English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 180 (8 milliseconds)
English Persian
volume discont تخفیف خریدعمده
Other Matches
attenuation تخفیف
discounts تخفیف
damping تخفیف
abatement تخفیف
allayment تخفیف
assuagement تخفیف
commission تخفیف
commissioning تخفیف
discount تخفیف
rebates تخفیف
rebate تخفیف
discounted تخفیف
discounting تخفیف
commissions تخفیف
clemency تخفیف
mitigation تخفیف
slake تخفیف
slaked تخفیف
slakes تخفیف
reduction تخفیف
concession تخفیف
reductions تخفیف
relaxation تخفیف
volume discount تخفیف
alleviation تخفیف
refraction تخفیف
commutation ticket بلیط با تخفیف
alleviator تخفیف دهنده
scant تخفیف یافتن
abatable قابل تخفیف
discounts تخفیف دادن
discounting تخفیف دادن
mitigable تخفیف دادنی
extenuating تخفیف دهنده
discounted تخفیف دادن
volume discont تخفیف مقداری
bank discount تخفیف بانکی
give a reduction تخفیف دادن
immitigable تخفیف ناپذیر
incommutability تخفیف ناپذیری
incommutable تخفیف ناپذیر
incommutably یا تخفیف داد
loyalty discount تخفیف وفاداری
remissive تخفیف دهنده
mitigation of punishment تخفیف مجازات
money off offer فروش با تخفیف
progressive rebate تخفیف تصاعدی
quantity allowance تخفیف کلی
quantity discount مقدار تخفیف
quantity discount میزان تخفیف
quantity discount تخفیف کلی
rate of discount نرخ تخفیف
extenuatory تخفیف امیز
extenuative تخفیف دهنده
trade discount تخفیف تجاری
bate تخفیف دادن
cash discount تخفیف نقدی
commmute تخفیف دادن
commutability تخفیف پذیری
commutation تخفیف جرم
commutation تخفیف مجازات
commutative تخفیف دار
trade discount تخفیف صنفی
derogate تخفیف دادن
discount rate نرخ تخفیف
discount rate میزان تخفیف
discountable تخفیف بردار
extenuate تخفیف دادن
extenuatextent تخفیف دادن
relaxation of penultis تخفیف جرایم
discount تخفیف دادن
relieve تخفیف دادن
commute تخفیف دادن
commuted تخفیف دادن
commutes تخفیف دادن
commuting تخفیف دادن
assuage تخفیف دادن
assuaged تخفیف دادن
assuages تخفیف دادن
assuaging تخفیف دادن
abate تخفیف دادن
abated تخفیف دادن
relax تخفیف یافتن
remitting تخفیف دادن
remitted تخفیف دادن
cut تخفیف بریدگی
cuts تخفیف بریدگی
slashing تخفیف زیاد
allowance تخفیف مقرری
allowances تخفیف مقرری
remission گذشت تخفیف
relaxes تخفیف یافتن
relaxing تخفیف یافتن
relieves تخفیف دادن
relieving تخفیف دادن
remit تخفیف دادن
remits تخفیف دادن
abates تخفیف دادن
slashed تخفیف زیاددادن
slash تخفیف زیاددادن
rebate تخفیف کاهش
unmitigated تخفیف نیافته
rebates تخفیف کاهش
abating تخفیف دادن
slashes تخفیف زیاددادن
freight rebate تخفیف هزینه حمل
he would not bade a biner یک دینارهم تخفیف نمیدهد
immitigably بطور تخفیف ناپذیر
unbated تخفیف داده نشده
loyalty discount تخفیف مشتریان دائم
berates تخفیف درجه دادن
loyalty rebate تخفیف مشتریان دائم
quantity rebate تخفیف عمده فروشی
slaughtered تخفیف زیاد دادن
slaughter تخفیف زیاد دادن
berating تخفیف درجه دادن
quantity discount تخفیف عمده فروشی
slash تخفیف زیاد دادن
slaughters تخفیف زیاد دادن
berate تخفیف درجه دادن
berated تخفیف درجه دادن
slashed تخفیف زیاد دادن
discount of goods تخفیف روی کالا
subsidence تخفیف درد وغیره
slasher تخفیف فاحش دهنده
slashes تخفیف زیاد دادن
extenuate تخفیف دادن کاستن از
alighting راحت کردن تخفیف دادن
alighted راحت کردن تخفیف دادن
shifting pedal وسیله تخفیف وتضعیف چیزی
synergy پدیده تشدید یا تخفیف اثر
alights راحت کردن تخفیف دادن
alight راحت کردن تخفیف دادن
allowances تخفیف وزن بار اسب
lower : پایین اوردن تخفیف دادن
allowance تخفیف وزن بار اسب
pull down پایین اوردن تخفیف دادن
lowered : پایین اوردن تخفیف دادن
lowers : پایین اوردن تخفیف دادن
lessens کمتر شدن تخفیف یافتن
cynergy پدیده تشدید یا تخفیف اثر
lessening کمتر شدن تخفیف یافتن
lessened کمتر شدن تخفیف یافتن
profit cannibalism افراط در تخفیف و ارزان فروشی
lessen کمتر شدن تخفیف یافتن
mitigative سبک سازنده تخفیف دهنده
lowering : پایین اوردن تخفیف دادن
slashed تخفیف زیاد دادن خیلی کم کردن
reduce استحاله یا احاله کردن تخفیف دادن
commuting مسافرت کردن بابلیط تخفیف دار
analgesia بی حسی نسبت بدرد تخفیف درد
reduces استحاله یا احاله کردن تخفیف دادن
slashes تخفیف زیاد دادن خیلی کم کردن
trade discount تخفیف عمده از طرف تولیدکننده به خریدار
commuted مسافرت کردن بابلیط تخفیف دار
commute مسافرت کردن بابلیط تخفیف دار
reducing استحاله یا احاله کردن تخفیف دادن
remittent تخفیف یابنده موقتا تسکین دهنده
loyalty rebate تخفیف وفاداری به یک کالا یاشرکت خاص
commutes مسافرت کردن بابلیط تخفیف دار
paregoric تخفیف دهنده درد تنتور مسکن
slash تخفیف زیاد دادن خیلی کم کردن
cash discount تخفیف مخصوص خریداری که وجه را در موعد مقرر بپردازد
currency depreciation race تخفیف قیمت پول رایج کشور نسبت به پول سایرممالک که باعث افزایش صادرات میشود
tax deduction تخفیف مالیاتی مخارجی که معافیت مالیاتی دارند
skimming محصولی را با قیمت بالاعرضه کردن برای اطمینان ازمقاومت ان و متعاقبا" تخفیف تدریجی دادن برای توسعه فروش
reduced price بهای کاسته بهای تخفیف دار
mitigates تخفیف دادن تسکین دادن
mitigated تخفیف دادن تسکین دادن
mitigate تخفیف دادن تسکین دادن
provcation در CL هرگاه برهیات منصفه ثابت شود که متهم در اثر فعل یا سخن یاهر دو تحریک شده باشدممکن است این موضوع باعث برائت متهم یا تجویز تخفیف بشود
speaking with prosecutor در جرایم علیه افراد که از نوع جنحه باشددادگاه به متهم اجازه میدهد که پیش از شروع رسیدگی با شاکی صحبت کند وهر گاه او رضایت خود رااعلام کند مجازات مرتکب تخفیف کلی پیدا میکند
soft-pedaling رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedals رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedal رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedalled رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft pedal رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedaled رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedalling رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com