Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (10 milliseconds)
English
Persian
metaphraze
ترجمه لفظی
Search result with all words
literalist
طرفدار معنی یا ترجمه لفظی
literality
صوری بودن عینیت تفسیر یا ترجمه لفظی
Other Matches
lexical analysis
مرحلهای در ترجمه برنامه که نرم افزار کامپایل یا ترجمه کلمات کلیدی برنامه را با دستورات که ماشین جایگزین کند
textuary
لفظی
vocabular
لفظی
literal
لفظی
verbal
لفظی
metaphrastic
لفظی
wordiness
پر لفظی
literal
حرفی لفظی
logomachy
مجادله لفظی
paronomasia
جناس لفظی
wordplay
معمای لفظی
literality
لفظی بودن
contradiction in terms
تناقص لفظی
verbalism
انتقاد لفظی
textual
لفظی متنی
lay (light) into
<idiom>
دعوای لفظی
literal operand
عملوند لفظی
Slip of the tongue (pen).
اشتباه لفظی (نگارشی )
simile
[rhetorical figure of speech]
تشبیه
[استعاره ]
[گفتار لفظی]
biblicism
پیروی تحت لفظی از کتاب مقدس
In the heat of the moment
<idiom>
[در گرما گرم کار]
[بحث ومجادله لفظی]
They have had words ,I hear .
شنیده ام حرفشان شده ( بحث ؟ جدل لفظی )
textualism
اهمیت دادن به لفظ یا معنی فاهر انتقاد لفظی
toneme
لفظی که درالسنه اهنگی تلفظ خاصی داشته باشد
euphuism
انشاء پرتصنع و مغلق فصاحت فروشی یا استعمال صنایع لفظی
interpreted
ترجمه کردن ترجمه شفاهی کردن
interpret
ترجمه کردن ترجمه شفاهی کردن
interprets
ترجمه کردن ترجمه شفاهی کردن
interpreting
ترجمه کردن ترجمه شفاهی کردن
interpretations
ترجمه
translation
ترجمه
versions
ترجمه
version
ترجمه
translations
ترجمه
renditions
ترجمه
rendition
ترجمه
renderings
ترجمه
rendering
ترجمه
interpretation
ترجمه
translation
ترجمه
compilations
ترجمه
compilation
ترجمه
translatable
قابل ترجمه
trannlatability
قابلیت ترجمه
paraphrase
ترجمه ازاد
paraphrased
ترجمه ازاد
paraphrases
ترجمه ازاد
translate time
هنگام ترجمه
misinterpretation
ترجمه غلط
translate time
حین ترجمه
translet
ترجمه کردن
translation agency
موسسه ترجمه
translation agency
دفتر ترجمه
interpretations
تعبیر ترجمه
paraphrasing
ترجمه ازاد
translate
ترجمه کردن
an a translation
ترجمه درست
algorithm translation
ترجمه الگوریتم
address translation
ترجمه ادرس
mechanical translation
ترجمه ماشینی
liberaltranstation
ترجمه ازاد
machine translation
ترجمه ماشینی
mechanical translation
ترجمه مکانیکی
the a of a trans lation
درستی ترجمه
the a of a trans lation
صحت ترجمه
translating
ترجمه کردن
translates
ترجمه کردن
to do into
ترجمه کردن به
translated
ترجمه کردن
interpretation
تعبیر ترجمه
putting
ترجمه کردن
reversion
ترجمه مجدد
put
ترجمه کردن
mistranslation
ترجمه نادرست
puts
ترجمه کردن
delectus
برای ترجمه دارد
objects
زبان برنامه پس از ترجمه
mistranslate
ترجمه غلط کردن
retranslate
دوباره ترجمه کردن
objected
زبان برنامه پس از ترجمه
teutonize
به المانی ترجمه کردن
objecting
زبان برنامه پس از ترجمه
object
زبان برنامه پس از ترجمه
indirect objects
زبان برنامه پس از ترجمه
dynamic address translation
ترجمه پویای ادرس
fortran translation process
فرایند ترجمه فرترن
had it trans ted
بدهید ترجمه کنند
direct objects
زبان برنامه پس از ترجمه
literalize
تحت اللفظی ترجمه کردن
render
ارائه دادن ترجمه کردن
rendered
ارائه دادن ترجمه کردن
renders
ارائه دادن ترجمه کردن
assembled
ترجمه کد اسمبلی به زبان ماشین
assembles
ترجمه کد اسمبلی به زبان ماشین
assemble
ترجمه کد اسمبلی به زبان ماشین
to to
ترجمه کد اسمبلی به زبان ماشین
versions
کتابی که ترجمه کتاب دیگرباشد
tropology
ترجمه یا تفسیر مجازی وروحانی
version
کتابی که ترجمه کتاب دیگرباشد
bridgeware
برنامههای کامپیوتری به منظور ترجمه دستورالعملها
processor
برنامه که از یک زبان به کد ماشین ترجمه میکند.
