English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (2 milliseconds)
English Persian
residual thrust تراست تولیدشده توسط موتورجت
Other Matches
jet lift استفاده از تراست موتورجت
reentrant code برنامههای اسمبلی تولیدشده توسط ماشین
reverser برگرداننده جریان خروجی موتورجت
con di nozzle نازل موتورجت با مقطع همگرا
casual labour کارگری که برای حمل و نقل مواد تولیدشده هر چند گاه یکبار به کارگرفته میشود
source مجموعه کدهای نوشته شده توسط برنامه نویس که مستقیماگ توسط کامپیوتر اجرا نمیشوند و باید به برنامه که هدف ترجمه شوند توسط کامپایلر یا منر
trusted تراست
trusts تراست
trust تراست
thrust face سطح تراست
vacuum trust تراست در خلاء
anti trust law قانون ضد تراست
unsymmetric thrust تراست نامتقارن
reverse thrust تراست معکوس
rocket thrust تراست راکت
cross thrust تراست ناخالص
vectored تراست هدایت شونده
it is wringing خیلی تراست یا اب دارد
vectored thrust تراست هدایت شونده
lift thrust نسبت برا به تراست
retrothrust تراست در جهت مخالف حرکت
contact ion engine موتوری برای ایجاد تراست درفضا
is he a the wiser for it ایا ازاین بابت عاقل تراست
sherman anti trust act قانون ضد تراست شرمن درایالات متحده امریکا
processor وارد کردن داده توسط اپراتور که توسط کامپیوتر اجرا میشود
readable آنچه توسط کسی یا توسط یک وسیله الکترونیکی قابل خواندن و فهمیدن باشد
watt واحداندازه گیری SI برای توان الکتریکی که به صورت توان تولیدشده در صورت عبور جریان یک آمپر از باری که ولتاژ یک ولت دارد تعریف میشود
watts واحداندازه گیری SI برای توان الکتریکی که به صورت توان تولیدشده در صورت عبور جریان یک آمپر از باری که ولتاژ یک ولت دارد تعریف میشود
wet rating توان یا تراست بااستفاده ازمکانیزم تزریق اب یا ترکیب اب و متانل
lift engine توربوفن یا توربوجتی که محور تراست ان قابل کنترل است
object glass عدسی دوربین یاریزبین که نزدیک تراست بچیزی که میخواهندببند
lift cruise توربوفن یا توربوجتی که محور تراست ان قابل کنترل است
digital read out نمایش داده ها توسط الات دقیق بصورت دیجیتالی و نه توسط حرکت عقربه روی صفحه مدرج
air turbine starter استارتری در موتورهای توربینی که توسط هوای فشرده توربین کوچکی را که توسط چرخدنده هایی باکمپرسور درگیراست میچرخاند
pull down menu فهرستی که میتواند توسط تیک کردن اشاره گر ماوس بر روی عنوان ان و یا توسط فشردن دکمه صفحه کلیدنمایش داده
turbofan موتوری با میزان سوخت معین که تراست بیشتری نسبت توربوجت ایجاد میکند
gas plasma display صفحه نمایش سطح و سبک که از دو قطعه شیشهای پوشیده شده از هادی تشکیل شده است و توسط یک لایه توسط یک لایه نازک گاز نورانی جدا شده است که یک نقط ه صفحه توسط دو سیگنال الکتریکی انتخاب شده است
gas discharge display صفحه نمایش سطح و سبک که از دو قطعه شیشهای پوشیده شده از هادی تشکیل شده است و توسط یک لایه توسط یک لایه نازک گاز نورانی جدا شده است که یک نقط ه صفحه توسط دو سیگنال الکتریکی انتخاب شده است
jetevator فلپ یا رینگ کوچکی روی نازل خروجی راکت برای کنترل بردار تراست
environment متغیر تنظیم شده توسط سیستم یا کاربر در دستورات سیستم که توسط هر برنامهای قابل استفاده است
environments متغیر تنظیم شده توسط سیستم یا کاربر در دستورات سیستم که توسط هر برنامهای قابل استفاده است
menu برنامهای که دستورات آن از منو انتخاب می شوند توسط اپراتور و نه به صورت دستورات تایپی توسط کاربر
menus برنامهای که دستورات آن از منو انتخاب می شوند توسط اپراتور و نه به صورت دستورات تایپی توسط کاربر
satelloid ماهوارهای که مدار گردش ان داخل اتمسفر سیارهای بوده و بنابراین احتیاج به تراست پیوسته یا متناوب دارد
virtual که موجود نیست ولی توسط کامپیوتر شبیه سازی شده است و توسط کاربر به صورت مجازی قابل استفاده است
self propulsion حرکت توسط نیروی خود پیشروی توسط نیروی خویش
lift fan توربوفنی که با نسبت کنارگذارزیاد تنها بمنظور افزایش نسبت برا به تراست بکاررود
liftjet توربوفن یا توربوجتی بسیارسبک وزنی با نسبت کنارگذرکم که تنها بمنظور افزایش نسبت برا به تراست بکارمیرود
