Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (4 milliseconds)
English
Persian
osmotic
تراوش کننده
pourer
تراوش کننده
secernent
تراوش کننده
Search result with all words
exocrine
بخارج تراوش کننده
oozy
لجن الود تراوش کننده
Other Matches
infltrate
با تراوش گذراندن تراوش کردن
secernent
تراوش افزا اروی تراوش افزا
variation
تراوش
variations
تراوش
leakage
تراوش
seeped
تراوش
weeps
تراوش
secretion
تراوش
weep
تراوش
flux
تراوش
overflowing
تراوش
infiltration
تراوش
permeation
تراوش
percolation
تراوش
gushed
تراوش
gushes
تراوش
leak
تراوش
leaked
تراوش
leakages
تراوش
leaks
تراوش
seeping
تراوش
seeps
تراوش
exudation
تراوش
gush
تراوش
seep
تراوش
transudation
تراوش
seep
تراوش طبیعی
osmose
تراوش کردن
transudate
عرق تراوش
leaks
تراوش کردن
transude
تراوش کردن
osmosis
اسمز تراوش
infiltrate
تراوش کردن
percolation
فرورفت تراوش
leak
تراوش کردن
seep
تراوش کردن
gleet
تراوش کردن
infiltration coefficient
ضریب تراوش
seeps
تراوش کردن
seeps
تراوش طبیعی
inpour
تراوش کردن
leakages
تراوش کردن
seeping
تراوش کردن
grid leak
تراوش شبکه
perviousness
تراوش پذیری
leaked
تراوش کردن
seeping
تراوش طبیعی
impermeable
تراوش ناپذیر
permeability
تراوش پذیری
seeped
تراوش کردن
seeped
تراوش طبیعی
gleet
تراوش سوزاکی
oozing
تراوش کردن
oozes
تراوش کردن
percolated
تراوش کردن
percolates
تراوش کردن
percolating
تراوش کردن
to leak
تراوش کردن
exude
تراوش کردن
exuded
تراوش کردن
exudes
تراوش کردن
exuding
تراوش کردن
psychic secretion
تراوش روانی
seepage area
حوزه تراوش
to spring a leak
تراوش کردن
ooze
تراوش کردن
leakage
تراوش کردن
infiltrating
تراوش کردن
oozed
تراوش کردن
infiltrates
تراوش کردن
infiltrated
تراوش کردن
seepage surface
سطح تراوش
diffusion of electrolyte
تراوش الکترولیت
percolate
تراوش کردن
osmotically
از راه تراوش
seepage area
منطقه تراوش
impermeability
نفوذناپذیری تراوش ناپذیری
seeps
چکه تراوش کردن
gleety
مانند تراوش سوزاکی
infiltration
پالایش بوسیله تراوش
seep
چکه تراوش کردن
seeped
چکه تراوش کردن
brights disease
تراوش پیشاب سفید
seeping
چکه تراوش کردن
drooling
اب از دهان تراوش شدن
puddling
تراوش ناپذیر کردن
puddled soil
خاک تراوش ناپذیر
drools
اب از دهان تراوش شدن
drooled
اب از دهان تراوش شدن
pour
تراوش بوسیله ریزش
drool
اب از دهان تراوش شدن
pours
تراوش بوسیله ریزش
pouring
تراوش بوسیله ریزش
poured
تراوش بوسیله ریزش
impermeable
غیر قابل تراوش
rib to prevent seepage
پشت بند جلوگیری از تراوش
corrector
جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
secernent
اندامی که چیزی ازان تراوش کند
seepage of oil
تراوش طبیعی نفت در روی زمین
radiant flux
درجه نشر و تراوش نیروی موجی
peptic gland
دژ پبهی که شیره معده از ان تراوش میکند
hydathode
ساختمان پوششی گیاهان عالی که دارای عمل تراوش مایع میباشند
altitude/height hold
متوقف کننده سقف پروازهواپیما محدود کننده خودکارارتفاع پرواز هواپیما
marshaller
هدایت کننده به محل تجمع جمع اوری کننده یکان
inhibitor
کنترل کننده سوزش خرج موشک ممانعت کننده ازاشتعال
propounder
ابراز کننده یا مطرح کننده وصیت نامه در دادگاه امورحسبی
quick disconnect coupling
کوپلینگی برای لولههای ی سیالات دارای دریچههای مسدود کننده و اجزاء اب بندی- کننده
sensor
گیرنده یادریافت کننده خاطرات حسی ضبط کننده
primer
وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
primers
وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
homogeneous computer network
یچ کننده و توزیع کننده که همه کانالهای داده آن از پروتکل و نرخ ارسال یکسان استفاده می کنند
interceptor
هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
detonator
منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
interceptors
هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
changer
دواتصال کننده که اتصال کننده مادگی را به نری
makgi boowi
نقاط حمله کننده و دفاع کننده تکواندو
del credere
