English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (15 milliseconds)
English Persian
offender تخطی کننده
offenders تخطی کننده
Other Matches
encroachments تخطی
outrage تخطی
trespassed تخطی
trespass تخطی
encroachment تخطی
trespasses تخطی
trepass تخطی
offending تخطی
outraging تخطی
trespassing تخطی
outrages تخطی
aggression تخطی
violation تخطی
outraged تخطی
offend تخطی کردن
exceed تخطی کردن از
transgressing تخطی کردن از
transgresses تخطی کردن از
transgressed تخطی کردن از
transgress تخطی کردن از
offends تخطی کردن
offended تخطی کردن
injury تخطی تجاوز
encroached تخطی کردن
exceeds تخطی کردن از
exceeded تخطی کردن از
encroach تخطی کردن
encroaches تخطی کردن
trepass تخطی کردن تخلف
offend against the law تخطی کردن از قانون
encroaches تجاوز و تخطی کردن
misdemeanors بزه تخطی از قانون
misdemeanor بزه تخطی از قانون
violability قابلیت غصب یا تخطی
misdemeanour بزه تخطی از قانون
misdemeanours بزه تخطی از قانون
infringement on others rights تخطی به حقوق دیگران
encroached تجاوز و تخطی کردن
encroach تجاوز و تخطی کردن
trespassing تجاوز یا تعدی یا تخطی کردن
trespass تجاوز یا تعدی یا تخطی کردن
trespassed تجاوز یا تعدی یا تخطی کردن
trespasses تجاوز یا تعدی یا تخطی کردن
violable تجاوز کردنی تخطی پذیر
corrector جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
encroachment تخطی به حقوق دیگران یا سرزمین دیگران
encroachments تخطی به حقوق دیگران یا سرزمین دیگران
encroaches تخطی کردن تجاوز کردن
impinged تخطی کردن حمله کردن
encroached تخطی کردن تجاوز کردن
impinge تخطی کردن حمله کردن
impinges تخطی کردن حمله کردن
contravening نقض کردن تخطی کردن
contravenes نقض کردن تخطی کردن
contravened نقض کردن تخطی کردن
contravene نقض کردن تخطی کردن
encroach تخطی کردن تجاوز کردن
infringing تخلف کردن تجاوز کردن تجاور یا تخطی کردن
infringed تخلف کردن تجاوز کردن تجاور یا تخطی کردن
infringe تخلف کردن تجاوز کردن تجاور یا تخطی کردن
infringes تخلف کردن تجاوز کردن تجاور یا تخطی کردن
altitude/height hold متوقف کننده سقف پروازهواپیما محدود کننده خودکارارتفاع پرواز هواپیما
marshaller هدایت کننده به محل تجمع جمع اوری کننده یکان
propounder ابراز کننده یا مطرح کننده وصیت نامه در دادگاه امورحسبی
inhibitor کنترل کننده سوزش خرج موشک ممانعت کننده ازاشتعال
quick disconnect coupling کوپلینگی برای لولههای ی سیالات دارای دریچههای مسدود کننده و اجزاء اب بندی- کننده
primer وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
primers وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
sensor گیرنده یادریافت کننده خاطرات حسی ضبط کننده
homogeneous computer network یچ کننده و توزیع کننده که همه کانالهای داده آن از پروتکل و نرخ ارسال یکسان استفاده می کنند
steam fitter نصب کننده وتعمیر کننده لولههای بخار
interceptor هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
vasomotor اعصاب تنگ کننده وگشاد کننده رگها
makgi boowi نقاط حمله کننده و دفاع کننده تکواندو
distractive گیج کننده برگرداننده یا اشغال کننده فکر
del credere وصول کننده مطالبات تضمین کننده طلبها
changer دواتصال کننده که اتصال کننده مادگی را به نری
interceptors هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
detonator منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
detonators منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
search jammer تولید کننده پارازیت در انتن رادار وسیله جلوگیری کننده از تجسس رادار وسیله جلوگیری کننده از مراقبت
claqueur تشویق کننده [یا هو کننده] استخدام شده
suppressive خنثی کننده اتش سرکوب کننده
prepossessing مجذوب کننده جلب توجه کننده
sprining charge خرج چال کننده یا گود کننده
expostulator سرزنش کننده نصیحت کننده باسرزنش
padding پنهان کننده یااستتار کننده پیامها
stop order دستور عدم پرداخت از طرف صادر کننده سند مالی به مرجع پرداخت کننده
astigmatizer وسیله استیگمات کننده وسیله تقویت کننده مسافت یاب برای دیدن نور کم در شب
oppressive خورد کننده ناراحت کننده
contractive جمع کننده چوروک کننده
corruptor فاسد کننده منحرف کننده
transmitter منتقل کننده مخابره کننده
coordinator هم اهنگ کننده هماهنگ کننده
modifiers اصلاح کننده تعدیل کننده
thickener غلیظ کننده پرپشت کننده
discriminant تفکیک کننده جدا کننده
favourer یاری کننده مساعدت کننده
modifier اصلاح کننده تعدیل کننده
thwarter خنثی کننده مسدود کننده
divider جدا کننده تقسیم کننده
hanger اویزان کننده معلق کننده
designative اشاره کننده تعیین کننده
vibrators ارتعاش کننده نوسان کننده
