English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
blanket grouting تزریق سطحی
Other Matches
hypodermic injection تزریق زیر جلدی تزریق پوستی
surficial swellings بادکردگی سطحی زمین در اثریخ زدن اب زیر سطحی خاک
topsoil خاک سطحی خاک سطحی را برداشتن
sprayed تزریق
spraying تزریق
spray تزریق
sprays تزریق
jab [British] [colloquial] تزریق
infusion تزریق
infusions تزریق
low level injection تزریق کم
transfusions تزریق
transfusion تزریق
intinction تزریق
mud injection تزریق گل
injective function تزریق
injection تزریق
mud grouting تزریق گل
shot تزریق
jab [colloquial] تزریق
shots تزریق
injections تزریق ها
blast injection engine موتور تزریق دم
pilot injection تزریق مقدماتی
vaccinophobia تزریق هراسی
injects تزریق کردن
drilled grout hole سوراخ تزریق
injecting تزریق کردن
injected تزریق کردن
chemical injection تزریق شیمیایی
cement grouting تزریق سیمان
drilled grout hole چاه تزریق
grout hole سوراخ تزریق
grout hole چاه تزریق
spary gun تلمبه تزریق
spary gun پیستوله تزریق
gun دستگاه تزریق
guns دستگاه تزریق
clay grouting تزریق خاک رس
chemical grouting تزریق شیمیایی
spartter loss تلف تزریق
spartter تزریق کننده
fule injection تزریق سوخت
gas injection تزریق بنزین
chemical consolidation تزریق شیمیایی
intake well چاه تزریق
injection capacity فرفیت تزریق
injection efficiency بازده تزریق
injection grid شبکه تزریق
sprays تزریق کردن
sprayed تزریق کردن
spray تزریق کردن
injection level سطح تزریق
injection of money تزریق پول
injection point نقطه تزریق
injector valve سوپاپ تزریق
injector تزریق کننده
injector الت تزریق
inspirator تزریق کننده
immit تزریق کردن
spraying تزریق کردن
grouting galleries مجاری تزریق
perfusion تزریق وریدی
grouting gallery دالان تزریق
syringe تزریق کردن
inject تزریق کردن
metal spraying تزریق فلزی
grout curtain پرده تزریق
syringes تزریق کردن
perfuse تزریق کردن
petrol injection motor موتور تزریق بنزینی
injector pump پمپ تزریق سوخت
concrete gun دستگاه تزریق بتن
jetting tube لوله تزریق در حفاری
iodize یود تزریق کردن
injection timing تنظیم مقدار تزریق
grouted alluvium ابرفت تزریق شده
metal spray gun تلمبه تزریق فلز
fuel injection system سیستم تزریق سوخت
grease injector تزریق کننده گریس
flame spray تزریق کردن شعلهای
petrol injection pump پمپ تزریق بنزین
grouting تزریق دوغاب سیمان
hypo تزریق زیر جلدی
gas injection method روش تزریق گاز
airless solid injection تزریق بدون کمپرسور
needles با سوزن تزریق کردن
hypodermic تزریق زیر جلدی
needling با سوزن تزریق کردن
hypodermics تزریق زیر جلدی
needled با سوزن تزریق کردن
transfusion رسوخ تزریق خون
needle با سوزن تزریق کردن
injection داروی تزریق کردنی
transfusions رسوخ تزریق خون
transfuse رسوخ یافتن در تزریق کردن در
grout stop اب بندی بوسیله تزریق دوغاب
transfusible قابل تزریق در جسم دیگری
hypo سوزن تزریق زیر جلدی
transfusable قابل تزریق در جسم دیگری
throwin در دنده انداختن تزریق کردن
blast furnace gun وسیله تزریق کوره بلند
planar سطحی
shallow کم اب سطحی
shallower کم اب سطحی
shallowest کم اب سطحی
surface water اب سطحی
shallows کم اب سطحی
skin deep سطحی
shallow foundation پی سطحی
surface سطحی
surfaces سطحی
decahedral ده سطحی
superficiality سطحی
acrotic سطحی
sketchy سطحی
low level سطحی
sketchily سطحی
sketchiest سطحی
superficial سطحی
skin-deep <idiom> سطحی
surfaced سطحی
sketchier سطحی
hypodermics سوزن مخصوص تزریق زیر جلد
mainlines مواد مخدر به شاهرگ تزریق کردن
wet take off برخاستن از زمین با استفاده از مکانیزم تزریق اب
mainline مواد مخدر به شاهرگ تزریق کردن
mainlining مواد مخدر به شاهرگ تزریق کردن
mainlined مواد مخدر به شاهرگ تزریق کردن
injector وسیله تزریق افشانک سوخت پاش
shoot up <idiom> مواد را از راه تزریق مصرف کردن
low level injection efficiency ضریب بهره تزریق در سطح پایین
hyodermic needle سوزن امپول یا تزریق زیر جلدی
hypodermic سوزن مخصوص تزریق زیر جلد
multilevel چند سطحی
split-level چند سطحی
statical moment لنگر سطحی
low level winds بادهای سطحی
surface inflow اب سطحی ورودی
surface burst ترکش سطحی
pentahedral پنج سطحی
multi level چند سطحی
one level memory حافظه یک سطحی
n level logic منطق N سطحی
two level store انباره دو سطحی
surface treatment اسفالت سطحی
surface treatment اندود سطحی
surface detection اکتشاف سطحی
surface detection راداراکتشافی سطحی
surface drains زهکشهای سطحی
surface dressing پوشش سطحی
surface erosion فرسایش سطحی
surface evaporation تبخیر سطحی
surface tension کشش سطحی
surface irrigation ابیاری سطحی
surface leakage نشت سطحی
surface moisture رطوبت سطحی
surface ornament تزیینات سطحی
surface targets هدفهای سطحی
surface outflow اب سطحی خروجی
surface creep خزیدن سطحی
trihedral سه روی سه سطحی
polyhedral چند سطحی
sheet washing فرسایش سطحی
singes سوختگی سطحی
topdress سطحی ریختن
skin effect اثر سطحی
sorption جذب سطحی
top soil خاک سطحی
surface width عرض سطحی
suface wind باد سطحی
surface burning احتراق سطحی
surface treatment عملیات سطحی
surface charge بار سطحی
surface contact rectifier یکسوکننده سطحی
surface corrosion خوردگی سطحی
surface treatment روکش سطحی
surface soil خاک سطحی
surface reverbration برگشتهای سطحی
bounding mine مین سطحی
formal logic قضاوت سطحی
adsorbent جاذب سطحی
free moisture رطوبت سطحی
superficially بطور سطحی
smattering دانش سطحی
dodecahedron دوازده سطحی
surfaces سطحی جلادادن
ground swell موج سطحی
surfaced سطحی جلادادن
surface سطحی جلادادن
floating mine مین سطحی
flesh wound زخم سطحی
extensive cultivation زراعت سطحی
area load بار سطحی
dodecahedral دوازده سطحی
adsorption کشش سطحی
adsorption جذب سطحی
epilimnion اب لایه سطحی
extensive agriculture کشاورزی سطحی
pier پایه و سطحی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com