English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
ulterior plans تدابیر اجل بعدی
Other Matches
projecting تولید نمایش گرافیکی دو بعدی از یک صفحه سه بعدی تصویر
tactics تدابیر جنگی
protective measures تدابیر احتیاطی
tactic تدابیر جنگی
strategy استراتژی فن تدابیر جنگی
tactically مربوط به تدابیر جنگی
strategies استراتژی فن تدابیر جنگی
tactical مربوط به تدابیر جنگی
denial measures تدابیر ممانعت ازنفوذ دشمن
field expedient روشهای اضطراری اخراجات در صحرا تدابیر صحرایی
national strategy مجموعه تدابیر سیاسی اقتصادی اجتماعی و نظامی ملی
d , top concept تدابیر مخصوص رساندن اماداز کارخانه یا سکو تا خط جبهه
PHIGS برنامه واسط استاندارد بین نرم افزار و آداپتور گرافیکی که از مجموعهای از دستورات استاندارد برای رسم و تغییر تصاویر دو بعدی و سه بعدی تشکیل شده است
preemptive multitasking حالت چندکاره که سیستم عامل یک برنامه را برای مدت زمانی اجرا میکند و پس کنترل را به برنامه بعدی میدهد به طوری که برنامه بعدی وقت پردازنده را نخواهد گرفت
trimetrogon عکاسی هوایی با استفاده ازسه بعد یا صفحه سه بعدی عکاسی سه بعدی هوایی
tacticians متخصص کار بردن یکانها متخصص تدابیر جنگی تاکتیسین
tactician متخصص کار بردن یکانها متخصص تدابیر جنگی تاکتیسین
general concepts تدابیر کلی روشهای کلی
brain washing مغزشویی روشی که به وسیله ان و ازطریق اعمال تدابیر و اعمال مختلف افکار و اعتقادات فردرا زایل و اعتقادات دیگری راجایگزین ان می کنند
d , top concept تدابیر لازم برای رساندن سطح اماد سکو به سطح لازم در جبهه
two-dimensional دو بعدی
three-dimensional سه بعدی
three dimensional سه بعدی
spatial سه بعدی
three dimentional سه بعدی
cubical سه بعدی
solid سه بعدی
solids سه بعدی
future بعدی
tridimensional سه بعدی
furthering بعدی
furthers بعدی
unidimensional یک بعدی
furthered بعدی
puisne بعدی
further بعدی
serotine بعدی
succeeding بعدی
second thoughts بعدی
two dimensional دو بعدی
unidimensional تک بعدی
one dimentional تک بعدی
ulterior بعدی
subsequent بعدی
one dimentional یک بعدی
three dimensional polymer بسپار سه بعدی
three dimentional array ارایه سه بعدی
deep space فضای سه بعدی
three dimensional lattice شبکه سه بعدی
hologram تصویر سه بعدی
stereognosis ادراک سه بعدی
tridimensionality حالت سه بعدی
two demensional chromatography کروماتوگرافی دو بعدی
holograms تصویر سه بعدی
aftereffect اثر بعدی
unidimensionality یک بعدی بودن
two dimensional lattice شبکه دو بعدی
after-effect تاثیر بعدی
after-effects تاثیر بعدی
aftertastes لذت بعدی
aftertaste لذت بعدی
two dimensional array ارایه دو بعدی
triaxial test ازمایش سه بعدی
aftermath عواقب بعدی
multidimentional چند بعدی
3D analysis آنالیز سه بعدی
versatile چند بعدی
holographic image نمایی از شی سه بعدی
latter day روز بعدی
immediate destination مقصد بعدی
t' other بعدی دیگر
3D analysis بررسی سه بعدی
multidimensional چند بعدی
n cube مکعب N بعدی
succeeding generation نسل بعدی
one dimensional array ارایه یک بعدی
subsere توالی بعدی
t' other نفر بعدی
tother بعدی دیگر
feeder report گزارشات بعدی
follow up اماد بعدی
space frame قاب سه بعدی
solid geometry هندسه سه بعدی
illusiansm نقاشی سه بعدی
follow up اقدامات بعدی
dosseret بلوک سه بعدی
follow up supply اماد بعدی
four dimensional چهار بعدی
stereoscope سه بعدی نما
tother نفر بعدی
stereoscopic vision دید سه بعدی
Turn left at the next corner. سر پیچ بعدی به چپ بپیچید.
