Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (37 milliseconds)
English
Persian
cold turkey
<idiom>
ترک کردن اعتیاد بدون دارو
Other Matches
orthopathy
معالجه بدون دارو
dose rate
نواخت جذب دارو میزان جذب دارو مقدار اثر دارو
dosage
مقدار معینی از یک دارو مقدار دوز یک خوراک دارو
dosages
مقدار معینی از یک دارو مقدار دوز یک خوراک دارو
drugs
دارو خوراندن تخدیر کردن
dope
دارو دادن تخدیر کردن
dopes
دارو دادن تخدیر کردن
drug
دارو خوراندن تخدیر کردن
drugging
دارو خوراندن تخدیر کردن
drugged
دارو خوراندن تخدیر کردن
accustomedness
اعتیاد
consuetude
اعتیاد
addiction
اعتیاد
addictedness
اعتیاد
narcotism
اعتیاد
addict
اعتیاد دادن
addict
عادت اعتیاد
monandry
اعتیاد به یک شوهر
acclimatable
قابل اعتیاد
addicts
عادت اعتیاد
heroinism
اعتیاد به هروئین
cold turkey
ترک اعتیاد
drug addiction
اعتیاد دارویی
opiomania
اعتیاد به تریاک
hypes
اعتیاد به مواد مخدره
cold turkey
ترک اعتیاد بلامقدمه
hype
اعتیاد به مواد مخدره
urbanism
اعتیاد بزندگی شهری
hyped
اعتیاد به مواد مخدره
hyped up
اعتیاد به مواد مخدره
alcoholism
اعتیاد به نوشیدن الکل
hyping
اعتیاد به مواد مخدره
drug addiction
اعتیاد به مواد مخدر
urbanity
اعتیاد بزندگی شهری
acclimation
اعتیاد به اب و هوای جدید سازش
to go through cold turkey
<idiom>
رنج و درد کشیدن در حین ترک اعتیاد
[به ویژه هروئین]
without any reservation
بدون هیچ قید وشرط بدون استثنا مطلقا
informally
بدون تشریفات بدون رعایت مراسم اداری یا قانونی
unformed
بدون شکل منظم هندسی بدون سازمان
run through
<idiom>
ازاول تا آخر بدون توقف کردن تمرین کردن
flattest
ضربه بدون ایجاد پیچ در گوی بیلیارد حالت کشیده و بدون انحنای بادبان دریای ارام سطح اب مناسب ماهیگیری
flat
ضربه بدون ایجاد پیچ در گوی بیلیارد حالت کشیده و بدون انحنای بادبان دریای ارام سطح اب مناسب ماهیگیری
independently
آزاد یا بدون کنترل یا بدون اتصال
of no interest
بدون اهمیت
[بدون جلب توجه]
medicament
دارو
drugging
دارو
medicaments
دارو
drugged
دارو
medicines
دارو
remedied
دارو
remedies
دارو
remedy
دارو
remedying
دارو
drugs
دارو
natural philosophy
دارو
puisne judge
دارو جز
cure
دارو
cured
دارو
cures
دارو
medics
دارو
pill
حب دارو
pills
حب دارو
pharmaceutic
دارو
medicinally
با دارو
materia medica
دارو
medication
دارو
medications
دارو
drug
دارو
medicine
دارو
pharmaceuticals
دارو
pharmaceutical
دارو
deice
بدون یخ کردن
Taoism
روش فکری منسوب به lao-tseفیلسوف چینی که مبتنی است بر اداره مملکت بدون وجوددولت و بدون اعمال فرمها واشکال خاص حکومت
calomel
کرم دارو
philtre
مهر دارو
muller
دارو ساز
pouch kit
جعبه دارو
chemic
دارو فروش
substance withdrawal
ترک دارو
male fern
کیل دارو
dose
مقدار دارو
alkahest
نوش دارو
dosing
یک خوراک دارو
pouch kit
جای دارو
hyssop
اشنان دارو
withdrawals
ترک دارو
dose
یک خوراک دارو
dosage
یک خوراک دارو
dosed
مقدار دارو
dosed
یک خوراک دارو
doses
مقدار دارو
troche
قرص دارو
doses
یک خوراک دارو
dosing
مقدار دارو
dosages
یک خوراک دارو
philter
مهر دارو
cure all
نوش دارو
withdrawal
ترک دارو
lungwort
سینه دارو
denitrify
بدون نیترات کردن
degum
بدون صمغ کردن
disequilibrate
بدون تعادل کردن
delousing
بدون شپش کردن
delouses
بدون شپش کردن
deloused
بدون شپش کردن
depolarize
بدون قطب کردن
delouse
بدون شپش کردن
unseam
بدون درز کردن
vial
شیشه کوچک دارو
hocus
نوشابه دارو زده
withdrawal syndrome
نشانگان ترک دارو
seasoning
دارو زنی بچوب
miyhridate
زهر دارو پادزهر
resolutive
دارو یا عامل گدازنده
dosages
مقدار استعمال دارو
drugs
دارو
[به طور کلی ]
dosage
مقدار استعمال دارو
dozing
دوز یک خوراک دارو
drugs of every description
