English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (9 milliseconds)
English Persian
oscillating discharge تخلیه مواج
undulatory discharge تخلیه مواج
Other Matches
cargo outturn message پیام تخلیه محمولات ناو گزارش خاتمه تخلیه بارکشتی
evacuation تخلیه یک نقطه ازاهالی یا نیرو تخلیه پزشکی
clearing تخلیه محل تخلیه بیماران
clearings تخلیه محل تخلیه بیماران
billowy مواج
resonant line خط مواج
undulatory مواج
brucellosis تب مواج
undulating مواج
floating مواج
floating سیال مواج
fishtail wind باد مواج
floating reticle عدسی مواج
wavily بطور مواج
vibratile مرتعش مواج
undulatory current جریان مواج
ripples مانند اب مواج شدن
rippled مانند اب مواج شدن
ripple مانند اب مواج شدن
flotage جسم مواج وشناور
rippling مانند اب مواج شدن
resonant line tuner میزان سازی با خط مواج
floating mark نقاط مواج عکس هوایی
ninon پارچه نرم و مواج ابریشمی
floating lines خطوط مواج عکس هوایی
fluctuable مستعد بالا و پائین رفتن مواج
floating reticle تار موی مواج زاویه یاب یا دوربین
floating lines خطوط مواج برجسته نگاری وبرجسته بینی
aeromedical unit یکان تخلیه پزشکی هوایی یکان مسئول تخلیه پزشکی
counter recoil cylinder استوانه هادی پیستون مواج استوانه عاید
cargo outturn report گزارش تخلیه محمولات ناو گزارش تخلیه ناو
discharged تخلیه
disembarkation تخلیه
evacuating تخلیه
depletion تخلیه
evacuated تخلیه
evacuate تخلیه
emptying تخلیه
unloading تخلیه
exhausts تخلیه
exhaust تخلیه
unstuffing تخلیه
evacuation تخلیه
evacuates تخلیه
stripping تخلیه
landing, storage, delivery تخلیه
discharges تخلیه
LSD تخلیه
discharge تخلیه
depletion barrier ناحیه تخلیه
medical recovery تخلیه پزشکی
electron discharge تخلیه الکترونها
depletion area ناحیه تخلیه
electrostatic discharge تخلیه الکتروستاتیکی
escape channel مجرای تخلیه اب
impulse discharge تخلیه ضربهای
discharge end محل تخلیه
exhaust stroke مرحله تخلیه
evacuant تخلیه کننده
exhaust chute ناودان تخلیه
neural discharge تخلیه عصبی
dejecta تخلیه مدفوع
high rate discharge تخلیه شدید
residual discharge تخلیه مانده
glow discharge تخلیه تابنده
corollary discharge تخلیه تبعی
relief well چاه تخلیه
chain of evacuation سیستم تخلیه
ozone depletion تخلیه اوزون
discharge resistance مقاومت تخلیه
coefficient of discharge ضریب تخلیه
cooling water discharge تخلیه اب سرد
flaming discharge تخلیه مشتعل
corona discharge تخلیه کورونا
debarkation net تور تخلیه
non self maintained discharge تخلیه وابسته
defecation تخلیه شکم
glow discharge تخلیه تابناک
depletion zone ناحیه تخلیه
discharge currect جریان تخلیه
discharge end سمت تخلیه
discharging wharf اسکله تخلیه
discharge gate دریچه تخلیه
discharging berth اسکله تخلیه
discharge head ارتفاع تخلیه
discharge nozzle فواره تخلیه
discharge of chips تخلیه براده ها
discharger of a capacitor تخلیه خازن
discharge opening راهگاه تخلیه
discharge opening مجرای تخلیه
discharge pressure فشار تخلیه
discharge recorder تخلیه نگار
main discharge تخلیه اصلی
discharge spout ناودانه ی تخلیه
discharge valve سوپاپ تخلیه
discharge voltage ولتاژ تخلیه
discharge conveyor نوار تخلیه
discharge cock شیر تخلیه
disruptive discharge تخلیه جرقهای
