English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 189 (9 milliseconds)
English Persian
revealed preference ترجیح اشکار
Other Matches
disruptive pattern اشکار سازنده هدف استتارشده وسیله اشکار ساختن هدف استتار شده روی صفحه رادار
transitivity principle بر مبنای این اصل منطقی چنانچه شق 1 بر 2ترجیح داده شود و همچنین شق 2 بر 3 نیز ترجیح یابددر این صورت این اصل حکم میکند که 1 بر 3 نیز ترجیح داده شود
manifest اشکار اشکار ساختن
manifests اشکار اشکار ساختن
manifesting اشکار اشکار ساختن
manifested اشکار اشکار ساختن
option ترجیح
options ترجیح
distinction برتری ترجیح
preferences رجحان ترجیح
preferable قابل ترجیح
time preference ترجیح زمانی
undue preference ترجیح بلامرجح
prefers ترجیح یافتن
preferrer ترجیح دهنده
preference رجحان ترجیح
prefer ترجیح یافتن
prefers ترجیح دادن
prefer ترجیح دادن
distinctions برتری ترجیح
preferring ترجیح یافتن
preference function تابع ترجیح
preferring ترجیح دادن
tea is preferable to water چایی بر اب ترجیح دارد
distinction without a difference ترجیح بلا مرجحdistillate
social rate of time preference نرخ ترجیح زمانی اجتماعی
marginal rate of time preference نرخ نهائی ترجیح زمانی
To turn tail . To show a clean pair of heels . فرار را بر قرار ترجیح دادن
i would sooner die than lie مردن را به دروغ گفتن ترجیح میدهم
Most home helps prefer to live out. بسیاری از کارگران خانگی ترجیح می دهند بیرون از خانه زندگی کنند .
apparent اشکار
overt اشکار
open-and-shut اشکار
opens اشکار
burning disgrace اشکار
open and shut اشکار
inevidence اشکار
uncovered اشکار
inapparent نا اشکار
crying اشکار
open اشکار
outed اشکار
out- اشکار
out اشکار
evident اشکار
opened اشکار
explicit اشکار
plains اشکار
plainest اشکار
plainer اشکار
plain اشکار
patents اشکار
flagrant اشکار
clear :اشکار
clearer :اشکار
clearest :اشکار
clears :اشکار
semblable اشکار
patent اشکار
conspicuous اشکار
patented اشکار
obvious اشکار
patenting اشکار
conspicuous defect عیب اشکار
manifestation اشکار سازی
display اشکار کردن
flagrantly باوقاحت اشکار
amende honorable عذرخواهی اشکار
displaying اشکار کردن
displayed اشکار کردن
manifestations اشکار سازی
displays اشکار کردن
self-explanatory واضح اشکار
self explanatory واضح اشکار
detection اشکار سازی
visible balance تراز اشکار
decrypt اشکار ساختن
manifester اشکار کننده
self explaining واضح اشکار
self evident خود اشکار
it will manifest it self اشکار خواهد شد
revealer اشکار کننده
revealed preference رجحان اشکار
market overt بازار اشکار
kithe اشکار ساختن
lay open اشکار کردن
let out اشکار ساختن
manifestative اشکار سازنده
frequency demodulation اشکار ساختن
transpicuous روشن اشکار
transpicuous فرا اشکار
decryption اشکار سازی
to reveal itself اشکار شدن
to make known اشکار ساختن
to lay open اشکار ساختن
evident to any one نزدهمه اشکار
explicit behavior رفتار اشکار
overt behavior رفتار اشکار
explicit cost هزینه اشکار
manifest need نیاز اشکار
revealed اشکار کردن
avowals افهار اشکار
known اشکار ساختن
axiom حقیقت اشکار
axioms حقیقت اشکار
open ازاد اشکار
opened ازاد اشکار
opens ازاد اشکار
glaring اشکار مشهور
explicit اشکار صاف
reveals اشکار کردن
undisguised اشکار بی تلبیس
reveal اشکار کردن
patently بطور اشکار
signalled اشکار مشخص
signaled اشکار مشخص
notoriously بطور اشکار
roundly بی پرده اشکار
signal اشکار مشخص
avowal افهار اشکار
baring ساده اشکار
barest ساده اشکار
public عامه اشکار
unfolds اشکار کردن
detect اشکار کردن
unfolding اشکار کردن
detected اشکار کردن
unfolded اشکار کردن
detecting اشکار کردن
detects اشکار کردن
bare ساده اشکار
unfold اشکار کردن
visible مرئی اشکار
bares ساده اشکار
barer ساده اشکار
bared ساده اشکار
liquidity trap سرمایه گذاری بسیار کم بوده و سرمایه گذاران ترجیح میدهند که دارائیهای خود رابه شکل پول نقد نگاه دارند
palpable قابل لمس اشکار
plain text متن واضح و اشکار
overt homosexuality همجنس خواهی اشکار
manifest صورت بار اشکار
manifested صورت بار اشکار
manifesting صورت بار اشکار
manifests صورت بار اشکار
to make public اشکار یا علنی کردن
self revelation خود اشکار سازی
revelation اشکار سازی افشاء
open to the public اشکار در نزد همه
manifest dream content محتوای اشکار رویا
apparent electromotive force نیروی برقرانی اشکار
untold بی حساب اشکار نشده
it is obvious that اشکار یا بدیهی است که
palpably بطور محسوس یا اشکار
the secret will open to me ان راز بمن اشکار
manifest anxiety scale مقیاس اضطراب اشکار
revelations اشکار سازی افشاء
obviously بطور اشکار یا معلوم
unfold فاش کردن اشکار شدن
to breathe one's simplicity بسادگی کسی اشکار شدن
oscillations تفکیک امواج اشکار سازی
unfolds فاش کردن اشکار شدن
peeps جوانه زدن اشکار شدن
peeping جوانه زدن اشکار شدن
peeped جوانه زدن اشکار شدن
unfolded فاش کردن اشکار شدن
peep جوانه زدن اشکار شدن
oscillation تفکیک امواج اشکار سازی
quarrying اشکار کردن معدن سنگ
taylor manifest anxiety scale مقیاس اضطراب اشکار تیلور
quarry اشکار کردن معدن سنگ
quarries اشکار کردن معدن سنگ
unfolding فاش کردن اشکار شدن
prefers ترجیح دادن برتری دادن
prefer ترجیح دادن برتری دادن
preferring ترجیح دادن برتری دادن
to speak one's mind اندیشه خود را اشکار کردن رک سخن گفتن
cold fault نقص کامپیوتر که به محض روشن کردن اشکار میشود
noises اختلال در سیگنال به علت اشکار در مدتهای زمانی کوتاه
noise اختلال در سیگنال به علت اشکار در مدتهای زمانی کوتاه
ultrasonic inspection متد تست غیرمخرب که در انهاترکها توسط ناپیوستگی انتشار امواج نوسانات مکانیکی در فلز اشکار میشود
federal privacy act قانون فدرال که از اشکار شدن پرونده پرسنلی افراد توسط عوامل دولتی یا طرفهای قرارداد ان جلوگیری میکند
it was publicly known همه میدانستند در نظر همه اشکار بود
uncover اشکار کردن برهنه کردن
uncover اشکار کردن کشف کردن
uncovering اشکار کردن کشف کردن
uncovering اشکار کردن برهنه کردن
uncovers اشکار کردن کشف کردن
uncovers اشکار کردن برهنه کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com