English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 110 (6 milliseconds)
English Persian
conveyancing تسهیل معاملات
Search result with all words
conveyancing در CL این اصطلاح بیشتر در زمینه تسهیل معاملات مربوط به اموال غیر منقول مصداق دارد
Other Matches
option dealer واسطه معاملات اختیاری دلال معاملات اختیاری
facilitation تسهیل
simplifcation تسهیل اختصار
social facilitation تسهیل اجتماعی
expedites تسهیل کردن
expedited تسهیل کردن
expedite تسهیل کردن
simplification تسهیل مختصر سازی
facility وسیله تسهیل روانی
simplifications تسهیل مختصر سازی
predigestion سهل الهظم سازی تسهیل
to pander to somebody [something] تسهیل کردن با کسی [چیزی]
transactions معاملات
dealings معاملات
commercial transactions معاملات تجارتی
arm's length معاملات ازاد
credit transaction معاملات موجل
arbitrage معاملات ارز
overseas trade معاملات خارجی
option dealing معاملات اختیاری
credit transaction معاملات استمهالی
futures معاملات سلف
internal transactions معاملات داخلی
exchange transactions معاملات برواتی
external transaction معاملات خارجی
foreign exchange transactions معاملات ارزی
foreign exchange transaction معاملات ارزی
injunctions تحریم معاملات
injunction تحریم معاملات
real estate معاملات زمین
purchase tax مالیات بر معاملات
volume of sales گردش معاملات
turnover گردش معاملات
turnover حجم معاملات
sales {pl} حجم معاملات
turn-over حجم معاملات
volume of sales حجم معاملات
sales {pl} گردش معاملات
turn-over گردش معاملات
dealer فروشنده معاملات چی
dealers فروشنده معاملات چی
boycotted تحریم معاملات
boycott تحریم معاملات
boycotting تحریم معاملات
stoopage of trade قطع معاملات
treament of aliens معاملات بیگانگان
dealing for money معاملات پولی
unauthorized transaction معاملات فضولی
boycotts تحریم معاملات
stoopage of trade منع معاملات
spot market بازار معاملات نقدی
land agent دلال معاملات ملکی
real estate agency بنگاه معاملات املاک
opening of negotiations افتتاح مذاکرات [معاملات]
invisibles معاملات غیرقابل رویت
agiotage معاملات احتکاری بروات
realtors دلال معاملات ملکی
swapped معاملات سلف ارز
swaps معاملات سلف ارز
speculated معاملات قماری کردن
swopped معاملات سلف ارز
hazardous معاملات قماری اتفاقی
speculate معاملات قماری کردن
swopping معاملات سلف ارز
broker واسطه معاملات بازرگانی
brokered واسطه معاملات بازرگانی
brokers واسطه معاملات بازرگانی
speculates معاملات قماری کردن
swap معاملات سلف ارز
brokering واسطه معاملات بازرگانی
realtor دلال معاملات ملکی
swops معاملات سلف ارز
speculating معاملات قماری کردن
speculates معاملات پرخطر انجام دادن
My capital is locked up in land. سرمایه ام در معاملات زمین گیراست
bargains چانه زنی در معاملات معامله
speculating معاملات پرخطر انجام دادن
bargaining چانه زنی در معاملات معامله
speculate معاملات پرخطر انجام دادن
bargained چانه زنی در معاملات معامله
bargain چانه زنی در معاملات معامله
speculated معاملات پرخطر انجام دادن
exchanges جای معاملات ارزی و سهامی بورس
exchanged جای معاملات ارزی و سهامی بورس
wheeler-dealers دست اندرکار معاملات سیاسی و غیره
wheeler-dealer دست اندرکار معاملات سیاسی و غیره
exchanging جای معاملات ارزی و سهامی بورس
lawmerchant قواعد واصول قدیم معاملات بازرگانی
exchange جای معاملات ارزی و سهامی بورس
speculates معاملات قماری یا سفته بازی کردن
speculating معاملات قماری یا سفته بازی کردن
speculated معاملات قماری یا سفته بازی کردن
speculate معاملات قماری یا سفته بازی کردن
the iron interest کسانی که در معاملات اهن علاقه مند هستند
enhances تسهیل کردن فراهم کردن وسایل اجرا
enhance تسهیل کردن فراهم کردن وسایل اجرا
enhanced تسهیل کردن فراهم کردن وسایل اجرا
enhancing تسهیل کردن فراهم کردن وسایل اجرا
procuration fee حق دلالی در معاملات استقراضی و رهن حق التحریر اسناد رسمی
wimps نمایش برنامه که از گرافیک یا نشانههای کنترل نرم افزار برای تسهیل در استفاده , استفاده میکند. دستورات سیستم لازم نیست تایپ شوند
wimp نمایش برنامه که از گرافیک یا نشانههای کنترل نرم افزار برای تسهیل در استفاده , استفاده میکند. دستورات سیستم لازم نیست تایپ شوند
facilitated تسهیل کردن کمک کردن
facilitates تسهیل کردن کمک کردن
facilitating تسهیل کردن کمک کردن
facilitate تسهیل کردن کمک کردن
european monetary agreement موافقتنامه پولی اروپا موافقتنامه تنظیمی بین کشورهای عضو سازمان همکاری اقتصادی اروپا به منظور تسهیل و تنظیم روابط پولی متعاقدین
blotter دفتر باطله دفتر ثبت معاملات
blotters دفتر باطله دفتر ثبت معاملات
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com