English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English Persian
homocyclic compounds ترکیبات جور حلقه
Search result with all words
heterocyclic compounds ترکیبات ناجور حلقه
Other Matches
base ring حلقه یا رینگ تحتانی توپ حلقه پایه حلقه کف
looped بخش اصلی دستور با حلقه که توابع اولیه را انجام میدهد به جای اینکه وارد حلقه شود یا حلقه را ترک کند یا تنظیم کند
loops بخش اصلی دستور با حلقه که توابع اولیه را انجام میدهد به جای اینکه وارد حلقه شود یا حلقه را ترک کند یا تنظیم کند
loop بخش اصلی دستور با حلقه که توابع اولیه را انجام میدهد به جای اینکه وارد حلقه شود یا حلقه را ترک کند یا تنظیم کند
write enable ring حلقه پلاستیکی که باید قبل ازضبط اطلاعات روی حلقه نوارقرار گیرد
positioning band حلقه تثبیت حلقه ثبات گلوله روی پوکه
sandwich compounds ترکیبات ساندویچی
coordination compounds ترکیبات کوئوردیناسیون
compounds of iron ترکیبات اهن
saliniferous ترکیبات نمک زا
spiro compounds ترکیبات اسپیرو
homologous series ترکیبات همرده
trace compounds ترکیبات کم مقدار
hydrocarbons ترکیبات هیدروکربن
hydrocarbon ترکیبات هیدروکربن
clathrate compounds ترکیبات اندرون گیر
ferrous دارای ترکیبات اهن
interhalogen compounds ترکیبات بین هالوژنی
intermetallic compounds ترکیبات بین فلزی
ferric دارای ترکیبات اهن
charge transfer compounds ترکیبات انتقال بار
nest حلقه دورن حلقه دیگر در یک برنامه
ferrules حلقه یا بست فلزی ته عصا حلقه
ferrule حلقه یا بست فلزی ته عصا حلقه
nests حلقه دورن حلقه دیگر در یک برنامه
dispensatory کتاب ترکیبات دارویی داروخانه
fusion principle اصل ترکیبات جوش خورده
stannous دارای ترکیبات قلع دو فرفیتی
platinize با پلاتین و ترکیبات ان مخلوط کردن یا اندودن
carbohydrates ترکیبات خنثی کربن واکسیژن وهیدرژن
carbohydrate ترکیبات خنثی کربن واکسیژن وهیدرژن
heteromerous دارای ترکیبات غیر مربوط ونامتجانس
continuous tone image تصویر تشکیل شده از ترکیبات نواحی مجزا
turborocket ترکیبات گوناگونی از توربین گاز و راکت در یک موتور
crisps موجدارکردن حلقه حلقه کردن
crispest موجدارکردن حلقه حلقه کردن
crisper موجدارکردن حلقه حلقه کردن
looped حلقه درون حلقه دیگر
crisp موجدارکردن حلقه حلقه کردن
loops حلقه درون حلقه دیگر
loop حلقه درون حلقه دیگر
micronutrient ترکیبات اصلی ومغذی که بمقدار خیلی کمی برای زندگی لازمست
purpurin رنگ ارغوان یا قرمز [که از تلفیق روناس با ترکیبات فلزی دیگر بدست می آید.]
