Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English
Persian
frequency synthesizer
ترکیب یا تلفیق کننده فرکانس
Other Matches
frequency modulation
تلفیق فرکانس
frequecny modulation recording
ثبت تلفیق فرکانس
superheterodyne
گیرنده رادیویی که در ان سیگنال دریافتی با فرکانس نوسانی موضعی به منظورایجاد فرکانس بینابین که سپس با مزیتهای متعددتقویت میشود ترکیب میگردد
conflation
ترکیب دوعبارت بایکدیگر تلفیق
frequency mixture
ترکیب فرکانس
frequency mixing
ترکیب فرکانس
schematist
تلفیق کننده
modulator
تلفیق کننده
collator
تلفیق کننده
modulator demodulator
تلفیق کننده- تفکیک کننده
modem
تلفیق و تفکیک کننده
syncretic
تلفیق کننده عقاید مختلف
external modem
تلفیق و تفکیک کننده برونی
internal modem
تلفیق و تفکیک کننده درونی
hayes compatible modem
تلفیق و تفکیک کننده سازگار باهیز
farraginous
تلفیق کننده کلیه شرایط واخلاقهای متفاوت وجنسهای مخالف
heterodyne
ترکیب دو جریان متناوب برای تولید جریانی با فرکانسی برابر مجموع یا تفاضل فرکانس دو جریان مزبور
high frequency amplifier
تقویت کننده فرکانس بالا
frequency selective amplifier
تقویت کننده سلکتیو فرکانس
intermediate frequency amplifier
تقویت کننده فرکانس میانی
low frequency amplifier
تقویت کننده فرکانس پایین
concoctor
ترکیب کننده
mixer
ترکیب کننده
combinative
ترکیب کننده
mixers
ترکیب کننده
constitutive
ترکیب کننده
components
ترکیب کننده
component
ترکیب کننده
synthesisers
ترکیب کننده
synthesizer
ترکیب کننده
synthesizers
ترکیب کننده
compositive
ترکیب کننده
components
جسمهای ترکیب کننده
crystal mixer
ترکیب کننده دیودی
alloying constituent
ترکیب کننده الیاژ
formative
ترکیب کننده سازنده
voder
یک ترکیب کننده کلمات
oxidizer
ترکیب کننده کاتالیزور
component
جسمهای ترکیب کننده
voice synthesizer
ترکیب کننده صدا
constituent
جزء ترکیب کننده
constituents
جزء ترکیب کننده
pencil mixer
ترکیب کننده مدادی
speech synthesizer
ترکیب کننده گفتاری
incorporator
تشکیل دهنده ترکیب کننده
absorption compound
ترکیب شیمیایی جذب کننده
wobbulator
تولیدکننده سیگنال اف ام که فرکانس ان با دامنه ثابت بالاپایین فرکانس مرکزی تغییرمیکند
high frequency
دارای فرکانس با تکرار زیاد امواج پر فرکانس
resonances
وضعیتی که در آن فرکانس اعمال شده به بدنه معادل فرکانس طبیعی آن باشد , که باعث نوسان بسیار شدید شود
resonance
وضعیتی که در آن فرکانس اعمال شده به بدنه معادل فرکانس طبیعی آن باشد , که باعث نوسان بسیار شدید شود
frequency division multilexing
مخابره چندتایی فرکانس استفاده از یک مسیرالکتریکی برای حمل دو یا چند سیگنال با فرکانسهای مختلف تسهیم براساس تقسیم فرکانس
critical frequency
فرکانس متنافر با فرکانس طبیعی تیغه
rs c
استاندارد صنعتی برای مخابره غیر همزمان داده سری میان دستگاههای ترمینالی مجموعهای از استانداردهادر ارتباطات داده که کاراکترهای مکانیکی والکتریکی مختلفی را برای رابط بین کامپیوترها ترمینالها و تلفیق و تفکیک کننده ها مشخص میکند
systems analysis
ترکیب محصولات مختلف از تولید کننده مختلف برای یک سیستم
base band
1-محدوده فرکانس سیگنال پیش از پردازش یا ارسال 2-سیگنالهای دیجیتالی ارسالی بدون تقسیم 3-اطلاعات تقسیم شده با یک فرکانس
baseband
1-محدوده فرکانس سیگنال پیش از پردازش یا ارسال 2-سیگنالهای دیجیتالی ارسالی بدون تقسیم 3-اطلاعات تقسیم شده با یک فرکانس
harmonic motion
اهنگ مرکبی که از ترکیب چند موج صوتی ساده تر ترکیب شده باشد
isomer
جسمی که ترکیب ان با ترکیب جسم دیگریکی است
isomerous
جسمی که ترکیب ان با ترکیب جسم دیگریکی است
fm
فرایند تغییر مقدار نشان داده شده توسط یک سیگنال ازطریق تغییر فرکانس سیگنال مدولاسیون فرکانس odulation
compositions
ترکیب یکان ترکیب رزمی
composition
ترکیب یکان ترکیب رزمی
synthesis
تلفیق
collated
تلفیق
collate
تلفیق
patching together
تلفیق
syntheses
تلفیق
reconciliation
تلفیق
modulation
تلفیق
syncretism
تلفیق
collates
تلفیق
collating
تلفیق
circuitry
شدت جریان برق اجزاء ترکیب کننده جریان برق
conflating
تلفیق کردن
frequency modulation
تلفیق بسامدی
conflated
تلفیق کردن
PM
تلفیق فازی
conflates
تلفیق کردن
PM
تلفیق مرحلهای
phase modulation
تلفیق فازی
pulse modulation
تلفیق تپشی
incorporation
پیوستگی تلفیق
amplitude modulation
تلفیق دامنهای
reconcilable
قابل تلفیق
collates
تلفیق کردن
collating
تلفیق کردن
collated
تلفیق کردن
fm
تلفیق بسامدی
collate
تلفیق کردن
compilations
تلفیق همگردانی
compilation
تلفیق همگردانی
conflate
تلفیق کردن
modulation frequency
بسامد تلفیق
low level modulation
تلفیق سطح پایین
pulse code modulation
تلفیق رمز تپشی
am
تلفیق دامنهای odulation
assimilates
تلفیق کردن همانند ساختن
assimilate
تلفیق کردن همانند ساختن
modified frequency modulation recording
ثبت تلفیق بسامد اصلاحی
assimilating
تلفیق کردن همانند ساختن
collating sequence
توالی ترتیب رشته تلفیق
schematism
تلفیق واجتماع اجرام اسمانی
assimilated
تلفیق کردن همانند ساختن
mfm
ثبت تلفیق بسامد اصلاحی
instantaneous frequency
مقدار لحظهای فرکانس فرکانس لحظهای
pcm
تلفیق رمزضربان Compatible Plug شرکت تولید تجهیزات کامپیوتری anufacturerodulation
Lous quinze
[سبک فرانسوی تلفیق معماری روکوکو و نئوکلاسیک در زمان لوئی پانزدهم]
purpurin
رنگ ارغوان یا قرمز
[که از تلفیق روناس با ترکیبات فلزی دیگر بدست می آید.]
