Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (2 milliseconds)
English
Persian
stringer
تراورس عمودی
stringers
تراورس عمودی
Other Matches
crossarm
تراورس
sleeper
تراورس
trimmed joist
تراورس
sleepers
تراورس
sinter
تراورس
railway sleeper
تراورس
longitudinal sleeper
تراورس طولی
grooved sleeper
تراورس شیاردار
hand traverse
تراورس با دست
cross traverse
تراورس عرضی
traverse
تراورس عبور کمربندکوهنوردی
traverses
تراورس عبور کمربندکوهنوردی
traversed
تراورس عبور کمربندکوهنوردی
traversing
تراورس عبور کمربندکوهنوردی
standards
دو میله عمودی پرش با نیزه یا پرش ارتفاع میله عمودی تکیه گاه وزنه
standard
دو میله عمودی پرش با نیزه یا پرش ارتفاع میله عمودی تکیه گاه وزنه
vertical redundancy check
بررسی عمودی اشتباهات بررسی افزونگی عمودی
perpendecular
عمودی
right
حق عمودی
righted
حق عمودی
righting
حق عمودی
perpendicular
عمودی
othogonal
عمودی
vertical
عمودی
on end
عمودی
upright
عمودی
erect
عمودی
erected
عمودی
erecting
عمودی
erects
عمودی
straightest
عمودی
straighter
عمودی
straight
عمودی
plumb line
خط عمودی
plumb lines
خط عمودی
lineal
عمودی
orthotropism
رویش عمودی
orthogonality
حالت عمودی
orthogonal rotation
چرخش عمودی
out of plumb
غیر عمودی
plumb
شاقول عمودی
door-post
[تیر عمودی در]
joint drain
زهکش عمودی
linal descent
وارث خط عمودی
apeak
بحالت عمودی
normal acceleration
شتاب عمودی
normal axis
محور عمودی
erectness
حالت عمودی
normal force
تلاش عمودی
normal force
نیروی عمودی
apeak
عمودی قائم
angle socket
سرپیچ عمودی
out of the perpendicular
غیر عمودی
off plmb
غیر عمودی
riser
سیم عمودی
nosedived
فرود عمودی
nosedive
فرود عمودی
Y direction
حرکت عمودی
y axis
محور عمودی
whip stall
حرکت عمودی
verticality
حالت عمودی
vertical synchronizing
همزمانساز عمودی
vertical scrolling
چرخش عمودی
nosedives
فرود عمودی
nosediving
فرود عمودی
brise-soleil
پرده عمودی
vertical
عمودی
[ریاضی]
near vertical
تقریبا عمودی
hammer-post
تیر عمودی
crown-post
تیرک عمودی
brise-soleil
کرکره عمودی
vertical recording
ضبق عمودی
vertical mobility
تحرک عمودی
vertical axis
محور عمودی
vertical antenna
انتن عمودی
vertical adjustment
تنظیم عمودی
tap root
ریشه عمودی
portraint orientation
تمایل عمودی
plumbness
حالت عمودی
perpendicularity
حالت عمودی
vertical combines
ترکیب عمودی
vertical equity
عدالت عمودی
vertical equity
برابرسازی عمودی
vertical justification
تنظیم عمودی
vertical justification
تطابق عمودی
vertical interval
فاصله عمودی
vertical merger
ادغام عمودی
vertical integration
ادغام عمودی
vertical growth
رشد عمودی
vertical force
نیروی عمودی
vertical expansion
گسترش عمودی
perpendecular
خط عمودی یا قائم
boom
ستون عمودی
profiles
برش عمودی
aplomb
حالت عمودی
profiled
برش عمودی
boomed
ستون عمودی
cliff
صخره عمودی
cliffs
صخره عمودی
booming
ستون عمودی
lineal
عمودی اجدادی
profile
برش عمودی
profiling
برش عمودی
booms
ستون عمودی
vrc
بررسی افزایش عمودی
y axis
بردار عمودی گراف
Y coordinate
مختصات بردار عمودی
door-jamb
[تیر عمودی چارچوب در]
gules
خطوط موازی عمودی
serrated vertical pulse
ضربه عمودی دندانهای
rudders
مکان عمودی متحرک
stanchion
میلههای عمودی ناو
taproot
ریشه عمودی اصلی
vertical application
برنامه کاربردی عمودی
jambs
تیر عمودی چارچوپ
jamb
تیر عمودی چارچوپ
rudder
مکان عمودی متحرک
munting
الت عمودی پنجره
vertical stabilizer
تیغه یا باله عمودی
vertical tab
جدول بندی عمودی
lucarne
پنجره عمودی خوابگاه
vertically adjustable
قابلیت تنظیم عمودی
erectly
