Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
English
Persian
high burst
ترکش بالا
Search result with all words
high burst ranging
تنظیم تیر بروش ترکش بالا تنظیم تیر بروش تیر زمانی بالا
Other Matches
high airburst
ترکش هوایی در ارتفاع زیاد ترکش بالای افسر تیر
low airburst
ترکش هوایی در ارتفاع کم ترکش در ارتفاع پایین
quiver
ترکش
splintering
ترکش
splashing
ترکش
splintered
ترکش
splinter
ترکش
blasts
ترکش
detonation
ترکش
detonations
ترکش
quivered
ترکش
splash
ترکش
blast
ترکش
burst
ترکش
bursts
ترکش
quivers
ترکش
splashes
ترکش
quivering
ترکش
splinters
ترکش
hight of burst
ارتفاع ترکش
height of burst
ارتفاع ترکش
air burst
ترکش هوایی
aerial burst
ترکش هوایی
surface burst
ترکش سطحی
burst center
مرکز ترکش
ricochet burst
ترکش کمانهای
impact action
عمل ترکش
sonic boom
ترکش اوا
impact burst
ترکش سطحی
blasting machine
دستگاه ترکش
burst range
برد ترکش
burst range
مسافت ترکش
graze burst
ترکش زمینی
impact burst
ترکش ضربتی
sonic booms
ترکش اوا
burst wave
موج ترکش
types of burst
نوع ترکش
crater
چاله ترکش گلوله ها
exoatmosphere
ترکش فوق جوی
weapon debries
بقایای ترکش اتمی
exoatmosphere
ترکش اتمی بالای جو
splinterproof
سنگر ضد ترکش گلوله
impact point
نقطه ترکش گلوله
air adjustment
تنظیم ترکش هوایی
atomic air burst
ترکش هوایی اتمی
craters
چاله ترکش گلوله ها
center of burst
مرکز ترکش گلوله
impact
اثر ترکش انفجار
impacts
اثر ترکش انفجار
graze burst
ترکش روی زمین
airburst ranging
تنظیم ترکش هوایی
atomic underground burst
ترکش زیرزمینی اتمی
center of impact
مرکز ترکش گلوله مرکزاصابت
impact action
عمل انفجار نیروی ترکش
explosion
ترکش منفجر کردن ترکیدن
burst interval
فاصله ترکش گلوله ها در یک رگبار
impact pressure
نیروی اصابت فشار ترکش
surface burst
ترکش روی سطح زمین
desired ground zone
نقطه ترکش اتمی مطلوب
doubtful
ترکش مشکوک مورد تردید
graze sensitive
ماسوره مخصوص ترکش کمانهای
explosions
ترکش منفجر کردن ترکیدن
kopfring
حلقه مخصوص ترکش سطحی بمب
flash burns
سوختگی حاصله از برق ترکش اتمی
To play ones last card
آخرین تیر ترکش رارها کردن
flash burn
سوختگی حاصله از برق ترکش اتمی
hard missile base
سکوی پرتاب مستحکم ضد ترکش اتمی
hard base
سکوی پرتاب موشک ضد ترکش اتمی
base surge
ابر غلطان اتمی در ترکش سطحی
troop safety
حفافت عده ها در مقابل اثرات ترکش اتمی
spinwriter
چاپگر کامپیوتر با کیفیت بالا نوع خاصی از چاپگرکامپیوتری با کیفیت بالا
flash blindness
کوری حاصله از نگاه کردن به برق ترکش اتمی
variations
اختلاف سمت یا محل ترکش گلوله تغییرات سمتی
variation
اختلاف سمت یا محل ترکش گلوله تغییرات سمتی
splash scale
طبلهای که انحراف ترکش گلوله را از هدف با ان اندازه گیری می کنند
vertically
از بالا به پایین یا حرکت بالا و پایین در زاویه راست افق
the clouds above
ابرهای بالا یا بالا سر
dat
سیستم ضبط صورت به صورت اطلاعات دیجیتال روی نوار مغناطیسی که تولید مجدد با کیفیت بالا دارد ونیز نوار با فرفیت بالا برای سیستم پشتیبانی
tacit collusion
حالتی که قیمت کالاهای دو کمپانی رقیب دران واحد بالا رود حتی درحالتی که چنین تبانی یی عملا" صورت نگرفته باشددادگاه ممکن است با توجه به قرینه بالا رفتن قیمت اقدامات بازدارنده را با قائل شدن به وجود ان معمول دارد