revised version
ترجمه اصلاح شده کتاب مقدس
paraphrased
نقل بیان ترجمه و تفسیر کردن
paraphrasing
نقل بیان ترجمه و تفسیر کردن
paraphrases
نقل بیان ترجمه و تفسیر کردن
This is its Persian rendering ( translation) .
این برگردان ( ترجمه ) فارسی آن است
pcv
این برگردان ( ترجمه ) فارسی آن است
paraphrase
نقل بیان ترجمه و تفسیر کردن
encoding
ترجمه پیام یا متن طبق سیستم کد گذاری
languages
هر برنامهای که هر خط برنامه را به زبان دیگری ترجمه میکند.
language
هر برنامهای که هر خط برنامه را به زبان دیگری ترجمه میکند.
to translate something
[from/into a language]
ترجمه
[نوشتنی]
کردن چیزی
[از یک زبان یا به زبانی]
passes
برنامه اسمبلر که کد اصلی را در یک عمل ترجمه میکند
targum
ترجمه زبان ارامی قسمتی از عهد عتیق
cross assembler
ترجمه برنامه اسمبلر برای یک کامپیوتر دیگر
pass
برنامه اسمبلر که کد اصلی را در یک عمل ترجمه میکند
passed
برنامه اسمبلر که کد اصلی را در یک عمل ترجمه میکند
one pass assembler
برنامه اسمبلر که در یک عمل که اصل را ترجمه میکند
intermediate
کد یک کامپیوتر یا اسمبلر در حین ترجمه کد سطح بالا به کد ماشین
post
ویرایش یا تغییر متن پس از کامپایل یا ترجمه توسط ماشین
post-
ویرایش یا تغییر متن پس از کامپایل یا ترجمه توسط ماشین
to provide interpretation
[for somebody]
[from/into a language]
ترجمه شفاهی کردن
[برای کسی]
[از یک زبان به دیگری]
posts
ویرایش یا تغییر متن پس از کامپایل یا ترجمه توسط ماشین
to act as interpreter
[for somebody]
[from/into a language]
ترجمه شفاهی کردن
[برای کسی]
[از یک زبان به دیگری]
to interpret
[for somebody]
[from/into a language]
ترجمه شفاهی کردن
[برای کسی]
[از یک زبان به دیگری]
posted
ویرایش یا تغییر متن پس از کامپایل یا ترجمه توسط ماشین
septuagint
ترجمه یونانی توریه بدست 07تن درزمان بطلیموس
p code
روشی برای ترجمه کد منبع به یک کد واسط بنام کد Pتوسط یک کامپایلر
compilations
ترجمه برنامه کد گذاری شده به کد قابل خواندن برای ماشین
jugend stil
[ترجمه تحت الفظی سبک جوان در هنر نوی آلمان]
compilation
ترجمه برنامه کد گذاری شده به کد قابل خواندن برای ماشین
signal
تبدیل یا ترجمه سیگنال برای دستیابی به اطلاعات درون آنها
parse
شکستن کد زبان سطح بالا به بخشهایی در حین ترجمه به کد ماشین
signalled
تبدیل یا ترجمه سیگنال برای دستیابی به اطلاعات درون آنها
parsed
شکستن کد زبان سطح بالا به بخشهایی در حین ترجمه به کد ماشین
parses
شکستن کد زبان سطح بالا به بخشهایی در حین ترجمه به کد ماشین
signaled
تبدیل یا ترجمه سیگنال برای دستیابی به اطلاعات درون آنها
controllers
وسیله اصلی در چاپگر که خروجی را از کامپیوتر به دستورات چاپی ترجمه میکند
controller
وسیله اصلی در چاپگر که خروجی را از کامپیوتر به دستورات چاپی ترجمه میکند
signaled
تبدیل یا ترجمه سیگنال به صورتی به توسط وسیله قابل قبول باشد
signal
