Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (12 milliseconds)
English
Persian
non self maintained discharge
تخلیه وابسته
Search result with all words
semi self maintained discharge
تخلیه نیم وابسته
Other Matches
cargo outturn message
پیام تخلیه محمولات ناو گزارش خاتمه تخلیه بارکشتی
evacuation
تخلیه یک نقطه ازاهالی یا نیرو تخلیه پزشکی
clearing
تخلیه محل تخلیه بیماران
clearings
تخلیه محل تخلیه بیماران
phallic
وابسته به پرستش الت مردی وابسته به الت رجولیت وابسته به قضیب
aeromedical unit
یکان تخلیه پزشکی هوایی یکان مسئول تخلیه پزشکی
olympian
اسمانی وابسته بخدایان کوه المپ وابسته بمسابقات المپیک
syzygial
وابسته به جفت یانقاط متقابل وابسته به استقرار سه ستاره در خط مستقیم
bureaucratic
وابسته به اداره بازی وکاغذ پرانی وابسته به دیوان سالاری
subglacial
وابسته به زیر توده یخ وابسته بدوره فرعی یخبندان
dialectological
وابسته بعلم منطق جدلی وابسته به گویش شناسی
choral
وابسته بدسته سرودخوانان وابسته به اواز دسته جمعی
telepathic
وابسته به دورهم اندیشی وابسته به توارد یا انتقال فکر
vehicular
وابسته به وسائط نقلیه وابسته به رسانه یابرندگر
lexicographic
وابسته به فرهنگ نویسی وابسته به واژه نگاری
rectal
وابسته براست روده وابسته به معاء غلاظ
phylar
وابسته به راسته ودسته وابسته به قبیله ونژاد
sothic
وابسته به ستاره کلب وابسته به شعرای یمانی
puritanical
وابسته بفرقه پیوریتان ها وابسته به پاک دینان
cargo outturn report
گزارش تخلیه محمولات ناو گزارش تخلیه ناو
kinetic
وابسته بحرکت وابسته به نیروی محرکه
cliquey
وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
cliquy
وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
monarchic
وابسته به حکومت سلطنتی وابسته به سلطنت
supervisory
وابسته به نظارت وسرپرستی وابسته به برنگری
erotic
وابسته به عشق شهوانی وابسته به eros
zygose
وابسته به لقاح وابسته به گشنیدگی
frontal
وابسته به پیشانی وابسته بجلو
sister services
یکانهای وابسته قسمتهای وابسته
lithic
وابسته به ریگ وابسته به لیتوم
evacuated
تخلیه
evacuating
تخلیه
evacuate
تخلیه
evacuates
تخلیه
unstuffing
تخلیه
disembarkation
تخلیه
discharges
تخلیه
depletion
تخلیه
discharge
تخلیه
stripping
تخلیه
emptying
تخلیه
LSD
تخلیه
landing, storage, delivery
تخلیه
evacuation
تخلیه
exhaust
تخلیه
exhausts
تخلیه
unloading
تخلیه
discharged
تخلیه
defecation
تخلیه شکم
drain cock
لوله تخلیه
drains
تخلیه کردن
discahrge pipe
لوله تخلیه
undulatory discharge
تخلیه مواج
dejecta
تخلیه مدفوع
depletion area
ناحیه تخلیه
ozone depletion
تخلیه اوزون
depletion barrier
ناحیه تخلیه
depletion zone
ناحیه تخلیه
drain plug
پیچ تخلیه
depletion layer
ناحیه تخلیه
education pipe
لوله تخلیه
electric discharge
تخلیه الکتریکی
disembarkation
تخلیه کردن
disruptive discharge
تخلیه جرقهای
discharge head
ارتفاع تخلیه
discharge nozzle
فواره تخلیه
discharge voltage
ولتاژ تخلیه
discharge velocity
سرعت تخلیه
discharge of chips
تخلیه براده ها
discharge spout
ناودانه ی تخلیه
discharge opening
راهگاه تخلیه
discharge valve
سوپاپ تخلیه
discharge opening
مجرای تخلیه
discharge recorder
تخلیه نگار
discharge gate
دریچه تخلیه
discharge pressure
فشار تخلیه
discharge chute
سرسره تخلیه
oscillating discharge
تخلیه مواج
discharging wharf
اسکله تخلیه
discharging berth
اسکله تخلیه
discharger of a capacitor
تخلیه خازن
discharge cock
شیر تخلیه
discharge conveyor
نوار تخلیه
discharge currect
جریان تخلیه
discharge end
سمت تخلیه
discharge end
محل تخلیه
discharge resistance
مقاومت تخلیه
debarkation net
تور تخلیه