flattest فایل دو بعدی از داده ها
depth quening سه بعدی کردن یک شی دوبعدی
space time دستگاه چهار بعدی
second best نفر بعدی درجه دو
second-best نفر بعدی درجه دو
perspective space نمایش فضای سه بعدی
isometric Projection [نقشه هم اندازه سه بعدی]
post indexing فهرست سازی بعدی
post indexing شاخص گذاری بعدی
flat فایل دو بعدی از داده ها
color solid سه بعدی رنگ نما
bin بلوک سه بعدی الکترونیکی
aftereffect اثر بعدی داور
afterimage تصویر بعدی چیزی
three dimentional spreadsheet صفحه گسترده سه بعدی
bins بلوک سه بعدی الکترونیکی
next state function تابع حالت بعدی
increments حرکت به محل بعدی
increment حرکت به محل بعدی
Turn right at the next corner. سر پیچ بعدی به راست بپیچید.
four address instruction نتیجه و آدرس دستورالعمل بعدی
Is the next station ... ? آیا ایستگاه بعدی ... است؟
reticulated دارای شبکه سه بعدی فریف
solid angle زاویه سه بعدی مخروط وامثال ان
perspectives دورنمای سه بعدی سه بعد نمائی
perspective دورنمای سه بعدی سه بعد نمائی
rain check نوید یا قول دعوت بعدی
cartesian coordinates سیستم مختصات سه بعدی فضایی
epiphenomenon علائم بعدی و ثانوی مرض
three-dimensional space فضای سه بعدی [ریاضی] [فیزیک]
generic نوع بعدی یک کالا یا دستگاه
z axis بردار عمق در گراف سه بعدی
multidimensional دارای خصوصیت چند بعدی
her next was a merchant شوهر بعدی وی بازرگان بود
fogging برای ایجاد فضای سه بعدی طبیعی تر
soft return فرمان ترکیبی رد کردن خط ورفتن به خط بعدی
on گویی که هدف ضربه بعدی است
stereophotography عکس برداری برجسته نماوسه بعدی
photogene انعکاس یا تصویر بعدی چیزی در شبکیه
afterborn زاییده شده پس ازمرگ پدر بعدی
damping factor نسبت دامنه هر موج به موجهای بعدی
contour template مشابه سازی یک شکل دو یاسه بعدی
posthypnotic ناشی از اثرات بعدی خواب مغناطیسی
Turn right at the next corner. سر پیچ بعدی به دست راست بپیچید.
umlaut ادغام حرف صداداردرحرف صدادار بعدی
to take a rain check [ raincheck] on an offer [American E] رد کردن درخواستی و قول دعوت بعدی
solid سه بعدی سایه دار ایجاد میکند
operation دستور بعدی برای اجرا را می خوانند
solids سه بعدی سایه دار ایجاد میکند
shift forward انتقال به عوامل بعدی حرکت به سمت جلو
fetch دستوری که دستور بعدی حافظه را بازیابی میکند
avalanches عملی که باعث انجام عملهای بعدی میشود
avalanche عملی که باعث انجام عملهای بعدی میشود
fetches دستوری که دستور بعدی حافظه را بازیابی میکند
markers کد نشان دهنده انتهای یک فیلد و ابتدای بعدی
arrays آرایهای از چندین آرایه دو بعدی به صورت موازی
fetched دستوری که دستور بعدی حافظه را بازیابی میکند
geometry and rendering مراحل اصلی برای ایجاد و نمایش شی سه بعدی
marker کد نشان دهنده انتهای یک فیلد و ابتدای بعدی
I'm looking forward to your next email. من مشتاقانه منتظر ایمیل بعدی تان می شوم.
