English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 72 (4 milliseconds)
English Persian
exasperation تشدید
resonance تشدید
resonances تشدید
contravention تشدید
aggravation تشدید
exacerbation تشدید
intensification تشدید
resonanse تشدید
Other Matches
tenses تشدید یافتن
tenser تشدید یافتن
tensed تشدید یافتن
tense تشدید یافتن
resonating cavity محفظه تشدید
supercharge دستگاه تشدید
escalate تشدید کردن
tensest تشدید یافتن
tensing تشدید یافتن
aggravative مایه تشدید
agravation of punishment تشدید مجازات
divine legislation تشدید مجازات
enhancement factor ضریب تشدید
impact factor ضریب تشدید
ingravescence افزایش تشدید
magnetic resonance تشدید مغناطیسی
resonances تشدید صدا
intensifying تشدید کردن
resonating تشدید کردن
resonates تشدید کردن
resonated تشدید کردن
resonate تشدید کردن
accents تاکید تشدید
accenting تاکید تشدید
accented تاکید تشدید
accent تاکید تشدید
resonant تشدید شده
resonance تشدید صدا
tickler پیچک تشدید
escalates تشدید کردن
intensifies تشدید کردن
intensify تشدید کردن
escalated تشدید کردن
escalating تشدید کردن
intensified تشدید کردن
n.m.r تشدید مغناطیسی هسته
optical resonator تشدید کننده نوری
partial enhancement factor ضریب تشدید جزئی
exacerbate تشدید کردن برانگیختن
exacerbated تشدید کردن برانگیختن
exacerbates تشدید کردن برانگیختن
exacerbating تشدید کردن برانگیختن
aggravation مایه تشدید جرم
intensify افزایش دادن تشدید کردن
intensifies افزایش دادن تشدید کردن
intensified افزایش دادن تشدید کردن
electron spin resonance [ESR] تشدید پارامغناطیس الکترون [فیزیک]
synergy پدیده تشدید یا تخفیف اثر
Electron paramagnetic resonance [EPR] تشدید پارامغناطیس الکترون [فیزیک]
rhumbatron نوع متداول محفظه تشدید
cynergy پدیده تشدید یا تخفیف اثر
intensifying افزایش دادن تشدید کردن
schwa حرف صدا دار میان کلمه بدون تشدید
shwa حرف صدا دار میان کلمه بدون تشدید
salted weapon جنگ افزار اتمی که قدرت رادیواکتیو ان تشدید شده باشد
helmzhold resonator محفظه توخالی که تنها با یک سوراخ کوچک به محیط خارج مرتبط است و در ازای فرکانس معینی به تشدید درمی اید
design stress resultant تلاشی که در محاسبات بکار میرود وبرابر است با حاصلضرب تلاش در ضریب تشدید یادرصورت لزوم ضریب تصغیر
remands اخذ تامین مجدد تشدید تامین
remand اخذ تامین مجدد تشدید تامین
remanded اخذ تامین مجدد تشدید تامین
remanding اخذ تامین مجدد تشدید تامین
phototransistor نیمه هادی حالت جامد که باجذب نور حفره هایی در ان ایجاد میشود و این جریان توسط عمل ترانزیستور تاچندین برابر تشدید میشود
nuclear magnetic resonance تشدید مغناطیس هسته رزونانس مغناطیس هسته
magnetic nuclear resonance تشدید مغناطیسی هسته رزونانس مغناطیسی هسته
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com