تبدیل یا ترجمه سیگنال به صورتی به توسط وسیله قابل قبول باشد
signalled
تبدیل یا ترجمه سیگنال به صورتی به توسط وسیله قابل قبول باشد
preprocessor
نرم افزاری که داده را پیش از کامپایل یا ترجمه آماده و پردازش میکند
queries
پردازش درخواستها , با بازیابی اطلاعات از پایگاه داده یا با ترجمه دستورات از زبان درخواست
queried
پردازش درخواستها , با بازیابی اطلاعات از پایگاه داده یا با ترجمه دستورات از زبان درخواست
query
پردازش درخواستها , با بازیابی اطلاعات از پایگاه داده یا با ترجمه دستورات از زبان درخواست
querying
پردازش درخواستها , با بازیابی اطلاعات از پایگاه داده یا با ترجمه دستورات از زبان درخواست
machine
سیستم کامپیوتری که برای ترجمه متن و دستورات از یک زبان به دیگری به کار می رود
machines
سیستم کامپیوتری که برای ترجمه متن و دستورات از یک زبان به دیگری به کار می رود
machined
سیستم کامپیوتری که برای ترجمه متن و دستورات از یک زبان به دیگری به کار می رود
executable form
برنامهای که به کد ماشین ترجمه یا کمپایل شده باشد تا پردازنده بتواند اجرا کند
machined
دستوری که مستقیما CPU را کنترل میکند و بدون نیاز به ترجمه تشخیص داده میشود
machine
دستوری که مستقیما CPU را کنترل میکند و بدون نیاز به ترجمه تشخیص داده میشود
tabling
لیست تمام نشانه ها که در یک زبان یا کامپایر پذیرفته می شوند به همراه ترجمه کد هدف آنها
table
لیست تمام نشانه ها که در یک زبان یا کامپایر پذیرفته می شوند به همراه ترجمه کد هدف آنها
machines
دستوری که مستقیما CPU را کنترل میکند و بدون نیاز به ترجمه تشخیص داده میشود
tabled
لیست تمام نشانه ها که در یک زبان یا کامپایر پذیرفته می شوند به همراه ترجمه کد هدف آنها
tables
لیست تمام نشانه ها که در یک زبان یا کامپایر پذیرفته می شوند به همراه ترجمه کد هدف آنها
machines
زبان برنامه نویسی که روی کامپیوتری که کامپایلر مناسب دارد قابل ترجمه و اجرا است
machined
زبان برنامه نویسی که روی کامپیوتری که کامپایلر مناسب دارد قابل ترجمه و اجرا است
machine
زبان برنامه نویسی که روی کامپیوتری که کامپایلر مناسب دارد قابل ترجمه و اجرا است
raster
سیستمی که دستورات نرم افزار را به تصویر یا صفحه کامل ترجمه میکند که بعد توسط چاپگر می شوند
translators
برنامهای که برنامه زبان سطح بالا را به زبان دیگر ترجمه میکند
source computer
کامپیوتری که برای ترجمه یک برنامه منبع به برنامه مقصود بکار می رود
translator
برنامهای که برنامه زبان سطح بالا را به زبان دیگر ترجمه میکند
interpretations
تفسیر اخبار واطلاعات رسیده تفسیر عکس ترجمه کردن
interpretation
تفسیر اخبار واطلاعات رسیده تفسیر عکس ترجمه کردن
languages
استفاده از کامپیوتر برای ترجمه یک متن از یک زبان به زبان دیگر
converter
وسیله یا برنامهای که داده را از یک فرم به فرم دیگر ترجمه میکند
language
استفاده از کامپیوتر برای ترجمه یک متن از یک زبان به زبان دیگر
source language