بطور ایستاده یا عمودی
upright
تیرک عمودی دروازه
stairwells
پله کان عمودی
stairwell
پله کان عمودی
profiles
نیمرخ برش عمودی
goalposts
تیرک عمودی دروازه
goalpost
تیرک عمودی دروازه
vertical cliffs
صخره های عمودی
plumb
: راست بطور عمودی
profiled
نیمرخ برش عمودی
crown-strut
[شمع پشتبند عمودی]
profile
نیمرخ برش عمودی
anchor at short stay
لنگر طولی عمودی
hoop
میله عمودی کروکه
profiling
نیمرخ برش عمودی
hoops
میله عمودی کروکه
vertical events numbering
شماره گذاری عمودی وقایع
slash pocket
جیب عمودی درجهت درزلباس
sternpost
تیر عمودی عقب کشتی
stumping
هر کدام از سه میله عمودی کریکت
stumped
هر کدام از سه میله عمودی کریکت
stump
هر کدام از سه میله عمودی کریکت
profiling
برش عمودی تصویر جانبی
stumps
هر کدام از سه میله عمودی کریکت
pitch
چرخش عمودی وعرضی ناو
profiles
برش عمودی تصویر جانبی
chimney-jamb
[تیر عمودی چارچوب دودکش]
escoinson
[گوشه تیر عمودی چارچوب]
flute
[شیار عمودی روی ستون]
king-pendant
[تیر عمودی در خرپای میانی]
adjustment for vertical-circle image
تنظیم عمودی مرکز تصویر
profiled
برش عمودی تصویر جانبی
profile
برش عمودی تصویر جانبی
vertical speed
سرعت صعود عمودی هواپیما
bulkheads
دیواره عمودی روی قایق
pitches
چرخش عمودی وعرضی ناو
axis
برای مختصات عمودی در گراف
bulkhead
دیواره عمودی روی قایق
orthotropic
دارای محور اصلی عمودی
plumb
عمق پیمودن عمودی قرار دادن
lubber line
خط عمودی بر روی صفحه قطب نما
papering
حرکت عمودی سریع کاغذ در چاپگر
y axis
محور عمودی روی یک صفحه مختصات
papers
حرکت عمودی سریع کاغذ در چاپگر
uprights
تیرهای عمودی دروازه فوتبال امریکایی
masse
ضربه عمودی به یک طرف گوی بیلیارد
hanging-post
[تیرک عمودی که در یا دروازه به آن آویزان می شود.]
y amplifier
تقویت کننده با سیستم انحراف عمودی
stiles
باهو چوب عمودی چهارچوب درب
papered
حرکت عمودی سریع کاغذ در چاپگر
paper
حرکت عمودی سریع کاغذ در چاپگر
simple shear
دراین برش تنش عمودی وجودندارد
stile
باهو چوب عمودی چهارچوب درب
intertie
تیرافقی که تیرهای عمودی رابهم نگاه میدارد
munnion
جرز الت عمودی در میان قسمتهای پنجره
mullion
جرز یا الت عمودی میان قسمتهای پنجره
orientation
جهت صفحه یا به صورت لبه افقی یا عمودی
durn
[تیر عمودی در ساخته شده از چوب بائو]
column
خط عمودی که محل و پهنای ستون را مشخص میکند
capriole
پرش عمودی اسب با پاهای کشیده به عقب
high tailed aircraft
هواپیمایی که دم افقی ان بالای سکان عمودی قرارگرفته
stick
هریک از سه میله عمودی کریکت چوبدست اسکی
springing teal
تیراندازی به هدفهایی که بطور عمودی بالا می ایند
columns
خط عمودی که محل و پهنای ستون را مشخص میکند
two-dimensional
آرایهای که عناصر افقی و عمودی محل دهی میکند
vertical replenishment
تجدید تدارکات از راه هوا صعود و فرود عمودی
rimrock
صخره پیش امده فلات بشکل جبهه عمودی
escapement
تنظیم ابتدایی حرکات عمودی یک ورق کاغذ در چاپگر
bollards
تیر عمودی ساحل برای بستن قایق منقاری
bollard
تیر عمودی ساحل برای بستن قایق منقاری
lanternpinion
چرخ کوچکی که میلههای عمودی داردو مانند است به فانوس
X Y
مختصات برای رسم گراف که x بردار افق و y عمودی است
cross-window
[پنجره ای با جرز عمودی میان قسمت هایش به شکل صلیب]
hemstitch
رشتههای نخ رابطورموازی قرار دادن ورشتههای عمودی را ازلای انهاگذراندن
loft
زاویه سطح قسمتی از سرچوب گلف دور از قسمت عمودی
long-and-short work
[بنایی با استفاده از بلوک های افقی و عمودی بلند و کوتاه]
rockets
راکت با سرعت از جای جستن بطور عمودی از زمین بلندشدن
rocketing
راکت با سرعت از جای جستن بطور عمودی از زمین بلندشدن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com