وصول کننده مطالبات تضمین کننده طلبها
distractive
گیج کننده برگرداننده یا اشغال کننده فکر
vasomotor
اعصاب تنگ کننده وگشاد کننده رگها
steam fitter
نصب کننده وتعمیر کننده لولههای بخار
detonators
منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
search jammer
تولید کننده پارازیت در انتن رادار وسیله جلوگیری کننده از تجسس رادار وسیله جلوگیری کننده از مراقبت
bilge
رخنه پیدا کردن تراوش کردن
incretion
ترشح درونی یا داخلی تراوش داخلی
bleeding
بالازدگی قیر به سطح تراوش قیر
suppressive
خنثی کننده اتش سرکوب کننده
padding
پنهان کننده یااستتار کننده پیامها
sprining charge
خرج چال کننده یا گود کننده
prepossessing
مجذوب کننده جلب توجه کننده
expostulator
سرزنش کننده نصیحت کننده باسرزنش
claqueur
تشویق کننده
[یا هو کننده]
استخدام شده
secreting
تراوش کردن پنهان کردن
secretes
تراوش کردن پنهان کردن
secrete
تراوش کردن پنهان کردن
secreted
تراوش کردن پنهان کردن
stop order
دستور عدم پرداخت از طرف صادر کننده سند مالی به مرجع پرداخت کننده
astigmatizer
وسیله استیگمات کننده وسیله تقویت کننده مسافت یاب برای دیدن نور کم در شب
cogitator
اندیشه کننده مطالعه کننده
spell binder
مسحور کننده مجذوب کننده
modifiers
اصلاح کننده تعدیل کننده
modifier
اصلاح کننده تعدیل کننده
corrupter
فاسد کننده منحرف کننده
practicer
تمرین کننده مشق کننده
corruptor
فاسد کننده منحرف کننده
thwarter
خنثی کننده مسدود کننده
favourer
یاری کننده مساعدت کننده
whetstone
تیز کننده تند کننده
the producer and the consumer
تولید کننده و مصرف کننده
presentor
ارائه کننده معرفی کننده
striking force
نیروی تک کننده یا کمین کننده
designative
اشاره کننده تعیین کننده
venerator
تکریم کننده ستایش کننده
suberter
سرنگون کننده تضعیف کننده
vibrators
ارتعاش کننده نوسان کننده
vibrator
ارتعاش کننده نوسان کننده
trimmer
دستکاری کننده صاف کننده
desolator
ویران کننده متروک کننده
hangers
اویزان کننده معلق کننده
hanger
اویزان کننده معلق کننده
homager
تجلیل کننده کرنش کننده
desolater
ویران کننده متروک کننده
gesticulant
اشاره کننده وحرکت کننده
intermediary
وساطت کننده مداخله کننده
contractive
جمع کننده چوروک کننده
provisioner
تدارک کننده تهیه کننده
prosecutors
پیگرد کننده تعقیب کننده
prosecutor
پیگرد کننده تعقیب کننده
coordinator
هم اهنگ کننده هماهنگ کننده
toasters
سرخ کننده برشته کننده
thickener
غلیظ کننده پرپشت کننده
discriminant
تفکیک کننده جدا کننده
sniffy
افهار تنفر کننده فن فن کننده
modulator demodulator
تلفیق کننده- تفکیک کننده
diverting
سرگرم کننده منحرف کننده
preventive
حفافت کننده جلوگیری کننده
insulator
جدا کننده عایق کننده
insulators
جدا کننده عایق کننده
toaster
سرخ کننده برشته کننده
oppressive
خورد کننده ناراحت کننده
acknowledger
تصدیق کننده قبول کننده
transmitter
منتقل کننده مخابره کننده
divider
جدا کننده تقسیم کننده
supplicants
درخواست کننده تضرع کننده
supplicant
درخواست کننده تضرع کننده
transmitters
منتقل کننده مخابره کننده
intermediaries
وساطت کننده مداخله کننده
thickeners
غلیظ کننده پرپشت کننده
lifter
مرتفع کننده برطرف کننده
presenters
ارائه کننده معرفی کننده
presenter
ارائه کننده معرفی کننده
accaimer
هلهله کننده تحسین کننده
fuel cooled oil cooler
خنک کننده روغن که در ان ازسوخت بعنوان ماده خنک کننده استفاده میشود
skeletonizer
تهیه کننده استخوان بندی یا کالبد چیزی تهیه کننده رئوس مطالب
dragger
شرکت کننده در مسابقه اتومبیلرانی سرعت شرکت کننده درمسابقه سرعت موتورسیکلت رانی شرکت کننده در مسابقه قایقرانی سرعت
plasticizer
ماده سخت کننده و کشدار کننده خرج انفجار یا خرج تلاش
procuring activity
یکان تهیه کننده و تحویل دهنده اماد قسمت اماد کننده
parity bit
عدد یا علامت طراز کننده متعادل کننده عدد تعادل
agent authentication
معرفی قسمت مخابره کننده اعلام معرف مخابره کننده
component
اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
components
اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com