English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English Persian
unconquerable تسخیر ناپذیر
Search result with all words
indomitable تسخیر نا پذیر تسلط ناپذیر
Other Matches
immedicable درمان ناپذیر بهبود ناپذیر
invulnerable زخم ناپذیر اسیب ناپذیر
captures تسخیر
capture تسخیر
possession تسخیر
the f.of rome تسخیر رم
capturing تسخیر
captures تسخیر گرفتن
indomitability تسخیر ناپذیری
pregnability قابلیت تسخیر
subduable تسخیر پذیر
subjugable تسخیر پذیر
impregnability تسخیر نشدنی
capturing تسخیر گرفتن
possessed تسخیر شده
capture تسخیر گرفتن
retake دوباره تسخیر کردن
retakes دوباره تسخیر کردن
retaking دوباره تسخیر کردن
impregnable غیر قابل تسخیر
retaken دوباره تسخیر کردن
impregnably بطور غیر قابل تسخیر
beachheads پایگاه یا اراضی تسخیر شده در ساحل
beachhead پایگاه یا اراضی تسخیر شده در ساحل
irrevocably بطور تغییر ناپذیر بطور چاره ناپذیر
conquer فتح کردن تسخیر کردن
conquering فتح کردن تسخیر کردن
conquers فتح کردن تسخیر کردن
imperviable نم ناپذیر
unchallenged بحث ناپذیر
waterproofs نم ناپذیر
inappeasable ناپذیر
waterproofed نم ناپذیر
watertight اب ناپذیر
waterproof نم ناپذیر
incommutably تبدیل ناپذیر
indiminishable کاهش ناپذیر
indefeasible بطلان ناپذیر
indefectible خلل ناپذیر
indefeasible فسخ ناپذیر
inexhaustibly بطورپایان ناپذیر
indisributable بخش ناپذیر
spanless پیمایش ناپذیر
indisciplinable انظباط ناپذیر
incorruptibly بطورفساد ناپذیر
indubious تردید ناپذیر
inconvertible مبادله ناپذیر
indispansably بطورچاره ناپذیر
ineludible گریز ناپذیر
indecomposable فساد ناپذیر
incompressible تراکم ناپذیر
inexcitable هیجان ناپذیر
incompressible فشار ناپذیر
inexplorable کاوش ناپذیر
incommutable تخفیف ناپذیر
incommutable استحاله ناپذیر
immiscible امیزش ناپذیر
unwearying خستگی ناپذیر
fatigueless خستگی ناپذیر
exhautless خستگی ناپذیر
engrained چاره ناپذیر
ego alien خود ناپذیر
drainless خستگی ناپذیر
deathless فنا ناپذیر
air proof هوا ناپذیر
achromic رنگ ناپذیر
immiscible امتزاج ناپذیر
immitigable تخفیف ناپذیر
impartible بخش ناپذیر
incommensurable سنجش ناپذیر
beyond bearing تحمل ناپذیر
incoercible انقباض ناپذیر
incodensable انقباض ناپذیر
inappellable پژوهش ناپذیر
inappealable پژوهش ناپذیر
inalterable تغییر ناپذیر
imperviable سرایت ناپذیر
unbeatable باخت ناپذیر
impenitent توبه ناپذیر
incommensurable مقایسه ناپذیر
unchallenged انکار ناپذیر
impracticable <adj.> انجام ناپذیر
inexecutable <adj.> انجام ناپذیر
unfeasible <adj.> انجام ناپذیر
sure-fire شکست ناپذیر
waterproof wire سیم نم ناپذیر
water proof رطوبت ناپذیر
untouchability لمس ناپذیر
unsearchable کاوش ناپذیر
unobjectionable اعتراض ناپذیر
absolute <adj.> اجتناب ناپذیر
inalienable <adj.> اجتناب ناپذیر
impossible [colloquial] <adj.> تحمل ناپذیر
unalterable <adj.> اجتناب ناپذیر
unalienable <adj.> اجتناب ناپذیر
