English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (3 milliseconds)
English Persian
permeable ground تراوا زمین
pervious ground تراوا زمین
Search result with all words
permeable ground زمین تراوا
pervious ground زمین تراوا زمین نفوذپذیر
Other Matches
permeable تراوا
gel permeation chromatography کروماتوگرافی ژل تراوا
gel filtration کروماتوگرافی ژل تراوا
permeable membrane غشای تراوا
permeable materials مصالح تراوا
permeable membrance غشای تراوا
semipermeable نیمه تراوا
semipermeable نیم تراوا
perforated cutoff دیواره نیمه تراوا
semipermeable materials مصالح نیمه تراوا
g.p.c premeationchromatography gelکروماتوگرافی ژل تراوا
semipervious materials مصالح نیمه تراوا
clowned دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clowning دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
ground return انعکاسات سطح زمین روی صفحه رادار امواج انعکاسی زمین
clowns دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
touch judge هریک از داوران مامورمراقبت در طرفین زمین برای تماس توپ با زمین
clown دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
inductive earthing زمین پیچکی زمین کردن نقطه ستاره بایک بوبین
hercules نوعی موشک زمین به زمین با بردزیاد هواپیمای باری هرکولس
pancakes در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
geotaxis گرایشی که نیروی جاذبه زمین انراهدایت میکند زمین گرایی
pancake در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
center field قسمت دوردست زمین پایگاه 2و چپ و راست زمین بیس بال
regulus نوعی موشک اتمی هدایت شونده زمین به زمین که بانیروی جت حرکت میکند
frost heave برامدگی زمین یا سنگفرش که دراثر یخ زدن ایجاد میگردد یخ زدگی وبادکردگی زمین
honest john نوعی موشک برد کوتاه زمین به زمین توپخانه
nap of the earth از نزدیک زمین در سطح زمین پرواز سینه مال
off side سمت راست زمین کریکت مقابل زمین توپزن
tellurian ساکن زمین دستگاه سنجش حرکات زمین
geognosy زمین شناسی از لحاظ ساختمان و ترکیب زمین
to break up از هم جدا شدن [پوسته زمین] [زمین شناسی]
perelotok زمین یا قشر یخ زده زمین قشر زمستانی زمین
sergeant گروهبان موشک زمین به زمین سارجنت
styx نوعی موشک زمین به زمین دریایی
sergeants گروهبان موشک زمین به زمین سارجنت
rolling terrain زمین با پستی و بلندی کم زمین هموار
covenant runing with land شرط منضم به مالکیت زمین تعهد یا شرطی است مربوط به زمین که جزء لازم ولایتجزای ان محسوب میشودو بنابراین به تنهائی قابل انتقال نیست
no man's land زمین بلاصاحب و غیر مسکون باریکه زمین حد فاصل بین نیروی متخاصم و نیروی خودی
contour flying پرواز از روی عوارض زمین پرواز به طور مماس باعوارض زمین یا سینه مال
lacrosse نوعی موشک زمین به زمین
redstone موشک زمین به زمین رداستون
pershing موشک زمین به زمین پرشینگ
biosphere قسمت قابل زندگی کره زمین که عبارتست از جوو اب و خاک کره زمین
contour flight پرواز سینه مال از روی عوارض زمین پرواز در مسیرعوارض زمین
little john موشک هانست جان کوچک نوعی موشک زمین به زمین توپخانه
talik زمین غیر یخ زده در مناطق یخ زده یا در روی لایه منجمد زمین
drops گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
dropped گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
dropping گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
drop گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
compass rose دایره بزرگی روی کره زمین که در جهت گردش عقربه ساعت از صفر تا 063 درجه بندی شده و بعنوان مبداسنجش و تنظیم قطبنماهای هواپیما روی زمین بکارمیرود
critical point نقطه مهم و برجسته زمین نقاط حیاتی و مهم زمین
