Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 114 (7 milliseconds)
English
Persian
aura
تشعشع نورانی
auras
تشعشع نورانی
Other Matches
fallout contours
خطوط میزان منحنی تشعشع اتمی یا نشان دهنده شدت تشعشع اتمی
emission control
کنترل تشعشع امواج مغناطیسی یا صوتی دستگاه کم کننده تشعشع امواج
survey meter
دستگاه دوزسنج تشعشع اتمی دستگاه تشعشع سنج اتمی
luminary
نورانی
luciferous
نورانی
luminaries
نورانی
luminous
نورانی
luculent
نورانی
transfigures
نورانی کردن
luminary
ادم نورانی
light firing
اشتعال نورانی
luminaries
ادم نورانی
lumine
نورانی کردن
glitzier
براق و نورانی
transfiguring
نورانی کردن
transfigure
نورانی کردن
glitziest
براق و نورانی
glitzy
براق و نورانی
transfigured
نورانی کردن
luminosity
جسم نورانی فروغ
aureole
هاله نورانی اطراف خورشید و سایرستارگان
aureola
هاله نورانی اطراف خورشید و سایرستارگان
luminous energy
نیرویی که تبدیل به اشعه نورانی میشود
emission theory
فرض اینکه نورعبارت است ازیک رشته ذرات سبک که ازجسم نورانی ریزش میکند
antiradiation
ضد تشعشع
luminance
تشعشع
radiational
تشعشع
emissions
تشعشع
emission
تشعشع
total radiation
تشعشع کل
flash
تشعشع
flashed
تشعشع
flashes
تشعشع
radiation
تشعشع
prompt radiation
تشعشع کامل
intensity of radiation
شدت تشعشع
fluorescent radiation
تشعشع فلورسنت
induced radiation
تشعشع القایی
neutron radiation
تشعشع نوترونی
nuclear radiation
تشعشع هستهای
refulgence
جلال تشعشع
radiation source
منبع تشعشع
scattered radiation
تشعشع پراکنده
radiation pressure
فشار تشعشع
radiation loss
تلف تشعشع
radioscopy
تشعشع سنجی
radiancy
تابندگی تشعشع
thermal radiation
تشعشع حرارتی
radiacmeter
تشعشع سنج
x irradiation
تشعشع رونتگن
radiometer
تشعشع سنج
glary
دارای تشعشع
fluorescence
تشعشع ماهتابی
emits
تشعشع کردن
radiance
تابندگی تشعشع
radiators
تشعشع کننده
radiator
تشعشع کننده
emitting
تشعشع کردن
corpuscular radiation
تشعشع ذرهای
emitted
تشعشع کردن
dosimeter
تشعشع سنج
electronic radiation
تشعشع الکترونی
radiantly
تشعشع بطورمنشعب
emit
تشعشع کردن
ray
روشنایی تشعشع
cosmic rays
تشعشع کاسمیک
radiation
تشعشع اتمی
ray
تشعشع داشتن
space radiation
تشعشع رادیویی
emitter
تشعشع کننده
material dispersion
پراکنده شدن پالس نورانی درداخل یک فیبر نوری در نتیجه طول موجهای مختلف ساطع شده از یک منبع
x radiation
تشعشع اشعه مجهول
broadside aerial
تشعشع کننده عرضی
radio active
دارای تشعشع اتمی
radiological survey
تجسس تشعشع اتمی
background count
عکس العمل تشعشع
radiation intensity
شدت تشعشع اتمی
ultra violet radiation
تشعشع ماوراء بنفش
directive radiation
تشعشع جهت دار
magnetic dipole radiation
تشعشع دوقطبی مغناطیسی
radiant
تشعشع کننده حرارتی
solar flare
تشعشع ناگهانی نیروی خورشید
emissivity
قابلیت تشعشع یا ارسال اشعه
isodose rate
خط نقاط هم دوز تشعشع اتمی
glare
تابش خیره کننده تشعشع
candescent
دارای تشعشع یاگرمای شدید
fluorescent
لامپ مهتابی دارای تشعشع
glared
تابش خیره کننده تشعشع
radiological
رادیولوژیکی مربوط به تشعشع هستهای
glares
تابش خیره کننده تشعشع
broad beam headlamp
نور افکن با تشعشع عرضی
roentgen
واحد سنجش تشعشع اتمی
plasma display
صفحه نمایش با استفاده از خاصیت نورانی بدون گازهای متن صفحه
rem
مقدار واحد از تشعشع یونیزه کننده
emissions
تشعشع امواج پس دادن ساطع کردن
radiological survey
بررسی میزان وجود تشعشع اتمی
luminous flux
جریان تشعشع در طول موج مریی
phosphorism
مسمومیت در اثر فسفر تشعشع فسفری
emission
تشعشع امواج پس دادن ساطع کردن
high resolution bit mapped display
تکنیک نمایش یک مکان واحدحافظه برای کنترل یک نقطه نورانی مشخص روی صفحه نمایش
roentgen
واحد بین المللی تشعشع اشعه مجهول
terrain return
انعکاس تشعشع امواج زمینی روی صفحه رادار
laser
وسیله تولید نور با طول موج یکسان در یک اشعه باریک به وسیله برانگیختن یک ماده به حدی که فوتونهای نورانی منتشر کند
lasers
وسیله تولید نور با طول موج یکسان در یک اشعه باریک به وسیله برانگیختن یک ماده به حدی که فوتونهای نورانی منتشر کند
radioactivity
قابلیت پخش امواج هستهای رادیواکتیویته داشتن قدرت تشعشع اتمی
langley
واحد تشعشع خورشید مساوی یک گرم کالری در هرسانتیمتر مربع از سطح غیرمتشعشع
lumen
واحد تشعشع برابر مقدارنوری که از یک شمع معمولی بین المللی ساطع میگردد
minometer
دستگاه دوزسنج تشعشع اتمی وسیله اندازه گیری دوز اتمی
galactic noise
تشعشع رادیویی کهکشان صوت پراکنی از جانب کهکشان
radiation scattering
انحراف تشعشع اتمی یاالکترومغناطیسی یا حرارتی پخش امواج بصورت کروی پخش همه جانبه امواج
gas discharge display
صفحه نمایش سطح و سبک که از دو قطعه شیشهای پوشیده شده از هادی تشکیل شده است و توسط یک لایه توسط یک لایه نازک گاز نورانی جدا شده است که یک نقط ه صفحه توسط دو سیگنال الکتریکی انتخاب شده است
gas plasma display
صفحه نمایش سطح و سبک که از دو قطعه شیشهای پوشیده شده از هادی تشکیل شده است و توسط یک لایه توسط یک لایه نازک گاز نورانی جدا شده است که یک نقط ه صفحه توسط دو سیگنال الکتریکی انتخاب شده است
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com