vibrator ارتعاش کننده نوسان کننده
striking force نیروی تک کننده یا کمین کننده
toasters سرخ کننده برشته کننده
sniffy افهار تنفر کننده فن فن کننده
toaster سرخ کننده برشته کننده
desolator ویران کننده متروک کننده
desolater ویران کننده متروک کننده
presenters ارائه کننده معرفی کننده
provisioner تدارک کننده تهیه کننده
hangers اویزان کننده معلق کننده
lifter مرتفع کننده برطرف کننده
preventive حفافت کننده جلوگیری کننده
diverting سرگرم کننده منحرف کننده
suberter سرنگون کننده تضعیف کننده
transmitters منتقل کننده مخابره کننده
corrupter فاسد کننده منحرف کننده
trimmer دستکاری کننده صاف کننده
presenter ارائه کننده معرفی کننده
intermediaries وساطت کننده مداخله کننده
insulators جدا کننده عایق کننده
modulator demodulator تلفیق کننده- تفکیک کننده
venerator تکریم کننده ستایش کننده
whetstone تیز کننده تند کننده
cogitator اندیشه کننده مطالعه کننده
practicer تمرین کننده مشق کننده
thickeners غلیظ کننده پرپشت کننده
supplicant درخواست کننده تضرع کننده
supplicants درخواست کننده تضرع کننده
spell binder مسحور کننده مجذوب کننده
intermediary وساطت کننده مداخله کننده
prosecutors پیگرد کننده تعقیب کننده
gesticulant اشاره کننده وحرکت کننده
presentor ارائه کننده معرفی کننده
homager تجلیل کننده کرنش کننده
accaimer هلهله کننده تحسین کننده
acknowledger تصدیق کننده قبول کننده
prosecutor پیگرد کننده تعقیب کننده
the producer and the consumer تولید کننده و مصرف کننده
insulator جدا کننده عایق کننده
skeletonizer تهیه کننده استخوان بندی یا کالبد چیزی تهیه کننده رئوس مطالب
fuel cooled oil cooler خنک کننده روغن که در ان ازسوخت بعنوان ماده خنک کننده استفاده میشود
dragger شرکت کننده در مسابقه اتومبیلرانی سرعت شرکت کننده درمسابقه سرعت موتورسیکلت رانی شرکت کننده در مسابقه قایقرانی سرعت
procuring activity یکان تهیه کننده و تحویل دهنده اماد قسمت اماد کننده
plasticizer ماده سخت کننده و کشدار کننده خرج انفجار یا خرج تلاش
parity bit عدد یا علامت طراز کننده متعادل کننده عدد تعادل
agent authentication معرفی قسمت مخابره کننده اعلام معرف مخابره کننده
component اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
components اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
user freindly اسان برای استفاده کننده ارتباط دوستانه با استفاده کننده سیستم محاسباتی که امکانات لازم برای توانایی هاو محدودیتهای اپراتور رافراهم می سازد
dismantling shot تیر قطعه قطعه کننده گلوله تخریب کننده
voltage stabilizer تثبیت کننده فشار الکتریکی تثبیت کننده ولتاژ
family محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
families محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
tipper کج کننده واژگون کننده
army component نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات یکان زمینی شرکت کننده در عملیات مشترک قسمت زمینی
supporting arms نیروی پشتیبانی کننده یکانهای پشتیبانی کننده
flare گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
requistioner قسمت درخواست کننده تهیه کننده درخواست
stabilizer تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
stabilisers تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
flares گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
negative true logic سیستمی منطقی که در ان یک ولتاژ بالا بیان کننده بیت صفرو یک ولتاژ پایین بیان کننده بیت یک میباشد
delay release sinker وسیله غوطه ور کننده مین زمانی غوطه ور کننده مین تاخیری
desiccant مواد خشک کننده گیاهان مواد شیمیایی خشک کننده روییدنیها
analysis staff ستاد تجزیه و تحلیل کننده گروه تجزیه و تحلیل کننده
radar picket ناو تقویت کننده رادار هواپیمای تقویت کننده رادار
gyro repeater تکرار کننده سمت ژیروسکوپی ناو تکرار کننده سمت هدایت نجومی ناو
component command قرارگاه نیروی شرکت کننده درعملیات فرماندهی نیروی مسلح شرکت کننده درعملیات
jumper شوت کننده با پرش پرش کننده
jumpers شوت کننده با پرش پرش کننده
out side دریافت کننده سرویس دریافت کننده سرویس اسکواش
doer کننده
thinner کم کننده
renunciant رد کننده
refutative رد کننده
renunciant کننده
fillets پر کننده
catterer پچ پچ کننده
puffer پف کننده
crepitant خش خش کننده
sensor حس کننده
bidder کننده
wheezier خس خس یا خر خر کننده
solver حل کننده
wheeziest خس خس یا خر خر کننده
refutatory رد کننده
filleting پر کننده
fillet پر کننده
skittish رم کننده
doers کننده
solvent اب کننده
swooner غش کننده
bandwidth یچ کننده
filleted پر کننده
wheezy خس خس یا خر خر کننده
whisperer پچ پچ کننده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com