English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 78 (5 milliseconds)
English Persian
clearing تسویه
clearings تسویه
liquidation تسویه
adjustment تسویه
adjustments تسویه
settlement تسویه
settlements تسویه
settle تسویه
settles تسویه
Other Matches
defraying تسویه کردن
liquidises تسویه کردن
liquidising تسویه کردن
amicable settlement تسویه دوستانه
liquidize تسویه کردن
liquidity تسویه پذیری
liquidized تسویه کردن
defray تسویه کردن
defrays تسویه کردن
liquidizes تسویه کردن
liquidizing تسویه کردن
defrayed تسویه کردن
automatic treatment تسویه خودکار
checking out تسویه حساب
settlement of disputes تسویه منازعات
settlement of credit تسویه اعتبار
settlement day روز تسویه
realization account حساب تسویه
judicial settlement تسویه قضایی
effective treatment تسویه موثر
effective treatment تسویه کارا
settlement terms شرایط تسویه
biological treatment تسویه زیستی
liquidised تسویه کردن
liquidating تسویه کردن
offset تسویه کردن
compromises تسویه کردن
compromise تسویه کردن
settlements تسویه پرداخت
settlement تسویه پرداخت
offsetting تسویه کردن
arrangement حل و فصل تسویه
clearing تسویه تسطیح
arrangements حل و فصل تسویه
compromising تسویه کردن
liquidates تسویه کردن
liquidated تسویه کردن
liquidate تسویه کردن
solutions تادیه تسویه
clearings تسویه تسطیح
solution تادیه تسویه
adjust تسویه نمودن
retiring a bill براتی را تسویه کردن
clearing house دفتر تسویه حساب
liquidator سرپرست تسویه حساب
liquidators سرپرست تسویه حساب
pay off تسویه کردن پرداخت
offscouring چیز تسویه شده
clearing houses دفتر تسویه حساب
full and final settlement تسویه تمام و کمال
date of change of acountability تاریخ تسویه حساب
wind up <idiom> به پایان رساندن ،تسویه کردن
pay up حسابهای معوقه را تسویه کردن
adjusting تسویه نمودن مطابق کردن
chemotrophic treatment تسویه خوراک ساخت شیمیایی
pony ریز تسویه حساب کردن
adjusts تسویه نمودن مطابق کردن
ponies ریز تسویه حساب کردن
poney ریز تسویه حساب کردن
settlement by abandonment تسویه در نتیجه صرفنظر شدن از مطالبات
Bank for International Settlements [BIS] بانک تسویه پرداخت بین المللی
We will be checking out around noon. ما حدود ظهر تسویه حساب میکنیم.
pacific settlement تسویه نزاع یا مسئلهای به صورت مسالمت امیز
To pay off someone. To settle old scores with someone. با کسی تسویه حساب کردن ( انتقام جویی کردن )
clearance تسویه حساب واریز حساب فاصله ازاد لقی
clearest ترخیص کردن از گمرک تسویه کردن
clearer ترخیص کردن از گمرک تسویه کردن
clears ترخیص کردن از گمرک تسویه کردن
clear ترخیص کردن از گمرک تسویه کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com