Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English
Persian
multiplex
تسهیم مخابره ترکیبی
Other Matches
frequency division multilexing
مخابره چندتایی فرکانس استفاده از یک مسیرالکتریکی برای حمل دو یا چند سیگنال با فرکانسهای مختلف تسهیم براساس تقسیم فرکانس
analog transmission
انتقال یا مخابره قیاسی مخابره انالوگ
serial transmission
مخابره سری مخابره نوبتی
agent authentication
معرفی قسمت مخابره کننده اعلام معرف مخابره کننده
service message
پیام ازمایش خط مخابره پیام مخصوص شروع مخابره
apportionment
تسهیم
sharing
تسهیم
multiplexing
تسهیم
allotment
تسهیم
allotments
تسهیم
multiplex
تسهیم
multiplexed
تسهیم شده
multiplexer
تسهیم کننده
time division multiplex
تسهیم زمانی
profit-sharing
تسهیم در سود
multiplexor
تسهیم کننده
whack up
تسهیم کردن
multiplex mode
وضعیت تسهیم
multiplex mode
حالت تسهیم
impartation
افاده تسهیم
whacks
تسهیم کردن
whack
تسهیم کردن
shares
تسهیم کردن
multiplex
تسهیم کردن
share
تسهیم کردن
shared
تسهیم کردن
time division multiplexing
تسهیم زمانی
disproportination
تسهیم نامتناسب
profit sharing
تسهیم در سود
asynchronous time division multiplexing
تسهیم زمانی ناهمگام
multiplexer channel
کانال تسهیم کننده
multiplexer channel
مجرای تسهیم کننده
multiplexor channel
مجرای تسهیم کننده
shared memory
حافظه تسهیم شده
dual port ram
حافظه تسهیم شده
synchronous multiplexor
تسهیم کننده همگام
tdm
تسهیم زمانی ultiplexing
mux
تسهیم کننده ultiplexer
synchronous time division multiplexing
تسهیم زمانی همگام یاهمزمان
multiplexing
انتقال چندتایی پیغام ها تسهیم
atdm
AsychronousTime-Division تسهیم زمانی ناهمگام ultiplexing
stdm
SynchronousTime-Devision تسهیم زمانی همگام ultiplexing
synthetic
ترکیبی
synthesic
ترکیبی
agglutinative
ترکیبی
trivalency
سه ترکیبی
synthetical
ترکیبی
composite casting
ترکیبی
combinatory
ترکیبی
combinatorial
ترکیبی
combinative
ترکیبی
trivalence
سه ترکیبی
ingradient
جز جز ترکیبی
combinational
ترکیبی
composite video
تصویر ترکیبی
sequential storage
انباره ترکیبی
ordinal number
عدد ترکیبی
semisynthetic
نیمه ترکیبی
mixed strategy
استراتژی ترکیبی
diphthong
صدای ترکیبی
diphthongs
صدای ترکیبی
mixed glue
چسب ترکیبی
mixed cell refernce
ارجاع سل ترکیبی
composite symbol
علامت ترکیبی
combination bands
نوارهای ترکیبی
combination influence
عامل ترکیبی
combination tone
صوت ترکیبی
combinational circuit
مدار ترکیبی
ingredients
جزء ترکیبی
ingredient
جزء ترکیبی
elective affinity
میل ترکیبی
composite metal
فلز ترکیبی
mixes
مخلوط ترکیبی
mix
مخلوط ترکیبی
parathesis
ترکیبی بی تغییر
affinity
میل ترکیبی
syntax error
اشتباه ترکیبی
syntactical analysis
تحلیل ترکیبی
turboramjet
ترکیبی از توربوجت و رم جت
affinities
میل ترکیبی
shapeliness
خوش ترکیبی
synthetic method
روش ترکیبی
hemiterpene
ترکیبی بفرمول 8H5C
hydrogen bombs
بمب ترکیبی اتمی
feasion
بمب ترکیبی اتمی
compound leverage floor jack
اهرم بالابر ترکیبی
ct
حمل و نقل ترکیبی
combined transport
حمل و نقل ترکیبی
hydrogen bomb
بمب ترکیبی اتمی
diatessaron
ترکیبی ازچهار دارو
chemical affinity
میل ترکیبی شیمیایی
ctd
سند حمل ترکیبی
histamine
ترکیبی بفرمول 3N9H5C
Borromini capital
[نوعی سر ستون ترکیبی]
combined transport document
اسناد حمل ترکیبی
despatch
مخابره
traffick
مخابره
messages
مخابره
communication
مخابره
traffics
مخابره
trafficked
مخابره
message
مخابره
transmission
مخابره
message line
خط مخابره
transmissions
مخابره
traffic
مخابره
trafficking
مخابره
carbide
ترکیبی از کربن و چند عنصرفلزی
ketol
