English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (16 milliseconds)
English Persian
simulator تشبیه کننده
simulators تشبیه کننده
Other Matches
simile تشبیه
metaphor تشبیه
similes تشبیه
assimilation تشبیه
simulations تشبیه
simulation تشبیه
comparison تشبیه
similitude تشبیه
comparisons تشبیه
metaphors تشبیه
resemble تشبیه کردن
simulated تشبیه شده
resembles تشبیه کردن
resembling تشبیه کردن
simile صنعت تشبیه
imagery تشبیه ادبی
analogize تشبیه کردن
simulating تشبیه کردن
simulates تشبیه کردن
simulate تشبیه کردن
figural بطور تشبیه
similes صنعت تشبیه
resembled تشبیه کردن
an a simile یک تشبیه بجا یا مناسب
similize تشبیه کردن تمثیل اوردن
simile [rhetorical figure of speech] تشبیه [استعاره ] [گفتار لفظی]
prefiguration or prefigurement تشبیه از پیش تصور قبلی
parallelled برابر بودن مانند کردن تشبیه کردن پارالل
paralleled برابر بودن مانند کردن تشبیه کردن پارالل
parallelling برابر بودن مانند کردن تشبیه کردن پارالل
parallels برابر بودن مانند کردن تشبیه کردن پارالل
parallel برابر بودن مانند کردن تشبیه کردن پارالل
paralleling برابر بودن مانند کردن تشبیه کردن پارالل
corrector جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
simulating شبیه سازی کردن تشبیه کردن
simulate شبیه سازی کردن تشبیه کردن
simulates شبیه سازی کردن تشبیه کردن
prallelize تشبیه کردن موازی کردن
parallelize تشبیه کردن جفت کردن موازی کردن
altitude/height hold متوقف کننده سقف پروازهواپیما محدود کننده خودکارارتفاع پرواز هواپیما
marshaller هدایت کننده به محل تجمع جمع اوری کننده یکان
propounder ابراز کننده یا مطرح کننده وصیت نامه در دادگاه امورحسبی
inhibitor کنترل کننده سوزش خرج موشک ممانعت کننده ازاشتعال
quick disconnect coupling کوپلینگی برای لولههای ی سیالات دارای دریچههای مسدود کننده و اجزاء اب بندی- کننده
primer وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
sensor گیرنده یادریافت کننده خاطرات حسی ضبط کننده
primers وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
homogeneous computer network یچ کننده و توزیع کننده که همه کانالهای داده آن از پروتکل و نرخ ارسال یکسان استفاده می کنند
vasomotor اعصاب تنگ کننده وگشاد کننده رگها
del credere وصول کننده مطالبات تضمین کننده طلبها
detonators منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
detonator منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
changer دواتصال کننده که اتصال کننده مادگی را به نری
distractive گیج کننده برگرداننده یا اشغال کننده فکر
interceptor هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
makgi boowi نقاط حمله کننده و دفاع کننده تکواندو
interceptors هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
steam fitter نصب کننده وتعمیر کننده لولههای بخار
search jammer تولید کننده پارازیت در انتن رادار وسیله جلوگیری کننده از تجسس رادار وسیله جلوگیری کننده از مراقبت
padding پنهان کننده یااستتار کننده پیامها
claqueur تشویق کننده [یا هو کننده] استخدام شده
expostulator سرزنش کننده نصیحت کننده باسرزنش
prepossessing مجذوب کننده جلب توجه کننده
suppressive خنثی کننده اتش سرکوب کننده
sprining charge خرج چال کننده یا گود کننده
stop order دستور عدم پرداخت از طرف صادر کننده سند مالی به مرجع پرداخت کننده
astigmatizer وسیله استیگمات کننده وسیله تقویت کننده مسافت یاب برای دیدن نور کم در شب
spell binder مسحور کننده مجذوب کننده
cogitator اندیشه کننده مطالعه کننده
presenter ارائه کننده معرفی کننده
presenters ارائه کننده معرفی کننده
vibrator ارتعاش کننده نوسان کننده
preventive حفافت کننده جلوگیری کننده
insulators جدا کننده عایق کننده
favourer یاری کننده مساعدت کننده
insulator جدا کننده عایق کننده
practicer تمرین کننده مشق کننده
thickener غلیظ کننده پرپشت کننده
thickeners غلیظ کننده پرپشت کننده
sniffy افهار تنفر کننده فن فن کننده
supplicant درخواست کننده تضرع کننده
toaster سرخ کننده برشته کننده
toasters سرخ کننده برشته کننده
vibrators ارتعاش کننده نوسان کننده
supplicants درخواست کننده تضرع کننده
hangers اویزان کننده معلق کننده
trimmer دستکاری کننده صاف کننده
desolater ویران کننده متروک کننده
designative اشاره کننده تعیین کننده
prosecutor پیگرد کننده تعقیب کننده
prosecutors پیگرد کننده تعقیب کننده
desolator ویران کننده متروک کننده
gesticulant اشاره کننده وحرکت کننده
intermediaries وساطت کننده مداخله کننده
corrupter فاسد کننده منحرف کننده
intermediary وساطت کننده مداخله کننده
