English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English Persian
cut تخفیف بریدگی
cuts تخفیف بریدگی
Other Matches
cavitation بریدگی حاصله ازحرکت پروانه کشتی بریدگی شیار
incision بریدگی
rifts بریدگی
gully اب بریدگی
hyphen بریدگی
hyphens بریدگی
detruncation بریدگی
kerf بریدگی
jaggy بریدگی
jaggedness بریدگی
kert بریدگی
scission بریدگی
scissor بریدگی
jag بریدگی
incisure بریدگی
gash بریدگی
gashed بریدگی
gashes بریدگی
gashing بریدگی
gullies اب بریدگی
gulleys اب بریدگی
notches بریدگی
notch بریدگی
scores بریدگی
scored بریدگی
score بریدگی
rift بریدگی
breaking بریدگی
incisions بریدگی
kert جای بریدگی با
denting دندانه بریدگی
dented دندانه بریدگی
ground water trench بریدگی اب زیرزمینی
dent دندانه بریدگی
dents دندانه بریدگی
cuts برش بریدگی
cut برش بریدگی
edge notched با بریدگی لبهای
dry gap bridge پل مخصوص اب بریدگی
corner cut بریدگی گوشه
grips بریدگی برای گذراندن اب
grip بریدگی برای گذراندن اب
gripped بریدگی برای گذراندن اب
gripping بریدگی برای گذراندن اب
nick شکاف دادن بریدگی
nicked شکاف دادن بریدگی
nicking شکاف دادن بریدگی
nicks شکاف دادن بریدگی
boutonniere بریدگی یاشکاف جای دکمه
write protect notch شکاف حفافت از نوشتن بریدگی محافظ
sight window بریدگی بالای کمان برای جاگرفتن تیر و دادن دید بهتر
inlaid work [نقش تزئینی فقط با استفاده از یک نوع مواد در بریدگی، تورفتگی یا فرورفتگی دیوار]
rebates تخفیف
discount تخفیف
discounted تخفیف
rebate تخفیف
discounts تخفیف
commission تخفیف
commissioning تخفیف
commissions تخفیف
concession تخفیف
abatement تخفیف
allayment تخفیف
assuagement تخفیف
attenuation تخفیف
damping تخفیف
volume discount تخفیف
discounting تخفیف
alleviation تخفیف
mitigation تخفیف
slake تخفیف
slaked تخفیف
clemency تخفیف
slakes تخفیف
reduction تخفیف
relaxation تخفیف
refraction تخفیف
reductions تخفیف
commutation تخفیف مجازات
commutation ticket بلیط با تخفیف
commutation تخفیف جرم
commutative تخفیف دار
commutability تخفیف پذیری
commmute تخفیف دادن
abatable قابل تخفیف
slashed تخفیف زیاددادن
quantity discount تخفیف کلی
alleviator تخفیف دهنده
quantity discount مقدار تخفیف
quantity allowance تخفیف کلی
bank discount تخفیف بانکی
bate تخفیف دادن
progressive rebate تخفیف تصاعدی
quantity discount میزان تخفیف
cash discount تخفیف نقدی
money off offer فروش با تخفیف
mitigation of punishment تخفیف مجازات
mitigable تخفیف دادنی
remission گذشت تخفیف
give a reduction تخفیف دادن
relieving تخفیف دادن
relax تخفیف یافتن
immitigable تخفیف ناپذیر
relaxes تخفیف یافتن
relieves تخفیف دادن
incommutability تخفیف ناپذیری
incommutable تخفیف ناپذیر
incommutably یا تخفیف داد
relieve تخفیف دادن
extenuatory تخفیف امیز
extenuative تخفیف دهنده
extenuating تخفیف دهنده
remitting تخفیف دادن
derogate تخفیف دادن
remitted تخفیف دادن
loyalty discount تخفیف وفاداری
discount rate نرخ تخفیف
discount rate میزان تخفیف
discountable تخفیف بردار
remits تخفیف دادن
remit تخفیف دادن
extenuate تخفیف دادن
extenuatextent تخفیف دادن
relaxing تخفیف یافتن
abates تخفیف دادن
trade discount تخفیف صنفی
rebate تخفیف کاهش
abated تخفیف دادن
rebates تخفیف کاهش
abate تخفیف دادن
assuaging تخفیف دادن
abating تخفیف دادن
slashes تخفیف زیاددادن
allowance تخفیف مقرری
allowances تخفیف مقرری
unmitigated تخفیف نیافته
slashing تخفیف زیاد
assuages تخفیف دادن
assuaged تخفیف دادن
volume discont تخفیف مقداری
discounts تخفیف دادن
trade discount تخفیف تجاری
slash تخفیف زیاددادن
remissive تخفیف دهنده
relaxation of penultis تخفیف جرایم
scant تخفیف یافتن
rate of discount نرخ تخفیف
discounting تخفیف دادن
volume discont تخفیف خریدعمده
discounted تخفیف دادن
discount تخفیف دادن
assuage تخفیف دادن
commute تخفیف دادن
commuting تخفیف دادن
commutes تخفیف دادن
commuted تخفیف دادن
joggle بریدگی اجر و امثال ان برای جلوگیری از لغزش تیزی یا شکاف اجر و چوب وغیره
joggling بریدگی اجر و امثال ان برای جلوگیری از لغزش تیزی یا شکاف اجر و چوب وغیره
joggled بریدگی اجر و امثال ان برای جلوگیری از لغزش تیزی یا شکاف اجر و چوب وغیره
joggles بریدگی اجر و امثال ان برای جلوگیری از لغزش تیزی یا شکاف اجر و چوب وغیره
quantity discount تخفیف عمده فروشی
loyalty rebate تخفیف مشتریان دائم
quantity rebate تخفیف عمده فروشی
slasher تخفیف فاحش دهنده
unbated تخفیف داده نشده
berated تخفیف درجه دادن
slashes تخفیف زیاد دادن
slaughter تخفیف زیاد دادن
subsidence تخفیف درد وغیره
slaughtered تخفیف زیاد دادن
slaughters تخفیف زیاد دادن
slash تخفیف زیاد دادن
berate تخفیف درجه دادن
berating تخفیف درجه دادن
berates تخفیف درجه دادن
slashed تخفیف زیاد دادن
immitigably بطور تخفیف ناپذیر
loyalty discount تخفیف مشتریان دائم
discount of goods تخفیف روی کالا
extenuate تخفیف دادن کاستن از
he would not bade a biner یک دینارهم تخفیف نمیدهد
freight rebate تخفیف هزینه حمل
lower : پایین اوردن تخفیف دادن
lessened کمتر شدن تخفیف یافتن
lessening کمتر شدن تخفیف یافتن
allowances تخفیف وزن بار اسب
synergy پدیده تشدید یا تخفیف اثر
alighting راحت کردن تخفیف دادن
alights راحت کردن تخفیف دادن
allowance تخفیف وزن بار اسب
lowering : پایین اوردن تخفیف دادن
lowers : پایین اوردن تخفیف دادن
lowered : پایین اوردن تخفیف دادن
shifting pedal وسیله تخفیف وتضعیف چیزی
lessen کمتر شدن تخفیف یافتن
pull down پایین اوردن تخفیف دادن
mitigative سبک سازنده تخفیف دهنده
cynergy پدیده تشدید یا تخفیف اثر
alight راحت کردن تخفیف دادن
profit cannibalism افراط در تخفیف و ارزان فروشی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com