English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English Persian
orchestration ترتیب هم اهنگی
orchestrations ترتیب هم اهنگی
Other Matches
random processing پردازش داده به ترتیب مورد نیاز و نه ترتیب ذخیره شده
scheduled ترتیب انجام کارها یا ترتیب اختصاص زمان CPU برای پردازش در سیستم چند کاربره
schedules ترتیب انجام کارها یا ترتیب اختصاص زمان CPU برای پردازش در سیستم چند کاربره
schedule ترتیب انجام کارها یا ترتیب اختصاص زمان CPU برای پردازش در سیستم چند کاربره
collocation ترتیب نوبت و ترتیب پرداخت بدهی به طلبکاران
chains 1-مجموعهای از فایل ها یادادههای متصل بهم به ترتیب 2-مجموعهای از دستورالعمل ها که به ترتیب اجرا می شوند
chain 1-مجموعهای از فایل ها یادادههای متصل بهم به ترتیب 2-مجموعهای از دستورالعمل ها که به ترتیب اجرا می شوند
cadence هم اهنگی
cadences هم اهنگی
monotony یک اهنگی
consonance هم اهنگی
conconancy هم اهنگی
concent هم اهنگی
harmony هم اهنگی
harmonies هم اهنگی
unison هم اهنگی
accords هم اهنگی
coordination هم اهنگی
accorded هم اهنگی
equisonance هم اهنگی
synchrony هم اهنگی
musicality خوش اهنگی
musicalness خوش اهنگی
incoordination فقدان هم اهنگی
melodiousness خوش اهنگی
disconformity عدم هم اهنگی
discordance عدم هم اهنگی
cooridnation موزونی هم اهنگی
tone language زبانهای اهنگی
unisonance هم اهنگی هم کوکی
tonic صدایی اهنگی
tonics صدایی اهنگی
disconcerts عدم هم اهنگی داشتن
disconcerted عدم هم اهنگی داشتن
eurhythmy هم اهنگی و تقارن ساختمان
euphony خوش اهنگی کلمات
tone dialing شماره گیری اهنگی
to play a tune اهنگی را ساز زدن
untune فاقد هم اهنگی کردن
disconcert عدم هم اهنگی داشتن
eurythmy هم اهنگی و تقارن ساختمان
syntax هم اهنگی قسمتهای مختلف
firing order ترتیب احتراق موتور وایرچینی موتور ترتیب تیراندازی سلاح
concert انجمن ساز واواز هم اهنگی
atonal دارای عدم هم اهنگی وتوازن
concerts انجمن ساز واواز هم اهنگی
harmonometer الت سنجش هم اهنگی صداها
diatonic وابسته به مقیاس کلیدهشت اهنگی در هر اکتاو
musette اهنگی که برای نی انبان درست می کنند
toneme لفظی که درالسنه اهنگی تلفظ خاصی داشته باشد
batting order ترتیب ورود توپزنها به بازی بیس بال ترتیب ورود توپزنهابه بازی کریکت
internal telecommunications unions یک دفتر نمایندگی با 156عضو متخصص از ملل متحدکه مسئول هم اهنگی بین المللی مسائل مربوط به ارتباطات دوربرد میباشد
disharmony عدم هم اهنگی عدم توافق
disaccord عدم توافق عدم هم اهنگی
irregular بی ترتیب
immethodical بی ترتیب
lay out ترتیب
orderliness ترتیب
kelter or kilter ترتیب
sequence ترتیب
kelter ترتیب
assortments ترتیب
disorderly بی ترتیب
collocation ترتیب
assortment ترتیب
in series به ترتیب
sequences ترتیب
ataxic بی ترتیب
regularities ترتیب
systems ترتیب
regularity ترتیب
arramgement ترتیب
ordering ترتیب
anomaly بی ترتیب
anomalies بی ترتیب
arrangment ترتیب
order ترتیب
catenation ترتیب
arrangement ترتیب
organization ترتیب
respectively به ترتیب
configuration ترتیب
configurations ترتیب
system ترتیب
to make an arrangement ترتیب
serialization ترتیب
random بی ترتیب
organizations ترتیب
organisations ترتیب
