Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
English
Persian
recapitalize
ترکیب سرمایه شرکتی راتغییر دادن
Other Matches
over capitalised
براورد اضافی سرمایه سرمایه شرکتی را بیش ازاندازه اعلام کردن
associated company
شرکتی که 05درصد سرمایه ان متعلق به دیگری است
to overcapitalize a company
سرمایه شرکتی را بیش ازاندازه واقعی ان براورد کردن
to shake up
[a company]
<idiom>
سازمان
[شرکتی را ]
اساسا تغییر دادن
controlled company
شرکتی که تحت کنترل شرکتی باشد
variable sweep
ایرفویلی که چنان لوله شده که میتوان زاویه سویپ ان راتغییر داد
investitures
سرمایه گذاری دادن امتیاز
investiture
سرمایه گذاری دادن امتیاز
supply price of capital
قیمت عرضه سرمایه اصطلاح کینز در رابطه باهزینه سرمایه گذاری
capital stock
سهام سرمایه سهامی که به عنوان سرمایه به شرکت اورده میشود
polymerize
باهم ترکیب وجمع شدن وذره بزرگتری تشکیل دادن
capital consumption allowance
کسر مصرف سرمایه مترادف با استهلاک سرمایه
refinance
تشکیلات جدید بکار تجاری خود دادن سرمایه اضافه اندوختن یابکار زدن
refinances
تشکیلات جدید بکار تجاری خود دادن سرمایه اضافه اندوختن یابکار زدن
refinancing
تشکیلات جدید بکار تجاری خود دادن سرمایه اضافه اندوختن یابکار زدن
refinanced
تشکیلات جدید بکار تجاری خود دادن سرمایه اضافه اندوختن یابکار زدن
liquidity trap
سرمایه گذاری بسیار کم بوده و سرمایه گذاران ترجیح میدهند که دارائیهای خود رابه شکل پول نقد نگاه دارند
disinvestment
سرمایه گذاری منفی سرمایه برداری
capitalization
تبدیل به سرمایه کردن تجمع سرمایه
harmonic motion
اهنگ مرکبی که از ترکیب چند موج صوتی ساده تر ترکیب شده باشد
isomer
جسمی که ترکیب ان با ترکیب جسم دیگریکی است
isomerous
جسمی که ترکیب ان با ترکیب جسم دیگریکی است
multiplier principle
اصل ضریب افزایش سرمایه نسبت بین افزایش سرمایه گذاری و بالا رفتن درامد
financier
سرمایه دار سرمایه گذار
financiers
سرمایه دار سرمایه گذار
capital gain
منافع حاصل از فروش یاتعویض اقلام دارایی به قیمتی بیش از ارزش دفتری اضافه ارزش سرمایه سرمایه باز یافته
capitalism
کاپیتالیزم سیستم سرمایه داری سیستم سرمایه گرایی سرمایه داری
residential investments
سرمایه گذاری مسکن سرمایه گذاری به شکل خانههای مسکونی
composition
ترکیب یکان ترکیب رزمی
compositions
ترکیب یکان ترکیب رزمی
acceleration principle
یعنی سرمایه گذاری مساوی است باحاصلضرب ضریب شتاب میزان سرمایه گذاری لازم برای افزایش یک واحد تولید در تغییرات در تولید
desired investment
سرمایه گذاری مطلوب سرمایه گذاری مورد نظر
overcapitalization
سرمایه گذاری بیش ازحد سرمایه گذاری افراطی
participatory
شرکتی
cooperative scorer
بهره گیرنده از روش سرمایه گذاری مشترک استفاده کننده از سرمایه گذاری مشترک
a company of good standing
شرکتی با اعتبار
Freepost
پرداختبهایتمبرنامهتوسط شرکتی
joint
شرکتی مشاع
to hold a share in a business
در شرکتی سهمی داشتن
unintended investment
سرمایه گذاری برنامه ریزی نشده سرمایه گذاری پیش بینی نشده
ammoniate
با امونیاک ترکیب کردن تحت تاثیر امونیاک قرار دادن تبدیل بامونیاک کردن
marginal utility of capital
مطلوبیت نهائی سرمایه فایده نهائی سرمایه
capital program
برنامه سرمایه گذاری برنامه تولید سرمایه
registered capital
سرمایه به ثبت رسیده سرمایه ثبت شده
collapse capitalism
فروپاشی سرمایه داری سقوط سرمایه داری
stockists
فرد یا شرکتی که کالای خاصی را
clearing houses
شرکتی که حسابها راتسویه میکند
clearing house
شرکتی که حسابها راتسویه میکند
clearing houses
شرکتی که چکها را نقد می نماید
To lay the foundation of a company.