ترکیبی مرکب ازالکل و استون
deoxidize
از صورت ترکیبی با اکسیژن دراوردن
cob
[ترکیبی از خاک رس، ریگ، شن و کاه و آب]
cto
عامل حمل ونقل ترکیبی
combined transport operator
عامل حمل و نقل ترکیبی
basophil
میل ترکیبی شدید با موادقلیایی
hexahydrate
ترکیبی که دارای شش ذره اب باشد
mixed column line graph
نمودار ستونی- خطی ترکیبی
mixed column line chart
نمودار ستونی- خطی ترکیبی
contraction parry
ترکیبی ازدفاع ساده وچرخشی
latten
ترکیبی مانند فلز برنج
basophile
میل ترکیبی شدیدبا موادقلیایی
fiata combined transport bill of lading
بارنامه حمل ترکیبی "فیاتا"
lattin
ترکیبی مانند فلز برنج
fdm
Division Frequencyاستفاده از یک مسیر الکتریکی برای حمل دو یا چند سیگنال با فرکانسهای مختلف تسهیم براساس تقسیم فرکانس ultiplexing
BPP
هشت بیت برای ترکیبی از رنگها
BPP
چهار بیت برای ترکیبی از رنگها
syntactic
طبق قواعد صرف ونحوی ترکیبی
iodoform
ترکیبی از ید که برای گندزدایی و مانند انهابکارمیبرند
soft return
فرمان ترکیبی رد کردن خط ورفتن به خط بعدی
syntactical
طبق قواعد صرف ونحوی ترکیبی
digital transmission
مخابره دیجیتال
flag hoist
مخابره با پرچم
wire
مخابره کردن
transmittancy
ارسال مخابره
end of transmission
انتهای مخابره
data communication
مخابره داده ها
data transmission
مخابره داده ها
data transmission
مخابره داده
wirable
قابل مخابره
wires
مخابره کردن
dispateh
مخابره کردن
duplex transmission
مخابره دورشتهای
duplex transmission
مخابره دو رشتهای
visual communication
مخابره بصری
transmittance
ارسال مخابره
transmission security
تامین مخابره
signal bridge
پل مخابره ناو
polar transmission
مخابره قطبی
synchronous transmission
مخابره همزمان
telegrams
مخابره تلگرافی
neutral transmission
مخابره خنثی
telegraph
مخابره تلگرافی
serial tranmission
مخابره نوبتی
retransmission
مخابره مجدد
satellite communications
مخابره ماهوارهای
simplex transmission
مخابره ساده
syncheronous communications
مخابره همزمان
communicating
مخابره کردن
synchronous transmission
مخابره همگام
transmission
مخابره مخابرات
transmission
مخابره کردن
transmissions
مخابره مخابرات
transmissions
مخابره کردن
telegraphed
مخابره تلگرافی
telegraphing
مخابره تلگرافی
transmission rate
نرخ مخابره
signal
مخابره کردن
asynchronous transmission
مخابره ناهمگام
asynchronous transmission
مخابره غیرهمزمان
signalled
مخابره کردن
boat call
مخابره با قایق
parallel transmission
مخابره موازی
signaled
مخابره کردن
flags
پرچم مخابره
squawk
مخابره کردن
analog transmission
مخابره قیاسی
telegraphs
مخابره تلگرافی
transmittal
ارسال مخابره
transmission rate
سرعت مخابره
telegram
مخابره تلگرافی
squawks
مخابره کردن
telegraphic message
مخابره تلگرافی
squawked
مخابره کردن
flag
پرچم مخابره
transmission error
خطای مخابره
polyene
ترکیبی الی که دارای پیوستگی مضاعف است
to orient compound
نسبت اجزای ترکیبی را بایکدیگر تعیین کردن
monad
ذره بسیط که نیروی ترکیبی یک هیدروژن است
She has long and shapely legs .
ساق پاهای کشیده وخوش ترکیبی دارد
cannon
[ترکیبی از سبک های امپراتوری ناپلئون و فدرال]
protoxide
ترکیبی که حداقل ذرات اکسیژن دران باشد
consolute
ترکیبی از دو یا چند مایع که بر هر نسبتی در یکدیگر حل شوند
silicone
ترکیبی الی بفرمول Sio2R شبیه کتون
chloramine
هرنوع ترکیبی که دارای ازت و کلر باشد
start stop transmission
مخابره قطع و وصلی
semaphore
مخابره با پرچم دستی
radiogram
مخابره پیام با بی سیم
radiograms
مخابره پیام با بی سیم
aerogram
مخابره با تلگراف بی سیم
dispatches
مخابره کردن ارسال
radios
با بی سیم مخابره کردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com