English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 120 (7 milliseconds)
English Persian
overestimation تخمین حدبالا
Other Matches
estimably بطوریکه بتوان تخمین تخمین زد
estimating تخمین
estimate تخمین
surmising تخمین
surmises تخمین
surmised تخمین
surmise تخمین
estimates تخمین
estimations تخمین
estimation تخمین
estimated تخمین
underestimates تخمین کم
assessment تخمین
assessments تخمین
underestimate تخمین کم
underestimated تخمین کم
underestimating تخمین کم
approximations تخمین
approximation تخمین
estimator تخمین کننده
estimating ارزیابی تخمین
estimating تخمین زدن
range sensing تخمین مسافت
estimation تخمین زدن
guesses تخمین فرض
over estimation تخمین بیش از حد
rough guess <idiom> تخمین تقریبی
estimator تخمین زننده
measurement of demand تخمین تقاضا
parameter estimation تخمین پارامترها
parametric estimate تخمین تقریبی
point estimation تخمین نقطهای
range determination تخمین مسافت
estimate of costs تخمین مخارج
estimations تخمین زدن
give or take تخمین تقریبی
conjecturable قابل تخمین
cost estimate تخمین مخارج
regression estimate تخمین رگرسیون
guestimated تخمین زدن
estimate تخمین زدن
estimate ارزیابی تخمین
invaluable غیرقابل تخمین
inestimable تخمین ناپذیر
estimate تخمین تقویم
estimable تخمین پذیر
guess تخمین فرض
guess تخمین زدن
guesstimated تخمین زدن
guessed تخمین فرض
guessed تخمین زدن
guesses تخمین زدن
guesstimate تخمین زدن
guesstimates تخمین زدن
guestimating تخمین زدن
guesstimating تخمین زدن
estimated تخمین تقویم
estimates تخمین تقویم
estimates ارزیابی تخمین
estimates تخمین زدن
estimating تخمین تقویم
guestimates تخمین زدن
estimated ارزیابی تخمین
estimated تخمین زدن
conjecture حدس و تخمین زدن
estimate [quote] براورد [تخمین] [اقتصاد]
probable <adj.> تخمین زده شده
unbiased estimate تخمین بدون تورش
to take the gauge of براوردکردن تخمین زدن
anticipated <adj.> تخمین زده شده
estimated <adj.> تخمین زده شده
to quantify something [at] تخمین زدن چیزی [به]
to estimate something [at] تخمین زدن چیزی [به]
conjecture تخمین حدس زدن
account تخمین زدن دانستن
expected <adj.> تخمین زده شده
presumable <adj.> تخمین زده شده
rater نرخ بند تخمین زن
range spotting تخمین مسافت کردن
inappreciable غیر قابل تخمین
estimates براوردکردن تخمین زدن
estimate براوردکردن تخمین زدن
incalculable غیر قابل تخمین
constructive total loss تخمین خسارت کل وارده
estimated براوردکردن تخمین زدن
estimating براوردکردن تخمین زدن
range finding تخمین مسافت کردن
incalculably بطور غیر قابل تخمین
computes حساب کردن تخمین زدن
appraise تقویم کردن تخمین زدن
compute حساب کردن تخمین زدن
appraised تقویم کردن تخمین زدن
appraises تقویم کردن تخمین زدن
appraising تقویم کردن تخمین زدن
estimated تخمین زدن ارزیابی کردن
two stage least squares method برای تخمین پارامترها در اقتصادسنجی
estimating تخمین زدن ارزیابی کردن
unbiased estimators تخمین زنندههای بدون تورش
estimates تخمین زدن ارزیابی کردن
estimate تخمین زدن ارزیابی کردن
computed حساب کردن تخمین زدن
undervaluing کمتر از ارزش واقعی تخمین زدن
foreshow از پیش نشان دادن تخمین زدن
undervalue کمتر از ارزش واقعی تخمین زدن
undervalues کمتر از ارزش واقعی تخمین زدن
range sensing تخمین زدن برد مسافت یابی کردن
overrating بیش از ارزش واقعی ارزیابی کردن زیاد تخمین زدن
overrates بیش از ارزش واقعی ارزیابی کردن زیاد تخمین زدن
overrate بیش از ارزش واقعی ارزیابی کردن زیاد تخمین زدن
overrated بیش از ارزش واقعی ارزیابی کردن زیاد تخمین زدن
weighted least square method روش حداقل مربعات وزنی در اقتصادسنجی برای تخمین پارامترها
gunner's rule روش تخمین مسافت صحیح در تیراندازی با تیربار یاتفنگ بدون عقب نشینی
three stage least squares method روش حداقل مربعات سه مرحلهای برای تخمین پارامترهای معادلات همزمانی در اقتصاد سنجی
sensing تخمین محل اصابت گلوله به زمین مشاهده ترکش گلوله
estimating تخمین زدن براورد براورد وضعیت
estimates تخمین زدن براورد براورد وضعیت
estimated تخمین زدن براورد براورد وضعیت
estimate تخمین زدن براورد براورد وضعیت
range error اشتباه در تخمین دریایی اشتباه بردی اشتباه برد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com