English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 209 (43 milliseconds)
English Persian
de escalate تشنج زدایی کردن
de-escalate تشنج زدایی کردن
de-escalated تشنج زدایی کردن
de-escalates تشنج زدایی کردن
de-escalating تشنج زدایی کردن
defuse تشنج زدایی کردن
defused تشنج زدایی کردن
defuses تشنج زدایی کردن
defusing تشنج زدایی کردن
Other Matches
de escalation تشنج زدایی
detente تشنج زدایی
error trapping اشتباه زدایی غلط زدایی
convulsing دچار تشنج کردن
convulse دچار تشنج کردن
convulsed دچار تشنج کردن
convulses دچار تشنج کردن
dehydroisomerization همپارش با هیدروژن زدایی ایزومر شدن با هیدروژن زدایی
debugs اشکال زدایی کردن
desegregates تفکیک زدایی کردن
desegregated تفکیک زدایی کردن
deskew اریب زدایی کردن
desegregate تفکیک زدایی کردن
desegregating تفکیک زدایی کردن
debugged اشکال زدایی کردن
debug اشکال زدایی کردن
convulsions تشنج
paroxysms تشنج
jerked تشنج
convulsion تشنج
convulsiveness تشنج
jerking تشنج
jerk تشنج
jerks تشنج
paroxysm تشنج
tetanus تشنج
succussion تشنج
the fidgets تشنج
hysteria تشنج
hysteroid تشنج اور
hysterical پرشور و تشنج
chorea تشنج مخصوص
hysterically پرشور و تشنج
convulsive therapy تشنج درمانی
clonus تشنج عضلانی
hysterogenic تشنج اور
shock تشنج سخت
shocked تشنج سخت
eclampsia تشنج ابستنی
spasms تشنج موضعی
spasm تشنج موضعی
antispasmodic ضد انقباض و تشنج
anticonvulsive داروی ضد تشنج
spasticity حالت تشنج
gripe تشنج موضعی
myoclonus تشنج ماهیچه
shocks تشنج سخت
yanking تکان شدیدوسخت تشنج
yanks تکان شدیدوسخت تشنج
spasm الت تشنج واضطراب
electric convulsive therapy درمان با تشنج برقی
yanked تکان شدیدوسخت تشنج
sidesplitting موجب تشنج پهلوها
spasms الت تشنج واضطراب
Yankee تکان شدیدوسخت تشنج
trismus تشنج ارواره زیرین
electroconvulsive therapy درمان با تشنج برقی
hyperkinesia or sis تشنج کش واکش ماهیچه
ect درمان با تشنج برقی
yank تکان شدیدوسخت تشنج
fitfulness تشنج یا تغییر حال
Yankees تکان شدیدوسخت تشنج
bouleversement تشنج دهم ریختگی کامل
electroconvulsive shock ضربه برقی تشنج اور
grand mal صرع همراه با تشنج وغش
stag evil تشنج ارواره زیرین اسب
ecs ضربه برقی تشنج اور
deglaciation یخ زدایی
dehydration اب زدایی
de icing یخ زدایی
deionization یون زدایی
demystify راز زدایی
dehydrohalogenation هیدروهالوژن زدایی
sterilization گند زدایی
depolarization قطبش زدایی
demythologization اسطوره زدایی
demagnetization مغناطیس زدایی
disinhibition بازداری زدایی
demodulation تحمیل زدایی
decolonization مستعمره زدایی
discoloration رنگ زدایی
dehydrogenation هیدروژن زدایی
decolourization رنگ زدایی
degasify گاز زدایی
dehumidification رطوبت زدایی
demystified راز زدایی
decolorization رنگ زدایی
demystifies راز زدایی
demystifying راز زدایی
debugging اشکال زدایی
deoxygenation اکسیژن زدایی
deculturation فرهنگ زدایی
dispergation لخته زدایی
peptization لخته زدایی
mechanical de icing یخ زدایی مکانیکی
debug اشکال زدایی
desegregation جدایی زدایی
desalting نمک زدایی
unconditioning شرطی زدایی
desalinization نمک زدایی
dealkylation الکیل زدایی
stain removed لکه زدایی
desalination نمک زدایی
accretion of silt رسوب زدایی
decentralization مرکزیت زدایی
desulfurization گوگرد زدایی
genocide نژاد زدایی
blanching رنگ زدایی
decoloration رنگ زدایی
deamination امین زدایی
trubleshoot عیب زدایی
unlearning یادگیری زدایی
undoing عمل زدایی
deforestation جنگل زدایی
debugs اشکال زدایی
troubleshoot عیب زدایی
decarboxylation کربوکسیل زدایی
desensitization حساسیت زدایی
desulphurizing گوگرد زدایی
debugged اشکال زدایی
debug aids ابزاراشکال زدایی
descaling پوسته زدایی
decarbonylation کربونیل زدایی
demagnetization factor ضریب مغناطیس زدایی
demodulation کشف تحمیل زدایی
systematic desensitization حساسیت زدایی منظم
desulfurization unit واحد گوگرد زدایی
program debugging اشکال زدایی برنامه
bleaching powder گرد رنگ زدایی
bleaching رنگ زدایی الیاف
pyrolytic dehydrogenation هیدروژن زدایی تفکافتی
debugging aids وسائل اشکال زدایی
acid depolarization قطبش زدایی اسیدی
hydrodesulfurizing گوگرد زدایی با هیدروژن
debugging aids ادوات اشکال زدایی
debug aids ادوات اشکال زدایی
debugging a program اشکال زدایی یک برنامه
dehydrocyclization حلقهای شدن با هیدروژن زدایی
transversal اجرای هر جمله از یک برنامه برای اهداف اشکال زدایی