permafrost لایه یخ زده دایمی زمین پوسته یا لایه منجمد زمین
geomagnetism نیروی اهن ربایی زمین نیروی جاذبه زمین
topography نگارش عوارض زمین نشان دادن عوارض زمین
hydrographer نقشه کش ابهای روی زمین کسیکه عالم به تشریح ابهای روی زمین است
surface to surface missile موشک زمین به زمین
ground resolution قدرت نشان دادن قسمتهای کوچک زمین نشان دادن جزئیات زمین
He had a nast fall. بد جوری خورد زمین ( زمین بدی خورد )
everglade قطعه زمین باتلاقی علفزار زمین باتلاقی
earth's attraction جاذبه زمین قوه جاذبه زمین
surface-to-surface موشک زمین به زمین یا سطح به سطح
surface to surface موشک زمین به زمین یا سطح به سطح
surface missile موشک زمین به زمین موشک سطح به سطح موشک سطحی
grazed زمین
grazes زمین
real estate زمین
aerospace جو زمین
graze زمین
grass roots کف زمین
norland زمین
earthing زمین
acres زمین
earths زمین
earth زمین
tellus زمین
globe زمین
land زمین
rooter زمین کن
this earthly round زمین
globes زمین
soils زمین
ground [British] [floor] کف زمین
floor کف زمین
floored کف زمین
floors کف زمین
floor کف زمین
land n زمین
geodetically زمین
soiling زمین
field زمین
ground line خط زمین
fielded زمین
soil زمین
terrain زمین
fields زمین
domain زمین
domains زمین
ground surface کف زمین
lackland بی زمین
cinder tracks زمین دو
ground کف زمین
cinder track زمین دو
ground زمین
ground : زمین
acre زمین
extra terrestrial زمین
soccer field زمین فوتبال
ground detector تستر زمین
ground conection اتصال زمین
earthward بسوی زمین
flat ground زمین تخت
ground cushion بالشتک زمین
feature line خط عوارض زمین
flat ground زمین مسطح
earth terminal ترمینال زمین
emblements محصول زمین
landed زمین دار
ground detector اشکارساز زمین
earth's attraction ربایش زمین
elevated ground زمین بلند
earthwards بطرف زمین
field of play زمین بازی
emblements حاصل زمین
earthwards سوی زمین
earthward بطرف زمین
earthmoving حرکت زمین
earthling اهل زمین
geosphere زمین سپهر
geolatry زمین پرستی
isogeotherm همدمای زمین
geotherm همدمای زمین
geoisotherm همدمای زمین
geoid زمین دیسه
earth's axis محور زمین
geoid زمین وار
geochemistry زمین شیمی
geodesy زمین سنجی
geostrategy زمین شناسی
earth's crust پوسته زمین
geotropism زمین گرایی
foreland زمین جلوامده
gridition زمین فوتبال
gridiron زمین فوتبال
greenside در مجاورت زمین
geotaxis زمین گرایی
graben فرو زمین
earthing strap تسمه زمین
glebe زمین خاک
earthing اتصال زمین
glebe زمین وقف
fault شکست زمین
palsy زمین گیری
landfalls ریزش زمین
landfall ریزش زمین
field hockey زمین هاکی
geological زمین شناختی
geological زمین شناسی
geology زمین شناسی
faulted شکست زمین
faults شکست زمین
grass زمین چمن
earthquakes زمین لرزه
earthquake زمین لرزه
surveyors زمین پیما
surveyor زمین پیما
playgrounds زمین بازی
playground زمین بازی
boggy زمین باطلاقی
grasses زمین چمن
ends زمین حریف
ended زمین حریف
uplands زمین کوهستانی
uplands زمین بلند
upland زمین کوهستانی
upland زمین بلند
basements زیر زمین
basement زیر زمین
terrain زمین عملیات
terrain نوع زمین
terrain زمین ناحیه
borderland زمین سرحدی
borderlands زمین سرحدی
laird صاحب زمین
end زمین حریف
crusts پوسته زمین
crust پوسته زمین
floors محدوده زمین
floored محدوده زمین
floor محدوده زمین
paralysis زمین گیری
speculation زمین خواری
bogs زمین باطلاقی
bog زمین باطلاقی
lairds صاحب زمین
terrain عوارض زمین
above the earth بالای زمین
earth socket پریز زمین
cricket field زمین کریکت
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com