Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (10 milliseconds)
English
Persian
dwindle
تدریجاکاهش یافتن
dwindled
تدریجاکاهش یافتن
dwindles
تدریجاکاهش یافتن
dwindling
تدریجاکاهش یافتن
Other Matches
propagate
گشترش یافتن یا نشر یافتن
propagated
گشترش یافتن یا نشر یافتن
propagates
گشترش یافتن یا نشر یافتن
propagating
گشترش یافتن یا نشر یافتن
trial and error
<idiom>
یافتن راه حلهای مناسب برای یافتن راهی مناسب
discovering
یافتن
finds
یافتن
discover
یافتن
discovers
یافتن
discovered
یافتن
detect
یافتن
find
یافتن
detected
یافتن
detecting
یافتن
detects
یافتن
wind up
پایان یافتن
pickup
بهبودی یافتن
lessening
تقلیل یافتن
overspread
بسط یافتن
wrap up
خاتمه یافتن
penetract
راه یافتن
lessens
تقلیل یافتن
specializes
تخصص یافتن
perennate
دوام یافتن
to undergo a change
تغییر یافتن
protend
امتداد یافتن
accrues
گسترش یافتن
accrues
افزایش یافتن
accrue
گسترش یافتن
conquer
پیروزی یافتن بر
conquering
پیروزی یافتن بر
conquers
پیروزی یافتن بر
pull round
بهبودی یافتن
learns
اگاهی یافتن
learn
اگاهی یافتن
overpowered
استیلا یافتن بر
centralization
مرکزیت یافتن
lessen
تقلیل یافتن
lessened
تقلیل یافتن
overmatch
تفوق یافتن
come up with
<idiom>
یافتن پاسخ
accede
دست یافتن
lay hands on something
<idiom>
یافتن چیزی
masters
تسلط یافتن
masters
تسلط یافتن بر
mastered
تسلط یافتن
mastered
تسلط یافتن بر
master
تسلط یافتن
master
تسلط یافتن بر
pull through
<idiom>
بهبود یافتن
accrue
افزایش یافتن
accede
راه یافتن
centred
تمرکز یافتن
centre
تمرکز یافتن
alters
تغییر یافتن
escalating
فزونی یافتن
specialises
تخصص یافتن
overmaster
برتری یافتن بر
alter
تغییر یافتن
altered
تغییر یافتن
altering
تغییر یافتن
booms
توسعه یافتن
booming
توسعه یافتن
boomed
توسعه یافتن
boom
توسعه یافتن
escalate
فزونی یافتن
escalated
فزونی یافتن
escalates
فزونی یافتن
specializing
تخصص یافتن
specialize
تخصص یافتن
specialising
تخصص یافتن
centers
تمرکز یافتن
attain
دست یافتن
relaxing
تخفیف یافتن
relaxes
تخفیف یافتن
relax
تخفیف یافتن
recvperate
بهبودی یافتن
recuperate
بهبودی یافتن
recuperated
بهبودی یافتن
recuperates
بهبودی یافتن
terminates
خاتمه یافتن
to be transferred
انتقال یافتن
terminated
خاتمه یافتن
to come to know
اگاهی یافتن
to extricate oneself
رهایی یافتن
terminate
خاتمه یافتن
deploy
گسترش یافتن
to be through
فراغت یافتن
attained
دست یافتن
attaining
دست یافتن
attains
دست یافتن
expand
بسط یافتن
sublate
تغییرشکل یافتن
expanding
بسط یافتن
expands
بسط یافتن
taper off
کاهش یافتن
to a greatness
بزرگی یافتن
transcends
برتری یافتن
transcending
برتری یافتن
transcended
برتری یافتن
transcend
برتری یافتن
to be prolonged
امتداد یافتن
deploys
گسترش یافتن
deploying
گسترش یافتن
to gain in nealth
بهبودی یافتن
to gain the upper hand
غلبه یافتن
dominates
تفوق یافتن
overpowers
استیلا یافتن بر
prefer
ترجیح یافتن
preferring
ترجیح یافتن
to grow better
بهبودی یافتن
to look oneself again
بهبود یافتن
prefers
ترجیح یافتن
to pull round
بهبودی یافتن
waning
کاهش یافتن
to reach for knowledge
برای یافتن
wanes
کاهش یافتن
to quit oneself of
رهائی یافتن از
waned
کاهش یافتن
specialization
تخصص یافتن
wane
کاهش یافتن
to take courage
خرات یافتن
accruing
گسترش یافتن
diminish
نقصان یافتن
diminish
تقلیل یافتن
dominated
تفوق یافتن
dominate
تفوق یافتن
to get fame
شهرت یافتن
to get off
رهایی یافتن از
to get ones hand in
دست یافتن به
to get rid of
رهایی یافتن از
insuring
اطمینان یافتن
insures
اطمینان یافتن
ensuring
اطمینان یافتن
ensures
اطمینان یافتن
ensured
اطمینان یافتن
ensure
اطمینان یافتن
recuperating
بهبودی یافتن
overpower
استیلا یافتن بر
diminishes
تقلیل یافتن
diminishes
نقصان یافتن
accruing
افزایش یافتن
centered
تمرکز یافتن
recover
بهبودی یافتن
luxuriates
شکوه یافتن
come off
وقوع یافتن
luxuriating
شکوه یافتن
over-
پایان یافتن
come off
تحقق یافتن
over
پایان یافتن
spreads
گسترش یافتن
to alter
[to]
تغییر یافتن
spread
گسترش یافتن
achieve
دست یافتن
achieved
دست یافتن
come round
شفا یافتن
overcoming
غلبه یافتن
recovering
بهبودی یافتن
to get back on one's feet
بهبودی یافتن
realizing
تحقق یافتن
realizes
تحقق یافتن
realized
تحقق یافتن
realize
تحقق یافتن
realising
تحقق یافتن
realises
تحقق یافتن
realised
تحقق یافتن
recovers
بهبودی یافتن
convect
انتقال یافتن
luxuriate
شکوه یافتن
come through
وقوع یافتن
luxuriated
شکوه یافتن
achieves
دست یافتن
shrinking
کاهش یافتن
reducing
کاهش یافتن
reduces
تقلیل یافتن
reduces
کاهش یافتن
reduce
تقلیل یافتن
reduce
کاهش یافتن
tensest
تشدید یافتن
tenses
تشدید یافتن
tenser
تشدید یافتن
tensed
تشدید یافتن
tense
تشدید یافتن
outspread
گسترش یافتن
scant
تخفیف یافتن
shrinks
کاهش یافتن
reducing
تقلیل یافتن
achieving
دست یافتن
end
خاتمه یافتن
circumfuse
گسترش یافتن
ended
خاتمه یافتن
to peter out
نقصان یافتن
center
تمرکز یافتن
ends
خاتمه یافتن
bunchout
برامدگی یافتن
break out
شیوع یافتن
tensing
تشدید یافتن
shrink
کاهش یافتن
acceded
دست یافتن
decreases
کاهش یافتن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com