English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
vertical combines ترکیب عمودی
Other Matches
harmonic motion اهنگ مرکبی که از ترکیب چند موج صوتی ساده تر ترکیب شده باشد
isomer جسمی که ترکیب ان با ترکیب جسم دیگریکی است
isomerous جسمی که ترکیب ان با ترکیب جسم دیگریکی است
standard دو میله عمودی پرش با نیزه یا پرش ارتفاع میله عمودی تکیه گاه وزنه
standards دو میله عمودی پرش با نیزه یا پرش ارتفاع میله عمودی تکیه گاه وزنه
vertical redundancy check بررسی عمودی اشتباهات بررسی افزونگی عمودی
composition ترکیب یکان ترکیب رزمی
compositions ترکیب یکان ترکیب رزمی
on end عمودی
othogonal عمودی
plumb line خط عمودی
plumb lines خط عمودی
righting حق عمودی
lineal عمودی
perpendicular عمودی
straightest عمودی
straighter عمودی
straight عمودی
righted حق عمودی
erected عمودی
perpendecular عمودی
erecting عمودی
erects عمودی
vertical عمودی
right حق عمودی
upright عمودی
erect عمودی
profiles برش عمودی
boomed ستون عمودی
profiling برش عمودی
profiled برش عمودی
vertical growth رشد عمودی
linal descent وارث خط عمودی
cliff صخره عمودی
nosedived فرود عمودی
nosedive فرود عمودی
vertical recording ضبق عمودی
Y direction حرکت عمودی
vertical scrolling چرخش عمودی
y axis محور عمودی
vertical synchronizing همزمانساز عمودی
whip stall حرکت عمودی
verticality حالت عمودی
vertical mobility تحرک عمودی
nosediving فرود عمودی
vertical integration ادغام عمودی
vertical merger ادغام عمودی
vertical interval فاصله عمودی
vertical justification تطابق عمودی
vertical justification تنظیم عمودی
joint drain زهکش عمودی
booms ستون عمودی
booming ستون عمودی
boom ستون عمودی
cliffs صخره عمودی
normal acceleration شتاب عمودی
nosedives فرود عمودی
perpendecular خط عمودی یا قائم
aplomb حالت عمودی
out of the perpendicular غیر عمودی
plumb شاقول عمودی
orthotropism رویش عمودی
angle socket سرپیچ عمودی
apeak عمودی قائم
apeak بحالت عمودی
tap root ریشه عمودی
perpendicularity حالت عمودی
riser سیم عمودی
vertical عمودی [ریاضی]
portraint orientation تمایل عمودی
stringer تراورس عمودی
stringers تراورس عمودی
plumbness حالت عمودی
near vertical تقریبا عمودی
orthogonality حالت عمودی
orthogonal rotation چرخش عمودی
out of plumb غیر عمودی
vertical expansion گسترش عمودی
door-post [تیر عمودی در]
off plmb غیر عمودی
normal force نیروی عمودی
crown-post تیرک عمودی
brise-soleil کرکره عمودی
brise-soleil پرده عمودی
normal force تلاش عمودی
normal axis محور عمودی
profile برش عمودی
vertical force نیروی عمودی
vertical equity برابرسازی عمودی
vertical equity عدالت عمودی
lineal عمودی اجدادی
vertical adjustment تنظیم عمودی
vertical antenna انتن عمودی
vertical axis محور عمودی
erectness حالت عمودی
hammer-post تیر عمودی
munting الت عمودی پنجره
taproot ریشه عمودی اصلی
jamb تیر عمودی چارچوپ
vertically adjustable قابلیت تنظیم عمودی
vertical tab جدول بندی عمودی
serrated vertical pulse ضربه عمودی دندانهای
stanchion میلههای عمودی ناو
vertical application برنامه کاربردی عمودی
vertical stabilizer تیغه یا باله عمودی
door-jamb [تیر عمودی چارچوب در]
anchor at short stay لنگر طولی عمودی
hoops میله عمودی کروکه
hoop میله عمودی کروکه
stairwell پله کان عمودی
profiling نیمرخ برش عمودی
erectly بطور ایستاده یا عمودی
profiles نیمرخ برش عمودی
profiled نیمرخ برش عمودی
profile نیمرخ برش عمودی
gules خطوط موازی عمودی
crown-strut [شمع پشتبند عمودی]
jambs تیر عمودی چارچوپ
lucarne پنجره عمودی خوابگاه
rudders مکان عمودی متحرک
vrc بررسی افزایش عمودی
goalpost تیرک عمودی دروازه
rudder مکان عمودی متحرک
upright تیرک عمودی دروازه
stairwells پله کان عمودی
y axis بردار عمودی گراف
plumb : راست بطور عمودی
Y coordinate مختصات بردار عمودی