پایه واساس شرکتی راریختن
Apple Computer Corporation
شرکتی که کامپیوترهایی مانند II Apple
stockist
فرد یا شرکتی که کالای خاصی را
office grapevine
سخن چینی
[در دفتری یا شرکتی]
to have a holding in a company
در شرکتی دارائی سهام داشتن
corporative
وابسته بشخصیت حقوقی شرکتی
clearing house
شرکتی که چکها را نقد می نماید
marxist economics
نظام اقتصادی که در ان افکارکارل مارکس و طرفدارانش مد نظر است و بر اساس ان استثمار نظام سرمایه داری سرانجام کارگران را فقیرخواهد ساخت و عاقبت بحرانهای اقتصادی و سقوط نظام سرمایه داری را بوجودخواهد اورد
developers
شخص یا شرکتی که نرم افزار می نویسد
developer
شخص یا شرکتی که نرم افزار می نویسد
cobb doglas production function
ر کار بتوان کشش تولید نسبت به عامل سرمایه . اگرحاصلجمع کششهای فوق برابر 1 باشد تابع تولیدهمگن درجه 1 و مجموعه عوامل سرمایه و کار ثابت است و اگر بزرگتراز 1 باشدبازده کل صعودی و اگرکوچکتراز 1 باشد بازده کل نزولی است
holding company
شرکتی که سایر شرکتها را تحت کنترل دارد
factoring agent
فرد یا شرکتی که اسناد تجاری را تنزیل مینماید
private
متعلق به شخصی یا شرکتی بودن , غیر عمومی
freighters
فرد یا شرکتی که حمل کالا راانجام میدهد
notify party
فرد یا شرکتی که باید به اواطلاع داده شود
freighter
فرد یا شرکتی که حمل کالا راانجام میدهد
privates
متعلق به شخصی یا شرکتی بودن , غیر عمومی
corporator
گروه یا شرکتی که شخصیت حقوقی داشته باشد
cybercafe
شرکتی که حاوی چند ترمینال متوسط به اینترنت است
thirds
شرکتی که سرویس میدهد به سیستمی فروخته شده از یک شخص
third
شرکتی که سرویس میدهد به سیستمی فروخته شده از یک شخص
letter-box company
شرکتی
[درپناهگاه مالیاتی]
که تنها صندوق پستی دارد
proprietary company
شرکتی که سهام ی ن دردسترس عموم گذارده نشده است
mutual funds
شرکتی که بکار خرید سهام شرکتهای دیگر مبادرت کند
mutual fund
شرکتی که بکار خرید سهام شرکتهای دیگر مبادرت کند
holding company
شرکتی که مالک سهام یک یاچند شرکت میباشدودرسیاست انان مداخله میکند
stationery
شرکتی که حاوی مط الب نوشتنی , کاغذهای مخصوص , پاکت نامه , برچسب و..... باشد
Sun Microsystems
شرکتی که سیستم برنامه نویسی gava را توسعه داد که در صفحات وب گسترده به کار میرود
common carrier
شرکتی دولتی که تلفن تلگراف و سایر امکانات مخابراتی را جهت عموم تهیه میکند حامل مشترک
Intel
شرکتی که اولین ریزپردازنده موجود را ساخت . و نیز پردازنده هایی ساختند که در IBMPC و کامپیوترهای سازگار استفاده میشود
office
اتاق یا ساختمانی که شرکتی کار میکند یا کار تجاری انجام میشود
offices
اتاق یا ساختمانی که شرکتی کار میکند یا کار تجاری انجام میشود
original equipment manufacturer
شرکتی که قط عاتی ایجاد میکند با استفاده از قط عات ابتدایی سایر تولیدکنندگان و محصول را برای برنامه خاصی طراحی میکند
reducing
تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
reduces
تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
reduce
تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
opened
1-سیستم غیراختصاصی که تحت کنترل شرکتی نیست . 2-سیستمی که به صورت ساخته شده که سیستم عاملهای مختلف می توانند با هم کار کنند
opens
1-سیستم غیراختصاصی که تحت کنترل شرکتی نیست . 2-سیستمی که به صورت ساخته شده که سیستم عاملهای مختلف می توانند با هم کار کنند
open
1-سیستم غیراختصاصی که تحت کنترل شرکتی نیست . 2-سیستمی که به صورت ساخته شده که سیستم عاملهای مختلف می توانند با هم کار کنند
service
شرکتی که سرویس خاص مانند خارج کردن فایلهای DTP به مجموعههای تایپ , تبدیل فایلها یا ایجاد اسلاید از فایلهای گرافیکی را بر عهده دارد
serviced
شرکتی که سرویس خاص مانند خارج کردن فایلهای DTP به مجموعههای تایپ , تبدیل فایلها یا ایجاد اسلاید از فایلهای گرافیکی را بر عهده دارد