inevitable <adj.> اجتناب ناپذیر
indispensable <adj.> اجتناب ناپذیر
uninflammable اشتعال ناپذیر
undecidable تصمیم ناپذیر
irresistable مقاومت ناپذیر
irremissible اغماض ناپذیر
irrecoverably بطوراصلاح ناپذیر
irrecoverable جبران ناپذیر
irrecocilably بطوروفق ناپذیر
ireversible تغییر ناپذیر
invariant تغییر ناپذیر
intangibly بطورلمس ناپذیر
insusceptible تایید ناپذیر
insol انحلال ناپذیر
inscrvtable تفحص ناپذیر
inirritable تحریک ناپذیر
infrangible تجزیه ناپذیر
irresolvable تجزیه ناپذیر
irriversible برگشت ناپذیر
uncomputable محاسبه ناپذیر
unchangeable تغییر ناپذیر
unappeasable استمالت ناپذیر
unappealabe پژوهش ناپذیر
stainless زنگ ناپذیر
sateless سیری ناپذیر
remediless درمان ناپذیر
raintight باران ناپذیر
nonsuperimposable انطباق ناپذیر
non descript تشریح ناپذیر
non descript وصف ناپذیر
nanoaddressable نشانی ناپذیر
joiner door دربهای اب ناپذیر
inextinguishably بطورتسکین ناپذیر
achromatic رنگ ناپذیر
inflexible انحناء ناپذیر
unaccountably توضیح ناپذیر
inscrutable نفوذ ناپذیر
voracious سیری ناپذیر
incomparable مقایسه ناپذیر
uncompromisingly مصالحه ناپذیر
uncompromising مصالحه ناپذیر
interminable پایان ناپذیر
indeterminable تعیین ناپذیر
impregnable رسوخ ناپذیر
unaccountable توضیح ناپذیر
irreconcilable وفق ناپذیر
invariable تغییر ناپذیر
immutable تغییر ناپذیر
unexceptionable استثناء ناپذیر
irrevocably بطورفسخ ناپذیر
unavoidable چاره ناپذیر
immortal فنا ناپذیر
unavoidable اجتناب ناپذیر
disconsolate تسلی ناپذیر
impermeable رطوبت ناپذیر
unceasing پایان ناپذیر
intangible لمس ناپذیر
adamantly تزلزل ناپذیر
unanswerable جواب ناپذیر
adamant تزلزل ناپذیر
unanswerable تکذیب ناپذیر
inconceivable تصور ناپذیر
undeniably انکار ناپذیر
impermeable نشت ناپذیر
inevitable اجتناب ناپذیر
unbearably تحمل ناپذیر
immobile جنبش ناپذیر
inaccessible ارتباط ناپذیر
unceasing ایست ناپذیر
inaccessible دسترسی ناپذیر
ineluctable چاره ناپذیر
incurable درمان ناپذیر
unbearable تحمل ناپذیر
incurable بهبودی ناپذیر
incurable علاج ناپذیر
impermeable تراوش ناپذیر
undeniable انکار ناپذیر
invincible شکست ناپذیر
irreconcilable اشتی ناپذیر
uncontrollably کنترل ناپذیر
irreparable جبران ناپذیر
imperturbable تزلزل ناپذیر
insupportable تحمل ناپذیر
intolerable تحمل ناپذیر
inconsolable دلداری ناپذیر
inconsolably دلداری ناپذیر
passive اثر ناپذیر
incorrigible اصلاح ناپذیر
uncontrollable کنترل ناپذیر
insufferable تحمل ناپذیر
inestimable تخمین ناپذیر
irrefutable تکذیب ناپذیر
indefatigable خستگی ناپذیر
irrefutable انکار ناپذیر
irredeemable پایان ناپذیر
rigid انعطاف ناپذیر
integral جدایی ناپذیر
indestructible فنا ناپذیر
passives اثر ناپذیر
impassive تالم ناپذیر
irreversible برگشت ناپذیر
inseparable تفکیک ناپذیر
inalienable بیع ناپذیر
insoluble انحلال ناپذیر
infallible لغزش ناپذیر
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com