Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (12 milliseconds)
English
Persian
graze burst
ترکش روی زمین
Search result with all words
sensing
تخمین محل اصابت گلوله به زمین مشاهده ترکش گلوله
surface burst
ترکش روی سطح زمین
Other Matches
high airburst
ترکش هوایی در ارتفاع زیاد ترکش بالای افسر تیر
low airburst
ترکش هوایی در ارتفاع کم ترکش در ارتفاع پایین
quiver
ترکش
quivered
ترکش
burst
ترکش
quivers
ترکش
splinters
ترکش
detonations
ترکش
blasts
ترکش
splashing
ترکش
splash
ترکش
splintering
ترکش
detonation
ترکش
splintered
ترکش
splashes
ترکش
quivering
ترکش
splinter
ترکش
blast
ترکش
bursts
ترکش
hight of burst
ارتفاع ترکش
impact burst
ترکش ضربتی
impact burst
ترکش سطحی
graze burst
ترکش زمینی
impact action
عمل ترکش
high burst
ترکش بالا
surface burst
ترکش سطحی
height of burst
ارتفاع ترکش
sonic booms
ترکش اوا
burst wave
موج ترکش
sonic boom
ترکش اوا
aerial burst
ترکش هوایی
burst range
مسافت ترکش
air burst
ترکش هوایی
burst range
برد ترکش
blasting machine
دستگاه ترکش
burst center
مرکز ترکش
ricochet burst
ترکش کمانهای
types of burst
نوع ترکش
exoatmosphere
ترکش فوق جوی
weapon debries
بقایای ترکش اتمی
impact
اثر ترکش انفجار
atomic air burst
ترکش هوایی اتمی
impacts
اثر ترکش انفجار
crater
چاله ترکش گلوله ها
splinterproof
سنگر ضد ترکش گلوله
atomic underground burst
ترکش زیرزمینی اتمی
craters
چاله ترکش گلوله ها
exoatmosphere
ترکش اتمی بالای جو
center of burst
مرکز ترکش گلوله
air adjustment
تنظیم ترکش هوایی
airburst ranging
تنظیم ترکش هوایی
impact point
نقطه ترکش گلوله
explosion
ترکش منفجر کردن ترکیدن
explosions
ترکش منفجر کردن ترکیدن
doubtful
ترکش مشکوک مورد تردید
burst interval
فاصله ترکش گلوله ها در یک رگبار
center of impact
مرکز ترکش گلوله مرکزاصابت
graze sensitive
ماسوره مخصوص ترکش کمانهای
impact pressure
نیروی اصابت فشار ترکش
desired ground zone
نقطه ترکش اتمی مطلوب
impact action
عمل انفجار نیروی ترکش
flash burns
سوختگی حاصله از برق ترکش اتمی
To play ones last card
آخرین تیر ترکش رارها کردن
base surge
ابر غلطان اتمی در ترکش سطحی
kopfring
حلقه مخصوص ترکش سطحی بمب
hard base
سکوی پرتاب موشک ضد ترکش اتمی
hard missile base
سکوی پرتاب مستحکم ضد ترکش اتمی
flash burn
سوختگی حاصله از برق ترکش اتمی
clown
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clowning
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clowns
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clowned
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
touch judge
هریک از داوران مامورمراقبت در طرفین زمین برای تماس توپ با زمین
ground return
انعکاسات سطح زمین روی صفحه رادار امواج انعکاسی زمین
hercules
نوعی موشک زمین به زمین با بردزیاد هواپیمای باری هرکولس
pancakes
در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
geotaxis
گرایشی که نیروی جاذبه زمین انراهدایت میکند زمین گرایی
inductive earthing
زمین پیچکی زمین کردن نقطه ستاره بایک بوبین
pancake
در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
center field
قسمت دوردست زمین پایگاه 2و چپ و راست زمین بیس بال
frost heave
برامدگی زمین یا سنگفرش که دراثر یخ زدن ایجاد میگردد یخ زدگی وبادکردگی زمین
regulus
نوعی موشک اتمی هدایت شونده زمین به زمین که بانیروی جت حرکت میکند
off side
سمت راست زمین کریکت مقابل زمین توپزن
honest john
نوعی موشک برد کوتاه زمین به زمین توپخانه
nap of the earth
از نزدیک زمین در سطح زمین پرواز سینه مال
troop safety
حفافت عده ها در مقابل اثرات ترکش اتمی
to break up
از هم جدا شدن
[پوسته زمین]
[زمین شناسی]
geognosy
زمین شناسی از لحاظ ساختمان و ترکیب زمین
tellurian
ساکن زمین دستگاه سنجش حرکات زمین
variation
اختلاف سمت یا محل ترکش گلوله تغییرات سمتی
variations
اختلاف سمت یا محل ترکش گلوله تغییرات سمتی
flash blindness
کوری حاصله از نگاه کردن به برق ترکش اتمی
splash scale
طبلهای که انحراف ترکش گلوله را از هدف با ان اندازه گیری می کنند