hyperventilation تنفس زیاد بطوریکه مقدار دی اکسید کربن در خون از مقدارعادی ان کمتر میشود و سبب تشنج سرگیجه و غش میگردد
to let somebody treat you like a doormat <idiom> با کسی خیلی بد رفتار کردن [اصطلاح] [ مثال تحقیر کردن بی محلی کردن قلدری کردن]
unmew رها کردن ازاد کردن ول کردن مرخص کردن بخشودن صرف نظر کرن
discharge اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
discharges اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
capturing اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
captures اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
capture اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
countervial خنثی کردن- برابری کردن با- جبران کردن- تلاقی کردن
challengo ادعا کردن دعوت کردن اعلام نشانی اسم عبور خواستن درخواست معرف کردن
verify مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verified مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifies مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifying مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
shoots جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
shoot جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
foster تشویق کردن- حمایت کردن-پیشرفت دادن- تقویت کردن- به جلو بردن
to temper [metal or glass] آب دادن [سخت کردن] [آبدیده کردن] [بازپخت کردن] [فلز یا شیشه]
orienting جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
cross examination تحقیق چندجانبه بازپرسی کردن روبرو کردن شواهد استنطاق کردن
surveyed براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
survey براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
orient جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
surveys براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
orients جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
serves نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
assigns مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
assign مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
served نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
concentrate غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
concentrates غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
calk بتونه کاری کردن زیرپوش سازی کردن مسدود کردن
concentrating غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
serve نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
buck up پیشرفت کردن روحیه کسی را درک کردن تهییج کردن
to appeal [to] درخواستن [رجوع کردن به] [التماس کردن] [استیناف کردن در دادگاه]
assigned مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
to inform on [against] somebody کسی را لو دادن [فاش کردن] [چغلی کردن] [خبرچینی کردن]
tae پرش کردن با پا دفاع کردن و با پا ضربه زدن و خرد کردن
assigning مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
soft-pedals رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedalled رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedalling رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedal رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedaling رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft pedal رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedaled رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
infringes تخلف کردن تجاوز کردن تجاور یا تخطی کردن
wooed افهار عشق کردن با عشقبازی کردن با خواستگاری کردن
correct تنظیم کردن غلط گیری کردن اصلاح کردن
sterilising گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
check بازدید کردن رسیدگی کردن سر زدن بازداشت کردن
sterilize گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
woos افهار عشق کردن با عشقبازی کردن با خواستگاری کردن
to use effort کوشش کردن بذل مساعی کردن سعی کردن
sterilises گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
sterilised گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
woo افهار عشق کردن با عشقبازی کردن با خواستگاری کردن
infringing تخلف کردن تجاوز کردن تجاور یا تخطی کردن
times تعیین کردن تنظیم کردن زمان بندی کردن
preach وعظ کردن سخنرانی مذهبی کردن نصیحت کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com