roll on/roll off
بارگیری- تخلیه
road clearance
تخلیه جاده
residual discharge
تخلیه مانده
relief well
چاه تخلیه
vacating
تخلیه کردن
vacates
تخلیه کردن
vacated
تخلیه کردن
vacate
تخلیه کردن
evacuating
تخلیه کردن
rotary discharger
تخلیه گر گردان
self maintained discharge
تخلیه ناوابسته
unloads
تخلیه کردن
unloaded
تخلیه کردن
unload
تخلیه کردن
surging discharge
تخلیه نوشی
tipper
تخلیه کننده
sluiceway
دهانه تخلیه
site clearance
تخلیه کارگاه
catharsis
تخلیه هیجانی
evacuates
تخلیه کردن
brush discharge
تخلیه جارویی
point discharge
تخلیه نقطهای
quitting
تخلیه خانه
quit
تخلیه خانه
chain of evacuation
سیستم تخلیه
coefficient of discharge
ضریب تخلیه
cooling water discharge
تخلیه اب سرد
corollary discharge
تخلیه تبعی
corona discharge
تخلیه الکتریکی
blow off
شیر تخلیه
battlefield evacuation
تخلیه پزشکی
abreaction
تخلیه هیجانی
evacuate
تخلیه کردن
disembarks
تخلیه کردن
disembarking
تخلیه کردن
disembarked
تخلیه کردن
disembark
تخلیه کردن
air evacuation
تخلیه هوایی
area evacuation
تخلیه منطقهای
bank sluice
دریچه تخلیه
corona discharge
تخلیه کورونا
draining
تخلیه کردن
internal discharge
تخلیه داخلی
medical evacuation
تخلیه پزشکی
medical evacuation
تخلیه بیماران
medical recovery
تخلیه پزشکی
glow discharge
تخلیه تابنده
glow discharge
تخلیه تابناک
discharge
تخلیه الکتریکی
discharge
تخلیه بار
discharges
تخلیه الکتریکی
discharges
تخلیه بار
sluice
دریچه تخلیه
sluiced
دریچه تخلیه
sluices
دریچه تخلیه
neural discharge
تخلیه عصبی
flaming discharge
تخلیه مشتعل
exhaust stroke
مرحله تخلیه
depopulation
تخلیه جمعیت
medical evacuation
تخلیه بهداری
clearing out
[of a place]
تخلیه
[فضایی]
roll-on/roll-off
بارگیری- تخلیه
lightning discharge
تخلیه اتمسفری
lightning discharge current
جریان تخلیه
impulse discharge
تخلیه ضربهای
evacuated
تخلیه کردن
high rate discharge
تخلیه شدید
main discharge
تخلیه اصلی
to offload
تخلیه کردن
exhaust chute
ناودان تخلیه
electrostatic discharge
تخلیه الکتروستاتیکی
evacuant
تخلیه کننده
escape channel
مجرای تخلیه اب
drain
تخلیه کردن
drained
تخلیه کردن
electron discharge
تخلیه الکترونها
electrical discharge
تخلیه برقی
electric discharge lamp
لامپ تخلیه الکتریکی
silt ejector
تخلیه کننده رسوب
gas filled tube
لامپ تخلیه گازی
luminous discharge lamp
لامپ تخلیه الکتریکی
gas discharge relay
رله تخلیه گازی
gas exhauster
تخلیه کننده گاز
gas discharge lamp
لامپ تخلیه گازی
gas discharge arrester
برقگیر تخلیه گازی
stevedores
متصدی بارگیری و تخلیه
exhausts
تخلیه کردن خروج
discharge
شلیک عصبی تخلیه
to discharge goods
کالا را تخلیه کردن
implusive discharge
تخلیه غیر متناوب
furnace discharged end
انتهای تخلیه کوره
evacuee
پرسنل تخلیه شده
evacuees
پرسنل تخلیه شده
stevedore
متصدی بارگیری و تخلیه
sediment escape
ساختمانهای تخلیه و شستشو
abnormal glow discharge
تخلیه تابناک نامتعارف
oil drain plug
توپی تخلیه روغن
aeromedical evacuation
تخلیه پزشکی هوایی
main gap
فاصله تخلیه اصلی
glow discharge lamp
لامپ تخلیه کنتاکتی
evacuating
تخلیه مزاج کردن
evacuate
تخلیه مزاج کردن
evacuates
تخلیه مزاج کردن
high frequency discharge
تخلیه فرکانس بالا
local action
تخلیه موضعی باتری
automatic tipper
تخلیه کننده خودکار
second townsend discharge
تخلیه دوم تاونزند
eduction pipe
لوله تخلیه یاکشش
dust removal
تخلیه گرد و خاک
dust exhaust
تخلیه گرد و خاک
road clearance
تخلیه کردن جاده
oil drain cock
شیر تخلیه روغن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com