English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 86 (5 milliseconds)
English Persian
radiantly تشعشع بطورمنشعب
Other Matches
fallout contours خطوط میزان منحنی تشعشع اتمی یا نشان دهنده شدت تشعشع اتمی
emission control کنترل تشعشع امواج مغناطیسی یا صوتی دستگاه کم کننده تشعشع امواج
survey meter دستگاه دوزسنج تشعشع اتمی دستگاه تشعشع سنج اتمی
flash تشعشع
flashed تشعشع
flashes تشعشع
luminance تشعشع
total radiation تشعشع کل
radiational تشعشع
antiradiation ضد تشعشع
emissions تشعشع
emission تشعشع
radiation تشعشع
radiacmeter تشعشع سنج
radiancy تابندگی تشعشع
electronic radiation تشعشع الکترونی
dosimeter تشعشع سنج
radioscopy تشعشع سنجی
emitter تشعشع کننده
radiation loss تلف تشعشع
fluorescent radiation تشعشع فلورسنت
prompt radiation تشعشع کامل
glary دارای تشعشع
induced radiation تشعشع القایی
intensity of radiation شدت تشعشع
nuclear radiation تشعشع هستهای
radiometer تشعشع سنج
radiation source منبع تشعشع
radiation pressure فشار تشعشع
refulgence جلال تشعشع
corpuscular radiation تشعشع ذرهای
aura تشعشع نورانی
emit تشعشع کردن
x irradiation تشعشع رونتگن
fluorescence تشعشع ماهتابی
ray تشعشع داشتن
ray روشنایی تشعشع
space radiation تشعشع رادیویی
radiation تشعشع اتمی
auras تشعشع نورانی
emitted تشعشع کردن
emitting تشعشع کردن
scattered radiation تشعشع پراکنده
neutron radiation تشعشع نوترونی
thermal radiation تشعشع حرارتی
emits تشعشع کردن
cosmic rays تشعشع کاسمیک
radiance تابندگی تشعشع
radiators تشعشع کننده
radiator تشعشع کننده
x radiation تشعشع اشعه مجهول
radio active دارای تشعشع اتمی
radiation intensity شدت تشعشع اتمی
ultra violet radiation تشعشع ماوراء بنفش
radiological survey تجسس تشعشع اتمی
directive radiation تشعشع جهت دار
broadside aerial تشعشع کننده عرضی
magnetic dipole radiation تشعشع دوقطبی مغناطیسی
radiant تشعشع کننده حرارتی
background count عکس العمل تشعشع
radiological رادیولوژیکی مربوط به تشعشع هستهای
candescent دارای تشعشع یاگرمای شدید
solar flare تشعشع ناگهانی نیروی خورشید
glares تابش خیره کننده تشعشع
broad beam headlamp نور افکن با تشعشع عرضی
fluorescent لامپ مهتابی دارای تشعشع
glared تابش خیره کننده تشعشع
glare تابش خیره کننده تشعشع
roentgen واحد سنجش تشعشع اتمی
emissivity قابلیت تشعشع یا ارسال اشعه
isodose rate خط نقاط هم دوز تشعشع اتمی
phosphorism مسمومیت در اثر فسفر تشعشع فسفری
rem مقدار واحد از تشعشع یونیزه کننده
radiological survey بررسی میزان وجود تشعشع اتمی
emission تشعشع امواج پس دادن ساطع کردن
emissions تشعشع امواج پس دادن ساطع کردن
luminous flux جریان تشعشع در طول موج مریی
roentgen واحد بین المللی تشعشع اشعه مجهول
terrain return انعکاس تشعشع امواج زمینی روی صفحه رادار
radioactivity قابلیت پخش امواج هستهای رادیواکتیویته داشتن قدرت تشعشع اتمی
lumen واحد تشعشع برابر مقدارنوری که از یک شمع معمولی بین المللی ساطع میگردد
langley واحد تشعشع خورشید مساوی یک گرم کالری در هرسانتیمتر مربع از سطح غیرمتشعشع
minometer دستگاه دوزسنج تشعشع اتمی وسیله اندازه گیری دوز اتمی
galactic noise تشعشع رادیویی کهکشان صوت پراکنی از جانب کهکشان
radiation scattering انحراف تشعشع اتمی یاالکترومغناطیسی یا حرارتی پخش امواج بصورت کروی پخش همه جانبه امواج
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com