perelotok
زمین یا قشر یخ زده زمین قشر زمستانی زمین
sergeants
گروهبان موشک زمین به زمین سارجنت
styx
نوعی موشک زمین به زمین دریایی
rolling terrain
زمین با پستی و بلندی کم زمین هموار
sergeant
گروهبان موشک زمین به زمین سارجنت
covenant runing with land
شرط منضم به مالکیت زمین تعهد یا شرطی است مربوط به زمین که جزء لازم ولایتجزای ان محسوب میشودو بنابراین به تنهائی قابل انتقال نیست
no man's land
زمین بلاصاحب و غیر مسکون باریکه زمین حد فاصل بین نیروی متخاصم و نیروی خودی
contour flying
پرواز از روی عوارض زمین پرواز به طور مماس باعوارض زمین یا سینه مال
redstone
موشک زمین به زمین رداستون
pershing
موشک زمین به زمین پرشینگ
pervious ground
زمین تراوا زمین نفوذپذیر
lacrosse
نوعی موشک زمین به زمین
biosphere
قسمت قابل زندگی کره زمین که عبارتست از جوو اب و خاک کره زمین
little john
موشک هانست جان کوچک نوعی موشک زمین به زمین توپخانه
contour flight
پرواز سینه مال از روی عوارض زمین پرواز در مسیرعوارض زمین
talik
زمین غیر یخ زده در مناطق یخ زده یا در روی لایه منجمد زمین
drop
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
dropped
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
dropping
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
drops
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
compass rose
دایره بزرگی روی کره زمین که در جهت گردش عقربه ساعت از صفر تا 063 درجه بندی شده و بعنوان مبداسنجش و تنظیم قطبنماهای هواپیما روی زمین بکارمیرود
permafrost
لایه یخ زده دایمی زمین پوسته یا لایه منجمد زمین
critical point
نقطه مهم و برجسته زمین نقاط حیاتی و مهم زمین
triple point
نقطه تقاطع امواج سه گانه ترکش اتمی نقطه برخوردامواج صوتی
muzzle burst
ترکش گلوله در داخل لوله یاجلوی لوله توپ
geomagnetism
نیروی اهن ربایی زمین نیروی جاذبه زمین
topography
نگارش عوارض زمین نشان دادن عوارض زمین
hydrographer
نقشه کش ابهای روی زمین کسیکه عالم به تشریح ابهای روی زمین است
surface to surface missile
موشک زمین به زمین
ground resolution
قدرت نشان دادن قسمتهای کوچک زمین نشان دادن جزئیات زمین
everglade
قطعه زمین باتلاقی علفزار زمین باتلاقی
He had a nast fall.
بد جوری خورد زمین ( زمین بدی خورد )
pressure front
جبهه موج ضربتی ترکش گلوله اتمی میدان موج ضربتی
controlled fragmentation
مهمات با ترکش کنترل شده گسترش کنترل شده ترکشها
surface-to-surface
موشک زمین به زمین یا سطح به سطح
surface to surface
موشک زمین به زمین یا سطح به سطح
earth's attraction
جاذبه زمین قوه جاذبه زمین
mining effect
اثر مینی شکل ترکش مینی شکل
surface missile
موشک زمین به زمین موشک سطح به سطح موشک سطحی
floor
کف زمین
earths
زمین
floored
کف زمین
grass roots
کف زمین
floors
کف زمین
grazes
زمین
this earthly round
زمین
land
زمین
grazed
زمین
graze
زمین
globes
زمین
soiling
زمین
soils
زمین
ground
[British]
[floor]
کف زمین
floor
کف زمین
ground
: زمین
ground
زمین
ground
کف زمین
geodetically
زمین
soil
زمین
field
زمین
fielded
زمین
extra terrestrial
زمین
fields
زمین
rooter
زمین کن
domain
زمین
domains
زمین
cinder track
زمین دو
earthing
زمین
cinder tracks
زمین دو
globe
زمین
land n
زمین
real estate
زمین
earth
زمین
ground line
خط زمین
ground surface
کف زمین
lackland
بی زمین
terrain
زمین
acres
زمین
tellus
زمین
acre
زمین
norland
زمین
aerospace
جو زمین
natural ground
زمین طبیعی
mallet field
زمین چوگان
low land
پستی زمین
marsh land
زمین ماندابی
neutral earth
زمین خنثی
panhandling
زمین باریکه
floors
محدوده زمین
low land
زمین پست
crust
پوسته زمین
measuring rod
گز زمین پیمایی
end
زمین حریف
ended
زمین حریف
ends
زمین حریف
mool
زمین خشک
measurement ofland
زمین پیمایی
lowland
زمین پست
geology
زمین شناسی
mid court
وسط زمین
crusts
پوسته زمین
marchland
زمین مرزی
mixed graze
توام زمین
territory
زمین ملک
ground level
تراز زمین
predial or prae
وابسته به زمین
grounding
زمین کردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com