to order <idiom> به ترتیب
arrangements ترتیب
arr ترتیب
randomly بی ترتیب
pial بی ترتیب
set up ترتیب
out of kelter بی ترتیب
ordonnance ترتیب
regvlarity ترتیب
managements ترتیب
orderless بی ترتیب
management ترتیب
run ترتیب محوطه
ordains ترتیب دادن
ordain ترتیب دادن
ordained ترتیب دادن
disciplines تادیب ترتیب
ascending order ترتیب صعودی
arrengement ترتیب دادن
disciplining تادیب ترتیب
data set ترتیب داده
ordaining ترتیب دادن
alphabetical order ترتیب رکوردها
train نظم ترتیب
alternatively <adv.> به ترتیب دیگر
runs ترتیب محوطه
apart from that <adv.> به ترتیب دیگر
for this purpose <adv.> به این ترتیب
otherwise <adv.> به ترتیب دیگر
scheme ترتیب رویه
disordered بی ترتیب اشفته
make-up ترتیب گریم
permanency ترتیب همیشگی
concerning this <adv.> به این ترتیب
on the other side <adv.> به ترتیب دیگر
hereto <adv.> به این ترتیب
permanencies ترتیب همیشگی
at the same time [on the other hand] <adv.> به ترتیب دیگر
on this <adv.> به این ترتیب
by the same token <adv.> به ترتیب دیگر
schemes ترتیب رویه
schemed ترتیب رویه
on the other hand <adv.> به ترتیب دیگر
hereunto <adv.> به این ترتیب
as to that <adv.> به این ترتیب
order of battle ترتیب نیرو
first in first out به ترتیب ورود
sequence number شماره ترتیب
firing order ترتیب احتراق
sequencer ترتیب سنج
sequencing ترتیب گذاری
fifo به ترتیب ورود
expandede order ترتیب مبسوط
sequencing ترتیب دهی
march order ترتیب راهپیمایی
gradational به ترتیب درجه
sequence counter ترتیب شمار
sequence control کنترل ترتیب
lighting scheme ترتیب روشنایی
kelter بی ترتیب مختل
partial order پاره ترتیب
indue order به ترتیب صحیح
random fill خاکریز بی ترتیب
rearrngement ترتیب مجد د
relative location ترتیب نسبی
in chronological order به ترتیب تاریخ
sequence check مقابله ترتیب
sort key کلید ترتیب
sort order نظم ترتیب
to map out ترتیب دادن
connecting arrangement ترتیب متصل
connecting arrangement ترتیب پیوسته
compose sequence ترتیب ساختگی
collating sequence ترتیب تلفیقی
castrametation فن ترتیب اردو
calling sequence ترتیب فراخوانی
birth order ترتیب ولادت
In this order. In this way. باین ترتیب
word order ترتیب واژه ها
control sequence ترتیب کنترل
desultorily بطور بی ترتیب
descending sort ترتیب نزولی
descending order ترتیب نزولی
partial order ترتیب جزئی
decreasing order ترتیب کاهنده
curialism ترتیب دربارپاپ
critical assembly ترتیب بحرانی
untune بی ترتیب کردن
discipline تادیب ترتیب
tactics نظم و ترتیب
sequence رشته ترتیب
formation ترتیب قرارگرفتن
rearrangements ترتیب مجدد
rearrangement ترتیب مجدد
trains نظم ترتیب
trained نظم ترتیب
chronological به ترتیب تاریخ
ratings ترتیب تقدم
rating ترتیب تقدم
sequence ترتیب دادن
systems نظم ترتیب
rough and tumble بی نظم و ترتیب
instrumentation ترتیب اهنگ
line-up به ترتیب ایستادن
precedence ترتیب تقدم
line-ups به ترتیب ایستادن
system نظم ترتیب
sequences ترتیب دادن
sequences رشته ترتیب
layouts ترتیب وسایل
layout ترتیب وسایل
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com