vertical cliffs صخره های عمودی
goalposts تیرک عمودی دروازه
vertical events numbering شماره گذاری عمودی وقایع
escoinson [گوشه تیر عمودی چارچوب]
flute [شیار عمودی روی ستون]
axis برای مختصات عمودی در گراف
king-pendant [تیر عمودی در خرپای میانی]
bulkhead دیواره عمودی روی قایق
slash pocket جیب عمودی درجهت درزلباس
orthotropic دارای محور اصلی عمودی
bulkheads دیواره عمودی روی قایق
sternpost تیر عمودی عقب کشتی
vertical speed سرعت صعود عمودی هواپیما
stumps هر کدام از سه میله عمودی کریکت
adjustment for vertical-circle image تنظیم عمودی مرکز تصویر
pitches چرخش عمودی وعرضی ناو
profiling برش عمودی تصویر جانبی
stump هر کدام از سه میله عمودی کریکت
pitch چرخش عمودی وعرضی ناو
stumping هر کدام از سه میله عمودی کریکت
profiles برش عمودی تصویر جانبی
stumped هر کدام از سه میله عمودی کریکت
profiled برش عمودی تصویر جانبی
chimney-jamb [تیر عمودی چارچوب دودکش]
profile برش عمودی تصویر جانبی
stiles باهو چوب عمودی چهارچوب درب
lubber line خط عمودی بر روی صفحه قطب نما
plumb عمق پیمودن عمودی قرار دادن
y amplifier تقویت کننده با سیستم انحراف عمودی
simple shear دراین برش تنش عمودی وجودندارد
stile باهو چوب عمودی چهارچوب درب
y axis محور عمودی روی یک صفحه مختصات
uprights تیرهای عمودی دروازه فوتبال امریکایی
paper حرکت عمودی سریع کاغذ در چاپگر
masse ضربه عمودی به یک طرف گوی بیلیارد
hanging-post [تیرک عمودی که در یا دروازه به آن آویزان می شود.]
papered حرکت عمودی سریع کاغذ در چاپگر
papering حرکت عمودی سریع کاغذ در چاپگر
papers حرکت عمودی سریع کاغذ در چاپگر
durn [تیر عمودی در ساخته شده از چوب بائو]
column خط عمودی که محل و پهنای ستون را مشخص میکند
mullion جرز یا الت عمودی میان قسمتهای پنجره
intertie تیرافقی که تیرهای عمودی رابهم نگاه میدارد
columns خط عمودی که محل و پهنای ستون را مشخص میکند
high tailed aircraft هواپیمایی که دم افقی ان بالای سکان عمودی قرارگرفته
munnion جرز الت عمودی در میان قسمتهای پنجره
stick هریک از سه میله عمودی کریکت چوبدست اسکی
orientation جهت صفحه یا به صورت لبه افقی یا عمودی
springing teal تیراندازی به هدفهایی که بطور عمودی بالا می ایند
capriole پرش عمودی اسب با پاهای کشیده به عقب
bollards تیر عمودی ساحل برای بستن قایق منقاری
bollard تیر عمودی ساحل برای بستن قایق منقاری
escapement تنظیم ابتدایی حرکات عمودی یک ورق کاغذ در چاپگر
vertical replenishment تجدید تدارکات از راه هوا صعود و فرود عمودی
rimrock صخره پیش امده فلات بشکل جبهه عمودی
two-dimensional آرایهای که عناصر افقی و عمودی محل دهی میکند
rockets راکت با سرعت از جای جستن بطور عمودی از زمین بلندشدن
rocketing راکت با سرعت از جای جستن بطور عمودی از زمین بلندشدن
rocket راکت با سرعت از جای جستن بطور عمودی از زمین بلندشدن
rocketed راکت با سرعت از جای جستن بطور عمودی از زمین بلندشدن
loft زاویه سطح قسمتی از سرچوب گلف دور از قسمت عمودی
lofts زاویه سطح قسمتی از سرچوب گلف دور از قسمت عمودی
cross-window [پنجره ای با جرز عمودی میان قسمت هایش به شکل صلیب]
X Y مختصات برای رسم گراف که x بردار افق و y عمودی است
long-and-short work [بنایی با استفاده از بلوک های افقی و عمودی بلند و کوتاه]
hemstitch رشتههای نخ رابطورموازی قرار دادن ورشتههای عمودی را ازلای انهاگذراندن
lanternpinion چرخ کوچکی که میلههای عمودی داردو مانند است به فانوس
poles چوبدستی اسکی تیرهای عمودی در کنارداخلی مسیر اسبدوانی نیزه پرش
pole چوبدستی اسکی تیرهای عمودی در کنارداخلی مسیر اسبدوانی نیزه پرش
bar graph گرافی که مقادیر در آن به صورت میلههای افقی و عمودی نشان داده میشود
over the shoulder bombing نوعی بمباران عمودی که پس از عبور از خط قایم هدف بمب رها میشود
keystone distortion تغییر شکل تصویر که خط وط عمودی در لبههای افقی صفحه نمایش خم می شوند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com