color code روشی برای مشخص کردن یک جسم یا خواص ان با استفاده از ترکیبات مختلف رنگها
bight حلقه طناب مضاعف قایق حلقه طناب دوبل
eye bolt حلقه حلقه اتصال
convolute حلقه حلقه کردن
quoit حلقه پرتاب حلقه
purl حلقه حلقه شدن
purled حلقه حلقه شدن
purling حلقه حلقه شدن
purls حلقه حلقه شدن
wreathy حلقه حلقه شده
semantics 1-بخشی از زبان که مربوط به معنای کلمات بخشهای کلمات یا ترکیبات آنهاست . 2-
adjusting ring حلقه تنظیم زمان ماسوره حلقه تنظیم
loop حلقه
gyre حلقه
looped حلقه
loops حلقه
grummet حلقه
for/next loop حلقه NEXT/FOR
curl حلقه
ran حلقه
coiled حلقه
cycle حلقه
coil حلقه
cycled حلقه
cycles حلقه
hoop حلقه
hoops حلقه
convolutions حلقه
convolution حلقه
wreaths حلقه گل
wreath حلقه گل
curls حلقه
collar حلقه
collars حلقه
vortices حلقه
vortexes حلقه
flower cup حلقه گل
hank حلقه
hanks حلقه
fascia حلقه
fascias حلقه
ear ring حلقه
do while loop حلقه WHILE/DO
whorl حلقه
whorls حلقه
wisp حلقه
wisps حلقه
coils حلقه
anadem حلقه گل
vortex حلقه
curled حلقه
earring حلقه
gird حلقه
ring aperture حلقه
reel حلقه
verticil حلقه
reeled حلقه
volute حلقه
reeling حلقه
volution حلقه
reels حلقه
strap حلقه
ring حلقه
eye حلقه
eyeing حلقه
strop حلقه
eyes حلقه
eying حلقه
straps حلقه
metamere حلقه
meshing حلقه
meshes حلقه
bell-flower حلقه گل
curly حلقه حلقه
mesh حلقه
lunette حلقه
link حلقه
curled حلقه شدن
slip ring حلقه سایشی
curls حلقه بردار
bridged ring حلقه پل دار
curls حلقه شدن
brush ring حلقه زغال
looping حلقه زنی
annulus حلقه حلقوی
looping ایجاد حلقه
armature loop حلقه ارمیچر
breech ring حلقه کولاس
bale sling strop حلقه بشکه
bight حلقه طناب
curls حلقه کردن
curls پیچاندن حلقه
curled حلقه بردار
stayband حلقه مهار
stacking swivel حلقه چاتمه
becket حلقه اتصال
spider band حلقه عنکبوتی
becket حلقه پارو
annulose حلقه وار
annulose حلقه دار
vaulting horse خرک حلقه
segment بند حلقه
verticillate حلقه شده
coils حلقه شدن
buntline hitch گره حلقه
segments حلقه بند
coiled حلقه شدن
segments بند حلقه
draw in در حلقه دراوردن
missing link حلقه مفقوده
missing links حلقه مفقوده
wire coil حلقه سیم
segment حلقه بند
union hook قلاب دو حلقه
baskets حلقه بسکتبال
annulation تشکیل حلقه
annulated حلقه دار
annulate حلقه دار
annulary حلقه دار
annular حلقه وار
annular حلقه مانند
telephone loope حلقه تلفن
the ring finger انگشت حلقه
towing bridle حلقه یدک
transannular strain کشیدگی دو سر حلقه
basket حلقه بسکتبال
under neath زیر حلقه
adaptor piece حلقه اتصال
coil حلقه شدن
infinite loop حلقه نامحدود
inductive loop حلقه ی القائی
nested loop حلقه تو درتو
nested loop حلقه لانهای
ocellus حلقه رنگی
olympic rings 5 حلقه المپیک
induction loop حلقه القائی
hysteresis loop حلقه پسماند
hysteresis cycle حلقه پسماند
open loop حلقه باز
hysteresis curve حلقه پسماند
orbicularly حلقه وار
parrel حلقه ریسمان
positioning band حلقه استقرار
protection ring حلقه حفافت
infinite loop حلقه نامتناهی
nested loop حلقه اشیانهای
local loop حلقه محلی
life buoy حلقه نجات
key ring حلقه کلید
jews harp حلقه لنگر
loop body تنه حلقه
loop body بدنه حلقه
loop counter شمارنده حلقه
interwreathe حلقه کردن
internal circuit حلقه داخلی
lunette حلقه کشش
intermediate link حلقه میانی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com