English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 154 (8 milliseconds)
English Persian
static allocation تخصیص ایستا
Search result with all words
static storage allocation تخصیص انباره ایستا
Other Matches
dynamic storage allocation تخصیص انباره پویا تخصیص حافظه پویا
stagnant ایستا
stagnation ایستا
static ram RA ایستا
static ایستا
stationary ایستا
resting ایستا
static analysis تحلیل ایستا
static refresh بازسازی ایستا
static ram حافظه ایستا
static relocation جابجاسازی ایستا
static memory حافظه ایستا
freeze-frame قاب ایستا
static file فایل ایستا
staticize ایستا ساختن
static structure ساخت ایستا
static storage انباره ایستا
static economy اقتصاد ایستا
static dump روبرداری ایستا
static dump روگرفت ایستا
static balance بالانس ایستا
static balance توازن ایستا
freeze-frames قاب ایستا
static file پرونده ایستا
portraint orientation شکل ایستا
portable standard چراغ ایستا
photostatic ایستا نوری
static relocation جابجایی ایستا
standing part قسمت ایستا
static equilibrium تعادل ایستا
static analysis تجزیه و تحلیل ایستا
statics مبحث اجسام ایستا
impluse withstand voltage فشار ضربهای ایستا
self supporting tower برج خود ایستا
monte carlo method روش بررسی ایستا
terminal and stay resident program برنامه مقیم پایانی ایستا
static random access memory حافظه دستیابی مستقیم ایستا
tsr برنامه مقیم پایانی ایستا
statip shift register ثبات تغییر مکان ایستا
smog میدان مغناطیسی گسترده و الکتریسته ایستا که با قط عات الکترونیکی ایجاد شده است
designation تخصیص
admensuration تخصیص
appropriation تخصیص
admeasurement تخصیص
designations تخصیص
recognition تخصیص
dedication تخصیص
attribution تخصیص
allocations تخصیص
allocation تخصیص
dedications تخصیص
consecration تخصیص
earmark تخصیص
earmarks تخصیص
allotment تخصیص
devotion تخصیص
allotments تخصیص
assignability تخصیص دادنی
to earmark something for something تخصیص دادن
budgetary appropriations تخصیص بودجه
denominate تخصیص دادن به
cost allocation تخصیص هزینه
capital appropiation تخصیص سرمایه
dynamic allocation تخصیص پویا
storage allocation تخصیص حافظه
assign تخصیص دادن
resource allocation تخصیص منابع
reallocation تخصیص مجدد
allot تخصیص دادن
allocate تخصیص دادن
storage allocation تخصیص انباره
bequeaths تخصیص دادن به
asides تخصیص دادن
allotting تخصیص دادن
aside تخصیص دادن
allocate تخصیص دادن
designing تخصیص دادن
designs تخصیص دادن
allotments تخصیص توزیع
assignments تخصیص اسناد
assignment تخصیص اسناد
allotment تخصیص توزیع
allot تخصیص دادن
allotted تخصیص دادن
allocator تخصیص دهنده
allots تخصیص دادن
bequeathed تخصیص دادن به
bequeathing تخصیص دادن به
appropriation تخصیص وجه
allocating تخصیص دادن
bequeath تخصیص دادن به
allocation of resources تخصیص منابع
allocation function تابع تخصیص
design تخصیص دادن
allocates تخصیص دادن
allotment واگذارسهمیه تخصیص نیروها
allotments واگذارسهمیه تخصیص نیروها
allocated <adj.> <past-p.> تخصیص داده شده
gives رساندن تخصیص دادن
attached <adj.> <past-p.> تخصیص داده شده
allotted <adj.> <past-p.> تخصیص داده شده
assigned <adj.> <past-p.> تخصیص داده شده
give رساندن تخصیص دادن
misallocation of resources تخصیص نادرست منابع
giving رساندن تخصیص دادن
designates تخصیص دادن برگزیدن
specifiable قابل تعیین یا تخصیص
designating تخصیص دادن برگزیدن
efficient allocation of resources تخصیص کارای منابع
designatory وابسته به تخصیص و تعیین
designate تخصیص دادن برگزیدن
allocated تخصیص داده شده
assignable قابل تعیین و تخصیص
appropriation limitation محدودیت تخصیص اعتبار
optimum allocation of resources تخصیص مطلوب منابع
sanctifying تصدیق کردن تخصیص دادن
sancify برای امرمقدسی تخصیص دادن
apportioning تقسیم کردن تخصیص دادن
preassigned قبلا تخصیص داده شده
manpower loading chart نمودار تخصیص نیروی انسانی
file allocation table جدول تخصیص جای فایل
sanctifies تصدیق کردن تخصیص دادن
set aside باطل کردن تخصیص دادن
consecrating ویژه کردن تخصیص دادن
sanctify تصدیق کردن تخصیص دادن
apportions تقسیم کردن تخصیص دادن
apportion تقسیم کردن تخصیص دادن
consecrates ویژه کردن تخصیص دادن
consecrate ویژه کردن تخصیص دادن
apportioned تقسیم کردن تخصیص دادن
appropriation language شرح جزئیات بودجه و منظوراز تخصیص ان
assignment of space تخصیص جا برای انبار کردن اماد
socializing بکارهای اجتماعی تخصیص دادن بصورت سوسیالیستی دراوردن
socializes بکارهای اجتماعی تخصیص دادن بصورت سوسیالیستی دراوردن
socialized بکارهای اجتماعی تخصیص دادن بصورت سوسیالیستی دراوردن
socialize بکارهای اجتماعی تخصیص دادن بصورت سوسیالیستی دراوردن
socialised بکارهای اجتماعی تخصیص دادن بصورت سوسیالیستی دراوردن
socialises بکارهای اجتماعی تخصیص دادن بصورت سوسیالیستی دراوردن
socialising بکارهای اجتماعی تخصیص دادن بصورت سوسیالیستی دراوردن
lady chapel کلیسا یا محراب کلیسایی که به مریم باکره تخصیص داده شده
pseudo random قط عات حافظه RAM پویا , که قادر به تنظیم مجدد هستند و بنابراین فاهری مشابه قطعه , RAM ایستا دارند
designating انتخاب کردن تعیین کردن تخصیص دادن
designates انتخاب کردن تعیین کردن تخصیص دادن
designate انتخاب کردن تعیین کردن تخصیص دادن
earmarked stock موجودی تخصیص یافته موجودی اختصاصی
anti- ماده کائوچویی خاص برای عبور بار الکتریکی ایستا به یک زمین الکتریکی . یک اپراتور ماده را پیش از کنترل اعضای الکترونیکی حساس که ممکن است در اثر الکتریسیته ساکن آسیب ببیند کنترل میکند
assigning نسبت دادن تخصیص دادن
assigns نسبت دادن تخصیص دادن
assigned نسبت دادن تخصیص دادن
assign نسبت دادن تخصیص دادن
allotment advice پیشنهاد تخصیص حقوق یاپرسنل پیشنهاد سهمیه بندی حقوق یا پرسنل
subvention اعانه تخصیص اعانه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com