1-زبانی که برنامه در ابتدا به آن نوشته شده است .2-زبان برنامه پیش از ترجمه
machined
زبان برنامه نویسی که حاوی دستوراتی است به صورت کد دورویی که مستقیما توسط واحد پردازش مرکزی بدون ترجمه فهمیده میشود
machine
زبان برنامه نویسی که حاوی دستوراتی است به صورت کد دورویی که مستقیما توسط واحد پردازش مرکزی بدون ترجمه فهمیده میشود
machines
زبان برنامه نویسی که حاوی دستوراتی است به صورت کد دورویی که مستقیما توسط واحد پردازش مرکزی بدون ترجمه فهمیده میشود
targeted
زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
target
زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
targets
زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
targetted
زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
targetting
زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
targeting
زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
jargonize
بزبان غیر مصطلح یا امیخته در اوردن یا ترجمه کردن بقالب اصطلاحات خاص علمی یافنی مخصوص در اوردن
interpret
ترجمه شفاهی کردن توجیه کردن
interpreted
ترجمه شفاهی کردن توجیه کردن
interpreting
ترجمه شفاهی کردن توجیه کردن
interprets
ترجمه شفاهی کردن توجیه کردن
programming
نرم افزاری که به کاربر امکان نوشتن مجموعه دستورات مشخص برای کاری را میدهد که بعداگ به قالبی ترجمه میشود که توسط کامپیوتر قابل فهم است
gateways
1-وسیلهای که دو شبکه غیرمشابه را به هم وصل میکند. 2-وسیله ترجمه پروتکل نرم افزار که به کاربران امکان کار با یک شبکه و دستیابی به دیگری را میدهد
gateway
1-وسیلهای که دو شبکه غیرمشابه را به هم وصل میکند. 2-وسیله ترجمه پروتکل نرم افزار که به کاربران امکان کار با یک شبکه و دستیابی به دیگری را میدهد
source
برنامه پیش از ترجمه نوشته شده در زبان برنامه نویسی توسط برنامه نویس
statements
1-اصط لاح بیان یک دستور یا یک فرآیند. 2-دستور به زبان اصلی که به چندین دستور که ماشین ترجمه میشود
statement
1-اصط لاح بیان یک دستور یا یک فرآیند. 2-دستور به زبان اصلی که به چندین دستور که ماشین ترجمه میشود
raw
روش دستیابی به فایل که وقتی داده از فایل خوانده میشود نیازی به ترجمه داده یا تنظیم آن ندارد
interpreting
ترجمه از یک زبان به زبان دیگر
interprets
ترجمه از یک زبان به زبان دیگر
interpreted
ترجمه از یک زبان به زبان دیگر
interpret
ترجمه از یک زبان به زبان دیگر
machined
تولید برنامه کد ماشین از برنامه HLL با ترجمه و اسمبلر کردن هر دستور HLL
machine
تولید برنامه کد ماشین از برنامه HLL با ترجمه و اسمبلر کردن هر دستور HLL
machines
تولید برنامه کد ماشین از برنامه HLL با ترجمه و اسمبلر کردن هر دستور HLL
paged address
مدار منطقی الکترونیک که ترجمه بین آدرس منطقی مربوطه به صفحه کاغذ و آدرس واقعی فیزیکی که مراجعه شده است را بر عهده دارد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com