depletion layer ناحیه تخلیه
medical evacuation تخلیه بیماران
discahrge pipe لوله تخلیه
drain cock لوله تخلیه
electrical discharge تخلیه برقی
internal discharge تخلیه داخلی
electric discharge تخلیه الکتریکی
education pipe لوله تخلیه
lightning discharge تخلیه اتمسفری
lightning discharge current جریان تخلیه
drain plug پیچ تخلیه
disembarkation تخلیه کردن
medical evacuation تخلیه پزشکی
medical evacuation تخلیه بهداری
discharge chute سرسره تخلیه
discharge velocity سرعت تخلیه
quitting تخلیه خانه
quit تخلیه خانه
to offload تخلیه کردن
disembark تخلیه کردن
disembarked تخلیه کردن
evacuated تخلیه کردن
evacuate تخلیه کردن
disembarks تخلیه کردن
disembarking تخلیه کردن
drains تخلیه کردن
discharge تخلیه الکتریکی
depopulation تخلیه جمعیت
roll-on/roll-off بارگیری- تخلیه
clearing out [of a place] تخلیه [فضایی]
point discharge تخلیه نقطهای
discharge تخلیه بار
discharges تخلیه الکتریکی
draining تخلیه کردن
drained تخلیه کردن
drain تخلیه کردن
sluices دریچه تخلیه
sluiced دریچه تخلیه
sluice دریچه تخلیه
discharges تخلیه بار
evacuates تخلیه کردن
brush discharge تخلیه جارویی
blow off شیر تخلیه
catharsis تخلیه هیجانی
roll on/roll off بارگیری- تخلیه
surging discharge تخلیه نوشی
abreaction تخلیه هیجانی
sluiceway دهانه تخلیه
battlefield evacuation تخلیه پزشکی
bank sluice دریچه تخلیه
site clearance تخلیه کارگاه
area evacuation تخلیه منطقهای
rotary discharger تخلیه گر گردان
corona discharge تخلیه الکتریکی
self maintained discharge تخلیه ناوابسته
tipper تخلیه کننده
road clearance تخلیه جاده
evacuating تخلیه کردن
vacate تخلیه کردن
vacated تخلیه کردن
vacates تخلیه کردن
vacating تخلیه کردن
unload تخلیه کردن
unloads تخلیه کردن
air evacuation تخلیه هوایی
unloaded تخلیه کردن
road clearance تخلیه کردن جاده
high frequency discharge تخلیه فرکانس بالا
implusive discharge تخلیه غیر متناوب
gas discharge relay رله تخلیه گازی
gas exhauster تخلیه کننده گاز
glow discharge lamp لامپ تخلیه کنتاکتی
overdischarge of battery تخلیه فرساینده باتری
second townsend discharge تخلیه دوم تاونزند
inbound cargo کالای تخلیه نشده
incandescent cathode discharge تخلیه کاتد ملتهب
landing weight وزن با هنگام تخلیه
local action تخلیه موضعی باتری
low pressure discharge تخلیه ی فشار ضعیف
tail escape نهر تخلیه انتهائی
to discharge goods کالا را تخلیه کردن
y valve شیر تخلیه روغن
landing order اجازه تخلیه بار
normal glow discharge تخلیه تابناک متعارف
sediment escape ساختمانهای تخلیه و شستشو
semi self maintained discharge تخلیه نیم وابسته
oil drain plug توپی تخلیه روغن
unloading takes place in ... بار در ... تخلیه می شود.
oil drain cock شیر تخلیه روغن
internal discharge تخلیه جزیی داخلی
silt ejector تخلیه کننده رسوب
main gap فاصله تخلیه اصلی
gas filled tube لامپ تخلیه گازی
abnormal glow discharge تخلیه تابناک نامتعارف
clearing station ایستگاه تخلیه بیماران
clearing station پست تخلیه بیماران
corona discharge current جریان تخلیه کورونا
diffusion تخلیه کردن بافشار
degasify تخلیه کردن گاز
defecates تخلیه کردن شکم
discharge capacity فرفیت تخلیه بار
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com