[of all descriptions]
همه نوع دارو
dozes
دوز یک خوراک دارو
dozed
دوز یک خوراک دارو
doze
دوز یک خوراک دارو
withdrawal symptoms
نشانههای ترک دارو
diatessaron
ترکیبی ازچهار دارو
pillboxes
قوطی حب دارو وغیره
drug holiday
ترک موقت دارو
drug abuse
سوء استفاده از دارو
medications
دارو
[به طور کلی ]
pillbox
قوطی حب دارو وغیره
parataxis
مرتب شدن بدون ربط منطقی توالی دو عبارت یا جمله بدون ربط یا عوامل دستوری دیگر
lynch law
مجازات بدون دادرسی که مردم از پیش خود معین کنند, مجازات مجرمین بدون رسیدگی قضایی وقانونی
ad-libs
بدون نوشته صحبت کردن
ad-lib
بدون نوشته صحبت کردن
ad-libbed
بدون نوشته صحبت کردن
unvoice
بدون صدا ادا کردن
prejudges
بدون رسیدگی قضاوت کردن
live in a small way
بدون سر و صدا زندگی کردن
prejudged
بدون رسیدگی قضاوت کردن
prejudging
بدون رسیدگی قضاوت کردن
prejudge
بدون رسیدگی قضاوت کردن
ad-libbing
بدون نوشته صحبت کردن
unstressed
بدون اضطراب بدون کشش
achylous
بدون کیلوس بدون قیلوس
offhand
بدون مقدمه بدون تهیه
unbranched
بدون انشعاب بدون شعبه
dosage
مقدار تجویز شده دارو
dozed
مقدار کافی از یک دارو خوراک
dozing
مقدار کافی از یک دارو خوراک
spaced out
<idiom>
از خوردن دارو گیج شدن
dosages
مقدار تجویز شده دارو
dozes
مقدار کافی از یک دارو خوراک
nauseant
دارو و یا چیزدیگری که تهوع اورد
doze
مقدار کافی از یک دارو خوراک
iamatology
مبحث دارو شناسی پزشکی
no answer
[n/a]
[in forms]
بدون پاسخ
[در برگه برای پر کردن]
smooths
صاف کردن بدون اشکال بودن
to make a grab at women
عشقبازی کردن با زنها
[بدون رضایت زن]
to grope women
عشقبازی کردن با زنها
[بدون رضایت زن]
knock about
<idiom>
بدون برنامه ریزی سفر کردن
to feel women up
عشقبازی کردن با زنها
[بدون رضایت زن]
drip dry
خشک کردن پارچه بدون چلاندن ان
drip-dry
خشک کردن پارچه بدون چلاندن ان
smoothest
صاف کردن بدون اشکال بودن
glide
پرواز کردن بدون نیروی موتور
cohabiting
با هم زندگی کردن بدون ازدواج رسمی
cohabits
با هم زندگی کردن بدون ازدواج رسمی
obtrude
بدون تقاضا چیزی را مطرح کردن
glides
پرواز کردن بدون نیروی موتور
do without
<idiom>
بدون هیچ چیزی کار کردن
obtruded
بدون تقاضا چیزی را مطرح کردن
obtrudes
بدون تقاضا چیزی را مطرح کردن
obtruding
بدون تقاضا چیزی را مطرح کردن
glided
پرواز کردن بدون نیروی موتور
cohabited
با هم زندگی کردن بدون ازدواج رسمی
smoothed
صاف کردن بدون اشکال بودن
lynches
بدون محاکمه مجازات کردن یاکشتن
lynch
بدون محاکمه مجازات کردن یاکشتن
smooth
صاف کردن بدون اشکال بودن
cohabit
با هم زندگی کردن بدون ازدواج رسمی
lynched
بدون محاکمه مجازات کردن یاکشتن
rodenticide
دارو یا عامل کشنده جانوران جونده
stateroom
اتاق ویژه تختخواب دارو مجلل
This drug excites the nerves.
این دارو اعصاب را تحریک می کند
love potion
مهر دارو شربت عشق امیز
love philtre
مهر دارو شربت سحر امیز
love potions
مهر دارو شربت عشق امیز
potions
دارو یا زهر ابکی شربت عشق
gallipot
پیاله کوچک مخصوص مرهم و دارو
potion
دارو یا زهر ابکی شربت عشق
roughdry
بدون صافکاری و اتو کشی خشک کردن
Give the benefit of the doubt
<idiom>
[باور کردن اظهارات شخصی بدون مدرک]
multitasking
همزمان بدون کم کردن سرعت اجرای پردازنده
multi tasking
همزمان بدون کم کردن سرعت اجرای پردازنده
adlib
بدون مقدمه صحبت کردن بمیل خود
free lance
کار کردن بدون وابستگی بحزب یا جماعتی
pulsatilla
شیره شقایق که برای دارو بکار می رود
lay off
<idiom>
بیش از این استفاده نکردن (دارو،سیگار)
pharmacodynamics
مبحث اثر دارو بر ساختمان موجودات زنده
pirating
بدون اجازه ناشر یا صاحب حق طبع چاپ کردن
pirated
بدون اجازه ناشر یا صاحب حق طبع چاپ کردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com