Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (16 milliseconds)
English
Persian
promoter
ترویج کننده فروش
promoters
ترویج کننده فروش
Other Matches
propagative
ترویج کننده
promoters
ترقی دهنده ترویج کننده
promoter
ترقی دهنده ترویج کننده
woollen draper
پشمینه فروش ماهوت فروش شال فروش
on licence
پروانه فروش ابجو یا نوشابههای دیگر که در همان جایگاه فروش گسازده شود
pearlies
جامه میوه فروش یا سبزی فروش دوره گرد که دکمههای مروارید دارد
wine seller
میفروش باده فروش شراب فروش خمار
SEPP
سیستم تامین کننده خط امن بین جستجوگری کاربر و وب سایت فروشنده که به کاربر امکان فروش کالاها از طریق اینترنت میدهد
promulgator
ترویج
propagation
ترویج
promotion
ترویج
promotions
ترویج
fomentation
ترویج
promulgation
ترویج
sales force
نیروی فروش کارکنان قسمت فروش
hard sell
سخت کوشی در فروش فروش مجدانه
sale maximization
به حداکثر رسانیدن فروش ماکزیمم فروش
promotable
قابل ترویج
cultivates
ترویج کردن
cultivate
ترویج کردن
promote
ترویج کردن
cultivation
تهذیب ترویج
cultivating
ترویج کردن
promulge
ترویج کردن
propagable
قابل ترویج
promoted
ترویج کردن
promotes
ترویج کردن
promoting
ترویج کردن
agricultural extension services
خدمات ترویج کشاورزی
promulgating
انتشار دادن ترویج کردن
promulgate
انتشار دادن ترویج کردن
uttering
ترویج سکه تقلبی یا اسنادمجعول
promulgated
انتشار دادن ترویج کردن
promulgates
انتشار دادن ترویج کردن
optional claiming race
مسابقهای که صاحب اسب ازادی در فروش یا خودداری از فروش اسب دارد
foreign military sales
فروش نظامی خارجی فروش مواد و تجهیزات فروش مواد و تجهیزات نظامی به خارجیان
institutionalism
سیاست ترویج امور خیریه واصلاح بزهکاران از طرق اخلاقی و تادیبی
furriers
خز فروش پوست فروش
furrier
خز فروش پوست فروش
sales promotion
افزایش فروش از راه تبلیغات افزایش فروش
evangelization
تبلیغ یاموعظه ازروی انجیل ترویج انجیل یادین مسیحی
utter false coin
جریان انداختن سکه تقلبی ترویج سکه قلب
corrector
جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
oligopoly
انحصار چند جانبه فروش انحصار چند قطبی فروش
vendable
قابل فروش جنس قابل فروش
vendible
قابل فروش جنس قابل فروش
international finance corporation
شرکت مالی بین المللی شرکت تاسیس شده به وسیله بانک جهانی که هدفش تشویق و ترویج موسسات تولیدی بخش خصوصی درکشورهای توسعه نیافته است
promote
ترفیع دادن ترویج دادن
promotes
ترفیع دادن ترویج دادن
promoted
ترفیع دادن ترویج دادن
promoting
ترفیع دادن ترویج دادن
ringing the changes
ترویج پول تقلبی ازطریق اشاعه خرید اشیا و بعدپس دادن انها و گرفتن پول درست بجای پولهای تقلبی پرداخت شده
altitude/height hold
متوقف کننده سقف پروازهواپیما محدود کننده خودکارارتفاع پرواز هواپیما
propounder
ابراز کننده یا مطرح کننده وصیت نامه در دادگاه امورحسبی
inhibitor
کنترل کننده سوزش خرج موشک ممانعت کننده ازاشتعال
marshaller
هدایت کننده به محل تجمع جمع اوری کننده یکان
quick disconnect coupling
کوپلینگی برای لولههای ی سیالات دارای دریچههای مسدود کننده و اجزاء اب بندی- کننده
primer
وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
primers
وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
sensor
گیرنده یادریافت کننده خاطرات حسی ضبط کننده
homogeneous computer network
یچ کننده و توزیع کننده که همه کانالهای داده آن از پروتکل و نرخ ارسال یکسان استفاده می کنند
del credere
وصول کننده مطالبات تضمین کننده طلبها
makgi boowi
نقاط حمله کننده و دفاع کننده تکواندو
vasomotor
اعصاب تنگ کننده وگشاد کننده رگها
detonators
منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