collator
ماشینی که برای تلفیق و ادغام مجموعه کارتها یا سایر اسناد در یک رشته متوالی بکار می رود
corrector
جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
frequency
فرکانس
frequence
فرکانس
frequencies
فرکانس
low frequency
فرکانس کم
line frequency
فرکانس خط
frequency parameter
پارامتر فرکانس
frequency modulator
مدولاتور فرکانس
frequency regulator
رگولاتور فرکانس
input frequency
فرکانس اولیه
frequency respone
پاسخ فرکانس
intermediate frequency tank circuit
فرکانس میانی
industrial frequency
فرکانس صنعتی
induction frequency converter
مبدل فرکانس
impluse frequency
فرکانس ضربان
frequency separation
جداسازی فرکانس
impluse frequency
فرکانس پولز
input frequency
فرکانس ورودی
frequency region
ناحیه فرکانس
intermediate frequency
فرکانس میانی
frequency of resonance
فرکانس رزونانس
frequency plan
طرح فرکانس
intermediate frequency
فرکانس میانه
frequency recorder
ثبات فرکانس
frequency recorder
ضباط فرکانس
quenching frequency
فرکانس نوسان
frequency region
حیطه فرکانس
frequency multiplication
افزایش فرکانس
frequency of infinite attenuation
فرکانس قطب
frequency of oscillations
فرکانس نوسان
frequency spectrum
طیف فرکانس
telegraphic frequency
فرکانس تلگرافی
h.f.
فرکانس بالا
frequency coverage
حیطه فرکانس
j band
باند فرکانس
k band
باند فرکانس
p band
باند فرکانس
high frequency
فرکانس بالا
low frequency
فرکانس پایین
telephone frequency
فرکانس صحبت
i.f.
فرکانس میانی
idle frequency
فرکانس بی باری
frequency spectrum
بیناب فرکانس
maximum frequency
فرکانس حداکثر
mains frequency
فرکانس شبکه
frequency stability
پایداری فرکانس
line frequency
فرکانس شبکه
frequency stabilizer
پایدارکننده فرکانس
frequency standard
استاندارد فرکانس
m.f.
فرکانس متوسط
impluse frequency
فرکانس پالس
frequency triplication
تریپلاژ فرکانس
frequency tuning
تنظیم فرکانس
x band
باند فرکانس
image frequency
فرکانس تصویر
audio frequency
فرکانس صوتی
frequency translation
تبدیل فرکانس
frequency transformation
تبدیل فرکانس
frequency conversion
تبدیل فرکانس
modulation
نوسان فرکانس
reed frequency meter
فرکانس مترانبری
frequency constant
ثابت فرکانس
double frequency
فرکانس دوبل
frequency constancy
ثبات فرکانس
frequency component
اجزای فرکانس
frequency convertor
مبدل فرکانس
frequency correction
تصحیح فرکانس
critical frequency
فرکانس بحرانی
frequency designation
تعیین فرکانس
frequency dependant
تابع فرکانس
frequency departure
انحراف فرکانس
frequency departure
مسیر فرکانس
frequency demodulator
اشکارساز فرکانس
frequency counter
شمارنده فرکانس
audible frequency
فرکانس شنوایی
critical frequency
فرکانس مرزی
modulation frequency
فرکانس مدولاسیون
frequency accuracy
دقت فرکانس
frequency allocation
تعیین فرکانس
video frequency
فرکانس ویدئو
picture frequency
فرکانس تصویر
frequency characteristic
منحنی فرکانس
natural frequency
فرکانس طبیعی
nominal frequency
فرکانس نامی
frequency changing
تبدیل فرکانس
frequency changing
تعویض فرکانس
frequency check
کنترل فرکانس
frequency band
باند فرکانس
frequency assignment
تعیین فرکانس
frequency determination
تعیین فرکانس
frequency alloment
تقسیم فرکانس
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com