triple point
نقطه تقاطع امواج سه گانه ترکش اتمی نقطه برخوردامواج صوتی
sensing
تخمین محل اصابت گلوله به زمین مشاهده ترکش گلوله
muzzle burst
ترکش گلوله در داخل لوله یاجلوی لوله توپ
apl
یک زبان برنامه نویسی سطح بالا زبان برنامه نویسی رویه گرای سطح بالا برای محاسبات علمی و ریاضی
pull up
بالا کشیدن هواپیما بالا کشیدن
pressure front
جبهه موج ضربتی ترکش گلوله اتمی میدان موج ضربتی
controlled fragmentation
مهمات با ترکش کنترل شده گسترش کنترل شده ترکشها
mining effect
اثر مینی شکل ترکش مینی شکل
in old age
[in great age]
در سن بالا
top
بالا
at a great age
در سن بالا یی
gallery
لژ بالا
on high
در بالا
balcony
لژ بالا
up there
ان بالا
lever bridge
پل بالا رو
galleries
لژ بالا
up stairs
بالا
balconies
لژ بالا
superincumbent
از بالا
upper
بالا
overtones
بالا تن
overtone
بالا تن
aloft
بالا
outreach
بالا
upside
بالا
ascendancy
بالا
ascendency
بالا
uppermost
از بالا
upper limit
حد بالا
overhead
بالا
overhead
سر بالا
upping
رو به بالا
over
بالا
aweigh
بالا
above
در بالا
upping
بالا
upped
رو به بالا
headwater
بالا اب
up
رو به بالا
up
بالا
atop
بالا
over-
بالا
highs
بالا
high
بالا
highest
بالا
upped
بالا
high frequency
فرکانس بالا
to puff out
بالا امدن
soar
بالا رفتن
soared
بالا رفتن
to set in
بالا امدن
soars
بالا رفتن
top pour
ریختن از بالا
to puff up
بالا امدن
top cast
ریختن از بالا
top carriage
قنداق بالا
to fetch up
بالا اوردن
high frequency alternator
ژنراتورفرکانس بالا
abovestairs
طبقه بالا
embezzles
بالا کشیدن
embezzled
بالا کشیدن
ascending
بالا رونده
talll
بلند بالا
the above figures
ارقام بالا
raising
بالا اوردن
booster
بالا برنده
surmountable
بالا قرارگرفتنی
the upper storey
اشکوب بالا
they were filfty at the outsid
دست بالا
to bring up
بالا اوردن
boosters
بالا برنده
embezzle
بالا کشیدن
to cast the g.
بالا اوردن
embezzling
بالا کشیدن
high frequency
بسامد بالا
head piece
قسمت بالا
h.f.
فرکانس بالا
face up feed
خورد رو به بالا
rally
بالا بردن قی مت
rallies
بالا بردن قی مت
rallied
بالا بردن قی مت
bottom up
از پایین به بالا
upgrading
بطرف بالا
upgrading
از درجه بالا
upgrading
بالا بردن
upgrades
بطرف بالا
upgrades
از درجه بالا
toss your oars
پارو بالا
at the utmost
دست بالا
high efficiency
راندمان بالا
shoot-outs
بالا جستن
shoot-out
بالا جستن
high contrast
تغایر بالا
heave in
بالا کشیدن
shoot out
بالا جستن
shoot forth
بالا جستن
heave away
بالا بکشید
topmast
دکل بالا
topside
قسمت بالا
ascendance
بالا رفتن
ascendent
بالا رونده
topsides
قسمت بالا
ascensive
بالا رونده
upgrades
بالا بردن
it comes from above
از بالا می آید
atop
بطرف بالا
plan view
دید از بالا
hoist
بالا بردن
high wing
بال بالا
high voltage
ولتاژ بالا
hoist
بالا کشیدن
hoisted
بالا بردن
high temperature
دمای بالا
hoisted
بالا کشیدن
hoists
بالا بردن
high storage
انباره بالا
high resolution
وضوح بالا
jacks
بالا بردن
jack
بالا بردن
raise
بالا بردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com