detonator
منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
interceptor
هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
interceptors
هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
steam fitter
نصب کننده وتعمیر کننده لولههای بخار
changer
دواتصال کننده که اتصال کننده مادگی را به نری
distractive
گیج کننده برگرداننده یا اشغال کننده فکر
search jammer
تولید کننده پارازیت در انتن رادار وسیله جلوگیری کننده از تجسس رادار وسیله جلوگیری کننده از مراقبت
claqueur
تشویق کننده
[یا هو کننده]
استخدام شده
sprining charge
خرج چال کننده یا گود کننده
prepossessing
مجذوب کننده جلب توجه کننده
padding
پنهان کننده یااستتار کننده پیامها
suppressive
خنثی کننده اتش سرکوب کننده
expostulator
سرزنش کننده نصیحت کننده باسرزنش
sells
فروش
offtake
فروش
selling
فروش
sell
فروش
taverner
می فروش
marketing
فروش
vendition
فروش
turnover
فروش
turnover
کل فروش
sale
فروش
sales
فروش
retailer
تک فروش
iceman
یخ فروش
spot sale
فروش نقد
drapers
پارچه فروش
draper
ماهوت فروش
draper
پارچه فروش
greengrocers
میوه فروش
druggist
دوا فروش
druggists
دوا فروش
pedlars
دست فروش
pedlar
دست فروش
proceeds
حاصل فروش
drapers
ماهوت فروش
paper boy
روزنامه فروش
tippler
نوشابه فروش
newsman
روزنامه فروش
newsmen
روزنامه فروش
grocer
خواربار فروش
paper boys
روزنامه فروش
monopolies
انحصار فروش
whippersnappers
خود فروش
monopoly
انحصار فروش
whippersnapper
خود فروش
soda jerk
لیموناد فروش
dairymen
لبنیات فروش
salesperson
متصدی فروش
dairyman
شیر فروش
scholasticate
علم فروش
salespersons
متصدی فروش
salt seller
نمک فروش
salesroom
محل فروش
dealers
دست فروش
dealer
دست فروش
sales tax
مالیات بر فروش
sellable
قابل فروش
selling costs
هزینههای فروش
selling monopoly
انحصار فروش
slaver
برده فروش
slave merchant
برده فروش
dairymen
شیر فروش
skinner
پوست فروش
shopping center
مرکز فروش
salespeople
متصدی فروش
dairyman
لبنیات فروش
duffer
دست فروش
duffers
دست فروش
selling price
قیمت فروش
sales tax
مالیات فروش
wholesalers
عمده فروش
vendition
اعلان فروش
retailer
خرده فروش
fishmongers
ماهی فروش
fishmonger
ماهی فروش
fishmanger
ماهی فروش
confectioners
شیرینی فروش
jewelers
جواهر فروش
confectioner
شیرینی فروش
opticians
دوربین فروش
tripeman
سیرابی فروش
greengrocer
سبزی فروش
greengrocer
میوه فروش
greengrocers
سبزی فروش
wholesaler
عمده فروش
hatter
کلاه فروش
retailers
خرده فروش
traitor to one's country
وطن فروش
optician
دوربین فروش
marketing
بازاریابی و فروش
outlet
بازار فروش
milkmen
شیر فروش
whole saler
عمده فروش
milkman
شیر فروش
wholeseller
عمده فروش
sale
قابل فروش
businesses
خرید یا فروش
business
خرید یا فروش
wood pavement
چوب فروش
jewellers
جواهر فروش
jeweller
جواهر فروش
charwoman
زغال فروش
outlets
محل فروش
dealing
خرید و فروش
outlets
بازار فروش
marketable
قابل فروش
outlet
محل فروش
charwomen
زغال فروش
sale
بازار فروش
BS
صورت فروش
lumberer
تیر فروش
flesher
گوشت فروش
fish fag
زن ماهی فروش
fellmonger
پوستین فروش
fellmonger
پوست فروش
excise taxes
مالیات بر فروش
euphuist
فصاحت فروش
duffre
دست فروش
drysalter
کالباس فروش
drover
گله فروش
direct selling
فروش مستقیم
deed of sale
سند فروش
dead market
بازار کم فروش
d. in second hand goods
دست فروش
cutler
کارد فروش
crier
دست فروش
credit system
فروش اعتباری
fleshmonger
گوشت فروش
forced sale
فروش قانونی
linen draper
کتان فروش
auction sale
مزایده فروش
supercilious
خود فروش
killcalf
گوشت فروش
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com