asset
سرمایه
fund
سرمایه
capital intensive
سرمایه بر
funded
سرمایه
equity
سرمایه
equities
سرمایه
turn over
سرمایه
capital
سرمایه
close corporation
شرکتی با صاحبان سهام محدود که معمولا" همین صاحبان سهام نیز مدیریت وسایر امور شرکت را بر عهده دارند
oem
شرکتی ه قط عاتی تولید میکند که بخشهای اصلی را تولید کنندههای دیگر ساخته اند و محصول را برای کاربر خاص ایجاد میکند
physical capital
سرمایه فیزیکی
capital inflow
ورود سرمایه
capital in cash
سرمایه نقدی
physical capital
سرمایه غیرپولی
investing
سرمایه گذاری
capital fund
وجوه سرمایه
investing
سرمایه گذاشتن
capital flow
انتقال سرمایه
capital formation
تشکیل سرمایه
invests
سرمایه گذاری
invests
سرمایه گذاشتن
quantity of capital
مقدار سرمایه
capital intensive
سرمایه طلب
invested
سرمایه گذاشتن
capital reserve
اندوخته سرمایه
capital stock
حجم سرمایه
investor
سرمایه گذار
capital reserve
ذخیره سرمایه
invest
سرمایه گذاری
invest
سرمایه گذاشتن
capital paid in
ذخیره سرمایه
out flow of capital
خروج سرمایه
capital outflow
خروج سرمایه
capital movement
حرکت سرمایه
capital market
بازار سرمایه
capital loss
زیان سرمایه
capital liability
بدهی سرمایه
capital levy
مالیات بر سرمایه
invested
سرمایه گذاری
capital intensive technique
فن تولید سرمایه بر
investors
سرمایه گذار
capital flow
جریان سرمایه
capital flight
فرار سرمایه
capital asset
سرمایه ثابت
capital appropiation
تخصیص سرمایه
capital agglomeration
تجمع سرمایه
capital accumulation
تراکم سرمایه
capital accumulation
انباشت سرمایه
capital account
حساب سرمایه
enterprise
سرمایه گذاری
enterprises
سرمایه گذاری
bankroll
سرمایه بانک
return of capital
بازده سرمایه
return on capital
بازدهی سرمایه
anti capitalist
ضد سرمایه داری
an idel capital
سرمایه بیکار
social capital
سرمایه اجتماعی
capital augmenting
سرمایه افزا
reserve fund
سرمایه احتیاطی
capital exports
صادرات سرمایه
capital depreciation
استهلاک سرمایه
capital creation
ایجاد سرمایه
cost of capital
هزینه سرمایه
capital cost
هزینه سرمایه
real capital
سرمایه واقعی
capital consumption
مصرف سرمایه
capital consuming
سرمایه طلب
capital construction
ساختمان سرمایه
capital constraint
محدودیت سرمایه
capital coefficient
ضریب سرمایه
capital charges
هزینههای سرمایه
replacement capital
سرمایه جایگزینی
replacement capital
سرمایه جانشینی
capital building
سرمایه سازی
capital stock
موجودی سرمایه
fluid capital
سرمایه متحرک
yield of capital
بازده سرمایه
disinvestment
کاهش سرمایه
disinvestment
اتلاف سرمایه
working capacity
سرمایه جاری
working asset
سرمایه کار
widening of capital
گسترش سرمایه
joint stock
سرمایه مشترک
usance
سود سرمایه
unfunded
بدون سرمایه
funded
موجودی سرمایه
capital requirement
نیاز سرمایه
fund
موجودی سرمایه
transfer of capital
انتقال سرمایه
liquid capital
سرمایه نقدی
equity investment
مشارکت در سرمایه
intellectual capital
سرمایه فکری
capital gains
سود سرمایه
working capital
سرمایه در گردش
human capital
سرمایه انسانی
fluid capital
سرمایه سیال
initial capital
سرمایه اولیه
floating capital
سرمایه متحرک
flight of capital
مهاجرت سرمایه
flight of capital
فرار سرمایه
opening capital
سرمایه اولیه
fixed property
سرمایه ثابت
fixed capital
سرمایه ثابت
financial capital
سرمایه مالی
liquid capital
سرمایه راکد
mobility of capital
تحرک سرمایه
capital value
ارزش سرمایه
capital turnover
گردش سرمایه
capital transfers
انتقالات سرمایه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com