Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
English
Persian
n.m.r
تشدید مغناطیسی هسته
Search result with all words
magnetic nuclear resonance
تشدید مغناطیسی هسته رزونانس مغناطیسی هسته
Other Matches
nuclear magnetic resonance
تشدید مغناطیس هسته رزونانس مغناطیس هسته
magnetic resonance
تشدید مغناطیسی
magnet core
هسته مغناطیسی
magnetic core
هسته مغناطیسی
n.m.r
رزونانس مغناطیسی هسته
toroid magnetic core
هسته مغناطیسی چنبرهای
closed magnetic core
هسته مغناطیسی بسته
ferrite core
ماده مغناطیسی کوچک که بار الکترومغناطیسی را نگه می دارد در هسته حافظه
nucleole
جسمی که در درون هسته یاخته ها یافت میشود هسته هسته
deflections
هسته مغناطیسی اطراف تیوب اشعه کاغذی برای کنترل کردن محل اشعه و صفحه نمایش
deflection
هسته مغناطیسی اطراف تیوب اشعه کاغذی برای کنترل کردن محل اشعه و صفحه نمایش
magnetic induction
چگالی شار مغناطیسی اندوکسیون مغناطیسی چگالی میدان مغناطیسی چگالی خطوط قوای مغناطیسی
karyology
هسته شناسی مبحثی ازعلم سلول شناسی ک ه درباره تشریح هسته سلولی وساحتمان کروموسوم بحث میکند
shield
هسته ساخته شده از هسته هادی با یک پوشش عایق و سپس یک لایه هادی برای اینکه سیگنال ارسالی از واسط ها درامان نگهدارد
shields
هسته ساخته شده از هسته هادی با یک پوشش عایق و سپس یک لایه هادی برای اینکه سیگنال ارسالی از واسط ها درامان نگهدارد
nuclide
کلیه مواد داخل هسته اتم اجزای شیمیایی داخل هسته
closed cycle reactor system
در هسته شناسی راکتوری که در ان گرمای اولیه حاصل ازشکافت برای انجام کار مفیدتوسط دوران یا گردش ماده سرد کننده در یک مدار بسته دارای مکانیزم تبادل حرارتی به خارج از هسته منتقل میشود
nucleon
اجزای داخل هسته اتمی هستک هسته اتمی
softest
که اثرات مغناطیسی خود را هنگام حذف از میدان مغناطیسی از دست بدهد
softer
که اثرات مغناطیسی خود را هنگام حذف از میدان مغناطیسی از دست بدهد
soft
که اثرات مغناطیسی خود را هنگام حذف از میدان مغناطیسی از دست بدهد
medium
مادهای که الگوی فلوی مغناطیسی را پس از اثر میدان مغناطیسی برمی گرداند.
mediums
مادهای که الگوی فلوی مغناطیسی را پس از اثر میدان مغناطیسی برمی گرداند.
ferromagnetic material
هر مادهای که بار مغناطیسی را نگه می دارد بتواند مغناطیسی شود
magnetic tape
پلاستیک باریک پوشیده شده از ماده مغناطیسی برای ذخیره مغناطیسی سیگنال
magnetic tapes
پلاستیک باریک پوشیده شده از ماده مغناطیسی برای ذخیره مغناطیسی سیگنال
tapes
پلاستیک باریک و کوتاه پوشیده شده از یک ماده مغناطیسی برای ذخیره مغناطیسی سیگنالها
taped
پلاستیک باریک و کوتاه پوشیده شده از یک ماده مغناطیسی برای ذخیره مغناطیسی سیگنالها
magnetic ink character recognition
تشخیص کاراکترهای جوهرمغناطیسی بازشناسی کاراکتربا جوهر مغناطیسی دخشه شناسی مرکب مغناطیسی
tape
پلاستیک باریک و کوتاه پوشیده شده از یک ماده مغناطیسی برای ذخیره مغناطیسی سیگنالها
record
گیرندهای که سیگنالهای الکتریکی را به مغناطیسی تبدیل میکند تا داده را روی رسانه مغناطیسی بنویسد
degauss
پاک کردن فیلدها مغناطیسی زیادی از دیسک یا نوار مغناطیسی یا نوک خواندن / نوشتن
magnetic skin effect
جابجایی فوران مغناطیسی اثر پوستی مغناطیسی
magnetic blowout
خاموش کردن مغناطیسی وزش مغناطیسی
permalloy
خانوادهای ار الیاژهای اهن و نیکل که از نظر مغناطیسی نرم میباشند و تحت نیروهای مغناطیسی کم نفوذپذیری وگذردهی زیادی از خود نشان میدهند
magnaflux
نام انحصاری تست غیرمخربی برای مواد مغناطیسی بااستفاده از میدانهای مغناطیسی و مواد فلورسان
magnetic deflector
یکسوکننده مغناطیسی اشکارساز مغناطیسی
magnetic flow
فوران مغناطیسی فلوی مغناطیسی
magnetic reluctance
مقاومت مغناطیسی رلوکتانس مغناطیسی
magnetic ritation
گردش مغناطیسی دوران مغناطیسی
intensification
تشدید
resonance
تشدید
aggravation
تشدید
exacerbation
تشدید
resonanse
تشدید
contravention
تشدید
resonances
تشدید
exasperation
تشدید
impact factor
ضریب تشدید
intensifying
تشدید کردن
escalating
تشدید کردن
ingravescence
افزایش تشدید
intensify
تشدید کردن
enhancement factor
ضریب تشدید
intensifies
تشدید کردن
accented
تاکید تشدید
accenting
تاکید تشدید
accents
تاکید تشدید