groupware نرم افزاری که توسط گروهی از افراد استفاده میشود که به شبکه وصل اند و به آنها کمک میکند تا کار خاصی را انجام دهند. حاوی توابع مفید مثل پست الکترونیکی است که توسط تمام کاربران قابل دستیابی است
lost cluster تعداد شیارهای دیسک که بیت شناسایی آنها خراب شده است . سیستم عامل این ناحیه را علامت گذاری کرده تا توسط فایل استفاده شود ولی داده آنها توسط فایل مشخصی قابل شناسایی نیست
via توسط
c/o توسط
per توسط
perprep توسط
by favour of توسط
care of توسط
by convention توسط کنوانسیون
default by the principal نکول توسط واگذارنده
radiocast توسط رادیو گستردن
powder cutting برش توسط شعله
machine recognization بازشناختی توسط ماشین
compression ingition احتراق توسط فشار
top-level توسط افراد عالیرتبه
producer advertising تبلیغ توسط سازنده
machine readable خواندنی توسط ماشین
gini coefficient شاخص نابرابری درامد که از منحنی لورنز بدست می ایددرصورتیکه توزیع درامدکاملا برابر باشد این ضریب مساوی صفر ودرصورتیکه توزیع درامد کاملا نابرابرباشد این ضریب مساوی 1است هرچه این ضریب کوچک باشد توزیع درامد عادلانه تراست
generate تولید شده توسط کامپیوتر
adp پردازش داده توسط کامپیوتر
lift on بارگیری کشتی توسط جرثقیل
presentation manager برای 2/OS که بطورمشترک توسط شرکتهای
documenting پردازش متن توسط کامپیوتر
mail ارسال چیزی توسط پست
mails ارسال چیزی توسط پست
documented پردازش متن توسط کامپیوتر
generated تولید شده توسط کامپیوتر
generates تولید شده توسط کامپیوتر
computer flicks فیلمهایی که توسط کامپیوترساخته میشود
computer assisted diagnosis تشخیص بیماری توسط کامپیوتر
generating تولید شده توسط کامپیوتر
computer numerical control کنترل عددی توسط کامپیوتر
monitor تولید شده توسط کامپیوتر
machine readable قابل خواندن توسط ماشین
eolian خراب شده توسط باد
machine readable information اطلاعات خواندنی توسط کامپیوتر
machine sensible قابل درک توسط کامپیوتر
FMS یا کنترل ماشین توسط کامپیوتر
electrothermic وابسته به ایجادحرارت توسط برق
market acceptance پذیرش کالا توسط بازار
electrothermal وابسته به ایجادحرارت توسط برق
confiscation مصادره و ضبط توسط دولت
document پردازش متن توسط کامپیوتر
magnetic delay تاخیر توسط حافظه مغناطیسی
distributed flood ligh system روشنائی کلی توسط پروژکتور
equipping مین توسط ماشین یا وسایل
monitors تولید شده توسط کامپیوتر
monitored تولید شده توسط کامپیوتر
eustachian پیداشده توسط پزشک ایتالیایی
equips مین توسط ماشین یا وسایل
lift-off تخلیه کشتی توسط جرثقیل
Ships from and sold by Amazon فروش و ارسال توسط آمازون
driven انجام شده توسط چیزی
confirmed by documents <adj.> تایید شده توسط اسناد
user supplied تامین شده توسط کاربر
equip مین توسط ماشین یا وسایل
user defined تعریف شده توسط کاربر
fallopian پیداشده توسط فلوپیوس کالبدشناس ایتالیایی
process کنترل خودکار فرآیند توسط کامپیوتر
cae Engineering ComputerAided مهندسی توسط کامپیوتر
shared توسط کاربران دیگر شبکه است
self excited تحریک شده توسط جریان دینام
quota کمیت تعیین شده توسط دولت
shares توسط کاربران دیگر شبکه است
newton محدوده PDAتوسعه یافته توسط Apple
server توسط کاربران متعدد در یک زمان است
berkeley unix گونهای از UNIX که توسط دانشگاه کالیفرنیا
theonomous توسط خدا حکومت واداره شده
self-inflicted انجام شده توسط خود شخص
processes کنترل خودکار فرآیند توسط کامپیوتر
air seasoned wood چوب خشک شده توسط هوا
windmills چرخش موتور خاموش توسط ملخ
share توسط کاربران دیگر شبکه است
windmill چرخش موتور خاموش توسط ملخ
lan و توسط کابل بهم وصل می شوند
aromatherapy معالجه توسط ماساژ با روغن معطر
marquee فضای انتخابی توسط وسیله انتخاب
comma delimited file فایل مجزا توسط واوک یاویرگول
consular invoice سیاهه تائید شده توسط کنسولگری
static propeller thrust تراستی که توسط یک ملخ تولید میشود
independent آزاد یا کنترل شده توسط کسی
to avoid distortion of the results [produced] by ... برای جلوگیری از اعوجاج نتایج توسط ...
