English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 79 (6 milliseconds)
English Persian
spastical تشنجی مبتلا به فلج تشنجی
Search result with all words
spastic مبتلا به فلج تشنجی
spastics مبتلا به فلج تشنجی
Other Matches
convulsively تشنجی
convulsive تشنجی
spasmodically تشنجی
spasmodic تشنجی
paroxysmal تشنجی
convulsionary تشنجی
spastics انقباضی تشنجی
jerky تشنجی متناوب
spastic انقباضی تشنجی
convulsive disorder اختلال تشنجی
hysterogenic حمله تشنجی شبیه حمله
hysteroid حمله تشنجی شبیه حمله
cataleptic مبتلا به بیماری جمود عضلات مبتلا به جمود فکری
stricken مبتلا
given مبتلا
unhinged مبتلا بهبیماریذهنیوروحی
constipated مبتلا بهیبوست
hemophilic مبتلا به هموفیلی
colicky مبتلا بهقولنج
allergic مبتلا به آلرژی
varicose مبتلا به واریس
tuberculate مبتلا بمرض سل
glandered مبتلا به مشمشه
amnesic مبتلا به فراموشی
bronchitic مبتلا به برنشیت
rheumaticky مبتلا بهرماتیسم
meningitic مبتلا به مننژیت
amnesiac مبتلا به فراموشی
leper مبتلا به جذام
giddy مبتلا به دوار سر
mangy مبتلا به گری
mangy مبتلا به جرب
mangey مبتلا به گری
mangey مبتلا به جرب
infect مبتلا و دچارکردن
lepers مبتلا به جذام
afflict مبتلا کردن
infects مبتلا و دچارکردن
afflicting مبتلا کردن
infecting مبتلا و دچارکردن
gangrenous مبتلا به قانقاریا
afflicts مبتلا کردن
pleuritic مبتلا به ذات الجنب
plaguer مبتلا به طاعون کننده
liverish مبتلا به مرض جگر
septicaemic مبتلا بگند خونی
stenosed مبتلا به تنگی نفس
anorexic مبتلا به بی اشتهایی عصبی
shell-shocked موجی- مبتلا بهاختلالاتناشیازجنگ
psychopath مبتلا بامراض روانی
psychopaths مبتلا بامراض روانی
schizophrenics مبتلا بجنون جوانی
bleeders مبتلا به خون روش
bleeder مبتلا به خون روش
schizophrenic مبتلا بجنون جوانی
gapy مبتلا به دهن دره
arthritic مبتلا به اماس مفصل
greensick مبتلا به یرقان سفید
greensick مبتلا به یرقان ابیض
rheumatic ادم مبتلا بدردمفاصل
leukotic مبتلا به مرض لوسمی
blue baby طفلی مبتلا به یرقان ازرق
cachectic مبتلا بسوء هاضمه وضعف
poliomyelitic مبتلا به بیماری فلج کودکان
hyperope مبتلا به مرض دوربینی شخص دوربین
diabetics مبتلا یا وابسته بمرض قند دولابی
carsick مبتلا به بهم خوردگی حال دراتومبیل
psychoneurotic مریض مبتلا به ناراحتی عصبی وروانی
schizo شخص مبتلا به بیماری جنون جوانی
greensick مبتلا به بیماری کم خونی زنان جوان
diabetic مبتلا یا وابسته بمرض قند دولابی
acidosis فساد خون در اشخاص مبتلا به بیماری قند
seasick مبتلا به استفراغ وبهم خوردگی حال در سفردریا
schizoid مبتلا به اختلال روانی وجنون گوشه گیری
airsick مبتلا بکسالت و بهم خوردگی مزاج در اثر پرواز
agoraphobic شخصی که مبتلا به بیماری ترس از جاهای شلوغ است
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com