the producer and the consumer تولید کننده و مصرف کننده
corruptor فاسد کننده منحرف کننده
provisioner تدارک کننده تهیه کننده
modifiers اصلاح کننده تعدیل کننده
modulator demodulator تلفیق کننده- تفکیک کننده
homager تجلیل کننده کرنش کننده
accaimer هلهله کننده تحسین کننده
thwarter خنثی کننده مسدود کننده
divider جدا کننده تقسیم کننده
hanger اویزان کننده معلق کننده
transmitters منتقل کننده مخابره کننده
transmitter منتقل کننده مخابره کننده
coordinator هم اهنگ کننده هماهنگ کننده
suberter سرنگون کننده تضعیف کننده
diverting سرگرم کننده منحرف کننده
oppressive خورد کننده ناراحت کننده
contractive جمع کننده چوروک کننده
striking force نیروی تک کننده یا کمین کننده
venerator تکریم کننده ستایش کننده
lifter مرتفع کننده برطرف کننده
modifier اصلاح کننده تعدیل کننده
whetstone تیز کننده تند کننده
presentor ارائه کننده معرفی کننده
acknowledger تصدیق کننده قبول کننده
discriminant تفکیک کننده جدا کننده
skeletonizer تهیه کننده استخوان بندی یا کالبد چیزی تهیه کننده رئوس مطالب
fuel cooled oil cooler خنک کننده روغن که در ان ازسوخت بعنوان ماده خنک کننده استفاده میشود
dragger شرکت کننده در مسابقه اتومبیلرانی سرعت شرکت کننده درمسابقه سرعت موتورسیکلت رانی شرکت کننده در مسابقه قایقرانی سرعت
plasticizer ماده سخت کننده و کشدار کننده خرج انفجار یا خرج تلاش
procuring activity یکان تهیه کننده و تحویل دهنده اماد قسمت اماد کننده
agent authentication معرفی قسمت مخابره کننده اعلام معرف مخابره کننده
parity bit عدد یا علامت طراز کننده متعادل کننده عدد تعادل
components اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
component اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
user freindly اسان برای استفاده کننده ارتباط دوستانه با استفاده کننده سیستم محاسباتی که امکانات لازم برای توانایی هاو محدودیتهای اپراتور رافراهم می سازد
dismantling shot تیر قطعه قطعه کننده گلوله تخریب کننده
voltage stabilizer تثبیت کننده فشار الکتریکی تثبیت کننده ولتاژ
families محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
family محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
tipper کج کننده واژگون کننده
army component نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات یکان زمینی شرکت کننده در عملیات مشترک قسمت زمینی
flares گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
supporting arms نیروی پشتیبانی کننده یکانهای پشتیبانی کننده
requistioner قسمت درخواست کننده تهیه کننده درخواست
stabilisers تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
flare گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
stabilizer تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
negative true logic سیستمی منطقی که در ان یک ولتاژ بالا بیان کننده بیت صفرو یک ولتاژ پایین بیان کننده بیت یک میباشد
delay release sinker وسیله غوطه ور کننده مین زمانی غوطه ور کننده مین تاخیری
desiccant مواد خشک کننده گیاهان مواد شیمیایی خشک کننده روییدنیها
analysis staff ستاد تجزیه و تحلیل کننده گروه تجزیه و تحلیل کننده
radar picket ناو تقویت کننده رادار هواپیمای تقویت کننده رادار
component command قرارگاه نیروی شرکت کننده درعملیات فرماندهی نیروی مسلح شرکت کننده درعملیات
gyro repeater تکرار کننده سمت ژیروسکوپی ناو تکرار کننده سمت هدایت نجومی ناو
jumpers شوت کننده با پرش پرش کننده
jumper شوت کننده با پرش پرش کننده
out side دریافت کننده سرویس دریافت کننده سرویس اسکواش
fluxing oil اب کننده
fizzy کف کننده
hoppers لی لی کننده
syncopator غش کننده
bidder کننده
repudiationist رد کننده
swooner غش کننده
puffer پف کننده
renunciant کننده
prattfall پچ پچ کننده
renunciant رد کننده
hopper لی لی کننده
wheezier خس خس یا خر خر کننده
wheeziest خس خس یا خر خر کننده
squelcher له کننده
prater پچ پچ کننده
solvent اب کننده
wheezy خس خس یا خر خر کننده
jaberer پچ پچ کننده
deletive حک کننده
solver حل کننده
bandwidth یچ کننده
refutatory رد کننده
thinner کم کننده
skittish رم کننده
catterer پچ پچ کننده
mumbler من من کننده
benders خم کننده
bender خم کننده
doers کننده
doer کننده
bidders کننده
tracker پی کننده
whisperer پچ پچ کننده
trackers پی کننده
solvents اب کننده
surfy کف کننده
refutative رد کننده
refuser رد کننده
noncommittal رد کننده
attacking تک کننده
rebutter رد کننده
spurner رد کننده
deflective کج کننده
fillers پر کننده
crusher له کننده
squasher له کننده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com