array آرایهای از چندین آرایه دو بعدی به صورت موازی
despatched انتخاب کار بعدی و اماده کردن ان برای پردازش
dispatch انتخاب کار بعدی و اماده کردن ان برای پردازش
despatching انتخاب کار بعدی و اماده کردن ان برای پردازش
despatches انتخاب کار بعدی و اماده کردن ان برای پردازش
dispatches انتخاب کار بعدی و اماده کردن ان برای پردازش
link لیست داده هایی که هر ورودی آدرس بعدی را دارد
hidden فرمول ریاضی که خط وط پنهان را از تصویر دو بعدی شی D پاک میکند
ball is in your court <idiom> [نوبت تو هست که قدم بعدی را برداری یا تصمیم بگیری]
model geometric نمایش کامل سه بعدی یا دوبعدی صحیح هندسی از یک شکل
When is the next train to Oxford? چه وقت قطار بعدی به سمت آکسفورد حرکت می کند؟
multiple نتیجه و محل دستور بعدی که باید اجرا شود
line flyback اشعه الکترون که از انتهای سکن به ابتدای بعدی می رود
forms دستوری به چاپگر برای قرار دادن صفحه بعدی
form دستوری به چاپگر برای قرار دادن صفحه بعدی
dispatched انتخاب کار بعدی و اماده کردن ان برای پردازش
chaining ذخیره سازی یک رکورد که آدرس بعدی در لیست را دارد
formed دستوری به چاپگر برای قرار دادن صفحه بعدی
new حرفی که نشانه گر یا نوک چاپ را به اول خط بعدی می برد
new- حرفی که نشانه گر یا نوک چاپ را به اول خط بعدی می برد
countered ثبات در CPU که محل دستور بعدی پردازش را دارد
countering ثبات در CPU که محل دستور بعدی پردازش را دارد
newer حرفی که نشانه گر یا نوک چاپ را به اول خط بعدی می برد
counter ثبات در CPU که محل دستور بعدی پردازش را دارد
paraboloid شکل سه بعدی حاصل ازدوران یک سهمی حول محورکانونی
newest حرفی که نشانه گر یا نوک چاپ را به اول خط بعدی می برد
register ثباتی درCPU که حاوی ادرس محل بعدی دستیابی باشد
VRML سیستمی که به سازندگان امکان ایجاد کلمات سه بعدی در صفحه وب میدهد
fields کدی که نشان دهنده خاتمه یک موضوع و شروع بعدی است
registering ثباتی درCPU که حاوی ادرس محل بعدی دستیابی باشد
registers ثباتی درCPU که حاوی ادرس محل بعدی دستیابی باشد
peremptory undertaking تعهد خواهان باارائه دلیل در اولین جلسه بعدی دادگاه
fetched رویدادهای که دستور بعدی برای اجرا را از حافظه بازیابی می کنند.
shift کد حروف ارسالی که نشان میدهد که کد بعدی باید جابجا شود
shifted کد حروف ارسالی که نشان میدهد که کد بعدی باید جابجا شود
shifts کد حروف ارسالی که نشان میدهد که کد بعدی باید جابجا شود
succeeding spot نقطه بعدی که توپ باید انجابه زمین گذاشته شود
fetch رویدادهای که دستور بعدی برای اجرا را از حافظه بازیابی می کنند.
field کدی که نشان دهنده خاتمه یک موضوع و شروع بعدی است
fetches رویدادهای که دستور بعدی برای اجرا را از حافظه بازیابی می کنند.
fielded کدی که نشان دهنده خاتمه یک موضوع و شروع بعدی است
culled مخفی از فضای ذخیره سازی سه بعدی وکاهش زمان پردازش
culling مخفی از فضای ذخیره سازی سه بعدی وکاهش زمان پردازش
culls مخفی از فضای ذخیره سازی سه بعدی وکاهش زمان پردازش
marring ثبات درون CPU که حاوی محل بعدی دستیابی است
marred ثبات درون CPU که حاوی محل بعدی دستیابی است
vertex نقط های در فضا که با مختصات سه بعدی xوyوz مشخص میشود
mar ثبات درون CPU که حاوی محل بعدی دستیابی است
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com