برق بکار می روند
winched پیچ هرنوع ماشین یا دستگاهی که برای کشیدن بکار رود هندل
splint نوار یا تراشه ایکه برای بستن استخوان شکسته بکار میرود
dry pack مخلوطی از سیمان و ماسه که برای مرمت ترکهای بتن بکار میرود
slandering درCL این کلمه تنها برای افترای شفاهی بکار می رود
dipstick میله یا چوبی که برای اندازه گیری عمق چیزی بکار می رود
dipsticks میله یا چوبی که برای اندازه گیری عمق چیزی بکار می رود
slanders درCL این کلمه تنها برای افترای شفاهی بکار می رود
bock یکنوع چرم پوست گوسفند که برای صحافی بکار میرود تیماج
nundinal letter حرفی برای نامیدن هریک ازهشت روز بازار بکار میرفت
winch پیچ هرنوع ماشین یا دستگاهی که برای کشیدن بکار رود هندل
chuck جوجه مرغ تکان صدایی که برای راندن حیوان بکار میرود
winches پیچ هرنوع ماشین یا دستگاهی که برای کشیدن بکار رود هندل
pit board تخته برای دادن اطلاعات لازم به راننده معین در گروه کمکی
froe ابزاری شبیه گوه که برای شکاف تخته والوار بار میرود
expansion تخته مدار چاپ شده متصل به سیستم برای افزایش کارایی آن
list فضای ذخیره سازی موقت در قالب LIFO برای لیست از موضوعات داده
fractal قالب فایل برای ذخیره سازی تصاویر گرافیکی که فشرده شده اند
layers بخشی که موافق قالب به کدها و تقاضا برای اتصال شروع /خاتمه است
layer بخشی که موافق قالب به کدها و تقاضا برای اتصال شروع /خاتمه است
they rate as tonic drugs انها جزو داروهای نیروبخش بشمار میروند
collagteral trust bonds قرضه هائیکه قرضه یا سهام دیگری به عنوان پشتوانه داشته باشند
vegetable oil روغنهای نباتی که تا قبل ازسال 5391 برای روغنکاری بکار میرفته اند
prunella پارچه پشمی که برای رویه کفش بکار میرودوپیشتربرای ردای وکیلان است
langridge اهن پارهای که برای خراب کردن بادبان و اسباب کشتی بکار میرود
coffins جعبه ایست که برای عملیات تنبوشه گذاری در ماسه سیال بکار میرود
monochord الت یک سیمه که برای نمایش نسبت میان صداهای موسیقی بکار میرود
coffin جعبه ایست که برای عملیات تنبوشه گذاری در ماسه سیال بکار میرود
law calf پوست گوساله رنگ نشده که برای جلد کتابهای قانون بکار می برند
vibrator منبع مکانیکی تولید نوسانات سینوسی که اغلب برای تست بکار میرود
vibrators منبع مکانیکی تولید نوسانات سینوسی که اغلب برای تست بکار میرود
leno یکجور تور یا گارس که برای پوشش و ارایش کلاه و پرده بکار میرود
junk ریسمان پاره که برای بافتن بور یا درست کردن پوشال بکار می رود
bolster کیسه یا توری حاوی سنگ شکسته که برای کنترل فرسایش بکار میرود
langrel اهن پارهای که برای خراب کردن بادبان و اسباب کشتی بکار میرود
bolstered کیسه یا توری حاوی سنگ شکسته که برای کنترل فرسایش بکار میرود
jeweller's putty گرد قلع و سرب که برای پاک کردن شیشه و فلز بکار می برند
putty powder گرد قلع و سرب که برای پاک کردن شیشه و فلز بکار می برند
malines تور فریف ابریشمی و اهاردارکه برای لباس وکلاه زنانه بکار میبرند
bolsters کیسه یا توری حاوی سنگ شکسته که برای کنترل فرسایش بکار میرود
langrage اهن پارهای که برای خراب کردن بادبان و اسباب کشتی بکار میرود
land plaster صخره گچی فریفی که بعنوان کود برای اصلاح خاک بکار میرود
bookend تخته یاچیز دیگری که درانتهای ردیف کتب برای نگاهداری انهامی گذارند
cards تخته مدار چاپ شده که به سیستم متصل است برای افزایش کارایی آن
bookends تخته یاچیز دیگری که درانتهای ردیف کتب برای نگاهداری انهامی گذارند
card تخته مدار چاپ شده که به سیستم متصل است برای افزایش کارایی آن
whitebait ماهی کوچک که بهعنوان طعمهی ماهیگیری بهکار میروند
characters یکی از نمادهای مقدماتی که برای بیان اطلاعات بصورت مجزا یا ترکیبی بکار میرود
character یکی از نمادهای مقدماتی که برای بیان اطلاعات بصورت مجزا یا ترکیبی بکار میرود
strobe سیگنالی که برای اغاز انتقال داده میان یک دستگاه جانبی وکامپیوتر بکار می رود
cyaniding عملیات حرارتی که برای سخت کردن پوسته الیاژهای اهن دار بکار می رود
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com