English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 99 (6 milliseconds)
English Persian
parallelism ترادف عبارات اشتراک وجه
Other Matches
synonymity ترادف
succession ترادف
successions ترادف
synonymy ترادف
sequences ترادف
sequence ترادف
sequence ترادف تسلسل
synonymous دارای ترادف
sequences ترادف تسلسل
tone poem شعر دارای ترادف
italicism عبارات و اصطلاحات ایتالیایی
she'll مخفف عبارات زیر will she shall she
phraseogram خط یا خطوط نماینده عبارات
synergic با اشتراک مساعی دارای اشتراک مساعی
interpolator کسیکه عبارات قلب در کتابی می افزاید
interpolate در میان عبارات دیگر جا دادن داخل کردن
interpolating در میان عبارات دیگر جا دادن داخل کردن
interpolates در میان عبارات دیگر جا دادن داخل کردن
interpolated در میان عبارات دیگر جا دادن داخل کردن
flowerily چنانکه دارای عبارات پرصنعت یاتعارف امیزباشد
textualist کسیکه درنقل یا اقتباس عبارات چالاک است
jobs استفاده از دستورات و عبارات برای کنترل عملیات سیستم عامل کامپیوتر
job استفاده از دستورات و عبارات برای کنترل عملیات سیستم عامل کامپیوتر
conversion لیست کدهای اصلی یا عبارات و معادل آنها به زبان یا حالت دیگر
conversions لیست کدهای اصلی یا عبارات و معادل آنها به زبان یا حالت دیگر
inverted commas نام این دو نشان که در سوی عبارات نقل قول شده می گذارند
kwic روش شاخص بندی اطلاعات توسط کلمات یا عبارات از قبل تعیین شده
metaphrast کسیکه در تبدیل عبارات ادبی یادرتبدیل نظم به نثریانثربه نظم دست دارد
subscriptions اشتراک
abonne حق اشتراک
subscription اشتراک
subsoription اشتراک
communality اشتراک
intercommunity اشتراک
subescription اشتراک
unity اشتراک
meet اشتراک
meets اشتراک
sharing اشتراک
participation اشتراک
intersection اشتراک
intersections اشتراک
throughput time اشتراک زمانی
resource sharing اشتراک منبع
franchise حق اشتراک تجاری
union اشتراک منافع
shareware اشتراک افزار
common statement حکم اشتراک
shared logic منطق اشتراک
resource sharing اشتراک در منابع
mystic participation اشتراک رمزی
unions اشتراک منافع
data sharing اشتراک داده
overlapping دارای اشتراک
society اشتراک مساعی
societies اشتراک مساعی
overlap اشتراک داشتن
time sharing اشتراک وقت
time sharing اشتراک زمانی
abonne وجه اشتراک
overlaps اشتراک داشتن
overlapped اشتراک داشتن
osculation تماس اشتراک صفات
resource sharing اشتراک گذاشتن منبع
Intersection [set theory] اشتراک [مجموعه] [ریاضی]
estate in common اشتراک در مالکیت زمین
cooperate اشتراک مساعی کردن
Count me in! من حاضرم برای اشتراک!
cost sharing contract قرارداد اشتراک در هزینه ها
solidarity اشتراک منافع ومسئولیتها
subsoription وجه اشتراک پول ابونمان
synergy کار توام اشتراک مساعی
duumvirate اشتراک دو نفرهم رتبه درکاری
synergetic دارای اشتراک مساعی همکاری کننده
subscription وجه اشتراک مجله تعهد پرداخت
subscriptions وجه اشتراک مجله تعهد پرداخت
OCE مجموعه استانداردها که به کاربران شبکهای Macintosh امکان اشتراک شی و فایل میدهد
opened مجموعه استانداردها که به کاربران شبکهای Macintosh امکان اشتراک اشیا و فایل ها را میدهد
tops نرم افزاری که به Apple Macintosh و IBMPC امکان اشتراک فایلهای شبکه را میدهد
open مجموعه استانداردها که به کاربران شبکهای Macintosh امکان اشتراک اشیا و فایل ها را میدهد
opens مجموعه استانداردها که به کاربران شبکهای Macintosh امکان اشتراک اشیا و فایل ها را میدهد
helo پیام عمومی شروع کار که دریک سیستم اشتراک زمان توسط ترمینالها بکار می رود
netware که در محدوده سخت افزاری اجرا میشود و اشتراک فایل و چاپ و برنامههای server-diaf را پشتیبانی میکند
communication کامپیوتر همراه با کارت مودم یا فکس که به کاربران شبکه در استفاده از مودم حق اشتراک میدهد
standards محدوده رنگها که در یک سیستم مشخص فراهم هستند و توسط تمام برنامه ها قابل اشتراک هستند
standard محدوده رنگها که در یک سیستم مشخص فراهم هستند و توسط تمام برنامه ها قابل اشتراک هستند
Appleshare نرم افزاری که به کامپیوتر Macintosh Apple اجازه اشتراک فایل ها و چاپگرها را با استفاده از یک فایل سرور میدهد
Mamihlapinatapai نگاهی که ۲ نفر با یکدیگر به اشتراک میگذارند که در آن هردو میخواهند و مایلند که طرف مقابل حرفی بزند ولی هیچ کدامشان نمیخواهند آغاز کنند.
FTP استاندارد TCP/IP برای انتقال داده بین کامپیوترها. یک پروتکل اشتراک فایل است در سط وح مختلف و مدلی از شبکه OSI است
cross compiling assembling روشی که توسط ان یک فرد ازمینی کامپیوتر و کامپیوتربزرگ یا سرویس اشتراک زمانی استفاده میکند تابرنامه هایی را نوشته واصلاح کند و بعدا" درریزکامپیوتر بکار ببرد
Windows Explorer گونهای از ویندوز که حاوی توابع ابتدایی اشتراک فایل peer-to-Peer است و نیز پست الکترونیکی , فکس و امکان زمان بندی
estate in common درCL حالتی را گویند که دو یاچند نفر در زمینی با عناوین مختلف و یا با عنوان واحدولی در ازمنه مختلف اشتراک منافع داشته باشند ملک مشاع
joint ownership اشتراک در مالکیت مالکیت مشاع
time مدت زمان یک کار در سیستم اشتراک زمانی یا چندبرنامهای . زمان یک کاربر یا برنامه یا کار در یک سیستم چند کاره
timed مدت زمان یک کار در سیستم اشتراک زمانی یا چندبرنامهای . زمان یک کاربر یا برنامه یا کار در یک سیستم چند کاره
times مدت زمان یک کار در سیستم اشتراک زمانی یا چندبرنامهای . زمان یک کاربر یا برنامه یا کار در یک سیستم چند کاره
slice مدت زمانی که به کاربر یا برنامه یاکا در یک سیستم چندکاره اختصاص داده شود. مدت زمانی که به یک کار در سیستم اشتراک زمانی داده شود یا در سیستم چند برنامهای
slices مدت زمانی که به کاربر یا برنامه یاکا در یک سیستم چندکاره اختصاص داده شود. مدت زمانی که به یک کار در سیستم اشتراک زمانی داده شود یا در سیستم چند برنامهای
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com