English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
The rise in prices in the European markets. ترقی قیمتها دربازارهای اروپا
Other Matches
european essembly مجمع متشکل از اعضا منتخب پارلمانهای کشورهایی که در "جامعه نیروی اتمی اروپا" و"جامعه ذغالسنگ و فولاداروپا" و "جامعه اقتصادی اروپا" عضو هستند
european monetary agreement موافقتنامه پولی اروپا موافقتنامه تنظیمی بین کشورهای عضو سازمان همکاری اقتصادی اروپا به منظور تسهیل و تنظیم روابط پولی متعاقدین
european unclear a energy agency اداره انرژی هستهای اروپا یکی از سازمانهایی که درسال 8591 در بطن سازمان همکاری اقتصادی اروپا و به منظور تولید انرژی اتمی وبرای مقاصد صلح امیز درکشورهای اروپای غربی ایجاد شده است
e c e کمیسیون اقتصادی اروپا کمیسیونی که در بطن شورای اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل برای هماهنگ کردن روشهای اقتصادی دولتها درجهت افزایش فعالیتهای اقتصادی اروپا و نیز بسط وگسترش روابط اقتصادی کشورهای اروپایی با یکدیگرتشکیل شده است
mark down کاهش قیمتها
price levels سطح قیمتها
list price فهرست قیمتها
deflation تقلیل قیمتها
price war جنگ قیمتها
price system نسبت و رابطه قیمتها با هم
The prices have gone up. قیمتها بالارفته اند
Without regard for prices . بدون توجه به قیمتها
To keep prices down. جلوی افزایش قیمتها را گرفتن
Price are fixed here . دراینجا قیمتها ثابت هستند
boot اختلاف موجودبین قیمتها در مبادله دودارایی
consumer's surplus یکنواختی قیمتها برای مصرف کننده
long run equilibrium موازنه بلند مدت قیمتها قیمت عادی
subsidy حقوق گمرکی اشیا وارداتی و صادراتی معافیت مالیاتی تولیدکنندگان به منظور پایین نگهداشتن قیمتها
europa اروپا
occident اروپا
european essembly مجلس اروپا
European Union [EU] اتحادیه اروپا
Europe قاره اروپا
he was ordered to europe او مامور اروپا شد
All of a sudden , he turned up in Europe . یکدفعه سر از اروپا درآورد
Nordic وابسته به شمال اروپا
to e. carpets to the europe فرش به اروپا فرستادن
I have visited Europe time and again. بارها اروپا را دیده ام.
missel یکجور باسترک در اروپا
e r p برنامه ترمیم اروپا
the concert of europe دول متوافق اروپا
european monetary fund صندوق پولی اروپا
Flemish Mannerism انقلاب شمال اروپا
Common Market جامعه اقتصادی اروپا
European Currency Unit سبد ارزی اروپا
european community competition rules مقررات رقابت در جامعه اروپا
european academic research network شبکه پژوهشی دانشگاهی اروپا
europian championship وزنه برداری قهرمانی اروپا
How long wI'll you stay in Europe ? چند وقت اروپا می مانید ؟
e c s c (european coal & steel commissio جامعه ذغالسنگ و فولاد اروپا
organization for european economic coopr سازمان همکاری اقتصادی اروپا
sabot کفش چوبی روستاییان اروپا
u.f.a cup جام اتحادیه باشگاههای اروپا
EEC مخفف جامعهی اقتصادی اروپا
golden shoe بهترین جایزه گلزن فصل اروپا
hallstatt وابسته به دوران قبل از عصراهن اروپا
a ban from flying in the EU قدغن پرواز در [منطقه] اتحادیه اروپا
tench ماهی گول اب شیرین اروپا واسیا
cartel اتحادیه کمپانیهای تولید و عرضه کننده کالا به منظور قبضه کردن بازارکشور یا حتی جهان و تعیین قیمتها به میل خود وجلوگیری از رقابت
cartels اتحادیه کمپانیهای تولید و عرضه کننده کالا به منظور قبضه کردن بازارکشور یا حتی جهان و تعیین قیمتها به میل خود وجلوگیری از رقابت
e r p جهت کمک به توسعه اقتصادی کشورهای اروپا
shad شاه ماهی خوراکی اروپا وشمال امریکا
estonian اهل جمهوری سابق استونی درشمال اروپا
Of this amount Europe's share is 20 percent. از این مقدار ۲۰ درصد مال اروپا است.
