English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 120 (9 milliseconds)
English Persian
conjecture تخمین حدس زدن
Search result with all words
invaluable غیرقابل تخمین
inestimable تخمین ناپذیر
approximation تخمین
approximations تخمین
compute حساب کردن تخمین زدن
computed حساب کردن تخمین زدن
computes حساب کردن تخمین زدن
account تخمین زدن دانستن
assessment تخمین
assessments تخمین
underestimate تخمین کم
underestimated تخمین کم
underestimates تخمین کم
underestimating تخمین کم
conjecture حدس و تخمین زدن
guess تخمین فرض
guess تخمین زدن
guessed تخمین فرض
guessed تخمین زدن
guesses تخمین فرض
guesses تخمین زدن
guesstimate تخمین زدن
guesstimated تخمین زدن
guesstimates تخمین زدن
guesstimating تخمین زدن
guestimated تخمین زدن
guestimates تخمین زدن
guestimating تخمین زدن
overrate بیش از ارزش واقعی ارزیابی کردن زیاد تخمین زدن
overrated بیش از ارزش واقعی ارزیابی کردن زیاد تخمین زدن
overrates بیش از ارزش واقعی ارزیابی کردن زیاد تخمین زدن
overrating بیش از ارزش واقعی ارزیابی کردن زیاد تخمین زدن
undervalue کمتر از ارزش واقعی تخمین زدن
undervalues کمتر از ارزش واقعی تخمین زدن
undervaluing کمتر از ارزش واقعی تخمین زدن
estimable تخمین پذیر
surmise تخمین
surmised تخمین
surmises تخمین
surmising تخمین
estimate تخمین تقویم
estimate براوردکردن تخمین زدن
estimate تخمین
estimate تخمین زدن براورد براورد وضعیت
estimate تخمین زدن ارزیابی کردن
estimate ارزیابی تخمین
estimate تخمین زدن
estimated تخمین تقویم
estimated براوردکردن تخمین زدن
estimated تخمین
estimated تخمین زدن براورد براورد وضعیت
estimated تخمین زدن ارزیابی کردن
estimated ارزیابی تخمین
estimated تخمین زدن
estimates تخمین تقویم
estimates براوردکردن تخمین زدن
estimates تخمین
estimates تخمین زدن براورد براورد وضعیت
estimates تخمین زدن ارزیابی کردن
estimates ارزیابی تخمین
estimates تخمین زدن
estimating تخمین تقویم
estimating براوردکردن تخمین زدن
estimating تخمین
estimating تخمین زدن براورد براورد وضعیت
estimating تخمین زدن ارزیابی کردن
estimating ارزیابی تخمین
estimating تخمین زدن
estimation تخمین
estimation تخمین زدن
estimations تخمین
estimations تخمین زدن
incalculable غیر قابل تخمین
sensing تخمین محل اصابت گلوله به زمین مشاهده ترکش گلوله
appraise تقویم کردن تخمین زدن
appraised تقویم کردن تخمین زدن
appraises تقویم کردن تخمین زدن
appraising تقویم کردن تخمین زدن
conjecturable قابل تخمین
constructive total loss تخمین خسارت کل وارده
cost estimate تخمین مخارج
estimably بطوریکه بتوان تخمین تخمین زد
estimate of costs تخمین مخارج
estimator تخمین کننده
estimator تخمین زننده
foreshow از پیش نشان دادن تخمین زدن
gunner's rule روش تخمین مسافت صحیح در تیراندازی با تیربار یاتفنگ بدون عقب نشینی
inappreciable غیر قابل تخمین
incalculably بطور غیر قابل تخمین
measurement of demand تخمین تقاضا
over estimation تخمین بیش از حد
overestimation تخمین حدبالا
parameter estimation تخمین پارامترها
parametric estimate تخمین تقریبی
point estimation تخمین نقطهای
range determination تخمین مسافت
range error اشتباه در تخمین دریایی اشتباه بردی اشتباه برد
range finding تخمین مسافت کردن
range sensing تخمین مسافت
range sensing تخمین زدن برد مسافت یابی کردن
Other Matches
rough guess <idiom> تخمین تقریبی
give or take تخمین تقریبی
regression estimate تخمین رگرسیون
estimate [quote] براورد [تخمین] [اقتصاد]
probable <adj.> تخمین زده شده
unbiased estimate تخمین بدون تورش
to take the gauge of براوردکردن تخمین زدن
anticipated <adj.> تخمین زده شده
estimated <adj.> تخمین زده شده
to quantify something [at] تخمین زدن چیزی [به]
to estimate something [at] تخمین زدن چیزی [به]
expected <adj.> تخمین زده شده
presumable <adj.> تخمین زده شده
rater نرخ بند تخمین زن
range spotting تخمین مسافت کردن
two stage least squares method برای تخمین پارامترها در اقتصادسنجی
unbiased estimators تخمین زنندههای بدون تورش
weighted least square method روش حداقل مربعات وزنی در اقتصادسنجی برای تخمین پارامترها
three stage least squares method روش حداقل مربعات سه مرحلهای برای تخمین پارامترهای معادلات همزمانی در اقتصاد سنجی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com