resonate
تشدید کردن
resonated
تشدید کردن
resonates
تشدید کردن
resonating
تشدید کردن
intensified
تشدید کردن
escalates
تشدید کردن
accent
تاکید تشدید
escalated
تشدید کردن
tickler
پیچک تشدید
tense
تشدید یافتن
divine legislation
تشدید مجازات
agravation of punishment
تشدید مجازات
resonances
تشدید صدا
resonating cavity
محفظه تشدید
aggravative
مایه تشدید
tensing
تشدید یافتن
tensest
تشدید یافتن
tenses
تشدید یافتن
tenser
تشدید یافتن
tensed
تشدید یافتن
supercharge
دستگاه تشدید
escalate
تشدید کردن
resonance
تشدید صدا
resonant
تشدید شده
aggravation
مایه تشدید جرم
optical resonator
تشدید کننده نوری
exacerbated
تشدید کردن برانگیختن
exacerbates
تشدید کردن برانگیختن
exacerbating
تشدید کردن برانگیختن
partial enhancement factor
ضریب تشدید جزئی
exacerbate
تشدید کردن برانگیختن
magnetic flux density
چگالی شار مغناطیسی چگالی خطوط قوا اندوکسیون مغناطیسی
cynergy
پدیده تشدید یا تخفیف اثر
intensify
افزایش دادن تشدید کردن
intensifies
افزایش دادن تشدید کردن
intensifying
افزایش دادن تشدید کردن
electron spin resonance
[ESR]
تشدید پارامغناطیس الکترون
[فیزیک]
intensified
افزایش دادن تشدید کردن
rhumbatron
نوع متداول محفظه تشدید
Electron paramagnetic resonance
[EPR]
تشدید پارامغناطیس الکترون
[فیزیک]
synergy
پدیده تشدید یا تخفیف اثر
schwa
حرف صدا دار میان کلمه بدون تشدید
shwa
حرف صدا دار میان کلمه بدون تشدید
salted weapon
جنگ افزار اتمی که قدرت رادیواکتیو ان تشدید شده باشد
reluctivity
مقاومت مغناطیسی ویژه ضریب مقاومت مغناطیسی
dispersion
پراکندگی شار مغناطیسی پراکندگی فوران مغناطیسی
magnetic flux
فلوی مغناطیسی شار القاء شار مغناطیسی
core
هسته
atoms
هسته
atom
هسته
seedless
بی هسته
kernel
هسته
kernels
هسته
membrane
هسته
membranes
هسته
center web
هسته
air core
بی هسته
nuclel
هسته ها
stone
هسته
stones
هسته
stoning
هسته
cores
هسته
necleus
هسته
magnet core
هسته
nuclei
هسته
nucleus
هسته
arcuate nucleus
هسته کمانی
binucleated
دارای دو هسته
impervious core
هسته نفوذناپذیر
caudate nucleus
هسته دمی
cherry pit
هسته گیلاس
nutlet
هسته کوچک
coil core
هسته بوبین
condensation nucleus
هسته چگالش
nuclear power station
نیروگاه هسته ای
binucleate
دارای دو هسته
atomic power station
[plant]
نیروگاه هسته ای
armature core
هسته ارمیچر
pulvinar
هسته بالشتک
nuclear power plant
نیروگاه هسته ای
red nucleus
هسته قرمز
atomic nucleus
هسته اتم
binuclear
دارای دو هسته
secure kernel
هسته امن
transformer core
هسته ترانسفورماتور
aciniform
هسته دار
kernel
هسته اصلی
kernels
هسته اصلی
headwords
واژههای هسته
stoned
هسته درآورده
headword
واژههای هسته
solenoid core
هسته سولنئید
stable nucleus
هسته پایدار
uncleation
هسته زایی
unstable nucleus
هسته ناپایدار
watertight core
هسته اب بندی
core gap
چاک هسته
syncytium
سلول چند هسته ایی
induction cup
هسته القائی
impervious core
هسته ناتراوا
nuclear radius
شعاع هسته
homonuclear
جور هسته
hollow core
هسته مجوف
heteronuclear
ناهم هسته
heteronuclear
ناجور هسته
core
هسته سنگ
core
هسته یا دیوارهستهای
growler
هسته گراولر
cores
هسته سنگ
cores
هسته یا دیوارهستهای
grape stone
هسته انگور
nuclear magneton
مگنتون هسته
inside diameter
قطر هسته
yoke
هسته ترانسفورماتور
mesoplast
هسته یاخته
magnet yoke
هسته اهنربا
micronucleus
خرد هسته
nuclei
لب هسته مرکزی
nucleus
لب هسته مرکزی
magnet core
هسته اهنربا
nucellus
هسته تخم چه
macronucleus
هسته بزرگتر
luminescent center
هسته لومینسانس
nucleonics
هسته شناسی
laminated core
هسته متورق
iron core
هسته اهن
nuclear electron
الکترون هسته
gracilis nucleus
هسته باریک
gracile nucleus
هسته باریک
core iron
اهن هسته
core loss
اتلاف هسته
core oven
کوره هسته
core nail
سوزن هسته
nucleophile
هسته دوست
nuclear charge
بار هسته
core pin
خار هسته
endocarp
پوسته هسته
nucleate
دارای هسته
core of the earth
هسته زمین
nuclear size
اندازه هسته
core hole
سوراخ هسته
enucleation
هسته دراوری
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com