concert of europe اتفاق دولت بزرگ اروپا نسبت به مسائل سیاسی
bengal cottage [باغچه ای با دیوارهای کاهگلی در اواسط قرن نوزده اروپا]
Expressionism [جنبش هنرمندان شمال اروپا بخصوص در آلمان و هلند]
gadwall اردک قهوهای و سیه فام شمال اروپا و امریکا
reindeer گوزن شمالی وابسته بدوران کهنه سنگی اروپا
Ditterling [تزئینات خارق العاده شمال اروپا به سبک گروتسکو بی تناسب]
Common Market بازار مشترک جامعه اقتصادی اروپا سازمان متشکل ازکشورهای المان غربی ایتالیا
e r p اجرا کرد وکمکهایی که در چهارچوب این برنامه به اروپا شدبیشتر کمکهای مارشال نامیده می شوند
promotion ترقی
promotions ترقی
appreciations ترقی
improvement ترقی
appreciation ترقی
boosts ترقی
boosting ترقی
boosted ترقی
boost ترقی
improvements ترقی
betterment ترقی
upswing ترقی
progressed ترقی
pickup ترقی
delelopment ترقی
aggrantizement ترقی
increases ترقی
increased ترقی
increase ترقی
up-and-coming رو به ترقی
processions ترقی
rises ترقی
advancement ترقی
progress ترقی
progressing ترقی
progresses ترقی
procession ترقی
jumps ترقی
rise ترقی
jump ترقی
increments ترقی
jumped ترقی
increment ترقی
e f t a (european free trade association اتحادیه تجارت ازاد اروپا اتحادیه متشکل از کشورهای انگلستان
progressionist ترقی خواه
climbed ترقی کردن
progressist ترقی خواه
lifting سرقت ترقی
progressiveness ترقی خواهی
price increase ترقی قیمت
progressivism ترقی خواهی
frozen بدون ترقی
up ترقی کردن
ne plus ultra حداعلای ترقی
upped ترقی کردن
developments ترقی نمو
development ترقی نمو
lift سرقت ترقی
growths افزایش ترقی
growth افزایش ترقی
flourishingly در حال ترقی و
climbs ترقی کردن
climbing ترقی کردن
go ahead نشانه ترقی
lifted سرقت ترقی
climb ترقی کردن
upping ترقی کردن
meliorate ترقی دادن
progressivist ترقی خواه
promotor ترقی دهنده
rises پیشرفت ترقی
rise ترقی خیز
rise ترقی کردن
rise پیشرفت ترقی
rises ترقی کردن
rises ترقی خیز
progressing ترقی جریان
steepen ترقی کردن
progresses ترقی جریان
upwell ترقی کردن
progressed ترقی جریان
upswing ترقی کردن
progress ترقی جریان
advancing ترقی مساعده
advancing <adj.> ترقی دادن
advances ترقی مساعده
advance ترقی مساعده
advance ترقی دادن
lifts سرقت ترقی
fluctuation ترقی و تنزیل
promoted ترقی دادن
promote ترقی دادن
Mts ترقی کردن
Mt ترقی کردن
booms ترقی کردن
increase رشد ترقی
booms ترقی ناگهانی
booming ترقی کردن
increased رشد ترقی
booming ترقی ناگهانی
boomed ترقی کردن
increases رشد ترقی
boomed ترقی ناگهانی
promotes ترقی دادن
ascents ترقی عروج
appreciation ترقی قیمت
appreciations ترقی قیمت
progressive ترقی خواه
boost ترقی کردن
boosted ترقی کردن
promoting ترقی دادن
boosting ترقی کردن
boosts ترقی کردن
progressively ترقی خواهانه
ascent ترقی عروج
boom ترقی کردن
grows ترقی کردن
flourishing ترقی کننده
diseconomy ترقی قیمت ها
bullish stocks سهام رو به ترقی
processions ترقی تصاعدی
procession ترقی تصاعدی
grow ترقی کردن
economic progress ترقی اقتصادی
boom ترقی ناگهانی
Roman law مجموعهی قوانین رومی که پایهی قوانین امروزی در بسیاری از کشورها به ویژه در اروپا است
baltic دریای بالتیک در شمال اروپا وابسته به بالتیک
retrogress ترقی معکوس کردن
Making fast progress. سریع ترقی کردن
golden ages عصر ترقی و تعالی
To do well in life . در زندگی ترقی کردن
retrogressing ترقی معکوس کردن
To climb the ladder of success. مدارج ترقی را طی کردن
boosts ترقی دادن جلوبردن
viable مناسب رشد و ترقی
assistant بردست ترقی دهنده
assistants بردست ترقی دهنده
boosting ترقی دادن جلوبردن
currency appreciation ترقی ارزش پول
rising درحال ترقی یا صعود
improvably بطور قابل ترقی
boosted ترقی دادن جلوبردن
golden age عصر ترقی و تعالی
appreciation of the exchange rate ترقی نرخ ارز
increased افزودن ترقی دادن
retrogressed ترقی معکوس کردن
raises زیادکردن ترقی دادن
progressionist عضوحزب ترقی خواه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com