English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
normal glow discharge تخلیه تابناک متعارف
Other Matches
glow discharge تخلیه تابناک
abnormal glow discharge تخلیه تابناک نامتعارف
standard temperature and pressure شرایط متعارف فشار و دمای متعارف
stp شرایط متعارف فشار و دمای متعارف
standard condition شرایط متعارف فشار و دمای متعارف
ntp شرایط متعارف فشار و دمای متعارف
normal temperature and pressure شرایط متعارف فشار و دمای متعارف
cargo outturn message پیام تخلیه محمولات ناو گزارش خاتمه تخلیه بارکشتی
evacuation تخلیه یک نقطه ازاهالی یا نیرو تخلیه پزشکی
radiant تابناک
glitziest تابناک
glitzier تابناک
sunny تابناک
sunniest تابناک
sunnier تابناک
shining تابناک
brightest تابناک
brighter تابناک
glitzy تابناک
bright تابناک
luminiferous تابناک
luminous تابناک
luminescent تابناک
lucent تابناک
coruscant تابناک
luminaries پر فروغ شخصیت تابناک
luminary پر فروغ شخصیت تابناک
clearings تخلیه محل تخلیه بیماران
clearing تخلیه محل تخلیه بیماران
standard متعارف
standards متعارف
conventional متعارف
reasonable متعارف
orthodox متعارف
customary متعارف
fee simple حق الزحمه متعارف
normal profit سود متعارف
normal price قیمت متعارف
anomaly غیر متعارف
axiom اصل متعارف
axioms اصل متعارف
normal متعارف بهنجار
inductance standard متعارف اندوکتانس
proper rotation چرخش متعارف
standard subroutine زیرروال متعارف
anomalies غیر متعارف
standard language زبان متعارف
standard form صورت متعارف
treaty duty حق متعارف گمرکی
standard feature خصیصه متعارف
standardization متعارف سازی
normal rate of return نرخ بازده متعارف
contract clause شرط متعارف در هر قرارداد
gallant متعارف وخوش زبان درپیش زنان
aeromedical unit یکان تخلیه پزشکی هوایی یکان مسئول تخلیه پزشکی
cargo outturn report گزارش تخلیه محمولات ناو گزارش تخلیه ناو
standardising مرسوم کردن متعارف کردن
standardizing مرسوم کردن متعارف کردن
standardizes مرسوم کردن متعارف کردن
standardize مرسوم کردن متعارف کردن
standardises مرسوم کردن متعارف کردن
standardised مرسوم کردن متعارف کردن
evacuating تخلیه
discharges تخلیه
discharged تخلیه
depletion تخلیه
unloading تخلیه
exhausts تخلیه
disembarkation تخلیه
discharge تخلیه
exhaust تخلیه
evacuation تخلیه
unstuffing تخلیه
stripping تخلیه
evacuates تخلیه
landing, storage, delivery تخلیه
evacuate تخلیه
LSD تخلیه
emptying تخلیه
evacuated تخلیه
discharge gate دریچه تخلیه
discharge end محل تخلیه
discharge end سمت تخلیه
discharge of chips تخلیه براده ها
discharge recorder تخلیه نگار
discharge pressure فشار تخلیه
discharge opening مجرای تخلیه
discharge head ارتفاع تخلیه
discharge تخلیه الکتریکی
discharge opening راهگاه تخلیه
discharge nozzle فواره تخلیه
drain plug پیچ تخلیه
discharge currect جریان تخلیه
oscillating discharge تخلیه مواج
undulatory discharge تخلیه مواج
dejecta تخلیه مدفوع
defecation تخلیه شکم
debarkation net تور تخلیه
point discharge تخلیه نقطهای
discharge تخلیه بار
relief well چاه تخلیه
depletion barrier ناحیه تخلیه
depletion zone ناحیه تخلیه
discharge conveyor نوار تخلیه
discharge cock شیر تخلیه
depletion area ناحیه تخلیه
discharge chute سرسره تخلیه
disembarkation تخلیه کردن
drain cock لوله تخلیه
discahrge pipe لوله تخلیه
depletion layer ناحیه تخلیه
corona discharge تخلیه کورونا
discharge resistance مقاومت تخلیه
discharge spout ناودانه ی تخلیه
exhaust chute ناودان تخلیه
medical evacuation تخلیه بهداری
medical evacuation تخلیه پزشکی
evacuant تخلیه کننده
escape channel مجرای تخلیه اب
electrostatic discharge تخلیه الکتروستاتیکی
electron discharge تخلیه الکترونها
electrical discharge تخلیه برقی
exhaust stroke مرحله تخلیه
main discharge تخلیه اصلی
high rate discharge تخلیه شدید
internal discharge تخلیه داخلی
glow discharge تخلیه تابنده
clearing out [of a place] تخلیه [فضایی]
lightning discharge تخلیه اتمسفری
lightning discharge current جریان تخلیه
flaming discharge تخلیه مشتعل
roll-on/roll-off بارگیری- تخلیه
medical evacuation تخلیه بیماران
medical recovery تخلیه پزشکی
disruptive discharge تخلیه جرقهای
discharging wharf اسکله تخلیه
discharging berth اسکله تخلیه
discharger of a capacitor تخلیه خازن
discharge voltage ولتاژ تخلیه
discharge velocity سرعت تخلیه
discharge valve سوپاپ تخلیه
electric discharge تخلیه الکتریکی
neural discharge تخلیه عصبی
education pipe لوله تخلیه
non self maintained discharge تخلیه وابسته
depopulation تخلیه جمعیت
impulse discharge تخلیه ضربهای
unloaded تخلیه کردن
unloads تخلیه کردن
ozone depletion تخلیه اوزون
to offload تخلیه کردن
evacuate تخلیه کردن
tipper تخلیه کننده
catharsis تخلیه هیجانی
drains تخلیه کردن
draining تخلیه کردن
drained تخلیه کردن
unload تخلیه کردن
evacuated تخلیه کردن
evacuates تخلیه کردن
evacuating تخلیه کردن
vacate تخلیه کردن
vacated تخلیه کردن
vacates تخلیه کردن
vacating تخلیه کردن
quitting تخلیه خانه
quit تخلیه خانه
drain تخلیه کردن
corona discharge تخلیه الکتریکی
blow off شیر تخلیه
brush discharge تخلیه جارویی
coefficient of discharge ضریب تخلیه
site clearance تخلیه کارگاه
disembarking تخلیه کردن
residual discharge تخلیه مانده
disembarked تخلیه کردن
self maintained discharge تخلیه ناوابسته
disembark تخلیه کردن
chain of evacuation سیستم تخلیه
road clearance تخلیه جاده
rotary discharger تخلیه گر گردان
disembarks تخلیه کردن
sluiceway دهانه تخلیه
discharges تخلیه الکتریکی
sluices دریچه تخلیه
abreaction تخلیه هیجانی
corollary discharge تخلیه تبعی
surging discharge تخلیه نوشی
sluiced دریچه تخلیه
sluice دریچه تخلیه
cooling water discharge تخلیه اب سرد
air evacuation تخلیه هوایی
discharges تخلیه بار
area evacuation تخلیه منطقهای
bank sluice دریچه تخلیه
battlefield evacuation تخلیه پزشکی
roll on/roll off بارگیری- تخلیه
inbound cargo کالای تخلیه نشده
incandescent cathode discharge تخلیه کاتد ملتهب
internal discharge تخلیه جزیی داخلی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com