marquees فضای انتخابی توسط وسیله انتخاب
quotas کمیت تعیین شده توسط دولت
overlap processing پردازش و خروجی توسط یک سیستم کامپیوتری
operand که باید توسط عملگرا اجرا شود
absorption میزان جذب آب توسط پنبه یا پشم
self blinded گمراه شده توسط نفس خود
inductive coupling شفت مکانیکی که توسط اتصالات مغناطیسی میچرخد
scan بخشی از تصویر که توسط اسکنر خوانده میشود
scanned بخشی از تصویر که توسط اسکنر خوانده میشود
scans بخشی از تصویر که توسط اسکنر خوانده میشود
I was bitten by a dog. من توسط [بوسیله] سگی گاز گرفته شدم.
bonding چسباندن دو یا چند قطعه چوبی توسط چسب
computer printout مطالبی که توسط کامپیوتر چاپ شده است
source که بعداگ توسط کامپایلر به کد ماشین تبدیل میشود
users آنچه توسط کاربر قابل انتخا است
Green Book مشخصات رسمی استاندارد I-CD که توسط Philips منتشر شد
user defined key کلید تعریف شده توسط استفاده کننده
civil military action عملیات کمک رسانی به مردم توسط ارتش
truck trailer ارابه بی موتوری که توسط کامیون برده شود
hot zone ناحیه تعریف شده توسط استفاده کننده
Golden House [سرای رومی ساخته شده توسط نرو]
fermata تطویل وکشش قسمتی ازموسیقی توسط نوازنده
interpretative کدی که توسط نامه مفسر به کار می رود
flame hardening سخت گردانی سطح فلز توسط شعله
c آنچه توسط کامپیوتر ایجاد شده است
The details of the report were verified by the police. جزییات گزارش توسط پلیس تصدیق وتأیید شد
blowdown خروج باقیمانده سوخت توسط فشار گاز
stationery یات دیگر توسط چاپگر وارد آن می شوند
gas trubine توربینی که توسط گاز کار وحرکت میکند
fully حروف ایجاد شده توسط چاپگر در یک عمل
wall-to-wall [مفروش کردن کل اتاق توسط یک تخته فرش]
diapositive تولید حرارت توسط جریانهای با فرکانس زیاد
double click احضار یک فرمان توسط دکمه دستگاه OUSE
correspondence quality چاپ با کیفیت بالا توسط چاپگرهای لیزری
backwards ارسال داده کنترل شده توسط گیرنده
radiation cooling سرد شدن توسط تابش مستقیم از سطح
compacts کاهش فضای ذخیره شده توسط چیزی
selectable آنچه توسط کاربر قابل انتخاب است
lighterage هزینه بارگیری و باراندازی از کشتی توسط دوبه
compact کاهش فضای ذخیره شده توسط چیزی
compacted کاهش فضای ذخیره شده توسط چیزی
task کاری که باید توسط کامپیوتری اجرا شود
machine عمل پردازش دستورات در برنامه توسط کامپیوتر
tasks کاری که باید توسط کامپیوتری اجرا شود
backward ارسال داده که توسط گیرنده کنترل میشود
microsoft ه شده توسط ماکروسافت برای تامین اطلاعات
user آنچه توسط کاربر قابل انتخا است
oligopoly تولید کالا توسط افراد یا شرکتهای معدودی
naturals زبانی که توسط بشر استفاده و فهمیده میشود
machines عمل پردازش دستورات در برنامه توسط کامپیوتر
arithmetic عمل ریاضی انجام شده توسط ALU
natural زبانی که توسط بشر استفاده و فهمیده میشود
machined عمل پردازش دستورات در برنامه توسط کامپیوتر
compacting کاهش فضای ذخیره شده توسط چیزی
Type cable مشخصات کابل معرفی شده توسط IBM
self selection انتخاب کالا توسط مشتری خود گزینی
turbos پیشوند برای وسایلی که توسط توربین گاز میچرخند
NetView معماری مدیریت شبکه توسعه یافته توسط IBM
turbo پیشوند برای وسایلی که توسط توربین گاز میچرخند
segments اتصال الکتریکی یک کابل 2-بخش از شبکه که توسط bridge
flotsam and jetsam کالاهایی که توسط ناخدای کشتی به دریا ریخته شده
common تواتع کمکی که توسط هر برنامهای قابل استفاده است
interpret زبان برنامه سازی که توسط مفسر اجرا میشود
commoners تواتع کمکی که توسط هر برنامهای قابل استفاده است
interprets زبان برنامه سازی که توسط مفسر اجرا میشود
interpreted زبان برنامه سازی که توسط مفسر اجرا میشود
interpreting زبان برنامه سازی که توسط مفسر اجرا میشود
exteroceptor عضو حسی که توسط محرک خارجی تحریک میشود
environment حجم حافظه خالی قابل استفاده توسط برنامه
post- ویرایش یا تغییر متن پس از کامپایل یا ترجمه توسط ماشین
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com